بخش اول: وقایع قبل از هفتمین دوره انتخابات
با توجه به نیم فضای آزاد حاکم در چند سال اخیر، بررسی ابعاد مختلف جریانات قبل از انتخابات چندان دشوار بنظر نمیرسد در حالی که پیش بینی دقیق روند تکامل وقایع بعد از انتخابات هفتمین دوره مجلس امری غیر ممکن میباشد، لذا ما فقط سعی خواهیم کرد با تکیه بر تجربیات گذشته سمت و جهت پیشرفت حوادث را تخمینی پیش گویی کنیم.
در آستانه انتخابات مجلس هفتم، تمام نیروهای سیاسی جامعه تلاش در ارزیابی روند و نتایح انتخابات دارند. این نیروها که عمدتا از جناح راست حاکمیت دوگانه (محافظه کاران سنتی) ، جناح چپ حاکمیت دوگانه (اصلاح طلبان حقیقی و کرسی طلب، نهضت آزادی و نو گرایان مذهبی) وتشکیلاتهای اپوزیسیونی تشکیل شده اند همچنان نگران عواقب سیاست احتمالا نسنجیده خود هستند. کاندیدهای اپوزیسیون هنوز درگیر بگیر و به بندها هستند و امیدی به تحولات عمیق در عرض 3ـ2 ماه باقی مانده به انتخابات ندارند در حالی که نیروهای دوم خردادی از حراس قهر مردم و تکرار وقایع دوره ششم در دو دلی بسر میبرند. همینطوردر خصوص شرکت کردن یا نکردن کل جناح چپ در انتخابات مجلس هفتم باید دید که شورای نگهبان تا چه حدی در جریان بررسی صلاحیتها کوتاه می آید.
جناح راست حکومت باینکه رفراندم بعد از انقلاب را تنها انتخابات مشروع به حساب میاورد اما با تکیه بر اصل ولی فقیه منشاء مشروعیت خود را در کل از مردم نمیداند. لذا بیشتر به استراتژی رای کمتر(اما مطمئن) در انتخابات میاندیشد. برای این جناح از حاکمیت رای مردم جنبه زینتی و وسیله ای برای گریز از افکار عموعی و انتقادات جهانی میباشد و موقعی حاضر به برگزاری انتخابات عادلانه هستند که از قبل به نتیجه رضایتبخش آن اطمینان حاصل کنند و در صورت لزوم با کمال میل برای تامین و کسب نتیجه دل بخواه خود از شورای نگهبان جهت رد صلاحیت کاندیدهای ٌغیر خودیٌ استقاده میکنند. در صورتی که بر خلاف جناح راست، مشروعیت دوم خردادیها در گرو انتخابات و مشارکت مردم در آنها هستند.
برای روشن شدن موضوع نگاهی به حوادث سیاسی و روند انتخابات بعد از 76 ضروری بنظر میرسد. بی تردید میتوان گفت که دوم خرداد 1376 سرآغاز فصل جدیدی در فضای سیاسی ایران بود. پیروزی ناباورانه آقای خاتمی شور و شوق جدیدی در صحنه سیاسی کشور بوجود آورد و جناح راست حکومت غافل ازعواقب شکست غیر منتظرانه خود وبا ترس از ورود مخالفان نظام به مجلس، مجبور به تائید صلاحیت اکثر کاندیدهای جبهه مشارکت و حزب همبستگی برای مجلس ششم شد و حتی در این گیرودار تعداد معدودی کاندیدهای مستقل نیز موفق به کسب صلاحیت خود شدند. در مجموع میتوان گفت که با اینکه انتخابات مجلس ششم 29 بهمن 78 در مقایسه با استانداردهای دنیا غیر دمکراتیک بود اما به جرأت میتوان از آن بعنوان آزادترین انتخابات پس از انقلاب نام برد. بدین صورت در پی این آزادی نسبی بخشی از جناح چپ حاکمیت (نیمه خودیها) با تکیه بر آرای مردم توانستند وارد مجلس بشوند. قابل توضیح است که منظور از نیمه خودی در اینجا اشاره به اشخاص رده دوم رژیم از جمله مدیران عالی رتبه میباشد.
بنابر این اکثر این نمایندگان جناح چپ حضور خود را در مجلس ششم مدیون آرا و پشتوانه مردم میدانستند و بر خلاف وزرا و نمایندگان آقای خاتمی در وزارت خانه و نهادهای دولتی بیشتر این نمایندگان همواره این احساس را داشتند و دارند که برای تداوم بقاء در صحنه سیاسی مجبور به همنوائی با مردم و منتخبین خود هستند. اما حوادث مجلس ششم در طی سالهای 82ـ78 بصراحت نشان داده است که پیدا کردن یک بالانس مناسب بین حاکمیت انتسابی و انتخابی عملا کاری بسیار دشواری هست. با آنکه تصویب لایحه ها و قوانین مهم در مجلس ششم بدفعات مکرر از سوی شورای انتسابی لغو شدند، همچنان اکثر نمایندگان جناح چپ ترجیح دادند بدون پرداختن به عمق تضادها در مجلس باقی بمانند چونکه برد و باخت در میدان ستیز طالب هزینه گزافی بود.
برای جناح راست این ستیز جدال مرگ و زندگی هست. آنها هرگونه تغییرات اساسی در روند نظام جمهوری اسلامی را قدمی در فروپاشی حوظه قدرت و نفوذ خود میپندارند و در نتیجه از تمام امکانات موجود جهت جلوگیری از تغییرات استفاده میکنند. در حالی که اصلاح طلبان حقیقی مجاس ششم بدون پرداختن هزینه سنگین در نجات موقعیت سیاسی و اجتماعی خود بامید معجزه نشسته اند و اصلاح طلبان فرصت طلب و پاپولیست در پی مشاغل در دستگاه اجرائی آقای خاتمی کمین زده اند.
آن چیزی که در این میان حائز اهمیت است ماهیت دوم خردادیها میباشد. بدنبال 8 سال سیاست راکد بعد ا زاتمام جنگ اکثر تکنوکرات و پراگماتیستهای (واقع گراهای) مذهبی بخش رده دوم حکومت یکدست رفسنجانی در راستای کسب کرسی و امکان پیشبرد اصلاحات نسبی به فکر ایجاد یک پایگاه سیاسی افتادند. طراحان و فعالان جریان دوم خردادی بی خبر از عمق اصلاحات لازمه در ایران و مشکلات سر راه، برای جذب حمایت مردم شروع به استفاده ازشعارهای رادیکال نمودند. در نتیجه آنها با شعار قانون گرائی و مردم سالاری، با تکیه بر حمایت کامل (نزدیک به %80) مردم، اعتلاف با بخشی از نخبگان جامعه و اپوزیسیون نظام در داخل ایران موفق به غصب پستهای رده اول حاکمیت شدند. اینها طبیعتا برای حفظ جایگاه خود، مثل گذشته در آینده نیز مجبور به مبارزه هستند با این تفاوت که تنها سلاح شان رای و پشتوانه مردم میباشد. هر گونه عقب نشینی از برنامه اصلاح طلبی و سیاست مردم سالاری نه تنها خیانت به آرای مردم محسوب خواهد شد، بلکه بی شک در انتخابات آینده با قهر مردم روبرو خواهند شد چنانچه در انتخابات نهم اسفند 81 مردم بصراحت نشان دادند که در صورت لازم به پای صندوقهای رای نمیروند. بنابر این درصورت قهر مردم، اکثر دوم خردادیها به رده های پایین و حتی خارج از حاکمیت نیز انتقال داده خواهند شد.
با توجه به افکار عمومی حاکم در جامعه کنونی بنظر میرسد که مردم ایران برنامه اصلاح طلبی، حاکمیت قانون گرائی و مردم سالاری دوم خردادیها را مغایر با خود قانون اساسی جمهوری اسلامی میدانند و نیروی محرکه تحولات 76 دراصل در بطن خود خواستار تغییر نظام بوده است. حقیقت این است که برنامه اصلاح طلب و مردم سالاری دوم خردادیها شبیه چاقوی دو لبه میباشد. اصرار در اجرای برنامه خواه نا خواه منجر به سقوط رژیم و عدم اجرا منجر به سقوط خود دوم خردادیها که از بانییان و پاسداران نظام نیز هستند خواهد شد. این حقیقت تلخ نخبگان حرکت دوم خرداد را مجبور به بازنگری در سیاست خود کرده است و چنانچه در پنجمین کنگره جبهه مشارکت به آن نیز به نوعی اشاره شده است و یکی از چهره های شناخته شده جبهه مشارکت آقای قاسم شعله سعدی نیز به بن بست رسیدن سیاست دوم خردادی را در مطبوعات توضیح داده اند. همانطوری که ایشان نیز اشاره کرده اند نمیتوان هم قوه اجرائی وهم قوه مقننه را اشغال کرد و همزمان از ناتوانی از اجرای وعده های انتخاباتی خود از مردم عذر خواهی کرد.
بی تردید انتخابات هفتمین دوره مجلس دوم خردادیها را بر سر دو راهی قرار داده است. یا باید همچون نو گرایان مذهبی خواستار جدائی دین از سیاست شد وبدنبال آن ترک تز حکومت مردم سالاری دینی کرد و در نهایت، تبدیل به یک نیروی دمکراتیک مذهبی شبیه حزب رفاه ترکیه و یا حزبهای دمکرات مسیح اروپائی شد و یا اینکه به خط حاکمیت ولایت فقیه با تمام بعد خود بازگشت.
در نوع اول، عکس العمل فوری در بحرانی ترین حالت این خواهد بود که دوم خردادیها تعداد قابل ملاحظه ای از فعالان و طرفداران مذهبی خودی را از دست میدهند و اما بموازات آن حمایت مردم را حفظ میکنند. با تکیه بر آن حمایت، دوم خردادیها با تمام قوت خود و آگاهی از هزینه سنگین آن به مبارزه علیه شورای نگهبان در جریان بررسی صلاحیتها میشتابند. با توجه به جو حاکم در ایران در بدترین شرایط تعدادی محدود از نمایندگان دوم خردادی وارد مجلس خواهد شد و بعنوان تریبون قانونی در کشمکشهای سیاسی آینده از آنها استفاده میکنند. بدین صورت جناح چپ حاکمیت دوگانه ایران، مثل حزبهای کمونیست اروپا بعد از فروپاشی شوروی، مشروعیت خود را در پاسداری از ارزشهای اسلامی در جامعه آینده حفظ میکند. در حالت دوم جناح چپ حاکمیت با جناح راست به اعتلاف میرود و تقریبا با اکثریت قاطع در مجلس به پاسداری از رژیم تلاش میکنند. به دنبال چنین اعتلاف باید منتظر فروپاشی دوم خردادیها و بروز قوه رادیکال مذهبی شد که احتمالا رهبری حرکت گسترده اعتراضات آینده ر نیز بدست میگرند.
بخش دوم این یادداشت راجع به پیش گوئی وقایع بعد از هفتمین دوره انتخابات مجلس در رابطه تحولات سیاسی داخلی و خارجی خواهد بود که بزودی حضور خوانندگان گرامی تقدیم خواهد شد.
دکتر م. سببی
Manaf Sababi Ph.D.
Senior Scientist
[email protected]
Tel: +46 703-591315
با سلام
دوستان گرامی لطفا رعایت احترام کنید
Dr. Sababi shoma Lotfan dar rabete ba Meliyatha
bishtar benevisid
az Lorestan
motashakeram
BARADARAN MONTAZAREH ZOHOOREH AGHAM EMAMEH ZAMAN BAYAD BOOD MONTAZAR BAYAD BOOD VA DOAA BAYAD KARD
hanooz rejime akhondha ba tamame karhaye siah va zede bashari baraye gharb yek " Sweet Haeart" mahsoob mishavad
agar donyaye gharb payband be hoghooghe bashar va democrasi bood na Saddam Saddam mishod na Pinoschet na Sharon va na digar diktatorha
Agar Shah ba gheymate naft aghelane raftar mikard
ba vey kenar miamadand shyad az bimariye vey negaran boodand vali chera pas az bish az 20 sal fahmidand ke vey hoghooghe bashar ra reayat nemi konad
Vazee akhondha az shah taariktar ast vali ta iinja aziztar boode-and midanid chera
Chon agar yek hokoomate mardomi az nokhbegan dashte bashim roozegar baraye gharb sakht tar mishvad hesab ketab be mian miayad ghaarate mamlekat doshvaar mishavad keshvarha-ye mantaghe bikaar nemishinanad va anha ham dast be mobareze khahand zad be tarkib va sakhtare Iran tavajoh konim aya akhoondha kamtar az esteemargaran rahe pishraft va taraghi ra basteand iin khadamate akhoondha be gharb tavasot hich grohe digari be anjam khahad resid -Iran bedoone komake gharb bayad azad shavad agar ashghal shavad kesi nemidand nokarane baedi kodamand bayad mardom ra baraye ehghaghe haghe khod tashvigh kard na naomid bayad ghanoone entekhabat ra efsha kard ke akhoondha ba araye nachiz natavanand be hokoomat edame dahand agar mardom dar entekhabat sherekat nakonand entekhabat bayad batel shavad vagarne akhoond ha ba chand milion be hokoomate nangine khod edame midahand
agar sherekat konandegan dar entekhabt kamtar az 50% vajedine sharaet
bashad bayad entekhabat batel gardad
bayad rah ra baraye entekhabate mardomi baz kard dir o
zood dare vali sookht o sooz nadarad
lol
jalebe
migam, chera nazar khahi faghat baraye tedadi az maghalat anjam mishe.
va masalan baraye Baradar Masoud Behnud, sotun nazar khahi tavasote Site GOOYA baz nemishe
dusti javab dadeh ast : chon afradi fahashi kardehand be ishun
lol
jalebe
magar na inke webmaster ghader ast dar edit sotun dakhil bashad
inke, site GOOYA, saligheyy amal koneh va gozinesh
amale nashayestist ke adam ro yade vezarate ershad eslami mindazeh
lol
گروهي از وبلاگنويسان در صفحه ای که توسط يکي از وبلاگنويسان سابقه دار طراحي و ايجاد شده است جمع شده اند. اين صفحه به نام صفحه تحريم انتخابات در اين آدرس قرار دارد. از کليه دوستان دعوت ميکنم با مراجعه به اين صفحه از نظرات ديگران در اينمورد آگاه شده و نظرات خود را در نظرخواهي آنجا اعلام فرمايند.
آدرس صفحه:http://home.c2i.net/hasanagha/tahrim/tahrimmajles01.htm
چند وقت پيش درگويا خبری از سوی نهضت آزادی و همچنين بعضي از اصلاح طلبان در مورد شرایط شرکت در انتخابات نقل شده بود:
محمد توسلي، عضو نهضت آزادي ايران: بدون قيد و شرط در انتخابات شركت نمي كنيم،
ملت ايران :اصلاح طلبان هرچه بخواهند مجازند که انجام دخند اما ما با قيدو شرط يا بدون قيد و شرط اصلا" در انتخابات که سهل است ، بطور کل در هيچ يک از برنامه های رژيم شرکت نميکنيم. زور گويي هاي خامنه اي و ديگر رهبران مافياي سياسي از سر قساوت و در اختيار داشتن قواي قهريه است , به همين دليل تنها راه مقابله با زورگوييهای اين جانيان مقابله به مثل و مبارزه با رژیم ننگین جمهوری اسلامیست. به عنوان یک قدم مهم میتوان از عدم شرکت در انتخابات و بطور کلی عدم شرکت در هرنوع برنامه های رژیم استفاده نمود تا عدم مشروعیت مردمی این نظام به تمام دنیا ثابت شود. HTTP://fozool.blogspot.com
آقای سببی لطفا کلمه "نخبگان" را که نوشتید تعریف
کنید.
در رابطه با "اصلاح طلبان" چند تا نقل قول جالب
"مهندس عزت الله سحابي: حضرت علي يك دموكرات تمام معنا بوداين تهمت بزرگي است كه ميگويند شيعه علوي با دموكراسي سازگاري ندارد"
(نقل از تار نمای مذهبی و ملی"
این آقای سحابی که می گویند "حضرت علی یک دموکرات
بوده" مدرک علمی دارند؟ یک آدم بی سواد هم می داند که شمشیر علی برای پوست کندن میوه نبوده. تازه یک لحظه فرض کنیم که دمو کرات بود. ازاین حرف ها چه نتیجه ای می خواهید بگیرید؟ فکر می کنید دوباره وزیر میشیوید؟ نتیجه انتخابات شورا ها را که شرکت کردید نگاه کنید.
"این تهمت بزرگی است که می گویند..." کی گفت ؟ تا کی می خواهید بطور عام حرف بزنید؟فکر کنم دوران تاخت و تاز شما و امثال شما ها و منتظری ها به سر رسیده باشد.
شما اگر می خواستید رهبر خواسته های ما ایرانیان باشید
نباید در رژیم خمینی شرکت می کردید.بلکه از خواسته های ایرانیان آزادی , عدالت و دموکراسی دفاع می کردید.
و یا آقای پیمان در همان تارنمای ملی مذهبی گفتند
"پيمان گفت: بسياري از افرادي كه ميخواهند دين را در عرصه زندگي و حيات اجتماعي حذف كنند يادشان ميرود كه اگر در عرصه زندگي، اخلاقيات، ارزشهاي انساني، عشق، مهر، فداكاري و ايثار را جدا كنند، جامعه از خلقيات تهي و نتيجه آن خشونت ميشود."
آقای پیمان دین مسئله خصوصی است با زور هم از بین نخواهد رفت.کسی هم بیکار نیست دین رااز حیات اجتماعی حذف کند."بسیاری از افرادی که می خواهند دین را از عرصه زندگی...حذف کنند." یعنی چه؟
این ها حرفهای عام است "بسياري از افرادي ..." حرافی بی سر ته می باشد که فقط در یک رژیم دیکتاری مذهبی می توانید بزنید. مثل آن عراقی که اسمش را شاهرودی گذاشته ویا برادران لاریجانی که با مافیای قدرت همدست هستند و بطور عام صحبت می کنند.سمینار گذاشتید. این حرف ها چه ربطی یا خواستهای اقشار اجتماعی دارد.
برای نجات دین" ناب" محمدی خودتان هم که شده باید جدائی دین از دولت را تبلیغ کنید.
در مورد "خشونت "هم آقای پیمان سرتان را زیر برف نکنید.
کی توی ایران خشونت را بنام اسلام روزمره تبلیغ و پیاده می کند؟ مصباح یزدی.
کی دستور ضرب و شتم دانشجویان را داده؟ علی خامنه ای.
سازمانی که اسمش را ملی و مذهبی گذاشته باید تعریف کند کدام مذهب؟ منظور همان دین "ناب" محمدی است؟
دین ها ی دیگر چی؟
وقتي ادم نوشته ها ومقالات دوستان محترم رو مطالعه ميكنه احساس اميد بهش دست ميده ولي وقتي قسمت نظرات رو كه ميخوني حسابي نااميدت ميكنه. بعضي دوستان محترم با اظهارات خود ادم رو ياد نوع تفكر اخوندها مياندازند. گرچه با اسلام و اخوندها مخالفند ولي نوع تفكر همان نوع تفكر اخوندهاست. گروهي كه فكر ميكنه از همه بهتر و مستحقتره براي حكومت و حتي به ضرب زندان شكنجه و اعدام!! ميخواهد مردم را خوشبخت كند!!! دوستان تا دمكراسي راه درازيست. به يكديگر اجازه بودن بدهيم.
Saljugh ﺠﺎﻦ
ﺍﺰﻘﺎﻔﻠﻬ ﺨﻴﻠﻰ ﻋﻘﺒﻲ.
I- dar Iran demokrasi dar marahele ebtedaei dar ja mizand
II- hoghooghe aksaryt va eaghaliyat maeni nadarad
III- Aghaliyat bayad naghshe oposision ra iifa namayad vali dar Iran hame kare ast
IV- Dar iin bazi jaye digar niroha- gheyre khodi / gheyre mazhabi / Va-Va.. ya dar ghabrestan ast ya dar zendan ya dar ghorbat
V- 100 sal az mashroote gozashte ma hanooz andar khame yek kooche iim be tarikhe Iran negah konim ba vojoode innke mardom hamishe baraye azadi talash kardand vali doshmanane azadi hakem boodeand
bedoone azadi entekhabat- natijeei az pish maeloom darad Iran faghat male mazhabi ha nist vajedin sherekat dar yek entekhabate azad mi-tavanand neshan dahand che niroohaei aksariyat , aghaliyt ya nachiiz ast
Iran an nist ke hakemin migooyand va gharatgarane jahani mikhahand
از آقاي رضا به خاطر تذكر مشفقانه شان ممنونم.نظر ايشان صائب است آقاي سحابي بدليل پيش بيني عدم استقبال عمومي از شركت در انتخابات به ديگران نيز توصيه كرده اند كه كانديدا نشوند.از اشتباه سهوي كه پيش آمده پوزش مي طلبم ولي بر سر اصول اساسي بحثم كه فقط شامل حال آقاي سحابي نمي شود همچنان ايستاده ام.در آويختن به طناب پوسيده اي كه در حال پاره شدن است شرط عقل نيست.دخالت دين در سياست چه نسخه تجويزي مافياي حكومتي باشد چه فقيه مغضوب منتظري و چه تفكرات آقايان سحابي و يزدي كه با تركيب مليت و مذهب آش جگر سوز ديگري را مهيا مي بينند سالهاست كه مشمول زمان شده است و ما با شيره جان خود تاوان اين بي خرديها و توهمات را پرداخته ايم.پس ديگر بس است.....
توصيه مي كنم براي حسن ختام اين بحث بين حضرات .مقاله رافت اسلامي به قلم داروك را در قسمت مقالات همين سايت گويا بخوانيد تا مشخص بشود كه منظور اين آقايان مثلا ملي مذهبي نظير يزدي و سحابي چيست.فكر مي كنم به روشن شدن مسئله كم كند.دعوا كردن و بد وبيراه گفتن كه چيزي را حل نمي كند بايد به بحث اصولي پرداخت تا ما هم بهره مند بشويم....نامه تمام.
به نظرم باید دست از این سوسول بازیهای روشنفکرانه برداشت.حرف و حدیث و مقاله بس است.تنها راه نجات خشونت است.باید عمامه ها را تبدیل به طناب دار کرد.این افه های سوسیال دموکراسی مال جوامعی است که آزادی را تجربه کرده اند.برای ما تا زمانیکه که حکومت مافیایی بر سر کارست صحبت از دموکراسی بی معناست و ما زمانی می توانیم آزادی را تجربه کنیم که جامعه از شر وجود آخوند ها پاک شده باشد.می دانم که به محض اینکه مردم مطمئن شوند که راه بدون برگشت است یک نفر از اینها را زنده نخواهند گذاشت و هر کسی هم که بخواهد از این جرم زدایی جلو گیری کند را در لهیب آتش 25 ساله خواهند سوزاند.ایرانیها را دست کم نگیرید آنها همان قدر که در قبول ذلت مقاوم هستند به موقع از بی رحم ترین ملت های عالمند.زمان آن که برسد خیابانها را از کشته این جانیان پر خواهند کرد حتی به سگ و حیوانات خانگی آنها نیز رحم نخواهند کرد.خشت های خانه شان را نیز بر باد خواهند داد.شاید خونین ترین تحول جهان در ایران صورت پذیرد.این مردمی که از سر تفنن در سال 57 به خیابان آمدند اینبار به خشم و کینه 25 سال ظلم و زور خواهند آمد .این نوشته های مرا به خاطر داشته باشید تا به شما ثابت شود.حرف آخر....آخوند را باید کشت.....هم با لگد هم با مشت.
دوست بسيار عزيز، جناب aria bahmani ، همه مشکلات ملت ما بخاطر همين به قول شما "تسويه حساب [های] تاريخي" است. چرا شما فکر ميکنيد که حاکمان امروز از يک کُره ديگر آمده اند. درسته که طرز فکرشون مال حداقل 500 سال پيشه، ولي بالاخره باز هم ايرانی هستند. نمي خواهم تاييدشون کنم، مي خواهم بگم که ريشه خيلی از مشکلات موجود ما، نه در حاکمان، که در رفتارهای نهادينه شده خود ما ايرانيها است. قبول کُن که طرز فکر بسياری از دشمنان رژیم آخوندی، فقط ظاهري متفاوت با طرز فکر آخوندها داره. ملت ايران پیش از اینکه شايستگیه يک حکومت دموکراتيک را داشته باشه، بايد رفتارهاي دموکراتيک و از همه مهمتر احترام به نظر مخالف را ياد بگيره. فرض کنيم که به قول شما جناب آقاي سحابي: "عمري را به بطالت و تباهي گذرانده "، حداقلش اينه که هميشه، چه هنگامي که در زندان بوده، چه موقعي که چند ماهي در اوايل انقلاب در شوراي انقلاب بوده، و چه حالا که در اواخر عمر خود در گوشه خانه نشسته، احترام مخالفين خود را حفظ کرده است. و اين به نظر من در بين ما ايرانيها، کم قابليتي نيست.
من در كليت با حرفهاي آريا بهمني موافق هستم.رژيم مافيايي در خرج كردن از آبروي افراد يد طولاني دارد همچنانكه كسي مثل شهريار را در سال آخر عمر به بدنامي كشاند و با دلجويي مزورانه از او وي را ترغيب به نوشتن اشعاري كرد كه به نام خميني منتشر شد.و كيست كه نداند آن ديو بدكاره قادر به گفتن چند جمله ساده بدون غلط نبود چه برسد به تاليف ديوان عرفاني.كساني مثل حسابي بايد هوشيار باشند كه آبروي كسب شده خود را خرج رژيمي كه در شرف موت است نكنند كه روزگار بيرحم است و روز حسابكشي و جوابگويي نزديك.آقاي سحابي بجاي دفاع و تلاش براي ثابت كردن نسبت داشتن اسلام با رافت و بشر دوستي بايد تلاش خود را در مبارزه با نقض اين حقوق صرف كنند.كار ايشان مثل ول كردن دزد و چسبيدن قبا است.
خطاب به راستي....دوست من خشمت را درك مي كنم ولي توهينت را نمي پذيرم.موفق باش.
فکر مي کنم که آريا جان، جناب سحابي را با کس ديگري اشتباه گرفته اند، چون عزت الله سحابي همين دو هفته پيش گفت که در انتخابات مجلس هفتم شرکت نميکنه.
آنهاييكه از نظرات من در مورد آقاي سحابي بر آشفته اند بدانند كه دوران اسطوره سازي و قداست طلبي بسر آمده است.اگر آقاي سحابي بيش از 50 سال است كه معتقد است"اسلام مكتب انسانپروري، خدمت به مردم و پرورش عدالت است" و هنوز نيز معتقد به اين چنين تفكري است كه او را وادار مي كند در هنگامه ايكه جامعه خود را براي يك تسويه حساب تاريخي آماده مي كند به دفاع از همان خرقه پوسيده و متعفن مي پردازد پس عمري را به بطالت و تباهي گذرانده و خسران و سختي راه از بيهودگي و بي ثمري آن نمي كاهد.دوستان من...رسيدن به سر منزل مقصود دشوار است و بريدگان اين مسير صعب العبور بسيار.بنابراين قضاوت ما مي بايست بر مبناي شرايط روز باشد.رنج ها و سختي هاي جناب سحابي بعنوان يك فرد قبول ولي زمانيكه پاي منافع تاريخي ملتي در ميان باشد هيچ مصونيتي ايجاد نميكند.نظرات اخير سحابي در مورد تشويق مردم به شركت در انتخابات عملا گام برداشتن در مسير تحكيم مافياي حكومتي است.نظر ات اخير ايشان را در مورد جايزه نوبل و مسائل ديگر بخوانيد تا پي ببريد كه ايشان به طرز شگفت انگيزي تلاش مي كند كه در راستاي خواست راست ترين جريان داخل حكومت گام بر مي دارد و اين عمل از جانب هر كس و هر جرياني صورت پذيرد مذموم است و تعبير به خيانت و باختگي خواهد شد.با توجه به شرايط كنوني رفتار و مواضع سياسي آقاي سحابي مورد اقبال قرار نگرفته و تتمه آبروي ايشان چون غباري ذايل خواهد شد.
اما درباره سحابی باید بگویم که اگر چه ایشان به اسلام اعتقاد دارند.اما به دموکراسی و حقوق بشر در ایران اعتقادی ندارند.به حقوق ملتهای ایران احترام نمی گذارند.ایشان ار دموکراسی واقعی در ایران هراس دارند.و هویت طلبی را مساوی تجزیه می داند.من به عنوان یک ترک خواهان دموکراسی واقعی و فدرالیسم در ایزان هستم
msmsdnjdhjsdbwmd nswmndjw
در مقابل افرادی نظیر آریا بهمنی تنها سکوت جایز است.
هر گندگاو چاله دهانی آتشفشان روشن خشمی شد.
اولاً در جواب جناب lol بايد بگم که سايت گويا يکي از پربيننده ترين و موفق ترين سايتهاي خبري ايراني است. اگر هم بعضي وقتها نظرخواهي را ميبنده، که البته من تاييد نميکنم، از روي ناچاريه. بخاطر اينکه بعضي از دوستان علاقه زيادي به استفاده از کلمات رکيک دارند و در سايت پُر مخاطبي مثل گويا درست نيست که هر حرف زشتي وجود داشته باشد.
ثانياً در جواب aria bahmani بايد بگم که اگه نميدوني بدون که سحابي از قبل از اينکه بازجويانش و من و شايد هم تو به دنيا بياييم، اعتقادش همين بوده. حال اگه تو به يه چيز ديگه اي اعتقاد داري، چرا به ديگران تهمن ميزني. گيريم که اسلام خيلی بد، آيا هر کي که درست یا غلط به اون اعتقاد داره، آدم بديه؟ آيا همه پدرا و مادرای ما و همه کسای دیگه ای که معتقد به اسلام هستن، بدن؟ آخه جان من، اين چه جور استدلالیه؟ فکر نميکنی که اين روش تو، عيناً همون روش آخونداس که ميگن هر کی به اسلام اعتقاد نداشته باشه کافر و نجسه و بايد کشته بشه؟ ترو خدا بيا دست از اين تکفير بازی مسخره برداريم. وگرنه اگر هزار بار دیگر هم رژيم تو ایران عوض بشه، آش همون آشه و کاسه همون کاسه.
کساني که عزت الله سحابي را ميشناسند، ميدانند که او از قريب پنجاه سال پيش معتقد بود که: "اسلام مكتب انسانپروري، خدمت به مردم و پرورش عدالت است".
او کسي است که تمام عمر خود را صرف اعتقادش به آزادي، عدالت و عشق نمود. دهها سال از عمر خود را چه در زمان سلطنت شاه و چه در زمان سلطنت فقها در زندان گذراند و همچنان نيز به آرمانهاي آزاديخواهانه و عدالتطلبانه خود معتقد است.
احترام و اعتبار او در نزد مردم فهيم ايران هميشه باقي خواهد ماند و سخنان کساني مانند aria bahmaniتاثيري در آن نخواهد داشت.
البته نظر خواهي در هر موردي بسيار لازم و بلکه ضروري است. اما متاسفانه برخي از هموطنان،غالباً خارج نشين محترم، رعايت ادب و نزاکت را ننموده و هر چه از دهنشان در مي آيد، نثار ديگران ميکنند. براي نمونه شما را ارجاع ميدهم به برخي از خبرهاي سياسي سايت گويا که در آن نظرخواهي باز بود. متاسفانه جز چند مورد انگشت شمار ساير نظرات حاوي عبارات توهين آميز و اتهامات بي پايه به زمين و زمان بود.
اگر ما ايرانيان مانند بسياري از ملل صاحب تمدن ديگر ياد مي گرفتيم که به نظرات مخالفين خود هم احترام بگذاريم، قطعاً امروز وضعيتي به مراتب بهتر از اين داشتيم. شالوده دموکراسي بر اين سخن "ژان ژاک روسو" بنا شده است که:
من دشمن تو و عقايد تو هستم، اما حاضرم جانم را براي آزادي تو و عقايد تو فدا کنم.
آنانیکه با شعار "مردم سالاری دینی" سعی در کسب رای و همچنین منحرف کردن اذهان مردم در شکست به اصطلاح " جمهوری اسلامی" دارند تنها بر طبلی پاره می کوبند زیرا دیگر هوچی گریشان نیز خریداری ندارد.
عزتالله سحابي: اسلام مكتب انسانپروري، خدمت به مردم و پرورش عدالت است و كساني كه به بهانه برخي رفتارها اسلام را مورد حمله قرار ميدهند، بيانصاف هستند....به نقل از سایت امروز...به نظر می رسد میزان عطوفت و محبت ابراز شده به جناب سحابی در دوران بازداشت طولانی مدتشان آنچنان در ذهنشان اثر گذاشته که عنقریب به عنوان طلبه در حوزه علمیه قم به آموختن اصول طلبگی بپر دازند گر چه با اظهارات اخیرشان نشان داده اند که ارشادات بازجویان رئوف کار خود را کرده و پیر مرد از نیمه راه انحراف بازگشته است...برای من پدیده بریدن اشخاصی که عمر خود را در راه سیاست تلف کرده اند(آری..دقیقا تلف کرده اند)و در گامهای آخر به منجلاب در یوزگی فرو می غلتندهمیشه مایع سوال و شگفتی بوده است و آقای"ایران فردا"آخرین نمونه از پذیرش این ذلت و بد نامی است.اینجاست که یاد فروهر و ایستادگی و استواری او در ذهن هزار بار برجسته می شود....ننگ تاریخ نصیب کسانی است که آبروی خویش را چنین ارزان خرج می کنند....."یرم که آب رفته به جوی باز آید........ با آبروی رفته چه باید کرد.
lol
engar, baradarane site mohtaram GOOYA , ham tavasote Aghayan eslami , kharidari shodan.
jaleb ast ke baraye baradarane khod, nazire baradar , ayatollah Behnud, sotun nazarat baz nemikonan, vali baraye ma baghi ,,,,,
lol moteasefam ke tanha site mojahazi ke baraye tabadol nazare va khabare rastin, dar ekhtyare IRANIAN bud, be in zudi be foroosh raft.
lol
omidvaram baradarane SITE mohatram ( sabegh) GOOYA, raghame khubi dar in moghabel gerefte bashan.
vagarna sareshan hesabi kolah rafte chon arzeshe in site nazde melat kheili kheili ziad BOOD.
lol