شکی نیست که با افزایش تماس مردم ایران با دنیای خارج انگیزه خودشناسی در میان شهروندان بیشتر تقویت شده وبرای مقابله و یا قبول فرهنگ و ارزشهای نو، هر فرد کنجکاو مجبور به جستجو در ریشه و هویت خود میشود. بنابراین با بالا رفتن آگاهی سیاسی و اجتماعی مردم، ظهور نهضتهای هویت گرائی در ایران در آینده نزدیک قابل پیش بینی هستند.
با اینکه تاریخچه هویت شناسی و گرائی به بیش از هزاران سال قبل از میلاد بر میگردد، اما بارزترین روند اجتماعی و سیاسی آن را در سده آخر شاهد بوده ایم. در اروپا و سایر ممالک دنیا پدیده هویت شناسی و طلبی اغلب در قالب جریانات ملی با انواع مختلف ظاهرشده اند و اکثرا این پدیده اجتماعی بالحق برای رهایی از بند اسارت و خفقان استفاده شده است در حالی که نهضتهای هویت گرائی گاهی هم به منظور پیشبرد اهداف جاه طلبانه و امپریالیستی مورد بهره برداری نیز واقع شده اند.
آن چیزی که در این میان حائز اهمیت هست شرط پیشرفت و تکامل هر شخص در گرو آشنایی به هویت خود میباشد. طبق علوم انسانی و حتی پزشکی پدیده هویت شناسی ستون راز بقا و شخصیت هر فرد را تشکیل میدهد و انگیزه اصلی بشر از تولید مثل، تنها حفظ خصوصیات خودی است. بدین صورت میتوان گفت که تکامل ارزشهای انسانی در جهان تنها مدیون پیشرفت علم و صنعت نبوده؛ بلکه پدیده هویت شناسی نیز در تحکیم عقاید و نگرش انسانی و دمکراتیک تاثیر عمیقی داشته است. جریانات هویت گرائی بمرور زمان و مکان قابل تاثیر هستند، اما هویت شناسی بدون وابستگی به محیط و شرایط حاکم اهمیت خود را در راستای توسعه ارزش های مثبت انسانی و تمدن بشریت حفظ میکند. جالب توجه این است که این دو پدیده در عرصه تاریخ گام به گام پیش رفته و حتی در تشدید همدیگرنقش مهمی را نیز ایفا میکنند.
هویت طلبی در قالب جمع (هویت گرائی) و هویت شناسی دو موضوع کاملا متفاوت از همدیگر هستند. از دیدگاه علمی مرزهای کاملا مشخصی بین این دو پدیده وجود دارد اما در ترمینولوژی و کشمکشهای سیاسی این دو به اقسام گوناگون تعبیر و تقسیر میشوند. معمولا بعنوان یک ضرورت، پدیده هویت شناسی در سطح فردی و هویت گرائی بطور عمومی همراه با تنشهای سیاسی ظاهر میشود واغلب هویت شناسی در بطن حرکات هویت گرائی ادغام شده و طی مراحل توسعه و تکامل خود متاسفانه بعضا تغییر ماهیت میدهد.با توجه به اینکه پدیده هویت شناسی در مسیر حرکت ناسیونالیستی و درراستای انسجام شعور ملی در جذب ارزشهای مخصوص پتانسیل بزرگی پیدا میکند گاهگاهی دولتمردان غیر دمکراتیک در تثبیت مشروعیت حکومت خود و سیاستمردان فرصت طلب و جاه طلب در پایمال کردن حقوق دیگران از آن ارزشها سوء استفاده میکنند. نمونه بارز انعطاف این ارزشها را میتوان در ظهور رژیم نازیستی در آلمان و فاشیستی در ایتالیا با تکیه بر پدیده هویت شناسی در اوایل قرن بیستم و سیاست امپریالیستی میلوسویچ در یوگسلاوی سابق در اواخر همان قرن مشاهده کرد. با آنکه آشنایی با هویت خود شرط لازمه در ارتقاء ارزشهای انسانیست، اما باید پی در پی مواظب بود که جنبشهای هویت گرائی به حرکات انحصارطلب و شوینیستی تبدیل نشوند. برای مثال در دوره حکومت پهلویها به منظور تحکیم رژیم سلطنتی در ایران بموازات تبلیغ تز نژادپرستانه آریایی واعتقادات واهی در تاریخ و فرهنگ دیرینه، اصرار در انحلال و سرکوب سایر فرهنگهای غیر فارس میکردند. حال بر اینکه افزایش شناخت از هویت حقیقی خودی نه تنها باید موجب تکامل خصوصیاتهای مثبت انسانی در آن جامعه بشود هیچ، بلکه موجب پاسداری از حقوق سایر ملتها نیز باید بشود.
بنظرم شیوه هدایت جنبش اساسی ترین عامل سقوط نهضت بالحق هویت گرائی به حرکت افراطی و شوینیستی میباشد. همانطور که در بالا ذکر شد در مسیر انسجام شعور قومی شهروندان دارای پتانسیل مختلفی بستگی به ذهنیات و تجربیات قبلی دارند. مهار و هدایت نهضت بر اساس شعارهای احساس برانگیزو تهمتهای سیاسی بدون استناد به حقایق عینی، در اوایل جنبش براحتی میتواند ماهیت هویت گرائی را به انحصار طلبی و شوینیستی تغییر دهد. مضاف بر اینکه مقاومت روشنفکران وصاحب نظران جامعه در تعید و حقانیت حرکت هویت گرائی میتواند عامل دیگری درتغییر ماهیت و سمت جنبش باشد. در کنار این عوامل طبعا نیروهای بازدارنده از جمله اقتدار و مجموعه های رقیب نقش بسزائی در شکل گیری نهضت ایفا نیز میکنند.
بارها شاهد بوده ایم که در جوامع جهان سوم در پی انفجارهای سیاسی بدلیل عدم تکامل تدریجی و در نهایت شناخت صحیح از ماهیت هویت شناسی خلعه تشکیلاتی موجب تبدیل نهضت هویت گرائی به جریانات افراطی با عواقب مخربانه شده است. حوادث بالکان، افریقای مرکزی، مبارزه کردها (پ ک ک) تحت پوشش سوسیالیسم و ارامنه در قفقاز را میتوان بعنوان مثال ازتبدیل نهضت هویت گرائی به جریانات افراطی نام برد. در حالی که از مبارزه مسلحانه تییموریها ومبارزه مسالمت آمیز چکوسلاواکیها در چهارچوب نهضت هویت گرائی را بعنوان حرکت سالم و پخته نام برد. با آنکه کردها و ارامنه سالیان درازی از نهضت هویت گرائی در قالب جنبش های ملی تجربه کسب کرده اند اما همچنان با ضعف بزرگی در توسعه اصالت حقیقی پروسه هویت شناسی برخوردارند و ای بسا تعجب آور نیست که مبارزات بالحق شان به نهضت تجاوزگرانه و تروریستی (!!) تبدیل شده است.
واقعیت این است که بنا به جبر تاریخ برای توسعه کشور ایران ظهور نهضتهای هویت گرائی در جامعه ما امری ضروری است. محض خود نهضت هویت گرائی نباید موجب تعجب و نگرانی صاحب نظران و سیاستمداران ایرانی بشود چونکه راه دیگری برای پیشرفت مملکت وجود ندارد. اما طریقه برخورد با این نهضتها و عدم پاسخ مقبول به مطالبات آنها بیشتر باید نگران کننده باشد. در این بحث صحبت از تغییر نظام ویا قانون اساسی نیست بلکه شیوه پاسخ و برخورد مردم و دولت با این مطالبات جدید در مد نظر گرفته شده است. هر نظامی در ایران حاکم باشد مجبور به اجرای ماده 15، 19قانون اساسی جمهوری اسلامی میباشد. در غیر این صورت نهضت هویت شناسی و گرائی در میان ملتهای ایرانی بصورت غیر طبیعی از طریق تلویزیون های ماهواره ای و اینترنت تکامل خواهد کرد و از آنجایی که سازمانهای سیاسی در خارج بیشتر دسترسی به امکانات آن چنانی دارند، طبیعتا از این فرصت طلائی خواهان برداشت بهره های سیاسی خواهند بود.
در مجموع باید گفت که بروز نهضتهای هویت شناسی و گرائی در ایران آینده امری اجتناب ناپذیرهست و عدم پاسخ مطلوب به این نهضتها میتواند نتایج ناخوش آیندی بهمراه داشته باشد.
لوند/1382
دکتر م. سببی
آقای مزدک سلام
کاش یک میلیون از هفتاد ملیون ایرانی مثل شما بودند، آن موقع غمی نداشتیم.
فقط خواستم سخن تان را تائید کنم
جاوید
aghaye Manouchehr khan
avalan man khodam dar neveshteye ghabli goftam ke TORK nistam balke AZARI hastam, banabarin niazi nabood kashfe jadideto be man yadavari koni
dovoman, man hargez esmi az zabane azari nabordam ke be man khorde migiri, balke motaghedam ke AZARIHA torkzaban hastan vali tork nistan
sevvoman, be che manzoor inghadr vajeye MELLATE TORK ro be dar iran be zaboon miari, aya in ghey az afkare PANTORKISME jenabali ro miresoone? ma hamegi yek mellat hastim va oom ham esmesh irani hast
panjom, inke man dar ALMAN tahsil kardam va oonja be andazeye kafi ketabhaye mostanad dar in bare khandam va mahze ettelaye shoma aksare nevisandegane in ketabha az nejade pedare man hastan, banabarin behet tosie mikonam khodet age toonesti sari be ketabkhooneye Axford bezan , agar ham emkanesho nadari be man begoo ta behet ketab moarrefi konam
baradaram ta zamanike in taassobate koor va ghomi ghabileie ro kenar nazari vaze mamlekat hamine ke hast. shoma be man irad migiri ke chera neveshtehaye SABABI ro hadafdar midoonam, in jaye taajjob hast, injoor adama daghighan zamani peydashoon mishe ke ma iraniha be vahdat va habastegi va tafahom niaz darim, alan in baba dare be rishe hamamoon mikhande az inke ye edde dar inja be ham oftadan, dar vaghe SABABI dar jahate manafeye AKHOONDA ghadam bar midare
dar payan baz ham tekrar mikonam ke man hichvaght khodamo TORK nemidoonam, va baz ham migam ke agar doost dari khodeto TORK moarrefi koni be halet taassof mikhoram, chon TORK yek melliate dige . hast vali AZARI ye irani hast.
MAN VA TO FAGHAT TORKZABANIM
dar zemn shoma ke inghad az zaye shodane hoghooghe TORKHA minali zaheran khabar nadari ke che tedadi az hamin baradarane FARSEMOON bedaste anasore ansare be ghole shoma TORK kotak khordand va mikhoran
دوست عزیزی که از من انتقاد کرده ای من به عقیده شما بعنوان یک انسان احترام میگذارم همانطوری که خود گفته اید گویا نوشته های مرا خوانده اید و بجز این یکی بقیه را تائید و تحسین کرده اید.من از شما متشکرم و امید وارم که همه ما بحث و مجادله را بجای چماق انتخاب کنیم تا بتوانیم سهمی در توسعه و پیشرفت کشورمان داشته باشیم.چنانچه از نوشته های شما برمیآید آنچنان سنی ندارید که قبل و بعد از انقلاب 57 را دیده باشید(فقط حدس میزنم).اینهمه بدبختیها دربدریها حقارتها کشت وکشتارها که هنوز هم ادامه دارد و باعث بیقدری ما در جهان و فقر و بدبختی مردم ما در داخل گردیده بخاطر تنگ نظریها خودخواهیها خودبزرگ بینیها و نبودآزادی و فقدان عدالت اجتماعیست.دوست من بفرض که ترک و کرد و بلوچ ...ازهم جداشوند آیا سرزمین کرد یا ترک تغیر میکند و من فارس را فقط بخاطر اینکه ترکی بلد نیستم بآنجا راه نمی دهند؟و در ثانی آیا بعنوان یک انسان حاضری چون گذشته بقتل عام همنوعان خود که میخواهند آزاد باشند بپردازی؟چه مقاصدی در پشت مقاله ای که مشکلی اساسی را که خواه و ناخواه باید حل شود مطرح کرده باشد تغیری در اصل موضوع نمی دهد.منی که بآزادی و برابری افراد معتقد هستم چگونه میتوانم حقوق ملیونها انسان را نادیده بگیرم؟ و خود را آزادیخواه بخوانم.مسائل قومی یکی از بغرنج ترین مسائل در دنیای کنونی و بخصوص در کشور ماست.طرح این مسئله و پیداکردن راه حل های دمکراتیک که حقوق طرفهای در گیر را تا حد ممکن برآورده نماید از مهمترین وظیفه هر دولت دمکراتیک می باشد.وظیفه تمام افراد جامعه حمایت و پشتیبانی از روشهای غیره سرکوبگرانه و سیاسی میباشد.زیرا در غیر این صورت برخوردهای غیره اصولی به رشد گروهای فاشیستی و نژادپرستانه منجر خواهد شد که درآن صورت فرهنگ لمپنی را که نمونه اش هم اکنون در ایران حاکم است جایگزین عقل و منطق خواهیم کرد.دوستان زمین نه برای پرستیدن است بلکه برای استفاده انسانهاست.قربانی زمین گشتن ویا انسانهارا به نام دفاع از وطن و مذهب و عقیده وغیره قربانی کردن بجای بکار انداختن عقل سلیم و منطق صحیح نیست.تمام این واژها در رابطه با انسان معنی میدهندو برای زندگی کردن انسانند نه برای قربانی کردن او.ما انسانیم و باید بتوانیم که با صبوری وتفکر و اراده ای قوی مشکلاتمان را بدون کشت و کشتار و خونریزی حل نمائیم و من به مردم ایران اعتماد کامل دارم که مسائل را در یک محیط آزاد بخوبی حل خواهند نمود.بنابراین تمام طرفهای در گیر باید صبور باشند و حاضر برای گذشت و ایثار.به امید ایرانی آزاد و دمکرانیک که در آن آزادی و عدالت اجتماعی پایه تمام تصمیم گیریها باشد.
Janabe aghaye Aria salaam,
Khob melume kee to tork nisti chon kee aslan nemidoni kee faarghe tork baa aazeri chist. Agar aakhare jomlee khodat raa bekhaani mibini kee nevesheteed"SABABI hadafdar hastan". In be nazare to eftra nist? agar hadafi darand anra ham betoore vazeh gofteand, pas to chera moyii kee dar mast nist mikashi. Man be injor afkar eftra migoyam.
Az inkee man khod raa tork midanam to taasuf mikhori taajob avarst, hal inkee taassof baraye to bayed khord kee hanuz manaaye tork bodan raa nafahmidei baa inkee be ghol khodat pedarat AZERI hast. Agar kemi sadagat neshan bedahi motavaceh mishavi kee Tork be chand lahje az cumle azerbaycani (na inkee AZERI agaye Kasravi) va tork Anadolu tagsim shodest.
Va agar harfe zaban shenasan vaa tarixdanan azerbayjani raa ghabul namikoni hadeagal be marakeze elmi Oxford, va digar marakeze lingustivik muracie befarmayid, an moghe motevece mishavid kee chizi be name zabaoon AZERI va ya millat AZERI vucud nadare. Albatte be gheyr az shovinisthaye fars kee Aghaye Kasravi kee hezaran bar jaele tarikhi an sabet shode.
Man be to taassof mikhoram kee hadeaghal khod raa saheb nazar midanid, agar eddeaye roshanfekri ham nakonid, amma az hadeaqgaltarin hagayeg dar morede 25 milyon azerbayjani khabar nadarid.
25 milyon insani kee yek dabestani ebtedaii be zaban khod nadarad,
Bistopanj milyon insanhayi kee yek nahade farhangi ba budjeye dolet nadarad
bisto panj milyon insanhayi kee be zaban khod gader be neveshtan vaa hatta dorost sohbat nistand
bito panj milyon insanhayi kee az avvale debestan baa sharme tork bodan bozorg mishavan
Bisto panj milyon insanhayi kee roye gabre azizanishan ra hage neveshtan be zaboon khod nistand
Bisto panj milyon kodaki kee yek sehfe az lalayi madarash raa dar roye kaghaz nadide ast
Va agar bekhaham tamame zolmhayee kee be torkha shode ast inja biaram ja namishe. Maa sohbat az demokrasi namikonim, maa sohbat az hugug ensani avvaliyye insani kee Fars zabonha darand mikonim vaa har moghe maa sahebe ham huguga shodim an moge hamdiger raa khob mifahmim va dosh be doshe hamdiger dar aleyhe dikatorha ve na adaletiha mobareze mikonim.
Hamvatane gerami man asabani nistam, balke hagageg raa dost daram lokht va boryan bayan konam va motmaen bash kee be khatere afkar to kochektarin narahati az to nadaram. Chon tagsir shooma nist, balke hargez dar yek fazaye azad vaa ba dastrasi bee tarikhe elmi movaceh dar iran nabodeim vaa natijei behtar az in ham namitavanim entezar dasht
Ba ehterama faravan
Manouchehr
Agar iran male hame hast chera ma Lorha ke dar
markaze iran hastim bayad dar bad bakti bashim
Iran ra fars ha virane kardeand
Iran faqat fars nist
Man jorat nadaram hovyat khodam ra fash konam agar be hoghooghe fardi ehteram gozashte nashavad taklife baghiye karha az pish maeloom ast man taajjob mikonam ke mozoee ra varoone tarh mikonim omidvaram ke ba hade-aghale azadi be tavanim yek roozi ba ham roo dar roo sohbat konim ta ba hoveyat ha-ye haghighi az nazarate khod defaee konim ba iin asami haye mostaar va ada haa rah be jaei ne-mibarim hame ke rastin nistim harkas poshte yek esm khod ra ghayem karde va har che mi-khahad migooyad ma bedoone barkhordari az hade aghle azadi nemitavanim masaele khod ra hal konim iin shaamel faars va tork va kord va hame va hame mishavad ma darde moshtarek darim bayad az hoghooghe fardi shorooee konim maghale ye Masoode Behnood ra bekhanid
rasti ma chand ta Masood Behnood Dr Sababi ,Farhoomand, Nabavi,Negahdar, Sarkoohi va va darim ke ba hovyate roshane harf khod ra mizanand mohem nist ke anha dorost migooyand ya ghalat - mohem iinast ke adam anha ra az ghadim mishanasad- hovyate melatha az iin ham ghadimi tar ast va man dar morede hoghooghe taezigh shode-ye melalel Irani tardid nadaram-ba tamae vojod eeteghad daram ke be hoghoghe hame tazavoz shode va iin darde moshtareke mast be doone ehteram be hoghooghe shahrvandi be jaei ne miresim iin rah ke to miravi be torkestan ast
Dorood be Hamid ke az India matlab neveshte ast
jenebe MANOUCHEHR khan
avvalav man hargez nagoftam nesfe TORK hastam balke goftam nesfe AZARI hastam, khahesh mikonam in 2 maghoole ra ghati nakon, agar shoma khodeto TORK midooni man be halet taassof mikhoram
dovvoman man hargez eddeaye roshanfekri nakardam, va faghat goftam ke az roshanfekri mesle MAZDAK baied midoonam ke ...., banabarin khahesh mikonam neveshteha ra ba deghat bekhan
sevoman, aslan manzoore shoma ro az inke bedoone ettela va ba taassob be digaran tohmat mizanam ra nafahmidam, ehtemalan neveshteye mano ba ye nafare dige ghati kardi, chon man too neveshtehaye ghablie khodam chenin chizi peyda nakardam, dar vaghe khode jenabali dari ba in kar be man tohmat mizani
chaharoman, dar iran kollan irani tahte setame tarikhi boode va hast, in rabti be azari va fars nadare
kholase man nemidoonam che chize khasi too neveshtehaye man peyda kardi ke inghad ba asabaniat javab midi
payande bashi
man dar hend tahsil mikonam , foghe lisanse physics mikhonam , dar daneshgahe pune shahri az iyalate maharashtra ke markaze in iyalat shahre maroofe bambaist , inja mardom marati zabane mahali khod ra harf mizanand , ba inke maharati be hendi besyar nazdik ast besyarand mardomi ke hata hendi nemidanand , ya be sakhti harf mizanand , hend 15 zabane rasmi darad , ama zabane divani an hendi ast , besyar dideam hendi haye iyalathaye mokhtalef baham engelisi sohbat mikonand , chon hich kodam hendi khob balad nistand , ba in hame ekhtelaf in melat khod ra hendi midanand , mosalman hendo sik , va ..... hame o hame dar kenare ham zendegi mosalemat amiz darand , bejoz bazi ekhtelafat ke dar iyalathai khas vojod darad , baghi hend dar solho aramesh besoye taraghi va pishraft gam bar midarand , hend ke sarzamine 72 melat ast , ba estefade az hamin gonagoni melal dakheli ama ba shoare hend baraye tamame hendi ha , masiri ra mipeimayad ke ta 40 sale digar be sevomin ghodrate eghtesadi jahan tabdil mishavad , az aghayani ke edeaye roshanfekri darand darkhast mikonam ke biayand hend dar yek bazdid e kotah befahmand ke ma cheghadr ahmagh bayad bashim ke shoare tajzie ra sar bedahim , dar morede chin ham yek nokte begoyam , dar chin anghadar gonagoni lahje vojod darad ke berasti , manateghe mokhtalefe chin harfe ham ra nemifahmand , ke baraye ertebat gahi majborand sokhane khod ra benevisand ke faghat alefbaye mohtaraki darand , ba in hal roshde eghtesadi 7% ba jamiate bish az yek milyardi anhara be soye bartarin eghtesade jahan dar 45 sale ayande khahad keshanid , tosie man be dostane shebhe roshanfekr inast ke ghabl az har sokhani va har tarhi ke iran va irani az har ghom ra be badbakhti bish az in bekeshad behtar ast be in do keshvar safari konand ,
dosti be name kordestan neveshte bood tajziyeh , mer30 az zehne khalaghe ishan , man asheghe mardomane kord hastam , ama ba fekre tajziyeye iran mokhalefam , chera ke agar irani mostaghel va mardomi ijad shavad , ba moghiate jeo politici va zakhayere azimi ke darad mitavanad be yek keshvare modern va servatmand tabdil shavad , emrooze jahan be donbale yek parchegist , nemoneye bareze an etehadieye oroupast , hata keshvarhaye shoravi sabegh betori moshabehe fedrativ dar hale baz gasht be etehad hastand , , dar jahani ke eghtesad harfe aval mizand va keshvarha va hata company haye chand meliati dar hale yeki shodan baraye reghabat hastand chetor manteghe tajzie ra tajviz mifarmaiid , magar kordestan agar keshvari mostaghel shavad , aya az nazare eghtesadi tavanaii dava darad ? az in sokhan gozashte man kord ha ra az behtarinhaye nejade aghvame irani midanam , va jodai anha az iran ra nang baraye kordestan mishomaram
Aghage Aria salaam,
Janabali migin kee nesfe tork hasti va haziri baa man torki sohbat koni. In dalili bar tayiid estedlalhaye eshtebahe shooma az magalee Dr SABABI va goftehaye aghaye Mazdack nist. Aghar shooma tork hasti va eddeaye roshanfekri mokooni be to tosie mikonam baa chand nafar gheyri Irani dar morede sharayete sayere melletha dar Iran bekonid begozarid 2-3 nafar adam bitaraf erayee nazar konand an moghe shayad (vaa shayad) shooma az jelde taasobata khoshke vaa khali khod dar amede vaa hagayeg raa an jori kee ast bebinid.
Hamchenan chon mellat agabmande hezar dalil va tahlil gheyri manteghi baraye afkar shovinisti khod miavarid. Hamvatan gerami aghar maa hagge bahs dar morede hugug shahrvandane irani nadashte bashim pas eddeaye ensan roshanfekr nemitavaan kard. har dalili posht parde yek magale bashad, bayad an raa ba manteg va sanad efsha kard, na inkee mesle janabali faghat baa eftra vaa tohmat mardom raa az mozakire parhiz dasht
Vaghen jaye taasof hast kee hanuz mardome maa be jaye bahse manteghi vaa samimi az etteham be chizhaye kharec az mozoh mikonand
Ba sepase faravan
MANOUCHEHR.
دامن زدن به بحث حق ملتها با اين سبك و سياقي كه پيش مي رود خوف باز توليد فاجعه نسل كشي در تركيه آتاتوركي و يوگسلاوي را در ذهن متبادر مي سازدو طبيعتا جرياناتي هستند كه با تامين هيزم و كبريت آتش بيار اين معركه مي شوند.ما جهان سوميها عادت به پيچيده كردن مسائل داريم.صورت مسئله ساده است .دموكراسي يعني توازن حق و تكليف فرد و جامعه.حق يك فرد هم وزن حق جامعه است و جامعه به بهانه جمع نمي تواند حق فرد را نقض كند.در مورد تكليف هم همين قانون ساده حكم مي كند.حق مليتها نيز در چارچوب همين تعريف ساده قابل حل است.در جهان امروز ديگر دوران تحميل خودخواهانه و زورمدارانه عقايد گذشته است.طبيعتا ترك.كرد.لر.فارس و تمام خورده فرهنگهاي موجود در ايران نيز بايد با درك اين تعامل و سازگاري حقوق يكديگر را به رسميت بشناسند.به ياد داشته باشيد كه جهان در دوران نوعي همگرايي فرهنگي است .نوعي فرهنگ جهاني در حال شكل گيري است كه زمان و مكان نميشناسدو خارج از خغرافياي زمان و مكاني عمل مي كند اما ظهور اين فرهنگ به معني نفي و نابودي فرهنگهاي اقليمي نيست بلكه بالندگي اين خرده فرهنگها به تنوع و پويايي زندگي انساني كمك مي كند.تعصبات كوركورانه قومي صرفنظر از ريشه هاي تاريخي شان مي تواند آينده مارا تبديل به كابوس كند.توصيه ام نه تنها با ناسيوناليستهاي ظاهرا دو آتشه فارس(خاك پرستان)بلكه به پان تركيستهاي تند مزاج است كه گرفتن اين آتش تنها به سوزاندن و تباهي آرمانها منجر خواهد شد.در نقطه مقابل تجربه شرم آور يوگسلاوي نمونه مثبت جدايي مسالمت آميز دو قوم چك و اسلاوكي را داريم كه با درك تفاوتها در كمال آرامش به جدايي رسيدند.پس.........برادران .....هوشيار باشيد.
baradare azizam MANOUCHER
man khod az tarafe pedari azari hastam, agar doost dashte bashi mitoonim ba ham torki sohbat konim, tamame sohbate man in bood ke man az farde roshanfekri mesle MAZDAK entezare chenin didgahi ro nadashtam, chon motaghedam maghalehaye SABABI hadafdar hastan
payande bashi
in site gooya shodeh paatogh vaaseye tajzieh talabban
در یکی از سایت ها خبری مشاهده کردم که به شدت مرا شگفت زده کرد. محمد رضا باهنر (یکی از سران جناح راست ) مبلغ 150 میلثون تومان از کمیته امداد (یعنی همان جایی که باید به محروین و ایتام برسد) کمک مالی برای برج سازی دریافت کرده است ! حال از این راستی هایی که حتی به مال ایتام و فقرا رحم نمی کنند و مملکت را به خاک سیاه نشانده اند چگونه می توان انتظار داشت به هویت های قومی و اقلیت ها احترام بگذارند؟ راست ایران بازتولید فاشیسم در جهان معاصر است و فاشیست ها جر خود همه را به نابودی و نیستی رهنمون می شوند.
در یکی از سایت ها خبری مشاهده کردم که به شدت مرا شگفت زده کرد. محمد رضا باهنر (یکی از سران جناح راست ) مبلغ 150 میلثون تومان از کمیته امداد (یعنی همان جایی که باید به محروین و ایتام برسد) کمک مالی برای برج سازی دیافت کرده است ! حال از این راستی هایی که حتی به مال ایتام و فقرا رحم نمی کنند و مملکت را به خاک سیاه نشانده اند چگونه می توان انتظار داشت به هویت های قومی و اقلیت ها احترام بگذارند؟ راست ایران بازتولید فاشیسم در جهان معاصر است و فاشیست ها جر خود همه را به نابودی و نیستی رهنمون می شوند.
HUMANISM-HUMANISM-HUMANISM-HUMANISM-HUMANISM
Daghighan 40 saal pish 21 Abaan 1342 dar yek rooze ghashange abshsar dogholoo havaa monghaleb shod
va barfe va booran shadidi hame jaa raa tire va taar kard hame baa lebaase sabok bodand
Friborz Bahreyni dar aan havaa be samte Tochaal raft An shab bad tarin shabe zendegi bood agar baradaram va mardaane ba tajrobe be maa komak ne mikardand talafaate sangini mi-daashtim
shab ra dar panahgah ha va atrafe Pas Ghalee besar kardim va rooze baed rooznaame ha dar iin bare neveshtand
Timsar A. ke modir aamele banke sepah bood Eddeaa kard ke Friborz Bahriyni yek milion tooman ekhtelas karde va bara-ye sahne sazi be kooh rafte Timsare A. daei-ye Fariborz bood
Madare Fariborz eelame jorm kard
Ma sahadat dadim ke Fariborz ra dar kooh didim.........
Bahare sale baed choopanane Shahrestanak jenaze-ye Fariborz ra peyda kardand
Dar Irane ma mazahere heyvani be tarze vahshat naki dar panahe diktatoriva feghr roshd karde tarvije va tablighe Humanism Iran ma ra nejat khahad dad
Humanism tork va fars arab va va kord va va va
ne mishenasad
yade Fariborz gerami bad
Bar ha gofeam va baz migoyamTAJZIYE TAJZIYE TAJZIYE, masaleye Iran ba in harfha hal nemishevad. sohbathaye Aqaye Dr.Sababi baraye Denyaye motamaden hast na baraye Irani ke Fashiste Fars hakem ast. Tanha ra dar Iran Tajziyeye Iran hast
TAJZIYE TAJZIYE TAJZIYE
Hamvatane gerami aghaye Aria!
Az namaat melume kee adame ba taasubi hasti. Janab ali migoyi ke:"dar tamoome keshvarhaye pishrafteye donya faghat yek zaboon be onvane rasmi moarrefi mishe
""
Az in harfitan meloome kee chenan az donya khabar nadarin. Manzoore shooma az keshvarhaye pishrafte shamele Svis, Kanada, Belgik namishe hatta agar shooma dar nazar begirid, kee in keshvarha az chand mellate mokhtalef tashkil shodeand va bish az yek zaboon rasmi dar anha rayeje.
Khahes mikonam in hame dar tahmile zaboon va farhange khod be digaran pafeshari nakonid, chenanke aghaye khomeyni niz dar tahmil va sudure eslam be sayere keshvarha pafeshari mikard. Agar zaboon va farhange shooma arzeshe sudur (manend zaboon englisi) dashte bashe, khod be khod arjayet va jaygahe khod ra peyda mikone va garne ba zor va tabligh vahi hamchon parantez dar tarikh bagi mimone
Manouchehr
MAZDAK JAD
az madood peyghamnevisani hasti ke man neveshtehayat ra ba jano del donbal mikonam, vali in peyghame akharet halamo gereft. baied midoonam ke nadooni hadaf az pardakhdan be in masaeli ke SABABI shoroo karde ra nadooni. inke maghaleye SABABI ro mosbat arzyabi mikoni, ba neveshtehaye ghablit nemikhoone, makhsoosan inke neveshti: kesi hagh nadare hich zabooni ro be onvane zaboone rasmi be mellati tahmil kone. inja neshoon dadi ke dargire taassobate ghomi hasti, chon dar tamoome keshvarhaye pishrafteye donya faghat yek zaboon be onvane rasmi moarrefi mishe
من با آزادي فكر و انديشه و احترام متقابل موافقم . در ضمن مخالف خونريزي , يعني چه كه اين آخوندها و جانيان را بايد كشت ؟ !
بر عكس اينها بايد زنده بمانند و در هر لحظه اي از زندگيشان نفرت مردم از خودشان را ببينند , البته اگر خيلي با غيرت باشند شايد در زندان دق كردند .
بايد فكر كشتار را از ذهن بيرون كرد .
چشمها را بايد شست جورديگر بايد ديد
آقای مزدک
حقیقتا فکرتان و قلمتان قابل تحسین است. به روشنفکران هوطن همچون شما افتخار باید کرد. اشخاصی مثل آزاد بیمار روانی هستند و خوشبختی خود را در ذلت دیگران میبینند. در آخر از جناب دکتر بخاطر مقاله بسیار با ارزش تشکر می کنم.
هموطن تمام ایرانیها
جاوید/قزوین
Azez ma Mohtaram Turk qardaslarem , bu Fars Fashistlare bizem dil va ananlare hec bir sayqelare yoxdor biz Turklar Iranda ayrelmaliyak
YASAHSEN TURK MELATE
MAHV OLSON FASIST
ATILA TURKES
به نظرم باید دست از این سوسول بازیهای روشنفکرانه برداشت.حرف و حدیث و مقاله بس است.تنها راه نجات خشونت است.باید عمامه ها را تبدیل به طناب دار کرد.این افه های سوسیال دموکراسی ما جوامعی است که آزادی را تجربه کرده اند.برای ما تا زمانیکه که حکومت مافیایی بر سر کارست صحبت از دموکراسی بی معناست و ما زمانی می توانیم آزادی را تجربه کنیم که جامعه از شر وجود آخوند ها پاک شده باشد.می دانم که به محض اینکه مردم مطمئن شوند که راه بدون برگشت است یک نفر از اینها را زنده نخواهند گذاشت و هر کسی هم که بخواهد از این جرم زدایی جلو گیری کند را در لهیب آتش 25 ساله خواهند سوزاند.ایرانیها را دست کم نگیرید آنها همان قدر که در قبول ذلت مقاوم هستند به موقع از بی رحم ترین ملت های عالمند.زمان آن که برسد خیابانها را از کشته این جانیان پر خواهند کرد حتی به سگ و حیوانات خانگی آنها نیز رحم نخواهند کرد.خشت های خانه شان را نیز بر باد خواهند داد.شاید خونین ترین تحول جهان در ایران صورت پذیرد.این مردمی که از سر تفنن در سال 57 به خیابان آمدند اینبار به خشم و کینه 25 سال ظلم و زور خواهند آمد .این نوشته های مرا به خاطر داشته باشید تا به شما ثابت شود.حرف آخر....آخوند را باید کشت.....هم با لگد هم با مشت.
گشتاسب هيرمند از زابل.
بحث آقای دکتر بنظر من بالاتر از حرفهای چپی و راستی ست. حتی بالاتر از ترک و فارس و بلوچ و کرد است. بحث ايران است که پس از سر خوردگی از چپ بجهت خيانتهای استالينيستهای ديگر و سرخوردگی از سلطنت و شاهنشاهی و امروز هم سرخوردگی عميق از اسلام و مذهب سياسی و امام بازی و شيعه گری بقول زنده ياد کسروی، دنبال مفری می گشت که آنرا پيدا کرده. آنهم ايرانيت است . در ايرانيت هم هم برادران ترک هستند هم فارس، هم بلوچ و هم کرد و هم لر هم مازندرانی و رشتی و چه و چه. بنا براين بايد ما بتوانيم برادر وار و هم ميهن وار اين کشور را بسازيم. ايران کشور فرهنگها و مردمان مختلفی ست که با سيمان ايرانيت بهم پيوسته اند. شما نگاه کنيد کشور ما از قديم تا کنون چند زبان زنده را در خود نگاه داشته است. در صورتی که در کشورهای حتی بسیار پيش رفته مثل فرانسه هم در آن زبانهای محلی مثل زبان نورماندی و پتوا و برتانی بطور کلی سرکوب شده بطوری که ديگر خيی کم کسی آنرا صحبت می کند. البته که بايد ما يک زبان رسمی داشته باشيم ولی اين مانع از وجود زبانهای ترکی و لری و ديگر در کشورمان نمی شود. شايد بايسته باشد که اين زبانها حتی تاثير بیشتری برهم بگذارند تا همديگر را بيشتر غنی کنند و هم باعث پيوند بيشتر ما شوند.ايرانيان عزيز؛ یکديگر را عزيز بداريم. ايدون باد
آره منهم با آقای آزاد موافقم لطفا سایت لیبرااهای ایران رابخوانید ولی مواظب باشید که استفراغ نکنید.متاسفاته من میخواستم زیرنویسی در زیر یکی از نوشته هاشان بنویسم ولی نشد.ای خاک بر سر ملتی که شماها ادعای لیبرالهای انهارا دارید.لااقل بخاطر خودتان هم که باشد بروید و از لیبرالهای غرب یاد بگیرید.برترانراسل پدر لیبرالیسم غرب است و همو میگوید:باوجودیکه با شما مخالف هستم اما حاضرم جانم را بدهم تا شما بتوانید حرفتان را بزنید.ولی شماها یه مشت فاشیست هستید با افکاری کاملا نژادپرستانه و غیره دمکراتیک.کشور ایران از ملل مختلفی با اختلافات گوناگون(زبان فرهنگ...)تشکیل شده وهیچ ملتی را نباید بر دیگری برتری باشد همانطوریکه هیچ مذهب یا ایدئولوژی را نباید بعنوان هذهب یا ایدئولوژی حاکم برسمیت شناخت(جنایتی که در طول ناریخ انجام گرفته)هیچ زبانی را هم نباید بعنوان زبان رسمی به جامعه تحمیل کرد.ما مردم ایرانیم و با تمام اختلافاتمان باید بدون هیچگونه تبعیضی در صلح و آرامش در کنار همدیگر زندگی کنیم.
حالا شما چپها بشينيد و مرتب مردم ايران را در ذهن خود به ملت و خلق تقسيم كنيد شما ازاد هستيد تو اين كار ولي خوب يه زموني مي ايد كه ما سرتون رو به زور از زير برف در مي اوريم تا واقعيتها را ببينيد وگرنه اميد بستن به چپها مثل اب در هاون كوبيدن است خدا را شكر كه در ايران كسي خد را ملتي جدا نمي داند يعني همام حرفي كه چپها مي زنند و پانتركيستها هم انها را طوطي وار بيان مي كنند و خود را جداي از بقيه نمي داند وگرنه خدا مي داند با اين اراجيفي كه چپها و گروههاي ديگر مي بافند چه مي شد و خدا را شكر كه اصلا اين افراد را به حساب نمي اورند چون كه اين گفتمان ملت سازي تو يك كشور نتيجه خودش را خوب نشان داده است و تكرار مكررات كار ادم عاقل نيست حالا چپها را ديگر نمي دانم شما فكر مي كنيد تو يوگسلاوي و هندوستان فعلي و غيره چرا يك دفعه جنگهاي داخلي پيش كمي ايد همش به خاطر چهارتا ادم مثل همينهاست كه بدون اينكه هيچي از جامعه ايران بدونند مي ايند و نسخه براي ان مي پيچند....اره بابا شما ازاديد كه همه چيز بگيد...iranliberal.persianblog.com
ما در ايران دموکراسی و حقوق بشر می خواهيم. و حکومت فدرال.
salam mahammat man oymamadam isdiram sannan danisham manim mailim bo ali_ali3632@yahoocom
تا صحبت از يک سري حقوق بشري مي شود نبايد به بهانه تجزيه اين حرفها را ناگفتني شمرد .
من نيز معتقدم که تجزيه ايران بزرگترين خيانت است ولي ضايع کردن حقوق قوميتها نيز چندان ظلم کوچکي نيست و نمي توان به بهانه ترس از تجزيه اين ستمها را تجويز کرد.دوست عزيزمان ايرج اين نکته را بايد مورد توجه قرار دهند.
Nevisandeye aziz!
Dar kol baa bishtaare goftehayetan razi hastam vaa az babete an tashekor mikonam.
Ama, shoma az kodam bahrehayee siyasi sokhan migooyid. Sazemanhaye siyasi be khatere ehyaye huguge mellatha tashkil shode, na baraye sayeere ahdaf. Vaa hagge tabbii anhast kee mardome Iran raa az zolm vaa setame vared bee anha motaleh saazad.
Ba ehterame faravan
Manouchehr
بعنوان يک دانشجوي ترک که در ايران زندگي مي کنم از مقاله شما که توانسته گوشه اي از دردهاي ملت ترک را بيان بکنه ممنون هستم اميدوارم که قلمتان را همواره در راه آزادي ملل تحت ستم مورد استفاده قرار دهيد "ساغ اًلون"
آقاي محمد خان،فكر ميكنم شما نخستين فردي باشيد كه عدم توانايي در درست صحبت كردنتان را دليل ناتواني زبان پارسي مي پنداريد.
Eziz yazichi, sizin yazilarizdan, men bele netice aliram ki Guney Azerbaycanin an qurtulush yolu ancag ISTIGLAL di. Bu yolu Azerbaycan ve Iran tarixinin neticesidir.
What we South Azerbaijani can conclude from the Azerbaijan's history in past is to have our own independent country from the country called so as Iran. Independence of South Azerbaijan and others none Persain Nations from Iran, is the ONLY WAY OUT of this sick Persain chauvinisim in the bordered land called Iran in past 80 years.
Yashasin Azerbaycanimiz, Yashasin istiglal
DON'T forget that we are the new generation of Azerbaijan.
نمونه آقاى ايرج آريايى نژاد اصيل و پاك كه از درك يك متن ساده به زبان فارسى نيز عاجز است نشان مىدهد كه زبان رسمى دولت ايران بايد از فارسى به زبان قابل و توانايى مثل تركى و يا انگليسى تغيير كند. شايد در آن صورت امثال ايرج آريازده ملتفت متنى كه مىخوانند بشوند٫ شايد.
جناب دكتر
بفرماييد منظور شما چيست؟ تجزيه ايران را مي خواهيد؟ يا مطلب ديگري داريد؟ واضح و روشن صحبت بفرماييد.
آقای دکتر م. سببی واقعا بحث بموقعی را مطرح کردهاید با اینکه با نظر شما در مورد سازمانهای سیاسی موافق نیستم.
بحث مهمی است و واقعیتی را مطرح کرده اید که خواه و ناخواه هر رژیمی را که در ایران بخواهد بدون سرکوب حکومت کند و ادعای دمکرات بودن داشته باشد بمبارزه میطلبد.از این جنایت کاران بیگانه با مردم و فرهنگ ایرانی نه توقعی است و نه امیدی.اما ایران آینده خواه ناخواه باید این مسئله را بطور جدی در برنامه دولتهای خویش فرار داده و بطور مستمر تمام سعی و کوشش را در جهت برخوردی اصولی و دمکراتیک با این مشکل جامعه بنماید.این امر باید مورد توجه و بحث تمام آحاد ملت و در فضائی دوستانه و آزاد قرار گرفته و نمایندگانی واقعی که در جوی دمکراتیک انتخاب شده اند با بحثهای سازنده و بدون تنشهای مغرضانه مردم را در جریان مسائل مربوط به آن قرار دهند.بعلت سختی کار و بحث انگیز بودن موضوع و اختلافات فاحشی که بین مخالفان و موافقان این موضوع وجود دارد باید طرفین صبورانه و صادقانه برای یافتن راهای حل مسله نیرو گذاشته و از ابراز عقاید و گفتههای اختلاف انگیز و تند بشدت دوری جویند.نباید فراموش کرد که مردم ما سالیان سال را زیر یوغ رژیمهای وحشی و بیرحم بوده و هیچگونه الگوئی در تاریخ ما جهت مراجعه نداریم و الگوهای ما تنها کشورهای مترقی و آزاد خواهد بود.بامید روزی که تمام مردم ایران در ایرانی آزاد و آباد دوستانه و برادرانه در کنار هم برای پیشرفت و سربلندی کشورمان بکوشند.من معتقدم که مردم ایران به آن حد از شعور و معرفت سیاسی رسیده اند که بتوانند این مسئله را در آینده بدون درگیری حل نمایند.به امید آن روز.
آقای دکتر م ـ سببی اخطار بسيار واجب و لازمی را ارائه داديد. من چندی پِش فرانسه بودم شب در خيابان ناگهان پليسهای پياده و سواره از راه رسيدند. سپس اسکيتسوران بصورت دسته جمعی راه بر اتومبيلها و اتوبوسها بستند، همه با صبر و حوصله نزديک يک ساعت منتظر ماندند تا اسکيتسوران و رولتسواران و سپس دوچرخه سواران شاد و پرتحرک از جلو اتومبيلها گذشتند. جالب اين بود که کسی حتی يک بوق هم نزد. با همراه خود که اهل فرانسه و پاريس است گفتگويی داشتم او می گفت در اينجا دولت گاه و بيگاه خود توليد پديده می کند ولی پديده های اجتماعی را نيز کاناليزه می کند و نه جلوگيری که نه باعث سرخوردگی شود و نه باعث حرج ومرج. پديده موسيقی تکنو را نيز دولت فرانسه کاناليزه کرده و جاهايی را برای جوانها در نظر گرفته که آنها می روند و کارشان را انجام می دهند.ولی بدبختانه احمق هايی که بر ما حکومت می کنند غير عقده و عصبيت و سرخوردگی برای اين مردم هيچ چيز ديگری نياورده اند. شما فراموش نکنيد که کبوتری هفت هزار ساله در حال بيدار شدن است ولی ملاها چنان تجاوزی به اين کبوتر خواهند کرد که او قولی خانمانسوز خواهد شد.آن کبوتر همان هويت ايرانی ست. فرخنده شهيدی از تهران -اسلامشهر
be salam
man kastam tashakor bekonam az mesalhaye kobe shoma, PKK va Dashnaksiyone Aramani
PKK mobarezeha mardome Kord ra aqb andakt , be mobareze kordha saye andakt.
va Dashnakhaya armani be katere msaele Osmani hezaran nafar bikonah ra qatleam kardand