چهارشنبه 28 آبان 1382

سرزمين اقليت ها، دنا رباطي

از اين ستون تا تو

[email protected]
[email protected]

وقتي هنگام فروتني هاي دروغين ميرسد، اغلب اين قدرقدرتان خود را كوچك و بعضا فردي معمولي معرفي ميكنند، اما سئوال اين است كه اين چه فرد معمولي ست كه اين همه اقتدار دارد و در نهايت اوست كه بايد بگويد چه درست است و چه غلط؟

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

سلام
پنجشنبه شب تازه سپري شده «ژان كريتين» نخست وزير ليبرال كانادا پس از سه دوره پي در پي به عنوان نخست وزير، قدري زودتر از موعد مقرر اتمام دوره سوم نخست وزيري اش در جشن باشكوهي كه براي اين مهم برايش مهيا كرده بودند، خداحافظي كرد. «ژان كريتين» در سخنراني اش در اين مراسم به دو زبان انگليسي و فرانسه به موضوع هايي اشاره كرد كه به باور من ريشه در باورها و پايه هاي قوي دموكراسي داشت كه پيشينيان او در اين سرزمين پايه گذاري كرده بودند و اين خود نشان از گواهي تاريخي اش داشت كه اين سياستمدار انسان محور بدون اين پشتوانه تاريخي قدم به عرصه قدرت نگذاشته بود و او آن قدر مسئول بود كه نه تنها از اين پايه ها و محورها پاسداري كند، بلكه خود نيز چيزي بر آن بيفزايد كه نمونه برجسته آن موضع گيري اش در قبال حمله آمريكا به عراق بود.
از آن جمله...
ژان كريتين زبان انگليسي را با لهجه مخصوص به خود صحبت ميكند و در اين مورد كم نبوده كه وي موضوع حمله هايي از طرف مخالفين اش چه به طور جدي و چه مزاح، قرار گرفته باشد، اما ناظران زيادي معتقدند كه او سخنران بسيار تاثيرگذاري ست، مفاهيمش را با همه گيرترين كلمات راهي گوشها ميكند و اين يكي از نقاط قوت اين سياستمدار كهنه كار است كه قريب به چهل و يكسال در عرصه هاي خدمات سياسي او را قادر ساخته كه هميشه سري افراشته بر گردن داشته باشد و اين نشان دهنده ديد و شناخت او از مردم اين سرزمين است.
وي در بخشي از اظهاراتش با اشاره به جمعيت هشت هزار نفري در سالن كه مجموعه اي از ـ اگر نگوييم تمام مليت ها ـ مليت هاي زيادي بود؛ از چيني و ژاپني تا ايراني و آفريقايي، اروپايي و آمريكايي، گفت كه اين سرزمين مال همه ماست و همانطور كه «پي ير ترودو» ميگفت «در كانادا همه ما اقليتيم» آري ژان كريتين خود را نخست وزير همه اين اقليتها ميدانست.
كريتين در بند بند اظهاراتش به معلمان پيشين خود اشاره ميكرد و از آنها نقل قول ميآورد، او خود را مفتخر از زنجيره اي ميدانست كه توانسته سخاوت و اعتماد به نفس را براي كانادايي ها تا بدانجا ترقي دهد كه در يكي از فرازهاي سخنراني اش با فروتني راستين بگويد كه دنيا قدري نياز به كانادايي شدن دارد.
در اين جشن باشكوه اگر چه«پي ير ترودو» حضور نداشت اما فرزند ارشدش«جاستين» به عنوان مجري حضور داشت و زماني كه كريتين درباره ترودو صحبت ميكرد او را بزرگتر از زندگي توصيف كرد. وي همچنين با اشاره به لستر پيرسون نخست وزير سابق كانادا و يكي از تاثيرگذاران در زندگي سياسي كريتين گفت كه ايشان با 92 سال سن امشب در ميان ماست. كريتين همچنين ضمن ارج گذاري به خدمات پيرسون گفت كه اگر راهنمايي و هدايت او نبود امروز من اينجا نبودم.
بگذريم. من با دو دوست ايراني ديگر اين مراسم را تماشا ميكرديم، ناگفته پيدا بود كه هر سه مان دگرگون شده ايم و ناگفته ميگفتيم كه چرا ما ايرانيان چنين مجالس سياسي نداريم، چرا درصد بالايي ـ نزديك به صد ـ سياستمداران در قدرت ما هميشه نفع خود را به نفع ملت ارجح دانسته اند؟
به راستي چرا سياست اينها پدر و مادر دارد، اما سياست ما بي پدر و مادر و بي ريشه است. اين چراها و چراهاي ديگر آن شب فضاي خانه را انباشته بودند.
به راستي چرا اميركبير ما تكثير نشد اما شاهانِ مستبد، شدند؟ به راستي چرا مصدق ما تكثير نشد، و اگر خرده فضايي درست شد كه مصدق ها متولد شوند، به عوض شاه هاي كوچك و بزرگ درست شدند كه براي ارضاي منيت به خود القاب «خدايگان» ها كه نشان از عقب افتادگي هاي ذهني و رواني داشت، ميدادند. به راستي چرا هميشه تك مداري در همه عرصه ها به فرهنگ ما حاكم ميشود؟
به راستي چرا «رهبر»ها، «ولي» ها و... ميپندارند كه از همه مردم بيشتر ميدانند؟ و جالب است وقتي هنگام فروتني هاي دروغين ميرسد، اغلب اين قدرقدرتان خود را كوچك و بعضا فردي معمولي معرفي ميكنند، اما سئوال اين است كه اين چه فرد معمولي ست كه اين همه اقتدار دارد و در نهايت اوست كه بايد بگويد چه درست است و چه غلط؟ انگار ما مورچگاني بيش نيستيم كه بايد در خدمت ولايت / ولايت هاشان باشيم.
به راستي چرا قدرت پيشه گان حاكم ما تن به تفكر نميدهند؛ دريغ از يك جمله قصار، يك جمله عميق، يك پيام صلح آميز همه گير... دريغ... دريغ از يك روي گشاده... دريغ.
بگذريم. آن شب ما سه نفر با چراهاي ناگفته مان تا آخرين لحظه مراسم را تماشا كرديم.
من فكر ميكنم يكي از ما ميخواست بگويد، خب حالا كه ما اينجاييم بايد چه حالي داشته باشيم در حالي كه ديگر هموطنان ما بدانگونه زير فشارند؟
آن شب ما سه نفر با چراهاي ناگفته مان تا آخرين لحظه مراسم را تماشا كرديم.
من فكر ميكنم يكي از ما ميخواست بگويد، «خب گيرم كه قضيه را در سطح بگيريم و خوشحال باشيم از اين كه ما به عنوان بخشي از آن ملت آسيب ديده تاريخي، جان به اينجا/ اينجاها رسانديم كه حداقل نوع انساني رفتار سياسي را تجربه كنيم به اين اميد كه به نوعي آن را پژواك دهيم، اما مسئله اصلي اين است كه ما با زبان ديگر بزرگ شده ايم و داد و گرفت كرده ايم؛ يعني اين كه ما دائم خارج اين زبان زندگي ميكنيم و در نهايت خارج قضايا هستيم.»
بگذريم. آن شب ما سه نفر با چراهاي ناگفته مان تا آخرين لحظه مراسم را تماشا كرديم.
من فكر ميكنم يكي از ما ميخواست بگويد، «خب مسئله زبان درست، اما ما بايد بدانيم كه اين مسئله در كانادا متفاوت است، كانادا يك مملكت چند زبانه، چند مليتي، چند... است. نگاه كنيد به نخست وزير مملكت با چه لهجه غليظ غيرانگليسي، انگليسي حرف ميزند.»

در همين زمينه:

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/1412

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'سرزمين اقليت ها، دنا رباطي' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016