دوشنبه 26 آبان 1382

تجربه نيما و دور باطل دمكراسي خواهي در ايران، از مجموعه يادداشت هاي نيويورکي مجيد محمدي

عموم دمكراتهاي ايراني در دوره هاي مختلف تاريخ معاصر اقتدارگرايان شكست خورده بوده اند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

اول. در دو هفتهء اخير دو رويداد مهم در زندگي پسرم، نيما، كه اكنون در دورهء پيش دبستان در يكي از مدارس ابتدايي در روستاي استوني بروك در لانگ آيلندِ نيويورك مشغول به تحصيل است ذهن وي را مشغول به خود كرده اند. اولين رويداد، آشنايي وي با ايدهء نظر سنجي بود. معلم وي، خانم وِريچيو، از بچه ها خواسته بود كه از خانوادهء خود در باب يك موضوع بسيار ساده مثل آنكه ” نظرتان در مورد پرتغال چيست؟“ (با گزينه هاي خيلي خوب، خوب، و خوب نيست) نظر سنجي كنند. نيما آن روز دوشنبه هنگامي كه از اتوبوس زرد مدرسه پياده شد فوري اين كشف مهم دنياي مردمسالار را هيجان زده براي من روايت كرد (ظاهرا دايناسورهايي مثل اعضاي مجمع تشخيص مصلحت و مجلس خبرگان و شوراي نگهبان هنوز اين موضوع را كشف نكرده اند. اگر خامنه اي و 20-30 هزار نفر اعضاي مافياي وي در رده هاي مختلف به جاي حوزه و مدارس ابتدايي ايران، مثل نيماي ما از ابتدا آموزش نظر سنجي گرفته بود به آساني مراكز نظر سنجي را تعطيل نمي كرد و محققان آن را به پشت ميله هاي زندان نمي فرستاد).
پس از انجام تكليف مدرسه با رنگ كردن خانه هاي جدولي كه پاسخها را نشان مي داد و شمارش نظرات اعضاي خانواده، نظر سنجي هاي ابتكاري وي آغاز شد. نظر سنجي پشت نظر سنجي در هر موضوعي كه به نظر مي آمد همه با آن موافقت كامل ندارند. پس از آن روز و آن تكليف، اين گونه نگاه به عالم نظرات دردنياي ذهني نيماي پنج ساله به يك عادت تبديل شده است.

دوم. رويداد دوم در زندگي نيما، راي دادن در روز انتخابات ملي در امريكا بود (در امريكا هر سال روز مشخصي براي انتخابات رياست جمهوري، كنگره و انواع انتخابات محلي وجود دارد و ديگر لازم نيست نهادهاي سياسي سر اين موضوع – اينكه روز عاشورا باشد يا ايام فاطميه يا يك جمعهء عادي - با يكديگر دعوا كنند). معلم كلاس با ترتيب دادن يك بازي از بچه ها خواسته بود ابتدا در غرفهء راي گيري حاضر شده و برگه هاي راي خود را كه قبلا در كلاس پر كرده بودند به صندوقهاي راي بريزند. بچه هاي كلاس نيما به همكلاسي هاي خود براي برخي فعاليتهاي مختلف كلاسي خودشان راي داده بودند. نيما از آن روز به بعد در بسياري از امور خود را صاحب راي مي داند. اما اين دليل نمي شود كه ديگر اعضاي خانواده را از راي دادن در موضوعات مورد اختلاف محروم كند. مثلا براي رفتن به پارك در بعد از ظهر روز تعطيل، چون مي داند كه همه ممكن است موافق نباشند راي گيري مي كند. البته به اقتضاي سن گاهي زورش را به ما مي گويد اما خودش مي داند كه دارد زور مي گويد و مي داند كه ما زورگويي اش را به دليل صغر سن تحمل مي كنيم (زور گويي هاي خامنه اي و ديگر رهبران مافياي سياسي را به چه دليل بايد تحمل كرد؟ چون شخصيت كودك گونه دارند؟ يا آنكه خود را جگر گوشه و عزيز دردانهء مردم ايران مي دانند؟نه كوچكند، نه لطافتي در اعمالشان دارند، و زور گوييهايشان نيز از سر قساوت و در اختيار داشتن قواي قهريه است). در مواردي مي توان با راي گيري وي را از خر شيطان پايين آورد. تجربهء نيماي ما در كلاس پيش دبستاني، آن هم در يكي دو ماه اولي كه به مدرسه رفته گوياي اين مطلب است كه مي توان بسادگي در مدرسه با بازي و تفريح به بچه ها دمكراسي و احترام به نظر ديگران و نيز اهميت اخذ نظر ديگران را آموزش داد.

سوم. عموم دمكراتهاي ايراني در دوره هاي مختلف تاريخ معاصر – غير از آنها كه در خارج از كشور در جوامع دمكراتيك آموزش علوم اجتماعي و سياسي داشته اند يا از آغاز تحصيل در جوامع دمكراتيك آموزش ديده اند- اقتدارگرايان شكست خورده بوده اند. جامعه ايران داراي آن چنان ظرفيت آموزشي نبوده كه مردمسالاري را به عنوان بخشي از فرهنگ منتقل كند و دانش آموزان را در فرايند اجتماعي شدن به نحو مردمسالار بار بياورد. اقتدارگرا ها پس از مواجهه با بلايي كه مي تواند بر سر آنها در شرايط خلع از قدرت بيايد (مثل چپ مذهبي در سالهاي پس از خميني) بدين نكته واقف شده اند كه تنها نظام دمكراتيك است كه خلع شدگان از قدرت را قرباني يا سلاخي نمي كند. پيشرفت دمكراسي در ايران در شرايط فقدان نظام آموزشي اي كه مردمسالاري را به عنوان يك فرهنگ انتقال دهد مستلزم آنست كه مجموعهء اقتدارگرايان فعلي بدون سلاخي شدن و انتقام گيري – علي رغم همهء جناياتي كه مافيا مرتكب شده است – از قدرت كناره گيري كنند و بعد گروهي از آنها كه در جنايات دستي نداشته اند در رقابتهاي سياسي شركت كنند. در اين حال آنها مجبور خواهند بود كه دمكرات باشند تا بتوانند دوباره قدرت را به دست بياورند.
روش دمكراتيزاسيون از طريق خلع غير انقلابي اقتدارگراها از قدرت بسيار پر هزينه است و گاه در اثر بر هم خوردن توازن نيروها به انقلاب مي انجامد. روش كم هزينه و بهداشتي دمكراتيزاسيون – بدون اينكه خوني از دماغ كسي بيرون بريزد – اموزش است، همان كاري كه در مدرسهء نيما مي كنند. آموزش اجتماعي و مدني اگر در دوره هاي اوليهء آموزشي انجام شود (بدون اينكه جامعه علائم منفي براي خنثي كردن آن ارسال كند) ديرپا و ماندگار است و جامعه را از پرداخت هزينه هاي سنگين بعدي مبرا مي كند). آيا آموزش به افراد جامعه براي ريختن راي در صندقها و گفتگو و تحمل ديگران ارزان تر است يا خريد تجهيزات براي كنترل همهء افراد و استخدام نيروي انساني براي سركوب مخالفان؟ ايا اموزش مدني به افراد جامعه براي ريختن آشغال به سطل زباله ارزان تر است يا جمع آوري 60 سال زباله اي كه يك فرد بي توجه به مقررات هر روز در خيابان رها مي كند؟ آيا آموزش مدني و حرفه اي به فرزندان حاشيه نشينان شهري كم هزينه تر است يا پرداخت غير مستقيم هزينهء جذب آنها به گروههاي فاشيستي و مافيايي تحت نظر ولايت فقيه؟
اگر در كشوري مثل سوئيس امثال جنتي، شريعتمداري يا ذوالقدر و خانوادهء لاريجانيها حاكم نيستند بدان دليل نيست كه به اين گونه افراد حكومت را نمي سپارند يا آنها را از مشاركت سياسي محروم مي كنند، بلكه دليلش آنست كه افراد را از كوچكي با احترام به راي و نظر ديگران و قواعد زندگي جمعي در دوران جديد بار مي آورند.

مقالات | بازديد 1537 | نظر 21 | دنبالک 0 | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالاي صفحه 
در همين زمينه:

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/1331

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'تجربه نيما و دور باطل دمكراسي خواهي در ايران، از مجموعه يادداشت هاي نيويورکي مجيد محمدي' لينک داده اند.
نظرات
[mazdack - November 20, 2003 02:09 AM]

متاسفانه آقای محمدی هر چند با جوهر کلی مقاله تان موافق هستم اما این موضوع را که تمام دمکراتهای ایران... قبول ندارم.زیرا مفهوم این حرف میتواند این باشد که ما در کشورمان زمانی حکومتی دمکراتیک داشته ایم در صورتی که اینطور نبوده.در مملکت ما بعلت فقدان دمکراسی اصولا از دمکرات حرف زدن نمی تواند صحیح باشد چون تئوری باید در عمل خود را نشان دهد.بنده نمیتوانم به صرف اینکه شما یک مقاله خوبی نوشته و از دمکراسی دفاع میکنید بگویم ایشان دمکرات است.نمونه اش خمینی است.درضمن شما کشوری مثل آمریکا را طبق تحلیل های حزبی خویش امپریالیسم میدانید چطوری طرز آموزش و پرورش آنرا اینطور میستائید.فراموش نکنید که قدرت مافیائی در قدرت رهبری همین آمریکا فوقالعاده زیاد و تعین کننده در تمام انتخابات در همه زمینه هاست.در ثانی در آمریکا چنانچه پول نداشته باشی حق رای هم نداری.بنابراین آمریکا بنظرم مثال جالبی نمیآید ولی کشورهای اروپائی بخصوص اسکاندیناوی برای آن هدفی که شما دارید بهتر بود.اما در کل آنچه که راجع به مافیای قدرت و آموزش و پرورش در ایران گفته اید کاملا درست است.

[ مجتبي - November 19, 2003 11:43 AM]

ظاهرا شيريني دلارهاي آمريكايي باعث شده كه آقاي محمدي آنچه را كه كشور خود دارد از بيگانگان طلب مي كند.اگر روش هاي مدارس آمريكايي براي تشويف دانش آموزان به مشاركت در انتخابات موثر بود بوش با 25 درصد آرا واجدين شرايط انتخاب نمي شد.در حاليكه آقاي خاتمي با بيش از 60 درصد اين آرا انتخاب شدند

[ali - November 18, 2003 03:18 PM]

البته جناب آقاي محمدي مساله عميقتر از اين حرفهاست تمرين دمکراسي در مدرسه نه علت بلکه خود معلول عوامل ديگريست ازجمله شما اگر به پيام(قاسم) نگاه کنيد ايشان هنوز درنيافته اند که بحث قلمي از طرف هر کسي که باشد نه به ضرر دمکراسي بلکه در خدمت آن است .

[a - November 18, 2003 02:52 PM]

www

[حميدي - November 18, 2003 01:17 PM]

آقاي محمدي با سلام و عرض ارادت خدمت شما مطالب شما بسيار جالب و خواندني است. پيشنهاد مي دهم براي روشن شدن عمق مساله سياسي راجع به انتخابات صحبت شود. براي مثال آقاي حسن روحاني در انتخابات دور قبلي نتوانست راي كافي بياورد ولي مي بينيم جناح راست وي را به عنوان نماينده خود در شوراي امنيت ملي قرار داده است آيا اين عمل يك دهن كجي به ملت نيست؟ بدتر از اين از طرف جناح راست در اجلاس مشترك وزراي خارجي سه كشور كه به ايران آمدند شركت داشت. آيا از طرف ايران نمي بايست وزير امور خارجه شركت مي كرد. در قبال ئزير ايراني رئيس سازمان انرژي اتمي و در غياب فرد اخير نمايند ايشان. تازه ايشان از طرف جناح راست سراسيمه براي تسليم پيام محرمانه به بلژيك رفته تا با مقامات اروپائي گفت و گو داشته باشد. بايد ملت را آگاه ساخت تا قدرت را از دست افراد غير مردمي گرفت. اگر ملت سكوت انتخاب كند و چيزي نگويد آنها از فرصت براي قدرت نمائي استفاده مي كنند. بيست و پنج سال جنگ و عوامفريبي نتيجه اي حاصل نشده است تا براي تداوم بقاي خودشان با غرب كنار هم مي آيند تا بيشتر ملت را استثمار كنند. ملت بايد بداند نه حاكميت به نفع ملت است و نه غرب . بلكه حكومت مردمي به نفع ملت است.

[حامد - November 18, 2003 12:47 PM]

آقاي محمدي...نوشته شما مرا براي لحظاتي به فكر وا داشت.اينكه دموكراتهاي ما اقتدارگرايان شكست خورده سابقند ،يكي از كامل ترين توصيفات شايد باشد.با سواد اندكي كه از تاريخ روشنگري ميهنمان دارم لحظاتي را با خود انديشيدم و ديدم كه به واقع سخن شما تا حد خيلي زيادي در مصداقهاي بسياري صادق است.جنبش روشنفكري ايران كه دموكراسي خواهي(در پس نقد مذهب حكومتي) و پارلمبنتانيزم را اكنون به كانون مباحثات و توجهات خود بدل ساخته است،در ابتدا مي بايست از نقد تاريخي خود و مطالعه نقصهاي تاريخي خود (چه در سطح كلان و چه در سطح خرد)بياغازد.و اين ممكن نيست مگر با نهادينه شدن فرهنگ رك گويي و نقد مستقيم و پرهيز از لفافه پيچي و كلي گويي.اين حركتي است كه آغاز شده و مي بايست ادامه يابد تا بدنه تاثير گذار طيف روشنفكر معاصر ما را براي ايفاي نقش بسزايش در تبيين فرهنگ دموكرات زيستن ،بيش از پيش آبديده كند.شجاعت بيان و تيزهوشيتان در شروع اين نقد به جا و منصفانه،را مي ستايم.به اميد اينكه در خانه هايمان، در اتاق خوابمان هم دموكرات بيانديشيم كه اگر آن روز بيايد لاجرم ايرانمان هم آزاد و مردم سالار خواهد بود.با احترام مجدد

[saeed-koshyaree - November 18, 2003 11:50 AM]

طرح اين مسئله كه دمكراتهاي ما اقتدار گرايان شكست خورده اند نشان از ذكاوت و هوشمندي وشناخت عميق شما از شرايط جامعه ايراني دارد.فقدان زير ساختهاي فكري دموكراسي فرصت ممارست داوطلبانه اصول مدنيت نوين را از ما گرفته است و هميشه كساني كه از قافله قدرت عقب مانده اند يا با تغيير و زور پياده شده اند به اهميت دموكراسي يك شبه پي مي برند و تبديل به دموكراتهاي تنوري مي شوند.فقدان سايه روشنهاي اجتماعي تقيسم قدرت را در درون جامعه ما تبديل به دو مقوله سياه و سفيد مي كند.آنهاييكه بر اريكه قدرتند از هيچ جنايتي در حق اكثريت جامعه دريغ نمي كنند و اكثريت پياده جامعه زندگي ذلت بار برده واري را مي پذيرند.عدم وجود پر كننده هاي واسط در بين اين دو نهايتا به تعارض پر خوني مي انجامد كه عليرغم تمام افاضات روشنفكرانه اي كه در عبور مسالمت آميز به دوران حاكميت پست اسلامي ارائه مي شود اجتناب ناپذير خواهد بود.تنها نظارت مستقيم جهاني است كه شايد بتواند از درجه خشونت اين گذر قدري بكاهد.طبيعي است كه خشونت و خونريزي محصول عملكرد جابرانه رزيم است كه با تعرض به تمام حريم هاي شخصي و اجتماعي كينه در دل جامعه انباشته است كه انفجار آن مي تواند فاجعه اي انساني ببار آورد.

[fgjhfghf - November 18, 2003 10:36 AM]

It is in the Gooya too.
http://news.gooya.com/society/archives/001535.php

Plus let us know why god just sent its all messengers to middle east

[saman - November 18, 2003 03:00 AM]

با سپاس از نوشته های روشنگرانه تان.سوالاتی در ذهن من هست که شاید بتوان دستمایه مقاله های آینده تان باشد ومارا نیز در رسیدن به راه حل درست و منطقی رهنمون شود.سلطه مافیایی بخوبی نشان داده است که در تقابل با جریانات و تحرکهای داخلی خود را دچار ضعف نمی بیند.حوادث چند سال گذشته بخوبی نمایشی از اراده معطوف به سرکوب بی رحمانه هر گونه حرکت داخلی دارد.لشگر لمپنها چاقو کشان رزیم و پادوهای فرو مایه رزیم از هیچ جنایتی در حق مردم فرو گذاری نمی کنند.از آن سو جامعه علیرغم تمام نفرت خود از رزیم دچار ضعف روانی و تشکیلاتی مفرطی است.فقدان امید به تحول مثبت جامعه را بطور اعم و نسل جوان را بطور اخص به سوی نوعی والگاریسم و لمپنیزم اجتماعی سوق داده است.نسلی که در 2 خرداد 72 با شور و انرزی در انتظار گره گشایی از مشکلات بود امروز سر خورده و ناامید بدلیل فقدان بدیل مناسب به تباهی خود دست زده است.از سوی دیگر تحولات در عرصه جهانی نشان داد که جبروت فاشیستی حکومت الهی به محض احساس کوچکترین خطری از بیرون فرو می ریزدو "رهبر مطلق العنان"تبدیل به موشی می شود که در ظرف چندین روز دچار چنان گردیسی می شود که بسیاری را به حیرت فرو می برد.هرت و پورت های ولایت بلاشرط و مطلقه تبدیل به پذیرش ذلت بار پروتکل می گردد.سوال :با توجه به ضعف مفرط جنبش داخل و فقدان اندیشه راهبردی تکلیف چیست؟آیا صرف تحریم انتخابات که باز هم می تواند در تعیین عملکرد غرب نسبت به حکومت اثر گذار باشد کافی است؟آیا این تاکتیک برای ما ثمر قابل توجهی خواهد داشت؟بالاخره با توجه به انسداد شرایط داخل نسبت تحولات ایران با جامعه جهانی چیست؟میزان اثر بخشی دخالت جهانی که می تواند به رهایی جامعه منجر شود را شما چگونه ارزیابی میکنید؟آیا نمی توان تصور کرد که حتی دخالت نظامی غرب بویزه امریکا نظیر آنچه در عراق و افغانستان اتفاق اتاد ما را در رسیدن به آزادی کمک کند؟با توجه به این نکته که مسلما مردم ایران با توجه به کابوس 25 ساله آمادگی پذیرش و استقبال از نیروهای جهانی را بسیار بیشتر از عراق دارند و در درگیری احتمالی طرفی را نخواهند گرفت.و نکته آخر تعریف شاخصه امنیت در جهان امروز را چه گونه بیان می کنید؟امنیت ملی اجتماعی.اقتصادی و فردی ما بدلیل حاکمیتی که هیچگاه دغدغه ای جز امیال مافیایی خود نداشته ویران شده آیا شما فکر نمی کنید دخالت موثر نیروهای غربی وبطور اخص امریکا تنها چاره عاجل و امکان پذیر ما باشد؟

[ali - November 18, 2003 01:07 AM]

Khamenei va mafia,nokarane Englis va Israel.Mafia mafiaye Framasony/Sahyonisti ast.Iran shodeh Felestin,mardom chera neshastin?!Bar pa khiz,az ja kan,banaye kakhe doshman


http://www.peiknet.com/1382/page/04aban/p215jangi.htm

[aria-bahmani - November 18, 2003 12:57 AM]

طبیعی است که نوع نگاه و شیوه نگارش رشک بر انگیز آقای محمدی به مذاق دون پایه گان همان نظام مافیایی خوش نیاید و به انواع شیوه ها و شگرد های مرسوم و غیر مرسوم دست می زنند تا مگر از زهر آگاهی بخش آن بکاهند............................................عموم دمكراتهاي ايراني در دوره هاي مختلف تاريخ معاصر اقتدارگرايان شكست خورده بوده اند..................شگفت انگیز است که تاریخ نه چندان پر بار جنبش روشنفکری ایران در همین جمله کوتاه به ایجاز بازگویی شده است.من از شما پیش از آنکه از شیوایی قلم و قدرت استدلال و شهامت شما در نگارش می خواهم عمیقا از صداقتان در بیان تشکر کنم زیرا که جنبش روشنفکری ما سابقه دیرینه ای در کم فروشی حقیقت داردو نمونه هایی از آن نیز هم اکنون در داخل و خارج از ایران به .....مشغولند.موفق باشید و استوار.ذهنتان همیشه سبز.

[نويد رازقي - November 17, 2003 11:54 PM]

شما آقايان و خانمهاي بي ادب و بي‌نزاكت را چه به اينترنت و مباحثه در آن شما رجاله‌ها بهتر نيست به چاله ميدان رفته و حرفهاي چاروداري‌تان را با لات‌ و لوت‌هاي آنجا رد و بدل كنيد. شايد هم به خاطر اينكه سايت‌هاي سكسي را مخابرات جمهوري اسلامي فيلتر كرده است نانتان آجر شده است و كار ديگري نداريد بهتر نيست برويد با دوست دخترها و دوست پسرهاي اينترنتي تان چت هاي صد من يك غاز كنيد حرفهاي شكمي و زير شكمي‌تان را آنجا بزنيد. من شخصاً با ممكن است با خيلي از نظرات آقاي محمدي مخالف باشم مثل مخالفت او با جنگ آمريكا با عراق اما نمي‌توانم نسبت به فرهيختگي او شك كنم شما بيسوادها موقعي كه او در مجله كيان ارگان روشنفكران ديني سروش را كه در آن بتي براي جوانان شده بود دلاورانه نقد ميكرديد كجا بوديد براي مزيد اطلاع شما رجالگان بي هنر رجوعتان مي‌دهم به كيان شماره 21 شهريور و مهر 73 هر چند مي‌دانم آدمهاي بي‌ادب مثل نيماخان كه محل نظرخواهي اينترنتي را با چاله ميدان يا سركوچه‌شان اشتباه گرفته است را كاري به اين جور مجلات و مطالب نيست وگرنه اينقدر رذيلانه از فحش‌هاي جنسي كه لايق خودش و امثال خودش مي‌باشد استفاده نمي‌كرد. من با وجود تعارض هاي فكري زيادي كه با آقاي محمدي دارم خصوصا در زمينه سياست خارجي و بين المللي يك موي او را به هزاران امثال موجودات هرزه اي چون آقاي نيما نخواهم داد. خداوند البته اگر خدايي وجود داشته باشد به او امثال او كمي انصاف و ادب و نزاكت اميدوارم عطا كند.

[S-Nassimi - November 17, 2003 11:29 PM]

Dear Mr Mohammadi, I am very glad that you have a child . so you may have watched the Disney movie called Bambi. In this move the mother Rabit says to her kids that, if you do not have some . thing nice to say, better not to say it. I think this mommy bunny's advice applies to you. If you do not have anything to say , you better not to say it at all. Why you are wasting the bandwidth of the Internet?Az we Azerbaijaneis says. OSOORAKHDAN GHOLONJA NAVAR, In persian means " Gooziden cheh rabti beh shageghey dareh" akheh ahmaghiyat ham yeh haddi dareh. Do you think people are just a bunch of idiots to read and " learn" from your example?

[amir - November 17, 2003 08:28 PM]

dar iran ham entekhabate shorahaie madrese va parlemane danesh amozi va mosharekat bachehaie madrase dar omore madrese chand sali har chand naghes vali shoro shode ke in ro mitavan be fale nik gereft

[amir - November 17, 2003 08:28 PM]

dar iran ham entekhabate shorahaie madrese va parlemane danesh amozi va mosharekat bachehaie madrase dar omore madrese chand sali har chand naghes vali shoro shode ke in ro mitavan be fale nik gereft

[ قاسم - November 17, 2003 08:12 PM]

رهبر جنايتكاران سيد علي گدا قلاده سگان خويش را گشوده و آنها را براي بحث قلمي به ميدان فرستاده است. از اين جرثومه هاي جهل و فساد بيش از آنچه در زير مشاهده ميكنيد برنمي آيد. پند من به آنها اين است كه فعلا براي سرگرمي دم خويش را گاز بگيرند. تا روز موعود كه ملت ايران بخروشد و بساط فساد و جنايت را به زباله دان بريزد.

[دکتر شیرازی - November 17, 2003 07:22 PM]

با پدیدهای مثل اقای بوش و شورکا چه باید کرد. لابد میدانید که بوش و شورکا اهلی به نظر دیگران ندارند.ایا انها در مدرسه این کارهای پسر شما را به انها یاد نداده بودند؟ ایا کار از جای دیگر خراب است؟

[Pesar Irooni - November 17, 2003 07:16 PM]

آقای محمدی! متاسفم از اين که نيمای شما فرزند پدر خودباخته ايست که کمترين ميراثش برای وی شيفتگی مفرط به وطن فروشی است! زهی تاسف..در ضمن اين موی سفيد رو اگه آلاگارسون بزنی بهت می آد

[NIMA - November 17, 2003 07:13 PM]

KOS MIGI BI VATAN

[Sheikh - November 17, 2003 06:21 PM]

Marg Bar Amrica va Israel,Doroud bar jomhoori eslami

[فضولک - November 17, 2003 05:30 PM]

زور گويي هاي خامنه اي و ديگر رهبران مافياي سياسي از سر قساوت و در اختيار داشتن قواي قهريه است , به همين دليل تنها راه مقابله با زورگوييهای اين جانيان مقابله به مثل و مبارزه با رژیم ننگین جمهوری اسلامیست. به عنوان یک قدم مهم میتوان از عدم شرکت در انتخابات و بطور کلی عدم شرکت در هرنوع برنامه های رژیم استفاده نمود تا عدم مشروعیت مردمی این نظام به تمام دنیا ثابت شود. HTTP://fozool.blogspot.com

Copyright: gooya.com 2016