جمعه 30 آبان 1382

مضحكه آزادی بیان و اندیشه در ایران، سالارپاشایی، خبرنامه کومه له

برگرفته از خبرنامه شماره 130 کومه له- سازمان انقلابي زحمتکشان کردستان ايران

www.komala.org

یکی از پرنسیپهای اساسی برقراری دمکراسی در هر جامعه­ای، آزادی بیان و اندیشه­ است، رعایت این اصل به طور واقعی در نهادینه شدن دمکراسی و ایجاد زمینه­های مناسب جهت رشد افکار مترقی و رادیکال نقشی اساسی ایفا کرده و نهایتاً به عنوان یکی از ­چاشنی­های دمکراتیک به دمکراتیزه کردن جامعه کمک شایان توجهی می­نماید.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

در جامعه ما ایران، به درازای صد سال گذشته در مقاطع معین زمانی تلاشهای وسیعی از جانب مردم و نیروهای اجتماعی موجود برای شکستن دیوارهای سنن کهن و ارتجاعی و رسیدن به آزادی و دمکراسی به عمل آمده و هر بار جامعه ایران برای مدت زمانی هرچند اندک بهار آزادی را لمس نموده و دوباره استبداد بال سیاه خود را بر جامعه ایران کشانده و خفقان مطلق هر بار بهار آزادی را در نطفه خفه نموده است. انقلاب مشروطیت ، حرکتهای آزادیخوانه دهه 20 و قیام 57 نمودهای بارز این تلاشها بودند که از اعماق نیازهای اقشار مختلف جامعه برخاسته­اند. بررسی دلایل شکست این تلاشها محوری است جداگانه که نه در توان این بحث و نه مقصود نگارنده است. آنچه در این میان قابل توجه است، خواست آزادی بیان و اندیشه است که در طول تمامی این سالها تاکنون گل سرسبد تمامی تلاشهای دمکراسی­طلبانه جامعه ایران بوده و هنوز هم از همیشه بیشتر به قوت خود باقی است.

وضعیت کنونی جامعه ایران که تحت حاکمیت مذهبی آخوندی قرار دارد بر همگی ما مشخص است، خواست آزادی بیان و اندیشه همچون تمامی خواستهای دمکراتیک دیگر به شدت سرکوب شده و هرگز اجازه به منصه ظهور آمدن را نیافته است، پیوسته شکستن قلمها، بریدن زبانها، خفه کردن صداها، شکنجه، سیاه چال و ترور دگراندیشان، جواب راسخ جمهوری اسلامی به این خواست برحق مردم بوده است. زندانی نمودن اندیشمندان، جنایت وحشیانه قتلهای زنجیره­ای، تعطیلی یکشبه دهها روزنامه، تهدید و دستگیری دانشجویان و سرکوب جنش دانشجویی و همچنین محاکمه سیاسیون و سرآمدان فکری جامعه و ریختن سرب داغ در گلوی آزادیخواهان، از نمونه­های واضح سالهای اخیر بوده که جایگاهی ویژه را در استراتژی و سیاستهای رسمی ملایان حاکم برایران به خود اختصاص داده است، آزادی بیان واندیشه، جرمی بوده که باعث سلاخی شدن آنها در قصابخانه­های سردمداران مذهبی شده است.

همین چند هفته پیش بود که گزارشگران بدون مرز ایران را بزرگترین زندان روزنامه­نگاران و اندیشمندان نام گذاری نمود و در ردیف 160 قرار گرفتن ایران در میان کشورها به خوبی بیانگر وضع داخلی ایران در برخورد به ابراز عقاید و صدای مخالفان این رژِیم می­باشد و هم اکنون نیز روزنامه­نگاران و دگراندیشان زیادی به جرم بیان عقاید خود در بند می­باشند، حتی کسانی همچون اکبر گنجی، هاشم آغاجری، عباس عبدی و... که زمانی از مخلصان نظام اسلامی بودند امروز به جرم عقایدشان زندانی و در بند هستند.

جالب اینکه در سالهای اخیر برخی افراد صاحب منسب و دولتی، مدافع آزادی بیان و اندیشه شده­اند که اصلاح طلبان در راس آنان قرارگرفته و خود را به مثابه روشنفکران دینی قلمداد نموده و با قرائتی ویژه از اسلام در تلاش بوده­اند با گرفتن مجالس و سمینار و کنفراسهای متعدد، آنگونه که به مصلحت و دلخواهشان است از خواست آزادی بیان و اندیشه تعریف نمایند و شکلی انحرافی یا بهتر بگوییم کاریکاتوری از این خواست را تحویل مردم دهند. بنا به نظر این جریان کماکان شریعت اسلام مبنا و اساس کارها باید باشد، این است مضحکه­ای که این جنابان در سالهای اخیر از خواست آزادی بیان و اندیشه در ایران درست کرده­اند. حال بماند که در طول سالهای گذشته بنیادگرایان تندرو از خطبه­های نماز جمعه و در مناسبت­های مذهبی به گونه­ای دیگر آزادی بیان و اندیشه را مضکحه دست خود ساخته­اند.

چند روز پیش در گرامیداشت آزادی بیان و اندیشه در دانشگاه تهران همایشی برگزار شد که در این همایش جمعی از اصلاح طلبان در حضور دانشجویان به شدت به انتقاد از عملکردهای حاکمیت پرداختند، کسانی همچون محسن کدیور و رجبعلی مزروعی و سازگارا به حکم هاشم آغاجری اعتراض نمودند و در وصف آزادی بیان و اندیشه مداحی­ نمودند. مزروعی در بخشی از سخنانش می­گوید که اگر صهیونیسم و آمریکا می­خواستند میلیاردها دلار هزینه کنند که چهره جمهوری اسلامی را در دنیا کریه و زشت جلوه دهند، هیچ وقت نمی­توانستند به اندازه حکم آغاجری در این کار موفق شوند، حکمی که ننگین و غیر قابل دفاع می­باشد.

بی آبرویی و انزوایی که در زمینه وضعیت آزادی بیان و اندیشه در سطح جهانی گریبانگیر ایران شده به شدت افکار عمومی جهان را به خشم آورده و اجماعی در مقابله با آن بوجود آمده است، جو و فضای حاصله از این وضعیت است که براین جنابان اصلاح طلب تاثیر گذاشته و وادارشان نموده که دستگاه حکومتی و بنیادگرایان حاکم بر ایران را مورد انتقاد قرار دهند. در حالی که خود مدتها در رکاب صاحب منصبان حکومتی به اشاعه افکار مرتجعانه و مذهبی پرداخته و عملاً با هرنوع آزادی بیان و اندیشه مخالفت ورزیده­اند و امروزه نیز آزادی بیان را برای خودیها میخواهند وگرنه لالمانی گرفته­اند که از اعدامها و زندانی کردنها در کردستان بگویند و بنویسند.

از سوی دیگر دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در سالهای اخیر در برخورد به دگراندیشان و روزنامه­نگاران تبدیل به هیولایی گشته که قاضی سعید مرتضوی، همان جلاد معروف مطبوعات نقش دندانهای تیز و برنده این هیولا را ایفا نموده و دیگر به قهرمان "شکستن قلمها" و "خفه کردن نفسها" در سطح جهان مشهور شده و مدتهاست مدال برنده شدن در این عرصه را از خامنه­ای و رفسنجانی دریافت نموده و به گردن آویخته است. وضعیت اسف بار آزادی بیان و اندیشه در ایران کار را به جایی رساند که کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در هفته گذشته مستقیماً وارد عمل شده و "آمبیی لیگابو" گزارشگر ویژه آزادی بیان و اندیشه کمیسیون مذبور را جهت بررسی چگونگی وضعیت دراین رابطه راهی ایران ساخت و جهانیان را هرچه بیشتر متوجه وضع دهشتناک آزادی بیان و اندیشه در ایران نمود. نامبرده بعد از بازدید از برخی زندانها و بررسی و نشستهای مختلف با مقامات ذیربط، علیرغم تمام تظاهر و پنهانکاریهای روحانیون ایران، با اعلام عدم رضایت از وضع موجود و پیچیده قلمداد نمودن آن، ایران را ترک کرده و قرار است که در ماه مارس2004 گزارش خود را در این رابطه در جلسه کمیساریای عالی حقوق بشر ارائه دهد.

آری مضحکه­ای که این خداپرستان نوکیسه از آزادی بیان و اندیشه ساخته­اند، در برابر مردم رنجدیده ایران و افکار عمومی دنیا افشا گردیده و هرروز بیشتر نسبت به گذشته رسوایشان می سازد و استیصال دربار و حکومتشان را به دنبال خواهد داشت. نسل تازه به میدان آمده جوانان هیچ تناسب و سنخیتی با واپس گرایی دینی نداشته و دانشگاهها دوباره به سنگر آزادی تبدیل شده و خواست آزادی بیان و اندیشه بر تارک مطالباتشان می­درخشد. آنچه در این میان روشن است این است که سرکوبهای شدید قرون وسطایی و خفقان سیاه استبداد مذهبی حاکم برایران، هرگز نتوانسته و نمی­تواند خواست رسیدن به آزادی بیان و اندیشه به مثابه یکی از ارکان دمکراسی را خاموش نماید و عشق به آزادی و اکنون دمکراسی­طلبی در تمام عرصه­ها از همیشه بیشتر در میان دریای خروشان مردم به جان آمده ایران موج می­زند.

در همين زمينه:

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/1458

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'مضحكه آزادی بیان و اندیشه در ایران، سالارپاشایی، خبرنامه کومه له' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016