سه شنبه 20 آبان 1382

تحميل انقلابی ديگربه مردم ايران، ر. کسروي

میهن عزیز ما ایران امروزه شرایطی بسیار دشوار و سرنوشت سازی را میگذراند. حضور آمریکا در همسایگی ایران اعتراضات دانشجویی ، دستیابی به انرژی اتمی وشدید تر شدن درگیری های دو جناح رقیب، ایران را بار دیگر مورد توجه رسانه های بین المللی قرار داده است.

ناآرامی های اخیر به مناسبت 18 تیر و برخورد سرکوب گرانه رژیم با آن، رفتاربی رحمانه قوه قضاییه در برخورد با فعالان سیاسی،فرهنگی و اجتمایی وهمچنین یاس و سرخوردگی روزافزون مردم از اصلاح طلبان که با وجود داشتن دو اهرم قوه مقننه و مجریه ،اعتراف میکنند که شکست خورده ، ایرانیان را بار دیگر با این سوال مواجه کرده است که پس سرانجام چه باید کرد.

امید اصلاح طلبان وحامیان آنان به گفتگو و چانه زنی با اربابان قدرت به امید کسب ذره ذره امتیاز و بالاخره بیرون راندن رقیب از میدان بازی ، نشان از عدم شناخت کامل آنان نسبت به جناح محافظه کار داشت. به کار گیری عباراتی نظیر "می خواهند اما نمی توانند" یا "می خواهند اما نمی گذارند" نشان از این واقییت دارد. همین جا لازم به تذکر است که از آغاز مخالفان اصلاحات اصولا به دو دسته تقسیم میشدند: 1- خشونت طلبانی که هیچ باوری به مبارزه مسالمت آمیزنداشتند 2- آنانی که به مبارزه مسالمت آمیز اعتقاد داشتند اما شناخت صحیح آنان از اربان قدرت باعث میشد که نامیدی خود را از جنبش اصلاح طلبی که نتیجه ای جز کشتن وقت وانرژی ندارد ابراز کنند. به عبارت دیگر منطق این جماعت همانی بود که مدتی است درادبیات دوم خردادی باب شده است یعنی " اگر هم بخواهند نمی توانند". تعداد اصلاح طلبانی که به این نتیجه رسیده اند که گفتگو با کسانی که حتا صلاح خویش نمی دانند بی فایده است، روز به روز رو به افزایش است. این دقیقا همان نقطه ایست که اصلاح طلبان را به اپوزیسیون نزدیک کرده است. کم نیستند اصلاح طلبانی که دیرگاهیست به نوعی- حتااگرخود نخواهند به صراحت بپذیرند- به مخالفان رژیم پیوسته اند. نوشته ها و سخنان آنان چندی ست چنان رادیکال شده است که دیگرنمی توان بین آنان و مخالفان صد در صد حکومت فرقی قایل شد. سخنان اکبر گنجی که در کنفرانس برلین می گفت:" به گمان من جمهوري اسلامي ايران، رژيمي اصلاح پذير است، شما می گویید حکومت قابل اصلاح نیست ما می گوییم هست،بگذارید امتحان کنیم" هنوز در گوشم هست. واما اکنون اوسرخورده و دل شکسته ازاصلاحات، سربلند، در کتاب "مانیفست جمهوری خواهی" با شجاعتی قابل تقدیر، طرحی نو می ریزد.

واقییت این است که مردم به ستوه آمده ایران که بیش از 70 درصد آن را جوانان و نوجوانان تشکیل می دهد، با دوانتخاب ریاست جمهوری و مجلس، نشان دادند که خواهان حل مسالمت آمیز مشکلات خود هستند. این ملت صبور که در دو دهه اخیر شاهد خونریزی های فراوان بوده دیگر تحمل یک خونریزی دیگر برای سرنگونی نظام را در خود نمی دید، از این روخواسته های خود را نه در خیابان ها بلکه پای صندوق های رای به نمایش گذاشتند. اما جناح قدرت طلب نه تنها این ندا را نشنید بلکه از همان روز اول به مخالفت با اصلاح طلبان- که برای احیای تنها و تنها قسمت کوچکی از خواست های ملت و در نهایت نجات نظام آمده بودند- برخاست. ناکارآمدی اصلاح طلبان در این چند سال با وجود داشتن دو اهرم قوه مقننه و مجریه مردم را چنان مایوس کرد که تصوراولیه مبنی بر"می خواهند اما نمی توانند" را به " نه می خواهند، نه می توانند" تبدیل کرد. درصد پایین رای دهندگان در انتخابات اخیر شهرو روستا را که میتوان جزو آخرین زنگ خطرهابرای هر دو جناح به حساب آورد را میتوان معلولی بر این یاس دانست. این بار هم محافظه کاران نه تنها این زنگ خطر را نشنید بلکه شادمانه آن را جشن گرفت. اصلاح طلبان امااین زنگ خطررا که مدتی صدای آن در جامعه شنیده میشد را به صورت ملموس دریافت کردند- اما هستند در این میان نیز کسانی چون بهروز افخمی که خود را به کوچه علی چپ میزند وطلبکارانه آن را به گردن " تنبلی سياسی" مردم می اندازند!-

از این پس رهبران اصلاحات بر آن شدند که راه کارهای رادیکال تری را نسبت به گذشته اتخاذ کنند. پافشاری سرسختانه بر سر لوایح دو گانه، نامه تند 135نماینده به رهبر، سخنرانیهایی تندی نظیر سخنرانی اخیرمحمد رضا خاتمی درکنگره حزب مشارکت وشدت حمله به قوه قضاییه را میتوان نمونه ای از این راه کارها به حساب آورد. نکته ای که اینجا باید به آن اشاره کرد آن است که اتخاذ این روش رادیکالتراز سوی اصلاح طلبان که هر چه به انتخابات نزدیکتر می شویم پر رنگ ترمی شود نه به خاطر تغییرروش محافظه کاران - که خود نیز از آن مایوس شده اند - بلکه کوششی است دراین آخرین لحضات عمر اصلاحات برای تغییرباور مردم از " نه می خواهند، نه می توانند" به باور اولیه "می خواهند اما نمی توانند". اما حتا اگر اصلاح طلبان به این هدف برسند باز واژه " نمی توانند" درباور مردم خود نمایی میکند.

محافظه کاران تنها راهی را که برای مردم باقی گذاشته اند درنهایت تظاهرات گسترده است وبس وگرنه آنان نشان داده اند که با بحث وگفتگووقربان صدقه رفتن حاضر به از دست دادن حتا ذره ای از قدرت نیستند. آنان حتا با انجام رفراندم که چندی ست شعار اصلاح طلبان شده با قدرت خواهند ایستاد چرا که نتیجه آنرا میدانند.

ملت ایران با شرکت گسترده خود دردو انتخابات ریاست جمهوری و مجلس با زبانی مسالمت آمیز به نظام "نه" گفتند. این ملت به ستوه آمده حتا این توان را در خود می دید که مطالبات گسترده خود را ذره ذره و در دراز مدت به دست آورد. اما پیامی که محافظه کاران به ملتی که پس از یک انقلاب نا فرجام دریافته بود که انقلاب راه صحیحی برای دریافت خواسته های خود نیست داد این بود که ما براریکه قدرت تا ابد خواهیم نشست و مردم مطالبات خود را نه در پای صندوق ها و با دادن رای بلکه در خیابان ها و با دادن خون به دست خواهند آورد.متاسفانه باید گفت که صاحبان قدرت درحال تحمیل کردن انقلابی دیگربه مردم ایران هستند وما چه با انقلاب مخالف باشیم چه موافق،این واقعه ایست که در نهایت در ایران به وقوع خواهد پیوست.
ر. کسروی

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

در همين زمينه:

دنبالک: http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/1179

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'تحميل انقلابی ديگربه مردم ايران، ر. کسروي' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016