در مقاله ى قبل ، سعي كردم ، نقش راًى هاي گاه ، گاه در اختيار كاغذى را ، بعنوان اسلحه هاي قانونى ، مشروع ، موثر و دو كاره ( هم كشنده ، هم بوجود آورنده ) در نظامهاي جمهورى ، برجسته كنم. در اين مقاله ، سعى خواهم كرد براي كمك به روشن شدن موضوع ، مورادي از استفاده هاي اشتباه و خلع سلاح هاي صورت گرفته ( گرفتن راًى ) ، كه منجر به اتفاقات ناگوار امروز شده را ، با شما مروركنم . اتفاقاتى كه با گوشه ي چشمى به اين شعر حتماً ميتوانست ، يا ميشد، به دست خود !! اتفاق نيفتاده باشد!! مثلاً با آگاهى ، در موقع انداختن راًى ها...
( گر گدا كاهل بود ، تقصير صاحبخانه چيست؟)
با اين اميد كه در مثل ، مناقشه روا نداشته ، فكر نكرده باشيد خداي ناكرده راًى دهندگان گدا هستند و حاكمان، صاحبخانه !! ،( ولى انگار راستى راستى بعضي يا اينجورى فكر ميكنند!!) تنها با اين اميد كه با درس گرفتن از گذشته ، اسحله هاي راًى دوباره خود را تميز، عيار، تنظيم ، روغن كارى و آماده ى شليك نهايى كنيم، بحث در مورد اهميت راى در نظامهاى با مناسبات جمهورى را ادامه ميدهم.
در ابتدا ، اميدوارم با من در اين قسمتها موافق باشيد كه : «همه ي ما ، مستقيم يا غير مستقيم در حال ساختن فرداي خود ، كشور و جهانمان بوده و هستيم.» همچنين: « روند بهبودي شرايط زيست ما ، با مداخله ي فعال ما پيش رفته و ميرود.» همينطور: « براي حفظ سلامت و پيشبرد محيط زندگيمان ، نمي توان و بنايد منتظر هيچ معجزه اى باشيم تا كى ؟ اتفاق افتد.» و: « هر روز كه بگذرد ، براي تغيير ندادن مناسباتى كه ما را به بند كشيده و ميكشد ، به اندازه كافى ، دير هست. بجنبيد .» بعلاوه با اين عينك كه : « همه ي ما در هر گوشه ي جهان مسئول پيشروى و يا پسروي روند بهبودى و يا خرابي محيط و مناسباتمان بوده و هستيم.»( حال يا با بي تفاوتي ، يا بر عكس ، يا با بي مسئوليتى ، يا بر عكس ، يا با اشتباهاتمان ، يا بر عكس ... يا با عمل متناسبمان ، يا بر عكس...) اگر تا اينجا موافق هستيد ، حتماً با اين نكته هم موافقيد كه: « چه بهتر، تا از طريق گفتگو ، بحث ، نقد ، تحليل ، ..... تشكيل احزاب ، ... دادن يا ندادن راًى ، اين مشاركت در ساختن فردايمان را ، مانند برنامه هاي سرگرم كننده ي تلويزيونى ، مسابقات ، .... آگهي هاي تبليغاتى ، موسيقى و رقص ، خوش آيند ، خواستنى ، و مطلوب سازيم.» چرا ؟ چون رقيب نيز چنين كرده و ميكند!! چون او هم در روزهاي قبل از انتخابات سرودها و آهنگهايى پخش مي كند كه در طول بي سلاحي ما پخش نكرده !! چنان 24 ساعته تبليغ ميكند كه راًى دادن را براي هر ظاهربينى ، شرطى و تلقين ميكنند !! ....
بعد از اين توافقهاي ساده ، امروز ، بار ديگر، با در اختيار گرفتن اسلحه هاي قدرتمند راًيمان ، فرصت تغيير و ساختن فردايمان را ، بدست آورده ايم. از همان فرصتهايى كه ، توانستيد با آن ، سيلى بزنيد ، توانستيد با آن قدرقدرت بركنار كنيد ، توانستيد آقاسي ها مفتضح نمائيد ، ..... و متاًسفانه توانستيم خراب سازيم ، به پسرفت كمك دهيم ، به چه كنم چه كنم ؟ خود را دچار كنيم..... ( قبول دارم كمى خيالپردازانه به نظر ميرسد مخصوصاً با توجه به پيچيدگيهاي زمانه ي ما ولى) سعي ميكنم موضوع را ساده كنم ، چون معتقدم با ساده كردن مسئله است كه ميتوان آن را حل كرد ، بواقع هم ، موضوع چندان پيچيده نيست ، شايد خود ما هم ، كمى آن را پيچيده كرده ايم ( بغير از آنكه برايمان پيچيده ميكنند!! تا درمانده مان سازنند.)
امروز بارديگر حاكمان قدرتمند ( البته قدرتمند در مقابل بي اسلحه ها!!! ولى موش در مقابل ...؟) ، در مقابل ما ( اسلحه داران يك روزه!) به زانو در خواهند آمد تا از ما راًى اعتماد بگيرند . (نشان دهنده ي قدرت مردم ، قابل توجه آنهايى كه ميگويند از مردم كارى ساخته نيست و بايد دست به دامن ديگران شد.)
امروز بارديگر به پشتوانه ي زحمات گذشتگانمان در ايجاد دولتهاي جمهورى و پارلمانى ، قدرت و اسلحه ، در دستهاي ماست. فقط بايد مواظب بود و مواظبت كرد تا اين اسلحه ي گرانقيمت با يك پرس چلو كباب ، يا با يك وعده و وعيد تو خالى ، .... يا با فريب و دغلبازى ، از دست ما بيرون كشيده نشود.( و اين مهمترين رسالت امروز من و توست كه دست در دست هم ، اجازه ندهيم تجربيات گذشته كه با بهاى سنگين بدست آمده ، فراموش شود)
امروز حاكمان جمهورى اسلامى ، كه آرزو داشتند به جاي آن تركيب« جمهورى اسلامى، نه يك كلمه كم ، نه يك كلمه زياد» ، تركيب « حكومت اسلامى، نه يك كلمه كم و نه يك كلمه بيش » !! به ارث رسيده بود !!( تا به حال هم به هيچ قيمتى نشده آنرا تغيير دهند) ، به تك تك آراي اسلحه گونه ي ما، احتياج دارند. نه براي ساختن و اصلاح ، كه اين نكردند در زماني كه فرصت داشتند ،..... بلكه ، تا خود را و تمام سركوبها و نقض حقوقها و........ ظلمهاي روا داشته را، مشروعيت بخشند ؛ و اين وظيفه ي تك تك ماست ، من وتو ، كه بارها نداشتن صداقت اينان را ، با وجودى كه بارها و بارها به ما گفته اند:« آزموده را ، آزمودن خطاست» آزموده ايم تا اجازه ندهيم سناريو و سناريوها ، دوباره تكرار شود.
در حقيقت امروز زمان رقص شترى ماست !!( خر و شترى در حال كوچ و فرار ، به دشتى رسيدند كه شتر ، احتمال وجود شكارچي ، در آنرا ميداد . از خر خواهش كرد تا با( رعايت قانون فرار ) با سكوت ، اين دشت را طي كنند. ولى ناگاه خر، با عرعر خود، سكوت دشت را شكست. شتر گفت دوست من ، مگر بنا نبود ساكت باشي تا از اين دشت بگذريم؟ گفت قرار گذاشتيم ولىىىى ، من آواز خواندم گرفته!! ... گذشت تا در مسير به عبور از كوهى رسيدند . خر، از پا افتاده بود . شتر بزرگوارى كرده ، او را كول كرد تا از آن مرحله ، گذر كنند. در حين عبور به دره اى رسيدند. شتر به ياد عر عر خر و هوس آوازخواندن او افتاد. بر لب پرتگاه رفت و شروع به تكان تكان خوردن نمود. خر با ترس و لرز گفت : دوست من ، چه ميكنى؟ مگر نميبينى دارم ميفتم! و امنيتم در خطر است!!..... شتر گفت: يادت هست ؟ چه موقع هوس آواز خواندن كردى؟ امروز هم، من هوس رقصيدن كرده ام !! و شروع كرد به رقص شترى !) امروز زمان ماست تا جواب تمام آن توهينها ، دزديها ، حق السكوت گرفتنها ، نون بريها ، حق خوريها ، .... فسادها ، قتل عام كردنها ، طولاني كردن جنگ و خسارات ناشي از آن و ......همه و همه را يك جا، با اسلحه هاي مشروع و قانونيمان وصول كنيم. ( بله ، با همين اسلحه ي كوچك و ساده ي مرگبار راًى )
اين وظيفه ي ماست كه در اين فرصت بدست آمده روشنگرى كنيم. چرا كه:« اگر بينى كه نابينا و چاه است ، اگر خاموش بنشينيم ، گناه است.»
امروز بعد از گذشت 25 سال و اتمام امتحانهاي متعدد و اضافي صداقت مسئولان انتخابي و غير انتخابي ، آنان به تصديق همه ي ممتحان حتي خودى!! رفوزه شده و فرصتها را سوزانده اند . ولىىى ، صحنه براي امتحان ديگرى ، اين بار، براي امتحان تك تك ما!! آماده شده است. پس وظيفه ى ماست ، تك تك ما ، كه افق ها ، آرمانها و اعتراضات بخش عظيمى از جامعه مان را در اين امتحان ، منعكس كنيم ، وظيفه ماست برملا كنيم، هر چه ديده و كشيده ايم ، .... يا به زبان ديگر، امر به معروف و نهى از منكر كنيم ،.... هرچند ، ممكن است صدايمان در مقابل فرياد آنان به جايى نرسد. هرچند ، عده اى را از درس گرفتن از تاريخ ، خوش نيايد!! ..... هر چند، ... چرا كه به قول حافظ:
«حافظ، وظيفه ي تو دعا گفتن است و بس ، در بند آن مباش كه نشنيد يا شنيد.»
و ميبينيم كه امروز صداي حافظ هنوز خاموش نشده ولى صداي منافقان و تزوير گران خاموش و مدفون شده است.
امروز دولتمردان جمهورى اسلامى ، سخت در تلاشند تا پليتيك جديدى براي خلع سلاح آراي ما پيدا كنند. دوستان مخفي و سركار استوارهاي حاشيه اي آنان نيز به كمك آنان آمده اند تا ، حال كه ديگر تكليف شرعي !!!؟ و پليتيكهاى قبلى هم : ايران براي ايرانيان!! حكومت قانون و قانونگرايى !! ....... ، از حنا و اعتبار افتاده ، آنان را كمك ، پليتيك جديدى سوار كنند..... مثلاً: اگر راًى ندهيد مملكت در خطر دخالت خارجي مي افتد!!( مگر دعوت از سه وزير امور خارجه و امضاي پروتكل الحاقي ، نشان از پايتخت نبودن تهران نداد!!) و يا: اگر راًى ندهيد لولوها!! ي محافظه كار، قدرت را تصاحب ميكنند !!( مگر تا به حال آنان بي قدرت بودند كه فردا قدرتمند ميشوند!!) ....اگر راًى ندهيد ايران مثل عراق ميشود.( مگر حالا ، وضعى بهتر از عراق داريم؟ لااقل آنجا دشمن ، دشمن است ! اينجا چي؟ كه دشمن خوديست؟! بقول معروف: از دشمنان برند شكايت به دوستان ، چون دوست دشمن است ، شكايت كجا بريم؟) ... مثلاً از عرق وطن پرستي ما استفاده كنند و براي اين از اعتماد افتاده ها ، صداقت نشناسها ، نمك خورده ، نمكدان شكسته ها ، ... عمر خريدارى كنند؛ به اين اميد كه ، شايد از طريق اينان!!؟ مثلاً به پارلمان رفته و مبارزات پارلماني خود را دنبال كنند. غافل از اينكه نبايد سختى و شكندگي سنگ را حتماً با سر خود امتحان كرد !! ، آنهم در حالي كه خانه از پاى بست ويران است و ورود آنها هم ، در مقابل احكام حكومتي و شوراي نگهبان و مصلحت نظام ، مشكلى را حل نكرده ، آبروي مانده ي آنان را!! نيز ، بر باد خواد داد.
امروزبيش از پيش جامعه جهانى، براي پيشبرد نقشه هاى خود، چشم به مشروعيت، يا عدم مشروعيت مسئولان درون كشورما دارد.(چگونه؟ از طريق مشاهده ي مشاركت يا عدم مشاركت مردم در انتخابات فرمايشى، فكر نكنيد، آنها هم مثل ما ، تقلب را نميبينند!)
امروز جامعه ي جهانى با كشورى كه از مشروعيت مردمى برخوردار نباشد ، حاضر به همكارى نخواهد بود.( چرا؟ بدليل فشار افكار عمومى مردمش و... و مهمتر، احتياج به امنيت سرمايه اش !)
علاوه بر اينكه ، امروز جمهوري اسلامى براي حل مشكلات اقتصادى و دزدي و گرگىهاي خودش ، نيازمند همكاري جامعه ي جهانى است. همه ي اين مسائل باضافه ي مشكلات و بن بستهاي داخلى دست در دست هم داده تا ما ، امروز آراي در كفمان را ، به غفلت ، در سبد ناصالحان ، دروغگويان ، چاپلوسان ، شكنجه گران ، قانون زير پاگذاشته ها و متهمان هميشه اتهام زن ، قرار ندهيم.
امروز اصلاح طلبهاي قلابى هم ، در فكر ايند كه به كمك دوستان محافظه كار خود آمده ، مردم را با يك شكلات پرونده ي زهرا كاظمى و يا افسانه ي نوروزي و يا آزادى زندانيان به اصطلاح سياسي !! خودشان ، و يا حتي بر چيدن نظارت استصوابي ، ( در اين سالها ماشاالله قوه ي قضائيه براي همه كسانى كه ميتوانستند غير خودى باشند ، پرونده ي مجرميت و محكوميت ساخته اند كه وظيفه ي حذف از طريق نظارت استصوابي را بگيرد!!) گول زده و آنان را در مقابل ظلم و جور و نابودى هر روزى ، خلع سلاح كنند . اين نيز وظيفه ي من و توي دردمند است تا اجازه ندهيم غده سرطاني را با قرص آسپرين بچه ها !! معالجه ، پول به جيب بزنند!! و ما را در درد و رنج ، با غده ي سرطانى تنها رها كنند و بروتد.
داشتن رابطه با ديگر كشورها ، بستن قرداد ها ، مراودات بازرگانى ،... حتي سفر مقامات به ديگر كشورها ، بسترى از امنيت و مشروعيت را ميطلبد ، اجازه آن ، با راًيهاي ماست.
امروز خوشبختانه ( هر چند دير!!) بيش از هر زمان ديگر ، در مورد ارزيابى انتخابات گذشته و خلع سلاحهاي آرا گذشته ، اتفاق نظر بوجود آمده ، بنابراين ، اين وظيفه ي تك تك ماست كه اين اتفاق نظر بالقوه را ، به فعل در آورده ، نشان دهيم اولاً ، با آراي ريخته شده ي گذشته ، چگونه شراكت در جرم را امضا كرده ودر مقابل آنچه اتفاق افتاده، مسئوليت داشته ايم ، دوماً چگونه اينبار عمل كنيم كه بهترين باشد و بتوانيم اشتباهات را جبران ، آينده را به نحو احسن بسازيم.
در اين مقاله ، قلم بر خلاف خواست قبلى بر من سبقت گرفت ، كمى راه شعار را طي كرد در نتيجه اجازه نداد بر موضوع اوليه وارد شوم . اين نيز شايد عارضه ي طبيعي فضاهاي بسته ، باشد!! كه حرفها تلبار شده و راه خود را پيدا نكرده! به هر حال ، وقت تا روز تحويل اسلحه ها زياد است ، قول ميدهم در مقاله بعد، بعد از كنترل قلم ، سعى كنم تحليلى ساده از انتخابات گذشته و نتايج حاصله ارائه دهم تا بلكه چگونگي اهميت موضوع ، بيشتر و بيشتر روشن شده ، در فضاي پر نورتر و آرامترى ، بتوانيم از سلاحهاي در اختيار خود، استفاده ي مفيد و موثرترى بعمل آوريم.