چهارشنبه 28 آبان 1382

گیرهء رخت آویز و دستکش سفید، رضا نصری

[email protected]


در 21 آوریل 2002، به دنبال غیبت قریب به 30% از رای دهندگان فرانسوی به پای صندوق های رای، ژان ماری لوپن، رئیس حزب راست افراطیFront National، که عرفاً نمایندهء 17% مردم آن کشور است، موفق به شکست کاندیدای سوسیالیست وسعود به مرحلهء دوم انتخابات ریاست جمهوری علیه ژاک شیراک می شود. به دنبال پیروزی وی، رای دهندگان فرانسوی که برای نشان دادن نارضایتی خود از سیاستمدارانشان از شرکت در انتخابات دورهء اول پرهیز کرده بودند، با گیرهء رخت آویز بر بینی و دستکش سفید بر دست، (به نشانهء اکراه)، به صورت گسترده درمرحلهء دوم حضور یافتند تا با انتخاب مجدد ژاک شیراک از به قدرت رسیدن راست افراطی در آن کشور جلوگیری کنند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

در این میان تنها چیزی که از قهر کردن در دورهء اول نصیب فرانسویان به مرگ گرفته شد، کناره گیری لیونل ژسپن (یگانه آلترناتیو تغییر) و به قدرت رسیدن مجدد تبی به نام ژاک شیراک بود.

گویی بار سمبلیک گیرهء رخت آویز و دستکش سفید بسیار بیشتر از عدم مشارکت در انتخابات بود و ای کاش زودتر به فکرشان می رسید!

ای کاش ما هم درس می گرفتیم...

در آستانهء انتخابات مجلس هفتم ایران، بسیارهستند کسانی که استراتژی "عدم مشارکت" به منظور کاستن مشروعیت نظام را پیشه گرفته و تبلیغ می کنند. در حالی که نتیجهء چنین راهکاری در انتخابات شوراها بسیار نامطلوب بوده و شهروندان تهران به طور روزمره تبعات سنگین قهر سیاسی خود و تقدیم دو دستی مدیریت پایتخت به محافظه کاران را مشاهده می کنند، هنوزعده ای براتخاذ چنین روشی، که تنها پیامد مشخص و مطمئن آن افزایش قدرت یک اقلیت و از دست رفتن تنها نهاد مشروع مقاومت اصلاح طلبانه است، اصرار می ورزند.

اگرهدف از عدم مشارکت در انتخابات به نمایش گذاشتن نارضایتی عمومی از عملکرد یا ماهیت نظام حاکم باشد، بسیار کم هزینه تر و موثرتر می توان به آن نائل شد که جلب توجه بازیگران بین المللی به هیچ عنوان نیاز به خودزنی ندارد و تنها ابتکار عمل می طلبد.
چرا تمام راهکارها را نسنجیم و عجولانه قدم در راه بی برگشت بگذاریم؟

تقدیم یک قوه با صلاحیت قانونگذاری و تصویب معاهدات بین المللی به اقلیتی دارای اهداف نا متناسب با خواست عمومی با هیچ منطق پراگماتیکی سازگار نیست. چگونه و با چه ضریب اطمینانی می توان اظهار داشت که گام برداشتن در جهت تقلیل سطح زندگی اکثریت مردم و تنگ کردن عرصه برای مطبوعات و فعالین سیاسی و تحکیم نهادهای انتصابی نهایتاً به نفع جنبش دموکراسی در ایران تمام خواهد شد؟
قربانی کردن یک پایگاه مشروع و معتبرمانند مجلس، که در بدترین حالت دارای یک حالت بازدارنده در برابر استبداد مطلق است، به بهانهء ادای یک حرکت سمبلیک با نتیجه ای مبهم، بهای کمی نیست که بتوان به راحتی پرداخت. وجود یک مجلس مردمی تر، هر چند ناکارامد، بهتر از مجلس نیرومند محافظه کاراست.

عدم مشارکت در انتخابات مجلس حاصلی جزء تقویت اقلیتی اقتدارگرا و خفه کردن جنبش مدنی ایران در گهواره نخواهد داشت. این را هم تجربه نشان داده و هم مبلغین استراتژی "عدم مشارکت" نتوانسته اند خلافش را قاطعانه ثابت کنند.

ما هم می توانیم در روز انتخابات هم پیاممان را به جهان برسانیم و هم آنچه صلاحمان است انجام دهیم.

مقالات | بازديد 699 | نظر 9 | دنبالک 0 | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالاي صفحه 
دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/1417

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'گیرهء رخت آویز و دستکش سفید، رضا نصری' لينک داده اند.
نظرات
[kimiya - August 9, 2004 06:16 PM]

aftazah

[ف.م.سخن - November 20, 2003 09:57 PM]

جناب نصری

آنچه نوشته ايد بسيار متين و منطقي است و به دل مي نشيند ولی افسوس که در ايران ما مطلقا کاربرد ندارد.

حفظ آرامش و متانت و حرکت منطقي و حساب شده، با پذيرش ظلم و ستمي که هر روز و هر ساعت بر مردم ما مي رود، و شرکت در انتخابات اين ظلم و ستم را تائيد مي کند، متفاوت است.

روزی که بازجويان محترم من را برادرانه در ميان خود گرفته بودند و مانند توپ "هندبال" از اين دست به آن دست پاس می دادند و بي رحمانه بر روی زخم های سرباز و لخته بسته ام با شلاق چند سر که هر سرش تکه ای از پوست را از گوشت جدا مي کرد می کوبیدند و مرا وادار به راه رفتن بر روی پاهای زخمی و ورم کرده ام مي کردند نمي توانستم به دستکش و گيره رخت فکر کنم.

در آن لحظه فکر مي کردم اگر سلاحی، مسلسلي، تفنگي، نارنجکي داشتم چه مي کردم.

حال بعد از آن روزهای بسيار شيرين و خاطره انگيز، با باری از اندوه و دلتنگي و ديدن چهره نه چندان دلنشين اپوزيسيون خارج از کشور که طاقت هيچ کس و هيچ چيز را جز خودشان ندارند، اينقدر نجابت داريم که به جای سلاح به سراغ "کلمه" و "کلام" برويم، و به جای "تيراندازی" و "نارنجک اندازی"، "بنويسيم" و آگاه کنيم. اين قدر منطق و فهم و آينده نگری در ما علي رغم تمام آن زجرها و پريشاني ها باقي مانده است که چنين عمل کنيم.

اما اين حداقل اعتراض، حق ما و ملت ماست. ملتي که نه با حرف من، و نه با مقاله شما، در مورد شرکت يا عدم شرکت در انتخابات تصميم گيری نخواهد کرد و خواهد کرد آنچه را که بايد بکند و ما خواهيم پذيرفت، آنچه را که او خواهد پذيرفت.

موفق باشيد.
ف.م.سخن

[مرتضوي - November 20, 2003 12:19 PM]

مبارزه سياسي زماني مفهوم دارد كه معيار مناسبي براي آن نيز وجود داشته باشد. آي مي توان از دست مشتي قانون گذار به قانوني كه آنان گذاشته اند پناه برد؟ در نظر داشته باشيد كه حتي كساني كه صلاحيتشان توسط شوراي نگهبان براي انتخابات شوراها پذيرفته شده بود تهديد به بررسي مجدد صلاحيت بعد از انتخابات شدند (سخنان خامنه اي در در روز انتخابات) يعني حتي ملي مذهبي هايي كه كانديدا بوده و احتمال انتخاب بالايي داشتند بعد از اتمام انتخابات قرار بود رد صلاحيت شوند.
از سوي ديگر در شرايط كنوني هيچ انتخاب ديگري جز عدم شركت وجود ندارد. مجلس حتي با حضور اصلاح طلبان مجلسي كاملا فرمايشي و منفعل است. اشكال از اصلاح طلبان نيست، بلكه اين تماميت خواهان هستند كه با در دست داشتن قدرت قاعده بازي را تعيين مي كنند.

[سياوشان - November 20, 2003 12:12 AM]

در چندينه مورد در طي اين سالها نظام اخوندي به طرف جنگ داخلي ويا انفجار ويا بحرانهاي بزرگ پيش رفته است كه تا جايي علمم حال كم وبيش قد دهد بازگو مي كنم
1)اواخر جنگ هشت ساله و فشارهاي داخلي خستگي مردم نبود بودجه شكست هاي پي در پي جنگي و فشار مضاعف آمريكا كه منجر به پذيرش جام زهر شد
2)اواخر دوره رياست جمهوري شيخ بهرماني كه با تورم هاي زياد ووحشتناك بي ارزش شدن پول نبود آزاديهاي سياسي گراني وحشتناك اجناس بديهي هاي ارزي خارجي نبود توسعه سياسي وجود و ظهور نسل جوان در دانشگاهها ... مفاهيم جديد دكتر سروش و نو انديشي ديني و... مرگ مشكوك حاج احمد كه منجر به خروج رهبري وعزيمت به مشهد در عيد آن سال شد ... ظهور ماهواره وويديو وروش نوين وريخت وپاش واسراف بيت المال و ورشكستگي طرحهاي سردار سازندگي و... كه منجر به ظهور خاتمي و براي جلوگيري از ورشكستگسي نظام شد
3) قضيه كرباسچي و قتل هاي زنجيرهاي ظهور جديد سعيد امامي مشخص شدن قتلهاي ديگر بالغ بر هشتاد مورد ممانعت ومخالفت شديد راست در برابر اصلاح طلبان وناامني در دانشگاهها برخورد شديد با كرباسچي ونوري و وروزنامه نگاران و ... وبرخورد با نسل جوان و متفكران كه اوج ان در قتل هاي زنجيرهاي بحران داخلي نزديك به رقم زدن بود در اين ميان مانورهاي قوه قضاييه ومنحرف كردن اصل قضيه توسط اين قوه و همچنين وجود دو انتخابات شهر وروستا و مجلس اميد بيشتري به مردم براي تغييرات مي دادو مردم اميد داشتند كه با چنان انتخاباتي مشكلات زيادي حل شود كه بعد ها نشد
4) حمله به كوي دانشكاه در سال 78اوج فشار واختناق بر نسل جوان ودانشجو بخصوص روزنامه نگاران در طي آن سالها بود كه مي توانست باعث بحران داخلي و نظام را در يك منگنه قوي قرار دهد
5) ترور سعيد حجاريان كه در صورت مرگ او نظام به سمت جنگ داخلي يا بحران داخلي پيش مي رفت و قوه قضاييه و سپاه توانستند اصل اين جريان ترور را منحرف و حضور قويترين وبهترين متخصصان مغر واعصاب دنيا همچون دكتر قاجار ونجات حجاريان از يك بحران جلوگيري كرد
6) يازده سپتامبر و آزادسازي افغانستان وعراق وقضاياي آن و ظهور دموكراسي در اين دو كشور و تبعات روحي ورواني آن در بين مردم ايران وهمچنين گراني فزاينده اجناس وخواروبارو مسكن و همچنين نا اميدي مردم از اصلاحات كه اوج آن در انتخابات شهر وروستا وعدم مشاركت و بي اعتقاد مردم كه منجر به ناآرامي هاي خرداد وتيرماه سال 82در اغلب شهرهاي كشور شد ك هبا برخورد شديد هر دو جناح حكومتي با مردم وجوانان شد
7) پذيرش پروتكل الحاقي اتمي كه از فشار فزاينده غرب و ارپا به ايران كاسته شد و مسئله حقوق بشر كه دور جديدي از فشار بر ايران خواهد بود و گراني وحشتناك لوازم وخواربار وورشكستگي اقتصادي و سياسي در ايران برخورد شديد با جوانان و مردم بخصوص در نا أراميهاي خرداد امسال و قضيه مرگ زهرا كاظمي.... و همچنين خواستهاي فزاينده نسل جوان مشكل ناينحل مسكن وجود كارتل هاي و مافياي اقتصادي, نا اميدي شديد مردم به وعد هها واصلاحات , فشار فزاينده غرب به ايران وهمچنين أزادسازي عراق وافغانستان و تبعات أن بر مردم ..... . نظام نياز شديدي به پشتوانه مردمي در برابر اين قضايا دارد و همچنين نزديك انتخابات مجلس اين نگراني شديد را براي حاكمان ايران بوجود آورده وشكست سنگين اصلاح طلبان در انتخابات شوراها وپيش بيني دقيق از شكستي دوباره بحران جديدي را براي نظام و رودررويي دو جناح با يكديگر خواهد داشت شكست جناح خاتمي به معني حذف كامل اصلاح طلبان نه استعفاي أنان و در نتيجه جنگ داخلي و يا رودرويي با يكديگر بر سر قدرت خواهد بود أيا نظام دوباره خواهد توانست از اين بحران نيز بگذرد ؟؟؟؟؟؟
*** حال وظيفه مردم چيست ؟؟؟
يك كلام عدم شركت ساده ترين وبزرگترين وكاراترين ضربه وپيام را بر مشروعيت واعتبار كل نظام خواهد بود ودوباره نبايد بر اين نظام غصبي اعتماد كرد

[علیرضا ترابی - November 19, 2003 10:27 PM]

اگر بسیاری از کاندیداها که نزد مردم مقبولیت دارند بتوانند از فیلتر شورای نگهبان رد شوند باید در انتخابات شرکت کرد. عدم شرکت مشکلی را حل نخواهد کرد فقط مردم منفعل تر شده و حرکت مردم سالاری کند خواهد شد.
یکی از دوستان در نقد این نوشتار به عراق و افغانستان اشاره کرده,توجه داشته باشیم که در این دو کشور مردم منفعل بودند و حاکمان به هر شکلی که میخواستند حکم میراندند, به همین دلیل به کمک غیر احتیاج داشتند. ایران متفاوت با این دو کشور هست.
حرکت بعد از دوم خرداد هیچگاه متوقف نخواهد شد و عدم شرکت در صورت وجود کاندیدای مناصب این حرکت را کند خواهد کرد. کناری نشستن و بد و بیراه به این و آن گفتن مشکلی را حل نخواهد کرد.

[mazdack - November 19, 2003 10:07 PM]

مقایسه ای کاملا اشتباه!دوست عزیز در فرانسه اولا قانون حاکم است. قانون اساسی که بطور آزادانه و با شرکت آزادانه اکثریت مردم فرانسه نوشته و تصویب شده است .دوما تفاوت لپن و ژیراک بیشتر در رابطه با خارجیان میباشد و نه مردم خود فرانسه.تازه حرف لپن بیشتر بنفع مردم فرانسه است تا بقیه.ولی در ایران ما اولا که قانون اساسی نداریم چون این قانون اسلامی وضد مردمی است در ثانی مردم هیچگونه دخالتی در امر آن چه تصویت و چه نوشتن آن نداشته اند.وتازه همین قانونی را که خود اسلامیان حاکم طرح وتصویب نموده اند وباره ها آنرا بنفع خود تغیر داده اند قبول ندارندوبنابراین شرکت مردم هیچگونه تاثیری در جهتگیری دولت آینده نخواهد داشت وتنها ابلهان حاکم را نشخواری خواهد بود مثل قبل.اما تحریم انتخابات چنانچه مثل انتخابات شورای تهران باشد لااقل از نظر بین المللی شکست فاحشی برای رژیم بوده و باعث افزایش فشارهای بین المللی خواهد شد.

[Arash - November 19, 2003 08:01 PM]

agar manteghi fekr konim mibinim ke beine bad va badtar bayad bad ro entekhaab kard va lezaa careyee joz sherkat dar entekhaabaat nist vagarna barkhaahim gasht be doraane daheye 60

[سياوشان - November 19, 2003 07:36 PM]

چنان مقايسه اي ميان دموكراسي از نوع مشاركتي ديني آخوندي و آن مدل دموكراسي فرانسوي بسيار برايم تعجب انگيز است برچه مدل مقايسه اي من بخواهم فكر كنم سياست بازيها ومصلحت انديشيهاي وجناح بازيهاي اصطلاحا بر نام حقوق بشريشان چنان بر آبرو ماند ويا سياست بازيشان بر بازي گرفتن آراي مردم جنازه اصلاحات بر سر دار ماند و ما بسيارخوب مي دانيم كه نعش گنديده و كپك زده و كرموي نظام جمهوري اسلامي رو به نابودي است حال چرا آنرا با يكي از قويترين دموكراسي هاي جهان مقايسه مي كنيد... واعجبا
ني نبي مباد بر ما رايي دوباره ما ديگر صندوقهاي پر از فريبتان را پر نخواهيم كرد ما ديگر بر هياهوي شما نخواهيم رفت اين راي ندادن ما خود زني نيست مگر راي ندادن به دروغ وريا وفريبكاري خود زني است مباد بر ما اين راي ندادن ما نخواستن كل حيات نظام است
چنان بسيار خوب مي دانم كه شما جانيان و دروغگويان جام زهري دوباره ر ااز ميان صندوقها نوش جان خواهيد كرد گواراي وجودتان بنوشيد آنرا برايتان هل هله خواهيم كرد و بسيار شادي خواهيم نمود بنوشيد آنرا مباركتان..... مطمئن باشيد ما بر سرنوشت خويش اكنون بسيار آگاهتر از گذشته ايم .... ديگر فريب نمي خوريم ..

آقاي خاتمي واطرافيانش 6 سال چنان فرصتي داشت مگر 6 سال كم است نگاهتان را باز كنيد به همين افغانستان وعراق در 6 سال ديگر در كجاي دنياييند چه پيشرفتهايي در اين دتيا خواهند داشت برآنان مطمئن باشيد..... ما فقط 6 سال وعده شنيديم 6 سال دروغ وريا ديديم .....مگر قرار است ما 60 سال به اين آقايان وقت بدهيم
چندي پيش يكي از دوستانم كه ليسانس سرباز وظيفه حفاظت ..... است چنان مي گفت كه بزركترين و عظيم ترين مشكل اين نظام وخاتمي واطرافيانش اكنون عدم مشاركت مردم و عدم پشتيباني است ديگر آنان مشروعيت ندارند نظام مي خواهد دوباره بر سر مردم كلاهي بگذارد
اكنون فصل چيدن خرمن هاست فصل دروست با فشارهاي چندان خارجي از غرب وآمريكا نياز به حمايت داخلي ومردمي دارند ميخواهند دورغي دوباره وعده اي دوباره و كلاهي بزرگ بر سر دنيا ومردم بگذارند

[دکتر شیرازی - November 19, 2003 06:52 PM]

در فرانسه قانون اساسی وحود دارد نه دست اورد چندین سامه مردم فرانسه میباشد. در ایران به کدام قانون بایستی روی اورد؟ به کدام وسیله میشود حاکمان را به زیر کشید؟
چرا شما نمیتوانید جواب بدخید که به چه و چرا بایستی رای داد

شما هم نظرتان را بنويسيد


















Copyright: gooya.com 2016