سه شنبه 27 آبان 1382

آيا ماجراي شهيد جاويد بار ديگر تکرار مي شود؟! مجتبي لطفي

18112003-ml-05.jpg
آيا مي توان بي تقوايي را به اوج رسانيد و براي اغراض سياسي پس پرده، مطلبي فقهي را روزنامه اي کرد و با دست خود سنت ناشايستي را ريشه دار کرد که در پي آن هر کسي با هر ادبياتي که خود بتواند، يک انديشمند ديني را در حالي مورد نقادي خارج از چارچوب يک نقد عالمانه قرار دهد، که آن انديشمند امکان جواب دادن را نداشته باشد.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




مقالات | بازديد 4629 | نظر 31 | دنبالک 2 | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالاي صفحه 
دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/1352

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'آيا ماجراي شهيد جاويد بار ديگر تکرار مي شود؟! مجتبي لطفي' لينک داده اند.

http://weblog.daghdagheh.com/archives/000144.php
ببین کار روحانیت به کجا رسیده. امروز که عکس یه روحانی رو تو گویا دیدم این قدر این تصویر «تو فضای اینترنت» برام نامانوس بود که داشتم شاخ در می...
[Daghdagheh] : دغدغه
November 19, 2003 03:16 PM

http://weblog.daghdagheh.com/archives/000145.php
این بازکردن comment برای بعضی مقالات که گویا شروع کرده خیلی کار خوبیه. برای من که خیلی چیز ها رو نشون میده. مثلا یک نکته جالبش فرق بین دیدگاه های...
[Daghdagheh] : دغدغه
November 19, 2003 03:18 PM

نظرات
[همت - November 22, 2003 02:44 AM]

خیلی خوشحالم که اقای منتظری نتیجه اعمال خود یعنی
تئوریزه کردن ولایت فقیه را در زمان حیات خود دید
به امید نابودی همه ایات اعظام.

حاج ابراهیم همت

[كمال - November 21, 2003 12:15 PM]

جناب مزدك! ترسم از آن است كه به مقصدنرسي! بيا فرض را بر اين بگذاريم كه حاميان تفكر تو قدرت را بدست بگيرند؟ حاصل چه خواهد شد؟ حمام خون براه خواهد افتاد منتها اين بار فاشيسم ضد مذهبي وظيفه كشتار را بر عهده خواهد گرفت. همانطور كه در كامبوج در بوسنين و در آلمان نازي (عليه يهوديها) اتفاق افتاد. كينه تو به مذهب از همان نوع كينه آخوندها به كمونيسم است و با نتايج سياسي و اجتماعي دهشتناك مشابه. از نظر من تو به همان ميزان در به راه انداختن جنگ صليبي بر عليه مسلمانان در انحرافي كه بن لادن و خميني در آتش افروختن عليه نامسلمانان. اما نيروهاي دمكرات و آزاديخواه را با اعتقادات افراد كاري نيست. اتحادهاي دموكراتيك بر اساس احترام متقابل شركت كنندگان به يك برنامه سياسي دموكراتيك شكل ميگيرد. دروازه هاي ميدان مبارزه مشترك براي آزادي و حقوق برابر انسانها بروي تمام انسانهاي معتقد به اين اصول صرف نظر از نژاد مسلك قوميت و مذهبشان باز است. من ندانم تو كيستي و جز سخن پراكني چه ميداني اما ميشناسم صدها مبارز مسلمان و غير مسلمان راه آزادي را كه براي آرماني مشترك جان باخته اند. آرمان آزادي.

[ali - November 20, 2003 10:40 PM]

aghaye mazdack

Lotfan ghadri ham tajrobeh talkhe khod ra dar site jm beh yad biyavar.Didi chetor bazicheh padohaye Framasoni va Sahyonisti mesle Anvari va j kasif shodi va akharash ra ham keh didi che shod.Dars begir va az kolli goyee beja va lompani beparhiz

[daei - November 20, 2003 10:00 PM]

من تقريبا با نظر هاتف موافقم(بايد اجازه داد هر کسي حرفش رو بزند). با اين حال وقتي ياد رفتارهاي خيلي از اين باصطلاح روحانيها ميافتم فکر ميکنم شايد امثال فحش ها حق شون هست. در هر جمعي اينها بايد عقل کل باشند درست مثل زمان شاه که...

[كمال - November 20, 2003 04:08 PM]

چگونه فارسي بنويسيم؟؟؟؟
براي نوشتن به حروف فارسي ميتوانيد ار keyboard فارسي در سايت زير استفاده كنيد.
http://www.parseek.com/keyboard/

[aria - November 20, 2003 01:06 AM]

MAZDAK jan
az jenabali bekar bordane chenin adabiati baied ast. dar vaghe dari az raveshe kasani estefade mikoni ke khodat mikhalefeshan hasti

[هاتف - November 19, 2003 08:40 PM]

سلام به مدير محترم سايت و همه ي بازديد كنندگان
مي خواستم نكته ايي را متذكّر شوم ...
سايت گويا هم اكنون بنام سايتي كه نظرات همه ي گروه ها و اقشار و احزاب و افراد و ...منتشر ميكند مطرح است . در حقيقت اين سايت به محيطي براي تضارب آراي مختلف تبديل گشته است . حال مي خواستم بدانم آيا درست است كه در چنين محيطي كه اقشار مختلف جهت ابراز و بيان عقايدشان ،يا آگاهي از عقايد ديگران وارد ميشوند ، عده ايي ظاهربين كه از سرمايه ي ادب ايراني كه هزاران سال پيشينه دارد حتي به مقدار پشيزي آگاهي ندارند ،و تنها با ديدن ظواهري چون عمامه و ... شخص نظر دهنده را به باد استهزا مي گيرند و به جاي پاسخهاي مستدل و قانع كننده ،به طرف مقابلشان ،تنها مي خواهند محيط را آلوده كرده و به اصطلاح شخصيت طرف مقابل را خرد نمايند .من نه مي خواهم از كسي طرفداري كنم نه كسي را بكوبم ... فقط دوستان! حيف است كه يك محيط فكري اين گونه خراب و فاسد گردد.چه خوب است كه اگر من با كسي مخالفت دارم به جاي نگاه كردن به ظاهر او ومسخره كردنش كه كار پائين ترين افراد يك جامعه از نظر فرهنگي است ،با استدلال و طرح نظرم طرف مقابل را راضي گردانم ...
چرا كه بي ادب نه تنها خودش را بد مي گرداند بلكه آتش بر همه ي آفاق ميزند ...

[ایرج - November 19, 2003 04:20 PM]

این ملا نخودی را گویا کجا پیدا کرد. دعوای خانوادگی شما به ما چه. من مقاله تو رو نمی خوانم. چون خسته ام از جهانبینی و طرز فکر شما. ایران این همه متفکزین خوب داشت که به این روز افتاد؟ برو یک عکس بدون
ریش و پشم بگیر.

ایرج رشتی

[Toraj - November 19, 2003 03:56 PM]

Akheh mardak khejalat nemikeshi hanooz dar gharneh 21 adamha ro az ayateh ghoran va arajifi keh dar oon neveshteh mitarsooni??? akheh yani cheh keh neveshtei mojazateh okhravi??? boro baba kashketo besab akheh to ba in lebaseh maskharat beh internet chekar dari??? boro too oon hojrehayeh kasifeh por az tarankaboot va az in sheikh ham niyazi nadareh defaa koni choon inam baadtar az khameneyist. yani rastesho bekhay har kasi keh in lebas roo tanesh koneh fekreh palid dar sar dareh va barayeh kolahbardari va nooneh moft khordan va sharlatanbazi in lebas ro mipoosheh.

[احمد - November 19, 2003 09:38 AM]

بنام خدا
اولاً جریان شهید جاوید برای کسانی که اطلاعاتی حتی مختصر از آن دارند روشن تر از ان است که مورد چنین مغلطه ای قرار گیرد. این کتاب به صورت کاملاً سفارشی در زمانی منتشر شد که تحولات سیاسی اوایل دهه 40 شمسی به خاموشی می گرایید و اقای خمینی که در این میان در تبعید خود را بازنده میدید تمایل به مصالحه با شاه داشت. او و ایادیش که عوامفریبانه از ماه محرم واحساسات مذهبی مردم سوء استفاده کرده بود و در اذهان ناپخته مردم خود را امام حسین (ع) زمان و شاه را یزید زمان معرفی کرده بودند این ذهنیت در افکار عمومی را مانع مصالحه با شاه میدیدند. در چنین موقعیتی تنها راهی که می توانست بدون خدشه دار کردن جایگاه اقای خمینی در دیدگاه مردم باب این مصالحه را باز کند تغییر شناخت مردم از حضرت سید الشهدا(ع) بود تا ایشان را به سیاست بازی نا اگاه و البته اماده هرگونه سازش با یزید معرفی کنند.
در این میان تقریظ جناب منتظری نیز تبلیغ اگاهانه ای برای بسط این نگرش بود و نه "نظر عالمانه یک مرجع دینی". پس از منتفی شدن این سازش به دنبال تهدید مستقیم فعالان چپ خارج از کشور و دخالت ایادی انگلیس همینطور بر سر زبانها افتادن چنین سوء استفاده ای از اعتقادات مذهبی، جناب منتظری مکرراً اظهار ندامت از این تقریظ یا نااگاهی از محتویات کتاب مذکور کردند.
ثانیاً جناب اقای منتظری سابقه ای تاریک در درگیری های خشونت امیز پیش از انقلاب البته با حمایت و دستورات مستقیم اقای خمینی داشته اند. بیت ایشان با مدیریت مهدی هاشمی و با همکاری احمد خمینی به اقدامات "انقلابی" متعددی عمدتاً بر علیه افراد شاخص مذهبی که با جریانات انقلابی همراهی نداشته یا با ان مخالفت میکردند دست زدند. سابقه ای که هنگام بروز اختلاف میان گردانندگان دولت با ایشان مستمسکی برای اعدام مهدی هاشمی و حذف سیاسی ایشان نیز شد. به یاد بیاوریم که در جریان مهدی هاشمی با وجود تکذیب قاتل بودن او از طرف منتظری هیچگاه ارتکاب این اعمال از طرف ایشان تکذیب نشد. گویا ایشان کشتن این افراد را به دلیل مجاز دانسته شدن ان از طرف خمینی قتل نمیدانسته و یک "اقدام انقلابی خداپسندانه" میشمردند.
فعتبروا یا اولی الابصار

[مجتبي - November 19, 2003 08:57 AM]

صرف نظر از اعتقاد اينجانب در باره آقاي منتظري مقاله روشنگرانه اي بود.
اما در باره فتواي آفاي منتظري در باره زندانيان كه در اظهار نظر ها به آن اشاره شده است آيا آنها سند آن را دارند.اينها دروغ هايي است كه به عالمان ديني مي بندند .
ضمنا آقاي aram هرچند وقت يكبار مرا مورد لطف قرار مي دهندو علاوه بر القاب قبلي اين بار من رابه لقب شيخ مجتبي نيز ملقب كرده اند!؟!؟

[بی نام - November 19, 2003 07:41 AM]

جناب آقای لطفی!
شما اين مقاله را برای کسانی نوشته ايد که اصلاً نمی دانند ماجرای کتاب شهيد جاويد و شمس آبادی چيست يا چه بوده تنها با ديدن لباس روحانی شما عقده های درونی شان باز شده و مخالف خوانی کور می کنند.. اينها دوغ را از دوشاب را هم تشخيص نمی دهند اما به هر حال زحمتتان قابل تقدير است.

[ali - November 18, 2003 10:30 PM]

Doroode faravan bar Montazeri,Sahabi,Amir Entezam,Bani Sadr,A.A. Haj Seyyed Javadi,Ebadi,Raees Dana,Eshkevari,Noori,Ganji,Varjavand,Taheri,va....hameh rahbarane haghighi va delsooze Iran

[setorgh - November 18, 2003 09:53 PM]

man tamame sohbathaye in aghaye moamam ra khandam va khoonam zamani be goosh amad keh in bi farhangh be maghame yek banooye azadeh baa titre In Zan eshareh mikonad.Baa aaghahi bar aanke midanam in farde mazhabi ghaader be fahmidane ancheh minevisam nist choon dar toole omer tanha loghati keh estefadeh kardeh hamin Zan ast vali shayad asaar konad. Aghaye aziz dar zaban iraniani keh braye banovan ehteram ghaeland tanha loghat Banoo ya Khanoom ast Sarkar Khanoome Ebadi,..... Dar aghaze gharne 21 hanooz fekr mikonneed dast daadan ba yek banoo va adaye ehtaram momken ast az royee havass bashad vaghean sharm bar shomaa bad ba in tarz tafakor, va entezar dareed ta tabagheh aghah va javaan braye amoozesh be shoma bengarad. zahi khiale batel. Ba drood be bannoye eftakhar afreen iran khanoome shirine ebadi, Setorgh

[daei60 - November 18, 2003 09:37 PM]

?How can I write in Farsi

Irani=Mooshi=Shaban-be-Mokh=Hezbollahi-hayeh mokhalef Islam


[villej - November 18, 2003 08:35 PM]

Dear “gooya” administrators,
I agree with Mr./Mrs. “Irani” comment. Akhoonds have hundreds of means to
speak, write, broadcast, express, televise, and air their none senses and billions
of $’s to spread and enforce them. Lets keep “gooya” tribune for those who
has none of these tools and really want to communicate real ideas to find a
way for Iran’s future. I for one certainly do not log on to gooya to read these
kinds of low-level outdated thoughts. A short brief in the news sounds
adequate to update on their present stand.

[ يدالله سهروردي - November 18, 2003 05:42 PM]

من ضمن قدرداني از شهامت آقاي لطفي براي انتشار نظريات خويش و خود را در معرض قضاوت عموم قرار دادن, معتقدم كه انتظارات برخي از دوستان از افرادي مثل آقاي منتظري با در نظر گرفتن كهولت سن و وسع فكري و نظري ايشان چندان واقعبينانه نيست.
اما آنچه روشن است و عملكرد روحانيت وفقه طي دو دهه اخير مويد آن است ضعفها و ناتوانيهاي مفرطي است كه تار و پود حوزه ها و آموزه هاي فقهي را فرا گرفته است. آموزه هايي كه به هنگام روبرو شدن با واقعيات به مضحكه تبديل ميشوند. تلاش برخي از روحانيون حكومتي براي بكار بستن آموزه هاي خود در بسياري از موارد به نتايج فاجعه باري منجر شده است. به همين دليل روحانيون و طلاب مستقل و آزاد انديش وظايف بسيار سنگيني را بر دوش دارند.
اهم اين وظايف عبارتند از:
1- خانه تكاني و غبار روبي هزار ساله: مجموعه آموزشها و متون درسي حوزها كهنه و متحجر هستند. طلبه حجم زيادي از مطالب و متون قديمه را ميخواند. مطالبي كه هيچ كمكي به ايشان نه در شناخت نيازهاي دنياي امروز و نه در فهم متون معتبر ديني نظير قرآن و نهج البلاغه, نميكند اما حجم زياد مطالب خوانده شده به طلبه احساس كاذبي از عالم بودن ميدهد. در حاليكه بنابر اعتقاد ما مسلمانان قرآن نيز خود به تمامه آيه اي است از آيات خداوند نظير ماه و ستارگان و خورشيد. همان گونه كه با پيشرفت علم و دانش بشري درك انسان از اين پديده ها متحول گشته است , براي فهم قرآن نيز انسان بايستي با آخرين دستاوردهاي علمي و فلسفي بشر آشنا باشد. تلاش در فهم و تفسير قرآن با اتكا به متون و روايات قديمه امروز همانقدر به نتايج غلط وانحرافي منجر ميشود كه استفاده از رمل و اسطرلاب براي شناخت ستارگان و كهكشانها. پس روحانيون و طلاب بايستي در مورد مواد آموزشي حوزه ها طرحي نو دراندازند. در اين زمينه هستند فرهيختگاني همچون آقايان مجتهد شبستري, سروش , كديور و اشگوري كه نظراتشان ميتواند بسيار مثمر ثمر باشد.
۲- اينكه خميني ادعا ميكرد كه وظيفه ما حفظ اسلام است و دفاع از اسلام و اينكه ملت از براي اسلام قيام كرد از اساس غلط و مردود است و دميدن در شيپور از سر گشاد آن. بنا بر نص صريح قرآن اين دين و وحي است كه براي راهنمايي و دعوت انسان به تعقل و عدالت و رعايت حقوق ديگران آمده است. اگر ديني و يا فهمي از دين به نتايج كاملا ضد اين اهداف منجر شود چه بايد كرد. روحانيت بايد توجه داشته باشد كه امر مذهب و اعتقاد با اختيار و انتخاب توام است.
۳- شركت روحانيون در حكومت بزرگترين خطاي روحانيت شيعه طي هزار سال اخير بوده است و ضايعات فراواني را هم براي ملت و هم براي روحانيت سبب شده است. جنايتهايي كه حكام معمم و غير معمم جمهوري اسلامي طي دو دهه اخير مرتكب شده اند آنچنان امواجي از نفرت و كينه و خشم ايجاد كرده است كه بيم آن ميرود كه در آن لحظه انفجار ناگزير نه از تاك نشان ماند و نه از تاكنشان. طلاب و روحانيون مستقل و آزاد انديش موظف هستند تا ضمن تبري جستن از اين جنايات از مواضع روشن و شجاعانه آقاي منتظري در مورد ضرورت جدايي دستگاه دين از دولت و سپردن امور سياسي و اقتصادي به متخصصين و كارشناسان, دفاع كنند.
4- روحانيت همچون همه اقشار و آحاد ديگر ملت بايستي از آزادي بيان و عقيده به مصداق نص صريح قرآن دفاع كند. روحانيون بايد توجه داشته باشند كه آنها متولي اسلام نيستند. آنها در بهترين حالت فقط مبلغ مذهب هستند. متولي و حافظ اسلام خداوند است. ادعاي باقي مدعيان مصداق بارز شرك است. توجه داشته باشيد كه خداوند براي رسولش نيز ابلاغ را تنها وظيفه ميداند.

[Asghar - November 18, 2003 04:15 PM]

Mardom IRAN az har chi akhond ast bizarand. Hala in site GOOYA ham shodeh tablighatchi yek mosht az in akhond-ha. Albateh man mokhalef kosht va koshtar hastam, amma kafi hast keh mesle man roozha dar koocheh va khiaban goosh-ha ra baz konid ta beshnavid keh mardom shayad dar lahzeh moghtazi beh yek akhond ham rahm nakonnand.
Khak bar sare har chi akhond va hokoomate akhondi.
Azadi ba rish va pashm nemisheh.

[mohsen_moshfegh - November 18, 2003 03:46 PM]

جناب آرام بنظر ميرسد عزيزاني كه در زمينه تضارب آرا و عقايد اظهار نظر ميكنند به حداقلي از قواعد آن كه ابتدائي ترينش احترام به عقايد طرف مقابل است پايبند هستند و بجاي تخطئه و ابراز ظن و گمانهاي قريب به يقين !!!و فيگور شرلوك هلمز را گرفتن با منطق و استدلال به مباحثه ميپردازند. مفتخرم به اطلاعتان برسانم مجتبي لطفي و محسن مشفق دو شخصيت حقيقي مستقل هستند كه تا امروز هيچ گونه برخورد و آشنائي با يكديگر نداشته اند . تاسف عميق مرا به خاطر عمق ناچيز بينش خود بپذيريد . اگر سطح ظرفيت ما در پذيرش نظرات مخالف اندكي بالاتر بود حال امروزمان بهتر از اينها ميشد.

[سینا - November 18, 2003 02:36 PM]

به نظرم آقاي موشي (MOOSHI)به يک نوع ساديسم مبتلا است. ايشان مردم ايران را با خانواده محترم خودشان اشتباه گرفته اند. مردم با اخوندها بدند اما وحشي نيستند.

[mooshi - November 18, 2003 01:43 PM]

به نظرم باید دست از این سوسول بازیهای روشنفکرانه برداشت.حرف و حدیث و مقاله بس است.تنها راه نجات خشونت است.باید عمامه ها را تبدیل به طناب دار کرد.این افه های سوسیال دموکراسی مال جوامعی است که آزادی را تجربه کرده اند.برای ما تا زمانیکه که حکومت مافیایی بر سر کارست صحبت از دموکراسی بی معناست و ما زمانی می توانیم آزادی را تجربه کنیم که جامعه از شر وجود آخوند ها پاک شده باشد.می دانم که به محض اینکه مردم مطمئن شوند که راه بدون برگشت است یک نفر از اینها را زنده نخواهند گذاشت و هر کسی هم که بخواهد از این جرم زدایی جلو گیری کند را در لهیب آتش 25 ساله خواهند سوزاند.ایرانیها را دست کم نگیرید آنها همان قدر که در قبول ذلت مقاوم هستند به موقع از بی رحم ترین ملت های عالمند.زمان آن که برسد خیابانها را از کشته این جانیان پر خواهند کرد حتی به سگ و حیوانات خانگی آنها نیز رحم نخواهند کرد.خشت های خانه شان را نیز بر باد خواهند داد.شاید خونین ترین تحول جهان در ایران صورت پذیرد.این مردمی که از سر تفنن در سال 57 به خیابان آمدند اینبار به خشم و کینه 25 سال ظلم و زور خواهند آمد .این نوشته های مرا به خاطر داشته باشید تا به شما ثابت شود.حرف آخر....آخوند را باید کشت.....هم با لگد هم با مشت

[mohsen_moshfegh - November 18, 2003 01:28 PM]

جناب آقاي لطفي از تلاش شما كه به سهم خودتان و به مقتضاي تخصص تان از زاويه مذهب موضوع مصافحه خانم عبادي را مورد بررسي قرار داديد متشكرم. قطعا در اين حال و روزي كه فقه بدان گرفتار آمده و بنظر ميرسد كه پويائي و توان پاسخگوئي به مسائل جديد را از دست داده اين فتوا نوعي نوآوري بحساب مي آيد . اما برادر من اين پديده ميمون و مبارك بسيار دير ظهور نموده است. اگر اين فتوا بيست سال قبل مطرح ميشد شايد در نوع خود انقلابي بحساب مي امد . ميدانم كه خواهيد گفت شرايط و الزامات سياسي و غير سياسي مانع آن بوده اما مگر يكي از ويژگيهاي فقيه جامع الشرايط شجاعت او در بيان احكام الهي نيست؟ با نظرات برخي عزيزاني كه در خصوص مقاله شما نظر دادند آشنا شديد بجرات ميتوانم بگويم كه نظر اكثريت قابل توجهي از مردم همين است . در شرايطي كه نبوغ و استعدادهاي بشري با سرعتي شتاب انگيز گستره تسلط خود را بر تمامي شئون مادي و معنوي حيات انساني مي گستراندو همين بشر از پيشرفتهاي علمي و تكنولژيك خود انگشت بدهان مانده است سخن گفتن از حليت دست دادن مرد و زن نامحرم كمي عقب افتاده بنظر ميرسد. ميدانم كه تلاش جنابعالي و امثالكم بر اساس هميت مذهبي و درد دين است و اين در جاي خود بسيار ارزشمند است اما برادر من فقه در مقابل هر صدقدم علوم مادي و علوم انساني جديد يك قدم برميدارد و اين خود كافيست تا در اين مسابقه پرشتاب در آخرين رديف قرار بگيرد و چه بسا از دور مسابقه خارج گردد. مسائل مستحدثه جديدي در مناسبات و تعاملات نسل جوان جامعه ما وجود دارد كه بي پاسخ مانده و بي توجهي فقه و فقها موجوديت و تاثير گذاري آنرا نفي نميتواند كرد . في المثال داستان كهنه موسيقي هنوز كه هنوز است منافي اهداف نظام جمهوري اسلامي محسوب ميگردد و تن دادن به آن در اين نظام تابع شرايط زمانه و احكام ثانويه است . آيا نسل جوان ما نيز به اين استدلال در پذيرش موسيقي قائل است ؟ يا خطوط قرمز آنرا مي پذيرد؟ آنچه كه در سالهاي اخير و رواج انواع موسيقي در اين كشور رخ داده پاسخي منفي به سئوالات فوق است . آيا اگر بيست سال ديگر فقيه شجاعي خطوط قرمز آنرا حلال اعلام كند براي او كف خواهند زد؟ ما فرصتها را نيافتيم و زمان عرض اندام را از دست داده ايم . اگر فقه از همين امروز بدنبال يافتن راهكار و ارائه نظرات جديد در دل احكام شرعي برآيد شايد يك نسل بعد مسائل آن بروز شده باشد. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

[ايراني - November 18, 2003 12:47 PM]

مدير محترم سايت گويا

با سلام ضمن تشكر از شما بابت انعكاس افكار و عقايد مختلف ، ميخواهم بگويم مردم ايران به اندازه كافي توسط رسانه هاي جمهوري اسلامي خصوصاْ راديو و تلويزيون 24ساعته زير بمباران تبليغاتي آخوند ها هستند .بنابر اين بهتر است شما بجاي انعكاس نظرات و چاپ عكس هاي كريح ومشمئز كننده ايشان ،كه هيچ كس علاقه اي به ديدن آنها ندارد،نظرات كساني را انعكاس دهيد كه براي نوشتن يك مقاله محاكمه و زنداني ميشوند.

باتشكر

[ariabahmani - November 18, 2003 11:13 AM]

رنگين كماني از معرفت.دريايي از انديشه و نور.جهاني متحير.....كشف بزرگي براي حل بزرگترين معضل جهان بشريت در سالهاي آخر قرن بيستم و ادامه تراوشات مششعانه خرد و انديشمندي.پاسخي بزرگ به مشكلي كه غرب از جواب دادن به آن درمانده بود.دست دادن خانمي با آقايي.....از اين همه نبوغ جهان علم و معرفت به وجد آمده.زاپنيها انگشت به دهان.حتي گودزيلا نيز سر در دامن تفكر فرو برده.فلاسفه معاصر غرب شيفته و واله اين كشف بزرگو فيلسوفان در گذشته به پايكوبي در قبور خويش.و خداوندگار قاهر خرسند از اين خلقت بي همتاي خويش.شيخ عظيم الشان را جايزه نوبل دوقلو بايد داد در حقيقت تمام نوبل هاي جهان نثار وجود بي بديلشان به اضافه نوبل بلاهت........

[mooshi - November 18, 2003 10:39 AM]

بابا تو ديگه كي هستي؟من كه ديگه از هر چه انديشه وانديشمند است حالم به هم مي خورد.عجب بساطي براي خودتان چيده ايد.نوشتن اين چنين چيزهايي فقط از وقاحت آخوندي بر مي آيد و بس.ادم در برابر اين انديشه هاي مششعانه شيخ منتظري درمانده مي ماند.من واقعا دليل كنجكاوي زاپني ها و روزنامه هاي خارجي را مي دانم.فكر مي كنند آنها مي خواهند بدانند درجه حماقت و پوسيدگي فكري يك آدم مدعي چقدر مي تواند باشد و من مطمئنم حضرت شيخ منتظري آنها را انگشت بدهن كرده است.براي درك خزئبلاتي كه قرنهاست از طرف مشتي مفت خور و انگل جامعه تحت عنوان فقاهت شيعي به خورد اين ملت سيه روز داده مي شد لازم نيست به علم سفسطه و دجاليت مجهز باشي عوام نيز اكنون نيك مي دانند كه تراوشات متعفن ذهن آقاي منتظري كم از خميني نيست.من از شما دو سوال دارم .آيا پاسخ استفساء در مورد تجاوز به دختران زنداني سياسي در شب قبل از اعدام توسط پاسداران رزيم به مهر آقاي منتظري ممهور است يا خير؟2-آيا استفسائ در مورد تخليه خون بدن زندانيان سياسي را آقاي منتظري مهر كرده اند يا نه؟اينها اسنادي است كه در دل تاريخ براي روز حسابرسي ثبت شده است.خميني دجال هر جا كه خود شهامت صدور فتوا نمي ديد با تفويض اين حق به شيخ ساده لوح او را به تاييد مسائلي وا ميداشت كه تا ابدبراي آقاي منتظري بدنامي و لعنت به همراه خواهد داشت.

[answer to this please - November 18, 2003 10:34 AM]

Man of god, could you please have some comments on this too?

It is in the Gooya too.
http://news.gooya.com/society/archives/001535.php

Plus let us know why god just sent its all messengers to middle east??

[haghverdian - November 18, 2003 09:24 AM]

i'm not sticking to the contents ,but i am thinking that your conclusion is right.if i a understand you well you knows islam ( shiaa) as
freedom and wisdom.

[Yazid - November 18, 2003 06:58 AM]

akhe adam be to chi bege? chera vagte mardomo injoori talaf mikoni

[karim - November 18, 2003 04:01 AM]

baradar kojaye kari to keh be internet dastrasi dari bayad bedani dar donya che migozard digar dast dadane yek zane panjaho o chand saleh ba yek pirm marde shast saleh in harfha va in tojih hara nadarad boro bebin dar khiyabanhaye tehran chekhabar ast baad baraye ma aye biyar delet kheyli khoshe

[paria - November 18, 2003 02:47 AM]

BARADAREH AZIZ MONTAZAR BAYAD BOOD MONTAZAREH ZOHOOREH AGHAM EMAMEH ZAMAN BE DOOAAA BAYAD RAFT DOOAAA BARAYEH ZOHOOREH AGHAM EMEMEH ZAMAN

[اميرحسين - November 18, 2003 02:43 AM]

احسنت

Copyright: gooya.com 2016