پنجشنبه 15 آبان 1382

لبه تيغ! ساسان آقايي

حضور يا سکوت در انتخابات، هر دو سوي راه براي نخبگان و اصلاح طلبان ايران به يك نتيجه ختم مي شود، مگر آن كه آن ها بتوانند مردم ايران را مجاب به شركت دوباره در انتخابات مجلس هفتم كنند. بزرگ ترين برگ بازي، تهديد امنيت ملي كشور در صورت عدم مشاركت مردم است

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

بي ترديد هيچ كس نمي تواند انكار كند كه دوم خرداد 76 سرآغاز فصل تازه و تاثيرگذاري در فضاي سياسي ايران بود و حماسه مردمي آن روز پايه و اساس تغييرات عمده يي در آينده سياسي كشور شد. فضاي بسته يي كه محصول تمركز دولت و حاكميت بر محور سازندگي پس از جنگ بود، در فواصل سال هاي 68 تا 76 كمتر اجازه پويايي و نشاط سياسي جامعه و نخبگان را مي داد و هر چه بر ثبات دولت هاشمي افزوده مي شد، به همان مقدار نخبگان سياسي نيز بيشتر به حاشيه مي رفتند.دوم خرداد 1376 اما اين فضا را به كلي متحول كرد. رييس جمهور منتخب ملت ايران بيش از نفي اشكال به نقد قدرت معتقد بود و بر شكستن انسداد سياسي اصرار مي ورزيد، چه كه انزواي سه ساله خود او در كنج كتابخانه ملي حاصل فضاي پيشين بود.
شور و شوقي كه در پي دوم خرداد صحنه سياسي ايران را متحول كرد، نخبگان كشور را نيز از كنج خانه ها و محافل خصوصي به عرصه عمل سياسي كشاند تا به آنجا كه حتي برخي گروه هاي منتقد ساختار را كه راي دادن را به مثابه يك فعاليت سياسي تحريم كرده بودند، به تغيير خط مشي و بازگشت به فعاليت جدي در صحنه سياست مجاب ساخت. حاصل همه گام هاي مثبت دولت و اصلاح طلبان همراه دولت در حد فاصل سال هاي 76 تا 78 برگزاري آزادترين انتخابات مجلس ايران در طول دوران پس از انقلاب شد. 29 بهمن 78 پاسخ مناسبي بود كه به اصلاحات پرشتاب درون ساختاري داده شد و حضورنخبگان و مردم در اين انتخابات تا حدي حيرت انگيز بود كه مثالي در اين دوران بيست ساله نمي يافت.اشتياق بي سابقه نخبگان سياسي براي نامزدي در انتخابات مجلس ششم با وجودي كه برخي از آنها حتي خواهان اصلاح قانون اساسي و تغيير برخي اصول بودند، نشان مي داد كه مي توان سياست تبديل معاند به مخالف و مخالف به موافق را با ادامه روند اصلاحاتي پرشتاب تحقق بخشيد.
اما شيريني بازگشت نخبگان به عرصه عمل سياسي دوام چنداني نيافت و به خزان گراييد. مجموعه بحران ها و عواملي كه پس از سال 79 بطور جدي و مستمر دنبال شد، بن بست و انسدادي دوباره را بر فضا حاكم ساخت.ماه عسل نخبگان و ساختار خيلي زود به پايان رسيده بود. اما بحران ها، عوامل، موانع و مهم تر از همه ياس مردم نسبت به اصلاحات تا مدت ها موجب نشد كه نخبگان بازگشته به عرصه عمل دوباره در كنج انزوا و تنهايي لانه كنند. از سوي يك جريان محافظه كار تندرو كه حضور نخبگان و فعالان سياسي اصلاح طلب را به ضرر خود مي ديد انرژي بسياري صرف شد تا قهر نخبگان و حاكميت دوباره شكل گيرد و عرصه سياست ميدان تكتازي هاي اين گروه شود. با وجود اين تلاش ها، نخبگان سياسي كشور گرچه بطور مداوم مجبور به تحمل هزينه هاي گزافي شدند، اما با آگاهي از عواقب انزواطلبي خويش و درك نيات افراطيون كوشيدند تا سرحد امكان صحنه سياسي كشور را ترك نكنند، بگويند و همچنان باشند.
اين كوشش براي ماندن در صحنه در تمامي اين سال ها، البته با اتكا به پشتوانه مردمي بود. نخبگان ايراني همواره اين احساس را داشتند كه گرچه با قهر حاكميت روبرو هستند اما بهره مندي از اخوت با مردم هم پشتوانه درخوري براي ايشان است و هم حاشيه امنيت نسبتا مناسبي را ايجاد مي سازد. حقيقت بود كه نخبگان و مردم ايران به يك سو حركت مي كنند، احساس مشتركي نسبت به ايران دارند و همين عوامل سبب اتكاي هر كدام به ديگري است، گواه اين حقيقت، يكساني راي نخبگان و مردم ايران در انتخابات متعدد پس از دوم خرداد بود، اما گويا حقيقت دچار تغيير شد و نخبگان آنچنان مصر به ماندن، خواهان كسب قدرت و شيفته اصلاحات دروني شده بودند كه از تغييرات زيرپوستي جامعه غافل شدند و از مردم جا ماندند.
انتخابات نهم اسفند 81 تغيير حقيقت را آشكار ساخت، آنجا كه اكثريت نخبگان ايران آمدند، اما اكثريت مردم ايران نيامدند. آن شكست، نخبگان كشور را تكاني داد و براي اولين بار پس از دوم خرداد 76 نخبگان و فعالان سياسي ايران در برزخ حضور يا سكوت گرفتار شدند. وضعيتي كه به نظر همچنان پابرجا است و در فاصله 120 روز تا انتخابات مهم مجلس هفتم تغييري در آن حاصل نيامده است. حال فعالان سياسي و نخبگان ايران بيش از نهم اسفند 81 به تغييرات جامعه آشنايي دارند و اين شناخت، آنان را دچار ترديد در حضور در انتخابات مجلس هفتم و يا سكوت در اين انتخابات كرده است.
حضور آنان مي تواند هم توجه مردمي بيشتري را به همراه داشته باشد و هم سبب شود انحصار مجلس هفتم توسط جناح راست دچار خدشه و ترديد گردد. مساله يي كه نخبگان و اصلاح طلبان هراس بسياري از آن دارند. چرا كه نيك مي دانند اگر مجلس هفتم به سرنوشت شوراهاي دوم مبتلا شود، آن زمان فضا به سمت برخوردهايي جدي و بر لبه گيوتين بردن منتقدان امروزي سوق خواهد يافت. آن چنان كه يك فعال سياسي ديروز مي گفت :« در اين صورت بسياري به لبه تيغ خواهند رفت.» البته حضور در انتخابات نيز چندان بي دردسر نخواهد بود. اگر نخبگان و فعالان سياسي ايران بيايند و مردم نيايند، همان اتفاقي كه در نهم اسفند افتاد، علاوه بر مشابهت سرنوشت مجلس و شوراها به طرف مقابل ثابت مي كند كه پشتوانه مردمي فعالان سياسي اصلاح طلب به كلي تحليل رفته است و در اين صورت هزينه هاي تحميلي به مراتب بالا خواهد بود. راه ديگر فعالان و نخبگان اصلاح طلب ايران كناره گيري و تحريم انتخابات است. معناي اين تحريم واگذاري مجلس هفتم به طيف مقابل است و رخداد همه آنچه كه در اين صورت قابل انتظار مي باشد.
هر دو سوي راه براي نخبگان و اصلاح طلبان ايران به يك نتيجه ختم مي شود، مگر آن كه آن ها بتوانند مردم ايران را مجاب به شركت دوباره در انتخابات مجلس هفتم كنند. بزرگ ترين برگ بازي ، تهديد امنيت ملي كشور در صورت عدم مشاركت مردم است. اين گمانه خودبه خود سبب حضور دسته يي از مردم در انتخابات خواهد شد، اما مهم تر آنكه مي توان با اين برگ امتيازاتي از حاکميت ايران گرفت که سبب بازگشت فضاي شور و شوق به صحنه سياسي كشور شود.
راه حلي كه به نظر، فعالان اصلاح طلب در حال آزمون آن هستند. ابراهيم يزدي چندي پيش طي يادداشتي در روزنامه اصلاح طلب ياس نو يادآور شد:« قهر و بي تفاوتي روبه رشد مردم نشانه يك وضعيت غيربهداشتي در جامعه است كه ادامه آن هم به ضرر منافع كلان ملي و هم در تعارض با امنيت ملي كشورمان است... تمايل قاطبه ايرانياني كه به منافع و امنيت ملي باور و تعهد دارند، بي ترديد آن است كه مردم بطور گسترده در انتخابات آتي شركت كنند، اما مادامي كه تغييرات جدي و اساسي به وجود نيايد، نمي توان مردم را به حضور گسترده در انتخابات قانع ساخت...» و سپس اقداماتي که آن ها را تغييرات جدي و اساسي مي ناميد، اين چنين برشمرد:«آزادي کليه زندانيان سياسي، رفع توقيف از تمامي نشريات، رفع فشار و مزاحمت از انجمن هاي مدني و گروه ها و احزاب سياسي، توقف فعاليت کليه نهادهاي رسمي و غير رسمي و پايان دادن به فعاليت نهادهاي موازي با دولت رسمي، اعتقاد و التزام عملي به قانون گرايي و قانون مداري کليه مقام ها ونهادها» به اين شرايط جبهه مشاركت در كنگره پنجم خود، انتخابات آزاد را به معناي حذف يا بي تاثير شدن نظارت استصوابي اضافه کرد و بطور رسمي از تحريم انتخابات در صورت عدم شكل گيري اين شروط سخن گفت. آنروز گرچه در پشت سر محمد رضا خاتمي پوستر بزرگي منقش به آرم جبهه مشاركت به چشم مي خورد، اما به نظر مي رسد او پيش از آنكه شروط جبهه مشاركت براي حضور در انتخابات را گفته باشد، به پيش شرط هايي اشاره كرد كه مورد حمايت نخبگان و فعالان اصلاح طلب براي ثبت نام در انتخابات مجلس هفتم است.
آنها مي دانند كه جز با مشاركت بالاي مردم نمي توانند انتخاب شوند و جز با انتخاب شدن نمي توانند از پس لرزه هاي بعد از انتخابات پيش گيري كنند. اما اين را هم نيك مي دانند كه حاکميت ايران امروز بيش از هر زمان ديگري نيازمند حضور مردم در پاي صندوق هاي راي است و شايد اين حضور تنها با اقداماتي اين چنيني حاصل شود، پس اميدواري هايي وجود دارد كه اين بار دغدغه امنيت ملي سبب گشايشي! شود.همه اين ها نشانگر آن است كه نخبگان و فعالان سياسي اصلاح طلب تمايل دارند كه در صحنه باقي بمانند و در اين شرايط حساس قسمتي از وظيفه انجام تغييرات بصورت مسالمت آميز را بر عهده گيرند، اما تا تمايل حاكميت ايران چه باشد و در اين چهار ماه چه رقم خورد؟

[email protected]

مقالات | بازديد 1385 | نظر 28 | دنبالک 0 | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالاي صفحه 
دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/1045

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'لبه تيغ! ساسان آقايي' لينک داده اند.
نظرات
[ايرج - November 11, 2003 04:08 PM]

پس از آنچه از مجلس ششم ديديم: عدم پافشاري به حقوق مردم در زمينه هاي مختلف از جمله آزادي مطبوعات - عدم توانايي در پي گيري مطالبات مردم در جهت اصلاحات ساختاري در نظام بوروكراتيك و فاسد اداري و ..... و اين آخري : عدم توانايي عزل وزيري كه شوراي انقلاب فرهنگي را به عنوان مرجع قانونگذاري شناخته بود و بوي گند فساد ماليش مشامها را مي آزرد و علنا از سانسور سايتهاي اينترنتي طرفداري مي كرد...


با توجه به همه اينها

حواله اش به دو دست بريده حضرت عباس اگر كسي باز برود در انتخابات مجلس شركت كند و بين جنايتكاران و خيانتكاران انتخاب كند.

[lol - November 9, 2003 07:14 PM]

khob
Aghaaaa, pesar
didi?ke,,,,,
khob hala bebinam maghale badi ro dar morede chi minevisi
azize jan
faghat dast be ghalam bordan honar nist
aval bebin mikhahi khianat koni dar haghe mardom ya khedmat
angah dast bekar sho
movafagh bashi pesar jan

[كيارش - November 9, 2003 06:02 PM]

شركت در انتخابات آينده نشانه بي كفايتي وبي عقلي محض ميباشد

[parvia - November 9, 2003 08:52 AM]

Faghat montazareh zohoooor bayad bood. Zohooreh agham emameh zaman

[عبدالحسن - November 9, 2003 02:07 AM]

جناب اقاي كيانوش بنده با نظرات شما موافقم
متاسفانه مدتي است كه برخي از نويسندگان سايت گويا مشاور مجاني (؟)آقايان علما و فقهاي حاكم بر ايران شده اند كه اين جاي تاسف بسيار دارد. بعنوان مثال آقاي داريوش سجادي نظرات ارشادي به آقايان مي دهد و نويسنده اين مقاله مي خواهد با اهرم امنيت ملي مردم را به شركت در انتخابات ترغيب كند. انتخاباتي كه اولين نتيجه آن تثبيت هر چه بييشتر رژيمي است كه خود بزرگترين دشمن امنيت ملي است. همين چند روز پيش بود كه رهبر رژيم اعلام كرد همكاريشان با آژانس انرژي اتمي تا وقتي خواهد بود كه منافع و مصالح جمهوري اسلامي تامين شود و هيچ نامي از ايران نبرد و جمهوري اسلامي هم كه مساوي با اقليتي است كه بر ايران حكومت مي كنند و طوري با اين كشور مظلوم و اين مردم بيچاره رفتار كرده اند كه گويا اشغالگراني هستند كه از يك كشور بيگانه آمده اند.
در هر حال بهترين راهكار در اين برهه بنظر من تحريم انتخابات است. تازه مطئن هستم كه اگر رژيم به اين نتيجه رسيد كه مشاركت مردم كم خواهد بود به راي سازي و اعلام دروغين تعداد راي ها مبادرت خواهد كرد چراكه اصلاح طلبان كه برگزاري انتخابات بر عهده وزارت كشور ايشان است نشان داده اند كه در مواقع بحراني كه اصل نظام در خطر است كاملا با جناح راست همسو هستند. و در اين ميان البته حق هم دارند. شما فكر مي كنيد اگر همين انتخابات مجلس ششم كاملا آزاد بود آيا كسي به كروبي بيسواد يا اين انصاري مذبذب و خيلي هاي ديگر راي مي داد؟
به هر حال مثل اين نظام كه تاحال نخواسته با مردم آشتي كندو همچنان به لجبازي خود با مردم ادامه مي دهد مثل آنكسي است كه اره در ماتحتش گير كرده بود نه ميشد جلو ببرد نه عقب و نه مي شد در همان وضع نگهش دارد! مگر اينكه رفسنجاني يك ترفندي بزند كه از اين روباه كرماني هيچ چيز بعيد نيست!
ببخشيد پرگويي كردم.

[عبدالحسين - November 9, 2003 02:05 AM]

جناب اقاي كيانوش بنده با نظرات شما موافقم
متاسفانه مدتي است كه برخي از نويسندگان سايت گويا مشاور مجاني (؟)آقايان علما و فقهاي حاكم بر ايران شده اند كه اين جاي تاسف بسيار دارد. بعنوان مثال آقاي داريوش سجادي نظرات ارشادي به آقايان مي دهد و نويسنده اين مقاله مي خواهد با اهرم امنيت ملي مردم را به شركت در انتخابات ترغيب كند. انتخاباتي كه اولين نتيجه آن تثبيت هر چه بييشتر رژيمي است كه خود بزرگترين دشمن امنيت ملي است. همين چند روز پيش بود كه رهبر رژيم اعلام كرد همكاريشان با آژانس انرژي اتمي تا وقتي خواهد بود كه منافع و مصالح جمهوري اسلامي تامين شود و هيچ نامي از ايران نبرد و جمهوري اسلامي هم كه مساوي با اقليتي است كه بر ايران حكومت مي كنند و طوري با اين كشور مظلوم و اين مردم بيچاره رفتار كرده اند كه گويا اشغالگراني هستند كه از يك كشور بيگانه آمده اند.
در هر حال بهترين راهكار در اين برهه بنظر من تحريم انتخابات است. تازه مطئن هستم كه اگر رژيم به اين نتيجه رسيد كه مشاركت مردم كم خواهد بود به راي سازي و اعلام دروغين تعداد راي ها مبادرت خواهد كرد چراكه اصلاح طلبان كه برگزاري انتخابات بر عهده وزارت كشور ايشان است نشان داده اند كه در مواقع بحراني كه اصل نظام در خطر است كاملا با جناح راست همسو هستند. و در اين ميان البته حق هم دارند. شما فكر مي كنيد اگر همين انتخابات مجلس ششم كاملا آزاد بود آيا كسي به كروبي بيسواد يا اين انصاري مذبذب و خيلي هاي ديگر راي مي داد؟
به هر حال مثل اين نظام كه تاحال نخواسته با مردم آشتي كندو همچنان به لجبازي خود با مردم ادامه مي دهد مثل آنكسي است كه اره در ماتحتش گير كرده بود نه ميشد جلو ببرد نه عقب و نه مي شد در همان وضع نگهش دارد! مگر اينكه رفسنجاني يك ترفندي بزند كه از اين روباه كرماني هيچ چيز بعيد نيست!
ببخشيد پرگويي كردم.

[f-hammon - November 8, 2003 06:02 AM]

slam kianoosh jan:injaneb zemn movafegat v hamfekry ba shoma mataleb zir ra ezafe mikonam.mellat iran az do geshr roshan fekr v geshr amy bisavad tashkil shodeandke daste avall motmaenan dar entkhabat shrkat nakhahand kard vally darsad balayi az daste dovom chera.hanooz hastand khili as kasany ke fekr mikoonand har che akhoond balaye manbar begooyad aye goran ast.be khater daram yeki az doostan ke masool sandoog dehat yeki az shahrestanha bood migoft ke basi as afrad bisavad migotand ray ma ra baraye ; kasi benevis ke seyed bashad ya akhoond ke ollad peyambar ast.vya man khodam dar entekab ryasat gomhoory shahed kasany boodam ke be khatami fagat be kater seyed boodan ray dadand vya hatta afradi az daste avall migoftand az bein bad v badttar ,bad ra entekhab kon kehamegi dar jahate modara baregiim ast.vaya dar hamin entekhabat shooraha kasany peyda mishodand ke ba khrid saran tayefeha v ilat dehat atraf vshahrestanhaye tabea vavardan ishan ba otoboos beshahr dar entekhabat har chand ba raye besyar kamtar az dore gal nafare avall shodand.v inhame neshan az sar khordegye geshre avall darad ke omoor be daste jenah rast vya afrad sood joo v zaher saz khahad oftad ke kar rabadtar khahand kard.man vagean ayende siyasi iran ra tarik mibinamke albate edamea in fesharha dar nahayat baese tarakidan mardom shode v mojeb englabi digar ke momken ast moddate an besyar toolani boode v omr man v shoma be didan an gad nadahad zira mibayest gesh dovom be had shouor vsavad ballayi beresand ke modate toolany zaman khahad bord.

[ایرج - November 8, 2003 02:32 AM]

مسئله مالی گویا مثل اینکه حل شده. ولی با شرایط
...آمیز.
1 مرتب از طرفداران سلطنت طلب مقاله هست.
2 مرتب از طرفداران رژیم ملا ها مقاله هست.
3 سایت www.roshangari.com
4 سایت www.jomhouri.com

حذف شده ولی چهره نوری زاده(کیهان لندن)پر حرف و بی محتوا درصفحه اول می خندد.
گویا رسما اعلام کند چه طوری مسئله مالی خود را حل کرده است و چرا سانسور می کند.

[kianoosh - November 7, 2003 01:11 PM]

امير جان در مورد عدم مشاركت مردم بايد بگويم به نظرم
شما توقع داري همه كارها خيلي زود به نتيجه برسد. در حالي كه در عرصه اجتماع و سياست اصلا نبايد منتظر نتيجه سريع بود. چه بسا در اين زمين
تخمي را امروز بكاريم وده بيست سال ديگر برداشت كنيم. عدم مشاركت مردم
در انتخابات پايان كار و راه نيست بلكه "آغاز"حركت در يك مسير پر پيچ و خم و پيچيده است كه دقيقا بايد از سوي اهل فن مهندسي شود. نتيجه اين عدم مشاركت
صرفا اين نيست كه نامشروع بودن رژيم كاملا عريان ميشود. هدف ما هم از عدم
مشاركت اين نيست كه چشم دوخته باشيم به "غرب" تا آنها فرداي برگزاري
انتخابات فرمايشي رژيم به كمك ملت بيايند(!!) تا يك انتخابات آزاد و با حضور مردم برگزار كنيم. اين نكته هم بديهي است كه حساسيتي كه غرب نسبت به
وضعيت تسليحات هسته اي ايران دارد نسبت به وضعيت حقوق بشردر ايران
ندارد. اما دقيقا چه كار مي خواهيم بكنيم؟
1- پر واضح است كه حتي اگر ده مجلس شوراي ديگر هم ( حتي با اكثريت
كامل منتخبين واقعي – اكثريت قاطع مردم- ) تشكيل شود موانعي كه به مجلس ششم اجازه فعاليت نداد به آنها هم اجازه فعاليت نخواهد داد. حال آنكه اساسا
شكل گيري چنين مجلسي امكان ندارد. اولا رد صلاحيت ها فقط بي مايه ها و
خودي ها و حداكثر خنثي هاي بي خاصيت را در عرصه انتخابات باقي
خواهد گذاشت. ثانيا به فرض آنكه (فرض محال) اين چنين نشود آنها كه
مي مانند قادر به كسب راي مردم نميشوند چون خودي هاي رژيم يك راي ثابت
هميشگي دارند و براي جلو زدن از آنها حداقل راي لازم بالا زدن از سقف راي
آنهاست. ديديم كه تاجزاده هم نتوانست اين كار را بكند. در واقع با فرصت سوزي
خاتمي و همفكران صاحب منصبش ما امروز فاقد شخصيت هاي معتبر شناخته شده و در عين حال به اندازه كافي محبوب هستيم كه " قادر" به اخذ راي اعتماد مردم باشند. ديديم كه ميزان آراي عليرضا رجايي نازنين و فهيم از مجلس ششم
تا شوراي دوم چقدر افت كرد. رجايي چوب بي لياقتي " خاتمي ها" را خورد.
همين طور بقيه.
2- در واقع مردم تصميم شان را براي عدم مشاركت گرفته اند كاري كه ما
مي خواهيم بكنيم آن است كه آن درصد شركت كننده را خالص كنيم يعني آنهايي
كه از سر " توهم" ( مثلا توهم ايجاد مشكلات احتمالي در اثر عدم مشاركت)
و ترس و ساير عواملي از اين دست در انتخابات شركت ميكنند را از عرصه
دور و زمينه اي بسازيم كه " صرفا معتقدين و متنفعين " در انتخابات شركت كنند.
البته اين كار كوچكي نيست و همت وسيعي مي طلبد.
3- اين كه بعد از واگذاري كامل رژيم به جناح راست چه كار بايد كرد بحث - تفكرهمفكري و همكاري همه نخبگان را مي طلبد اما به عنوان مثال بديهي
است كه اين مجلس و دولت كه فاقد پشتوانه مردمي اند قادر به كنترل هيچ بحراني ( مثل 18 تير ) نيستند. آيا ترديد داري كه بروز 18 تير در زمان حكومت
مجلس و دولت كاملا راست منجر به بروز سلسله وقايعي ميگشت كه حتي قادر
به فروپاشي رژيم ميشد؟ البته ما قصد بحران سازي بعد انتخابات را نداريم. من
صرفا در مقام توصيف هستم نه توصيه.
4- بديهي است يك مجلس و دولت راست وضعيت را از اين كه هست بدتر خواهد كرد. من خودم مطمئنم كه از اولين اقداماتشان وضع قوانين شديد
و غليظ در عرصه اينترنت و ماهواره است ( قانون مطبوعات قبلا تصويب
شده) اما به هر حال چاره اي نيست. بايد خود را براي روزهاي سخت
آماده كرد. شاهنامه آخرش خوش است.


[kianoosh - November 7, 2003 10:57 AM]

دوست عزيزساده انديش من!واقعا تصور ميكني حضرات امنيت ملي حاليشان است؟ يادت رفته در اين چند ساله بارها طيف افراطي شان به سمت اعلام وضعيت
فوق العاده رفت و به استقبال حمله نظامي شتافت؟ آنها از خدا مي خواهند كشوري
به ايران حمله كند تا يك بهانه عالي براي بستن بيش از پيش فضاي سياسي پيداكنند.
اين مطلب را كه انكار نمي كني؟ اما نكته جالب آن است كه حتي اين تصور شما
( كه تحريك كردن مردم براي پاسداري از امنيت ملي كشوربه افزايش انگيزه حضوردر پاي صندوق راي مي انجامد) نيز اشتباه است. حقيقتا آيا در كوچه و بازار نشنيديد كسي آرزو كند اي كاش آمريكا ما را نيز مانند مردم عراق و افغانستان از شر حكومت ظالم آخوندها آزاد ميكرد؟ حداقل صحبت هاي نوه خميني
را كه خوانده ايد كه گفته نهايتا اگر هيچ راهي جز مداخله نظامي آمريكا نباشد چاره اي نيست (نقل به مضمون) . اگر اين را هم نخوانده ايد لطفا يك كم مطالعه كنيد!!
و اما بعد....... دوست جوان من! من از جانب خود سخن ميگويم و نميدانم چند درصد مردم مثل من فكر ميكنند اما به تو اطمينان ميدهم كه حتي اگر زندانيان سياسي هم آزاد شوند و مطبوعات رفع توقيف باز هم در انتخابات شركت نميكنم.
من در انتخابات شوراها كه براي اولين بار (پس از سالها) ميشد به يك ليست كامل
از اپوزيسيون راي داد شركت نكردم. نه به خاطر آنكه اكبر گنجي عزيزم در زندان است و "راه نو" ديگر منتشر نميشود بلكه به خاطر آنكه به تجربه و در
طي سالها به اين "باورعميق قلبي" رسيده ام كه در درون رژيم ولايت فقيه هيچ
كاري از پيش نميرود. مشكل من با اساس نظام است. با اساس سلطنت است. چه
فقيه شاه باشد چه يك آدم كت شلوارپوش مثل پهلوي. البته با همه مخالفتم با اساس
سلطنت اگر فقط و فقط مجاز به انتخاب سلطنت آن هم بين دو آدم كت شلوار پوش و آخوند شوم بي ترديد اولي را انتخاب ميكنم. زيرا اگر با اولي مخالفت كنم مرا به
جرم مخالفت با خودش مجازات ميكند (حتي اگر آن مجازات اعدام باشد) اما مخالفت با دومي جرمي به بزرگي مخالفت با خدا و حضرت رسول (ص) محسوب
ميشود و مجازاتش مجازات محارب با خداست. قبول نداريد؟ مگر آن خطبه نماز
جمعه را نشنيديد كه خطيبش گفت در نظام جمهوري اسلامي ما مخالف سياسي نداريم هركس يا موافق است يا محارب؟(نقل به مضمون) . قبل از اين كه نكته
بعدي را بنويسم لازم است ياد آوري كنم كه آنها كه جرات "فرد" بودن را ندارند
و "مي ترسند" -"كسي"- باشند (صاحب يك نظر مخصوص به خودشان) از خواندن ادامه مطلب خودداري كنند چون بدجوري تحريك ميشوند!! شرط من براي شركت در انتخابات (هر انتخاباتي)
كنار رفتن همه مسئولين نظام و رسيدگي به اعمالشان و اموالشان در يك داگاه
صالحه (البته با حق داشتن وكيل مدافع و ديدار آزادانه با اودر همه مراحل) و برگزاري يك رفراندم كاملا آزاد براي تعيين رژيم سياسي حاكم بر كشور است.
خوب!خودم هم ميدانم كه اين ايده آل دست كم در اين مقطع زماني دست نيافتني
است. الان بايد چه كار كرد؟ در يادداشت قبلي ام نوشته ام و تكرار نميكنم لطفا در
همين صفحه بخوانيد. اما آنچه بايد به آن اضافه كنم آن است كه فقط بخاطر رعايت
عفت كلام و حرمت قلم از نوشتن احساس قلبي ام نسبت به خاتمي مشاركت و بقيه
جماعت موسوم به دوم خردادي ها خودداري ميكنم. تنها همين را بگويم كه از اين
جماعت بي عرضه تر و دوروتروحقه باز تر نديده ام و حتي در صورت پديد آمدن
شرايط ايده آل محال است كه نام نامباركشان را بر برگه راي بنويسم.محال.
كاش ميدانستيد كه از تصور اين كه روزي ( بعد انتخابات مجلس هفتم) اين جماعت
بي لياقت و بي كفايت به زندان بيفتند ( لبه تيغ مورد نظر شما فوق فوقش
همين است ديگر؟) چگونه قند در دلم آب ميشود و خوشحالم كه تاوان بي جربزگي
خود را خواهند پرداخت. فقط صد حيف كه احتمالا شخص محمد خاتمي به علت
خوش خدمتي هاي مكررش و حرف شنوي هاي ممتدش از زندان جان سالم بدر
خواهدبرد. اما كاش يكي به او بگويد كه من هر چه فرياد دارم بر سر او ميكشم.
البته در اين ميان چند آدم نسبتا حسابي مثل علوي تبار نيز آسيب خواهند ديد كه
صرفا ميتوانم بگويم متاسفم. اين را هم ميدانم كه پس از به قدرت رسيدن ولايتي ها
در مجلس اولين تلاششان حمله به آزادي در اينترنت است. اما آنها كه فرق اينترنت
را با مطبوعات نمي فهمند بگذار هر قانوني دلشان ميخواهد در اين زمينه تصويب
كنند. الان براي دور زدن فيلتر چه كار ميكنيم؟ آن موقع هم همين كار را خواهيم
كرد. به فرض كمي پيچيده تر. ببخشيد كه طولاني شد.

[keyvan irandoost - November 7, 2003 09:27 AM]

agayan har kas nazari darad,
ardebil iran

[khashi - November 7, 2003 08:53 AM]

to aslan miduni nokhbeh yani chi ke tu in maghaale fesgheli 27 dafe az nokhbe estefade kardi?inaii ke esmeshuno nokhbe mizario naam mibari ?aslan bebinam to sennet vase ray dadan mirese,nakone ray avalli hasti enghad zogh varet dashte?kheili khoshhal nabash unmoghe ke ma avalli budim che goli zadim be saremun akhe

[سیاوش - November 7, 2003 04:12 AM]

كميسيون فرهنگي دولت تصويب كند عمل خواهيم كرد. معتمدي آنگاه به بحث شنود و استراق سمع اشاره كرد و گفت: هيچ گاه اجازه نداده و نخواهيم داد كه كسي وارد حريم شخصي مردم شود. معتمدي، افزود: از زمان تصدي مسئوليت در اين وزارتخانه به هيچ عنوان اجازه نداده ام كه ارگان هاي غير مربوط در زمينه شنود فعاليت كنند و تا روزي هم كه در اين وزارت باشم اجازه نخواهم داد، احدي در اين عرصه وارد شود. وي ادامه داد: هم جناب آقاي خاتمي رئيس جمهوري و هم بنده در مورد اين مسئله حساسيت لازم را داريم و مكاتبات اينجانب شاهد اين مدعاست. از سخنان معتمدی در جریان استیضاح در مجلس فرمایشی که به نمایشی کمدی تبدیل شد..........آقای معتمدی در مورد مسئله شنود و کنترل مکالمات مردم دروغ می گوید.مدعای این دروغ اتفاقی است که حدودا 2 سال پیش برایم روی داد.من هم که مثل بسیاری از هموطنان فریب این سید خندان را خورده بودم و در جریان انتخابات از هیچ کوششی فرو گذار نکرده بودم پس از مشاهده بی توجهی ایشان و بی جفایی در حق مردمی که به او رای داده بودند زبان به اعتراض گشودم و از طریق شماره تلفنی که دفتر جناب خاتمی تحت عنوان" ارتباطات مردمی"اعلام کرده بود در چندین نوبت بدون ذکر نام یا نشانی انتقادات و اعتراضات خود را اعلام کردم .زهی خوش خیالی من...تصور اینکه دفتر مدعی گفت و گوی تمدنها تحمل شنیدن انتقادات یک شهروند عادی را نداشته باشد برایمسخت بود چه برسد به اینکه این تماسها کنترل شده و بعنوان سند بر علیه من استفاده شود.در یک غروب سرد پاییزی زنگ در منزل من به صدا در آمد.در پشت در دو مامور منتظر بودند.نفر سومی هم داخل ماشینی که کمی دورتر پارک شده بود نشسته بود.بدون هیچگونه توضیحی از من خواسته شد که همراه آنها بروم.چاره ای نداشتم .پس از گشتی در داخل شهر بدون پاسخ دادن به سوالات من مرا مجبور کردند که سرم را روی صندلی عقب بگذارم تا احتمالا تشخیص محلی را که برده می شوم نداشته باشم.رفتار آنها در جهت تخلیه روانی و مر عوب کردن من بود.پس از ورود به محل مورد نظر آنها در اتاقی کوچک که تمام شیشه های پنجره آن شکسته بود تمام شب را لرزیدم .فردا صبح توسط نگهبانی به اتاقی دراز و باریک راهنمایی شدم.به صورتم چشم بند زده شد و برای اطمینان بیشتر بر روی صندلی نشانده شدم که رو به دیوار انتهای باریک سالن داشت....از ذکر جزئیات بگذریم.جریان از این قرار بود که نوار تمام تماسهای من ضبط شده و توسط "دفتر ارتباطات مردمی"سید خندان در اختیار اطلاعات گذاشته شده بود و با ردگیری مکالمات مرا پیدا کرده بودند.مرا 3 روز نگهداشتندو هر روز 2 نوبت بازجویی کردند.ابتدا مرا به جاسوسی و ارتباط با بیگانگان متهم کردندو.......خلاصه کنم بازگویی انچه در آن 3 روز بر من گذشت بسیار دردآور و نیازمند حوصله است.پس از 3 روز با توجه به پیگیری خانواده و آشنایان و پا در میانی پارتی مرا آزاد کردند.قصد و غرضم از این گفته ها قصه گویی نبود فقط می خواستم نشان دهم که این از گفتن هیچ دروغی به مردم ابا نکردند و از صدر تا ذیل جنایت کارند..والسلام

[aria - November 7, 2003 12:31 AM]

khahesh mikonam az nesbat dadane vajeye mohtaramaneye ESLAHTALAB be in kesafathaye DOVOME KHORDADI shadidan parhiz konid
dar zemn MAZDAK joon az daste in agha SASANE googooli magooli narahat nasho chon dare tamrine ensha mikone

[faryad - November 6, 2003 11:43 PM]

افخمي در سخنراني پيش از دستور خود مردم تهران را بخاطر عدم شركت در ابتخابات شوراي شهر تنبل و لوس خواند.ايشان كه در اوايل انقلاب همراه با همين آقاي مجيد مجيدي .محسن مخملباف.محمد كاسبي عضو گروه ضربت بوده اند و در طول سه سال و اندي از گذشت نمايندگيشان در دفاع از حقوق مردم لام از كام نگشودند و يكبار هم كه قصد خود نمايي داشتند با تشري در لاك خود تا به امروز فرو رفتند به مردمي كه ماهيت دروغين ايشان و هم پالگي ها يشان را با تحريم انتخابات مسخره شوراي شهر آشكار كردند توهين ميكند و با غيض و عصبانيت نسبتي هايي را روا مي دارد كه بيشتر زيبنده وجود تهي مايه و پر مدعا و طلبكارشان است.زهي بي شرمي....اگر آزادي واقعي در اين مملكت وجود داشت اينچنين تهي مغزان و فرو مايگاني مدعي روشنفكري و نخبگي در اين مملكت نمي شدند.....افسوس.

[رضا ک - November 6, 2003 10:43 PM]

- در مصاحبه با شرق معاون پارلمانی وزير پست , نمايندگان را مگسانی خواند که وزووز ميکنند.
- مجلس به اين وزير مجددا رای اعتماد داد.
- مجلس ششم مدعی اصلاح طلبی است.
- مجلس هيچ کاری را درعمل انجام نداده است.
- چرا بايد مجددا در انتخابات شرکت کرد؟

[amir - November 6, 2003 10:15 PM]

dostane havadare tahrim ro be sokhanane aghaye afkhami ke dar majlis rooze charshanbe va dar notghe pish az dastoor goftand jalb mikonam

[lol - November 6, 2003 09:54 PM]

mibinid? bazare siasi bazi dagh va dagh tar mishe.
afradi nazire in agha pesar, ham ke natijeye harekate ayandeye mardom ra bekhoobi midanad, dast bekar shode va pish gooyymikonan.
jal al khalegh.
ma ra az daste afradi ke gaman mibaran hame chiz ra midanan, rahii deh.
amin.
lol

[mehran - November 6, 2003 08:07 PM]

مهران خان!
اینکه اصلاح طلبا علی رغم گندی که روز پیش زدن از رو نمی رن یا اینکه فکر می کنن مردم عاشق چشم و ابروشون بودن که بهشون رای دادن موضوعیه که همه می دونن.حالا با این شرایط من هنوز متوجه نشدم شما داری از چی دفاع می کنی.کسی رو که خوابیده می شه بیدار کرد ولی کسی که خودشو به خواب زده نمی شه.
مردم ایران باید انتخابات رو تحریم کنن و خواهند کرد.
راه آزادی ایران از تحریم انتخابات می گذره.

[mazdack - November 6, 2003 07:51 PM]

چرا این دوست جوانمان سعی دارد یه مشتی طلبه و فرصت طلبهای احمق و بی شعور را بنام نخبه گان؟جامعه ما معرفی کند یا از عدم آگاهی ایشان است یا اینکه نفعی بایشان ازطرف این باصطلاح نخبه گان ؟میرسد.این فرهنگ احمقانه ای که اجازه چنین توهینی به دانشمندان و نخبه گان واقعی میده محصول حکومتهای غیره مردمی و توتالیتریست که با زور وتزویر برای افراد وابسته به خود نامهای گنده و دهن پرکن درست میکند.تابرای هر چه بیشتر مردم را در غباری از نااگاهی نگه دارد و جای تعجب نیست که مردم عادی مرگ شاه را باور نکنند ویا به زیارت فلان امام زاده بروند و یا از امام چهارمی که تمام عمرش بمریضی وبدبختی گذشت تقاضای کمک کنند.در دنیای مترقی کسی با کسی در هر مقامی تعارفی ندارد.جرج بوش را هر آمریکائی به اسم جرج یا بوش و یا بطور رسمی رئس جمهور آمریکا خطاب میکنند نه بیشتر.نه حصرت ایه....اگر بخدا هم معتقد باشیم خب همه چیز آیت خداست مثلا الاغ گاو خامنه ای خاتمی...هم و همه آیت خدا هستند.ولی از نظر علمی کلماتی مثل نخبه و دانشمند تعریف دارد و هر خری را نباید با این صفات خطاب کرد.واما راجع به شرکت مردم دراین انتخابات مسخره و نمایشی عدم شرکت مردم نتنها بنفع هیچیک از دوجناح حاکم نیست بلکه رژیم را ضعیفتر و شکننده تر برای ضربه نهائی خواهد نمود. تا این جرثومه فساد را به تاریخ بسپارند.

[aria-bahmani - November 6, 2003 02:16 PM]

شكست خوردن طرح استيضاح معتمدي كه بعنوان آخرين تركش پارلماني براي اثبات موجوديت اصلاح طلبان بود نشان داد كه پروزه استحاله اين جريان مدتهاست كه آغاز شده است و با خروج شتابان فرصت طلبان از اردوي شكيت خوردگان آنچه اسما اكثريت خوانده مي شد عملا حتي پيش از انتخابات با اقليت تبديل شده است و انتخابات فرمايشي پروزه پالايش فاشيستي راست راتكميل خواهد كرد.جريان اصلاح طلبي پيش از شليك نهايي به مرگ زودتر رسيده است و هيچ نوشدارويي قادر به دميدن حيات دوباره در اين كالبد مرده نيست.حتي فرآيند خروج از حاكميت كه زماني مي توانست با اقبال عمومي روبرو شودبدليل تعلل و كوتاهي رهبريت اصلاحات تبديل به امري سوخته و بلا مصرف شده و حتي در صورت اجرا ترازدي سقوط اصلاح طلبان را به طنزي بدل خواهد كرد.مردم ايران با توجه به تجربيات پس از 2 خرداد به شيوه نافرماني مدني براي تقابل با رزيمي كه هيچ گونه اميدي به آن آن ندارند روي آورده اند و هيچ ترفندي از داخل حكومت قادر به ترغيب آن به بازي انتخابات نيست.روي آوردن به بحث امنيت ملي نيز نمي تواند كاري كند زيدا كه مردم پس از سالها به فراست دريافته اند كه بزرگترين تهديد امنيت اجتماعي مردم سلطه مافيايي بر جامعه است كه با قبض كامل قدرت خود را مختار به تجاوز به حقوق اجتماعي و غارت منابع مادي و معنوي جامعه مي بيند.بناراين حتي اعمال تمام پيش شرطهاي مطروحه توسط دكتر ابراهيم يزدي و همپالگي هايش كه به مدد رزيم براي تغيير مسير محتوم سرنگوني آمده اند نيز ميوه براي حاكميت نخواهد داشت.بنا بر اين بحث امنيتي كه مخدوش شده و حرمتي كه شكسته شده و تلاش براي بسيج مردم حول ناسيوناليزم نيز در قاطعيت قاطبه جامعه در عدم مشاركت در بازي اثري نخواهد داشت.با وجود آنكه عدم حضور مردم چيدن ميوه زود رسي را نصيب محافظه كاران خواهد كرد ولي اين ميوه بزودي به تلخي خواهد گراييد.ورود مجدد مردم به عرصه سياسي جامعه تنها زماني محقق خواهد شد كه فرآيند تغيير حاكميت به نظامي با ماهيتي متفاوت در سراشيبي غير قابل برگشتي وارد شود.

[داريوش - November 6, 2003 02:09 PM]

من 4 گزينه بسيار جالب براي شركت يا عدم شركت مردم و پيامدهاي آن دارم.
در صورت تمايل مي توانم آنها را ارايه دهم.
علاوه بر آن از كليه دوستان مي خواهم كه نظرات خود رامستدل و با احترام به يكديگر و رعايت ادب بيان نماييد.

[داريوش - November 6, 2003 02:02 PM]

من 4 گزينه بسيار جالب براي شركت يا عدم شركت مردم و پيامدهاي آن دارم.
در صورت تمايل مي توانم آنها را ارايه دهم.
علاوه بر آن از كليه دوستان مي خواهم كه نظرات خود رامستدل و با احترام به يكديگر و رعايت ادب بيان نماييد.

[kianoosh - November 6, 2003 11:03 AM]

بي ترديد انتخابات مجلس هفتم صحنه رويارويي مخالفان و موافقان ولايت مطلقه
فقيه است. البته شيوه اين صف بندي بسيار جالب است: مخالفان با علم به اينكه
هر مجلسي حتي با فرض برخورداري از 290 نماينده از اپوزيسيون ر‍‍ژيم با
وجود "حكم حكومتي" و " سد شوراي نگهبان" و مجمع تشخيص مصلحت "نظام"
قادر به انجام هيچ كاري نخواهد بود از شركت در انتخابات خودداري ميكنند.
موافقان هم كه عموما يا جيره خوارو حقوق بگيرو مصلحت سنج ومنفعت خواهند يا آدمهايي فاقد حداقلي از درك
سياسي كه به دلايلي موهوم نظير "آقا بالاي منبر گفته" يا " اگه شركت نكنم كوپن
نميدهند!!!" و.... در انتخابات شركت ميكنند.البته حساب اندكي نيز بايد براي
آنهايي كه واقعا به ولايت فقيه معتقدند باز كرد. هر چند كه از نظر بنده اين اعتقاد
ناشي از كم سوادي ( كم سوادي نه كم مدركي يا كمي تحصيلات) كج فهمي و
بي اطلاعي از لوازم بر خورداري از حكومتي دمكراتيك و تامين كننده حقوق
شهروندي است. به هر حال جمع اين موافقين از پانزده درصد مردم تجاوز نميكند.
حالا وظيفه ما به عنوان صاحبان قلم وطيف دانشجو چيست؟ آگاهي بخشيدن مداوم
و بيش از پيش به مردم. اگر هر فرد از طيف مورد بحث خودش را مقيد بداند كه
اطرافيان خويش را متوجه آنچه در مملكت ميگذرد بكند و به خصوص هر كس را
كه مي بيند به توهم چيزهايي نظير "كوپن!!" و" اگر شناسنامه ام مهر نخورد دچار مشكل ميشوم" مايل به شركت در انتخابات است را از توهم خارج كند
ميشود كاري كرد كارستان:
صحنه انتخابات كاملا شفاف شده و آن وقت تعداد شركت كنندگان نمايانگر
تعداد موافقان واقعي رژيم ميشود. چه آنهايي كه معتقدند چه آنهايي كه متنفعند.
كه البته به نظر بنده ميشوند بين چهار تا هشت درصد مردم.( اين بر آورد كاملا
شخصي است) در اين حالت فرق نميكند نمايندگان از چه طيف و جناحي باشند.
آنچه مهم است راي بسيار پايين شان است كه نشانگر سقوط معنوي رژيم مي باشد.
شخص ولي فقيه با درك اين مطلب از ماهها قبل از برگزاري انتخابات تلاش خود
را براي كشاندن مردم به پاي صندوق هاي راي آغاز كرده است. او ميداند كه عدم
مشاركت مردم روز هاي بسيار سختي را براي او و حكومتش رقم خواهد زد.
در مقابل اين وظيفه ماست كه مردم را توجيه كنيم كه "چرا نبايد در انتخابات شركت كرد". الحمدلله اين بار رسوايان مشاركتي نفوذي بين مردم ندارند تا در
تلاش نامبارك جهت كشاندن مردم به پاي صندوق هاي راي موثر باشند. مردم نيز
به نسبت دور قبل انتخابات مجلس آگاهي هاي به مراتب بيشتري كسب كرده اند.
بيش از اين كلام را اطاله ندهم. مبارزه براي جلب نظر مردم در خصوص شركت يا عدم شركت در انتخابات بر اساس موافقت يا مخالفت با ولايت فقيه آغاز شده است. مباد كه از ايفاي نقش خود – هر چند كوچك و به ظاهر كم اهميت – غافل
شويم. با درود به همه هم رزمان اين مقال را خاتمه ميدهم.

[parviz - November 6, 2003 09:58 AM]

I absolutely agree with Aria. I don't think we should fall for the bait again(even though, I dare say,even the desire to get a high turnout for elections will not persuade the regime to offer us any sweeteners). No prisonders of conscience are going to be releaseed, but even if that happens the day after the elections they will find themselves back behind the bars. It is just by boycotting the elections that we can show the world we are not part of this charade. I don't care what Ebrahim Yazdi and the likes of him say

[Mohammad - November 6, 2003 09:51 AM]

انتخابات مجلس هفتم تحريم خواهد شد.

[aria - November 6, 2003 08:19 AM]

motmaen bashid agar hatta tamame zendaniane siasi azad shavand, tamame rooznamehaye toghif shode rafe tofigh shavand, nezarate estesvabi bi asar shavad, ghazi mortazavi az kar barkenar shavad, ghovveye ghazaie be daste eslahtalaban bioftad,........... baz ham mardom dar entekhabat sherkat nemikonand. fahme siasie iranian mardom ra daste kam nagirid

[malek - November 6, 2003 08:08 AM]

Until Khamnie is in charge, there is no need for Majles, President, and Ministers. Let him run the country. We are all stupid and he is the brain. After all this is Islamic Republic of Iran not Republic of Iran.

Copyright: gooya.com 2016