[اين مطلب در سايت رويداد منتشر شده است.]
شايد، شما خواننده گرامي هم، نظيرمن، اين فرصت را يافتيد تا چند روز پيش، در برابر صفحه جام جم، نظارهگر «ارجگذاري» آقاي لاريجاني بر «چهرههاي ماندگار» باشيد.
در بزرگداشت فرهيختگان اين ملك و آناني كه به رنج و به همت، جواني را به پيري وصل كردند تا، فرهنگ و علم و هنر در اين سرزمين خدايي، همچنان شكوفا باشد، تصور هيچ ترديدي نيست.
در اين كه در غبارآلودگي شرايط و پيچيدگي حوادث، بسياري از مسائل حتي حياتي، گاه به فراموشي سپرده ميشود تا آن زمان كه بحران، آشكارا خود بنمايد نيز نميتوان شك كرد و مثلاً در موضوع مورد بحث، معروف است كه فرهيخته ايراني آن زمان كه دست در خاك ميكشد، اهميت پيدا ميكند و ستايش ميشود.
در اين كه در زمنيه پاسداري از فرهيختگان اين سرزمين پيوسته كوتاهي صورت گرفته است نيز، نميتوان ترديد روا داشت.
قوام فرهنگ سترگ و دوام ارزشهاي اين مرز و بوم در گرو بزرگداشت فرهيختگاني است كه گيسوان خود در آسياب «سفيد» نكردهاند و اين رمز پايداري ملتي است كه در فراز و فرود قرون به افتخار و سربلندي زيسته است. اين فراز همچنين پيام اميدي است به جواناني كه تازه آغاز كردهاند راه را تا ببينند آينده خود در آينه و مگر اينكه بالندگي شكوفهها و شادابي شاخهها در گرو احترام به ريشهها است؟!
با تشكر از كساني كه در پاسداري از اين فرهنگ، پيشقدم هستند و در تأكيد بر آن، و در مسير زدودن شبهاتي چند، شايد تبيين نكاتي پيرامون برنامه «چهرههاي ماندگار» تلويزيون، ضروري باشد.
1- بر مبناي قاعده، آناني كه در عرصههايي تا اين حد متنوع داوري ميكنند و برميگزينند، لابد به اعتبار اندوختهها و توشههاي علمي- فرهنگي خود، بايد در اندازههاي اين بزرگي باشند. آيا صدا و سيما (اصولاً) ميتواند مرجع تشخيص اين صلاحيتها باشد؟
2- كيست كه با تجزيه و تحليل كمي و به ويژه كيفي برنامههاي صدا وسيماي كنوني آن را مرجع كه نه، حتي سادهانگارانه، «خادم فرهنگ» اين كشور به حساب آورد؟! اين دستگاه اينك، از سوي صاحبنظران و عالمان بسياري، به سطحينگري و ابتذال متهم است و از چشماندازي ديگر، به شدت انحصارطلب و بسته و در بحث پويايي حتي سترون!
3- آيا دستگاهي كه با برنامههايي چون «هويت» و ...،زشتترين ظلمها را بر آستان فرهيختگان اين كشور روا داشت و آنان را مشكوك، ملكوك و ... نشان داد و بلكه با غيراخلاقيترين روشها، لگدمال كرد، ميتواند به شايستگي بر اين جايگاه رفيع نشيند؟! هويت كه استثناء نبود، به اعتبار تكرار برنامههايي از اين دست در فصول مختلف،اين حرمت شكني در جامجم اكنون يك قاعده است.
4- آيا كسي شنيده است كه جام جم بر سبيل عبرت براي ارتكاب «هويت»، «چراغ» و ... از پيشگاه مردم ايران پوزشي طلب و عذري خواسته باشد؟!
5- با احترام به همه فرهيختگان اين مرز و بوم كه بالندگي اين مردم را با محروميتهاي بسيار خود خلق ميكنند و گراميداشت همه دستاندركاران زحمتكش صدا وسيما، واقعيت آن است حداقل براي سردمداران جام جم، «چهرههاي ماندگار» و مراسمي از اين قبيل، تنها بهانهاند. موضوع بهرهجويي از ابزاري است كه قرار است «وجاهتي» با آن جعل شود! دم خروس به خوبي در «شو» روز آخر هويدا شد.
6- از منظري ديگر، آقاي لاريجاني با كدام پشتوانه علمي و اخلاقي، صلاحيت يافت تا مسؤوليت اعطاي جوايز را بر عهده گيرد؟! اين جسارت با كدام توجيه، صورت گرفت؟! مگر ايران اسلامي از بزرگان خالي شده است كه نوبت به كسي چون او رسيده است؟!
7- حتي با فرض انجام، در مراسمي اين چنين، لابد از بزرگان روحاني و شخصيتهاي علمي و فرهنگي و دانشمند، براي اهداي جوايز، دعوت ميشد. آيا اصولاً از سوي سردمداران صدا وسيما، دعوتي در اين باره، به عمل آمده است؟ بديهي است كه با حضور بزرگان، طبيعتاً نقش آقاي لاريجاني كمرنگ و در سايه قرار ميگرفت و اين مسأله لابد نقض غرض ميشد!
8- حقيقت آن است كه قرار بود(و يا هست) كه آقاي لاريجاني به پشتوانه مالي اين مردم و بياذن آنها، به بهانهاي، «شخصيت» شود. براي اكنون و يا شايد براي آينده!
9- مراسم اهداي جايزه نه با «چهرههاي ماندگار» آغاز و نه با آن به پايان ميرسد، ظاهراً قرار است اين پروژه تحت عنوانهايي ديگر مرتباً تكرار شود تا زماني كه آقاي لاريجاني «كسي» شوند!
در اين مراسم، اما نكته ديگري نيز جلوهگري ميكرد و آن تقديم «خودروي سمند» به انتخابشدگان بود كه با دعوت از نماينده محترم وزات صنايع براي حضور در انتهاي صف طويل اهداي جوايز تكميل شد.
1- اگر چه آقاي لاريجاني بر اساس عرف، در هزينههاي ميلياردي خودمختار است و غير مسؤول اما آيا جام جم بهاي سمندهاي اهدايي را پرداخت كرده است؟
2- در غير اين صورت، وزارت صنايع با كدام مجوز در اين «پروژه» مشاركت كرده است؟
3- علت مشاركت وزات صنايع در اين پروژه، آيا عشق به «چهرههاي ماندگار» است يا بايد تصور كرد كه «شخصيتسازي» جدي گرفته شده است؟
4- آيا دولت پاسخگو راهي محترمانهتر و مرجعي باصلاحيتتر براي گراميداشت فرهيختگان كشور نيافته است؟
5- در عرف جهاني مگر فرهنگستانها مراجع صالح براي اهداي اين جوايز نيستند؟ علت اين «تفويض اختيار» چيست؟
در انتها، خدا ميداند كه منتكش زحمتكشان عرصههاي علمي، فرهنگي و هنري ايران بودن افتخار است و در اين نوشتار نيز اگر نادانسته كاستي رخ داد، پيشاپيش پوزش آن را طلب ميكنم، مسأله آن است كه اين مهم خود آدابي دارد، اينگونه چرا؟!