خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس سياسي
سيدمصطفي تاجزاده در اظهارنظري درباره سطح مشاركت مردم در انتخابات مجلس هفتم، اين مساله را با رويكرد دو جريان محافظهكار و اصلاحطلب نسبت به مسائل مختلف از جمله بازگرداندن جايگاه قانوني مجلس به آن و نيز مشورتهاي گسترده مردم كه در جريان است، مرتبط دانست.
اين عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با تاكيد بر اينكه در اين انتخابات دو ديدگاه در برابر هم قرار دارند، از نگرش قائل به انتخابات نمايشي و مجلس فرمايشي و ديدگاه معتقد به انتخابات آزاد و مجلس مقتدر به عنوان نمودهاي اين ديدگاهها نام برد و افزود: اين دو نگاه هم در درون و هم در بيرون حاكميت وجود دارد.
وي با بيان اينكه در اين مقطع، نيروهاي مخالف انقلاب و نظام و كساني كه انحصارا خود را مدافع اسلام و انقلاب معرفي ميكنند، به اشتراك نظر رسيدهاند و هر دو خواهان مشاركت حداقلي مردم در انتخابات مجلس هفتم هستند، افزود: مخالفين انقلاب از مشاركت كم مردم، نامشروع بودن نظام جمهوري اسلامي را نتيجه ميگيرند و محافظهكاران از مشاركت حداقلي مردم پيروزي در انتخابات مجلس هفتم را دنبال ميكنند و به تبعات كاهش آرا توجه ندارند.
اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت در ادامهي اظهاراتش ضمن آن كه استراتژي انتخاباتي برخي از جناحهاي كشور را از انتخابات شوراها به بعد متفاوت از گذشته عنوان كرد، افزود: تا انتخابات شوراها استراتژي، مشاركت گستردهي مردم بود و نتيجه انتخابات در درجهي دوم اهميت قرار داشت اما از انتخابات شوراها به بعد به نظر ميرسد كه عملا نتيجهي انتخابات براي بسياري از محافظهكاران حتي در درون حكومت مهمتر از ميران مشاركت مردم شده است.
وي كه دفاع اصلاحطلبان از انتخابات آزاد و تشكيل مجلس مقتدر را بر دو محور استوار ميدانست، ادامه داد: وفاداري نسبت به سوگند برگزيدگان اين جناح در دفاع از حقوق مدني، سياسي و اجتماعي شهروندان به همراه اعتقاد به اين موضوع كه مجلس مقتدر ميتواند مانع شكلگيري هرگونه استبداد در جامعه شود، دلايل اصلي اصلاحطلبان براي تشكيل مجلس مقتدر است. زيرا استبداد با كابينه، ارتش و حتي قوهي قضاييه مقتدر ميتواند كنار بيايد اما با مجلس مقتدر ناسازگار است.
تـاجزاده دربـاره اقدامـات اصلاحطلبان در اين شرايط گفت: با اينكه اوضاع دلگرم كننده نيست، و چشمانداز تغيير اساسي براي جلب مشاركت بيشتر مردم ديده نميشود، با وجود اين اصلاحطلبان خواهند كوشيد با تكيه به مطالبات مردم و افكارعمومي و با برنامهريزي صحيح در درجه اول، آزاد و عادلانه بودن انتخابات را تأمين كنند و آن را به كساني كه خواب انتخابات شاهنشاهي يا فرمايشي را در جمهوري اسلامي ميبينند، تحميل نمايند. اصلاحطلبان همچنين تلاش خواهند كرد با تعامل با شهروندان و نخبگان و گروههاي مرجع جامعه، ضمن استفاده از نظريات آنان، همميهنان بيشتري را قانع نمايند تا در انتخابات شركت كنند. روشن است كه اين مساله، سختتر از موضوع اول است اما نااميد نيستيم به خصوص كه شعور و آگاهي عمومي بالاست و به نظر ميرسد مردم منتظرند تا اقدامات و برنامههاي اصلاحطلبان را از يك سو و عملكرد محافظهكاران را از سوي ديگر ببينند و استدلالهاي موافقان و مخالفان شركت در انتخابات مجلس هفتم را بشنوند و بعد تصميم بگيرند.
وي افزود: ويژگي استثنائي انتخابات مجلس هفتم اين است كه شايد براي نخستين بار باشد كه مردم هم زمان با فعالان و احزاب سياسي در حال رايزني گسترده و همهجانبه براي اخذ تصميم نهايي هستند. اين مساله به نظرم در تاريخ يكصد ساله پارلمان در ايران يعني از مشروطه تا كنون بينظير است و به همين علت به تصميم نهايي ملت خوشبينم و به آن بيش از هميشه احترام ميگذارم.
تاجزاده با بيان اينكه اصلاحطلبان تصور ميكنند مشاركت گسترده مردم تضمين كننده ثبات و امنيت ملي است از مشاركت وسيع به عنوان رمز موفقيت اين جناح در انتخابات نام برد و اضافه كرد: به نظر ميرسد در انتخابات مجلس هفتم نيز قرار است همانند انتخابات مجلس ششم، اصلاحطلبان با ترور راي مواجه شوند، فقط شكل آن عوض خواهد شد.
وي با يادآوري ابطال 700 هزار راي مردم تهران در جريان انتخابات مجلس ششم، اين عمل را غيرقانوني خواند و اظهار داشت: شواهد حاكي از آن است كه محافظهكاران ميخواهند شرايطي ايجاد كنند تا شهروندان كمتري پاي صندوقهاي راي حاضر شوند. البته بعيد ميدانم مردمي كه مجلس موفق ششم را تشكيل دادند، به راحتي تسليم خواست اقتدارگراها شوند و صحنه را ترك كنند و هدايت مجلس هفتم را به همفكران سعيد امامي واگذار كنند.
تاجزاده با اشاره به سوابق تاريخي استبداد در ايران اضافه كرد: دلسرد كردن مردم از مشاركت سياسي سادهترين كاري است كه يك جريان سياسي ميتواند انجام دهد، همانگونه كه دلگرم كردن مردم براي حضور در عرصه سياست مشكلترين عمل اجتماعي محسوب ميشود.
وي كه از احساس مسووليت مردم براي حضور در عرصهي سياست به عنوان هنر امام و انقلاب ياد ميكرد ادامه داد: هنر نظام است كه بتواند مشاركت هر چه بيشتر مردم را جلب كند. وگرنه تاريخ 2500 ساله ما با همه عظمتهايي كه داشته است، از شركت فعال مردم در عرصه تعيين سرنوشت خبر نميدهد. ما انقلاب كرديم كه ميزان راي ملت شود نه اينكه اقليت باز هم خود را بر اكثريت تحميل كند.
اين عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت با ابراز اين ادعا كه روش محافظهكاران در برخي موارد منطبق با روشهاي رژيم شاه است، ادامه داد: عدم تحمل احزاب مخالف و مطبوعات منتقد، زنداني كردن فعالان سياسي و دانشجويي و مخالفت با برگزاري انتخابات آزاد، ميراث رژيم شاهنشاهي است كه در مخالفت با آنها انقلاب شكل گرفت.
تاجزاده در ادامهي اظهاراتش يادآور شد: براي آنكه مشخص شود محافظهكاران واقعا خواهان مشاركت حداكثري مردم هستند بايد چند كار را انجام دهند. اقدام اول بازگرداندن جايگاه مجلس در رأس امور است، بهنحوي كه مجلس هفتم تنها مرجع قانونگذاري كشور محسوب شود و حق تحقيق و تفحص در همهي زمينهها و همهي نهادهاي اجماعي و انتصابي را بيابد.
وي ادامه داد: علاوه بر اين براي اينكه مشخص شود مصوبات مجلس در دفاع از حقوق شهروندان قرار نيست يكي پس از ديگري رد شود، شايسته است به مردم اعلام شود رييس، نواب رئيس و روساي كميسيونهاي مجلس عضو مجمع تشخيص مصلحت خواهند شد، حال چه اصلاحطلب باشند، چه محافظهكار و چه مستقل.
اين عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي همچنين با تاكيد بر لزوم آزاد برگزارشدن انتخابات عنوان كرد: آزاد و عادلانه برگزار كردن انتخابات يعني همهي كساني كه به قانون اساسي وفادارند از حق انتخاب شدن بهرهمند شوند و نهادهاي اجماعي به سود گروه خاصي عمل نكنند.
تاجزاده در پاسخ به اين سؤال كه اگر پيشنهادهاي شما عملي نشد، چه اقداماتي انجام خواهيد داد، اظهار داشت: در مورد رسيدگي به صلاحيتها، در زمان خود اعلام خواهيم كرد كه چه اقداماتي انجام خواهيم داد و چگونه مردم را به صحنه دعوت و برپايي انتخابات آزاد و عادلانه را تأمين خواهيم كرد. به علاوه تصور نميكنم بسياري از محافظهكاران مايل باشند با رد صلاحيت گسترده نامزدهاي اصلاحطلب، انتخابات دو قطبي شود، چون ترس از طالبانيسم بسياري از مردم را به صحنه خواهد كشاند و آنان را به دادن راي به اصلاحطلبان ترغيب خواهد كرد. اما در مورد شركت گسترده مردم در انتخابات، به نظر من اصلاحطلبان بايد برنامه شفاف خود را براي تداوم اصلاحات و تحقق مطالبات مردم اعلام كنند و از ملت براي اجراي آنها كمك بطلبند.
وي با بيان اين كه من هم تصور ميكنم در اين انتخابات به معجزه نياز داريم، گفت: اما اين معجزه با گفتوگو با مردم و ارائه برنامهاي متناسب با خواست آنان ميتواند رخ دهد. به علاوه اگر مردم احساس كنند راي ندادن آنان به نامزدهاي اصلاحطلب يا مستقل با وجود همه دلخوريها و اعتراضها و انتقادهايشان بهترين گزينه نيست و از راي ندادن آنان سوء استفاده زيادي خواهد شد، به خصوص اگر شهروندان فرهيخته ما توجه كنند كه محافظهكاران اين بار به جاي ترور راي مردم در صندوقها و ابطال آرا، ميخواهند مردم را دلسرد كنند تا اساسا راي ندهند، در اين صورت درصد قابل توجهي از شهروندان راي دادن انتقادي را به سكوت اعتراضآميز و ترك صحنه تعيين سرنوشت ترجيح خواهند داد. به همين علت لازم است اصلاحطلبان ارتباط مستقيم خود را با شهروندان بيشتر و رسما اعلان كنند كه در صورت شركت در انتخابات برنامههاي مشخص آنان در مجلس هفتم براي استيفاي حقوق و مطالبات مردم و پاسخگو كردن قدرت چيست.
تاجزاده درباره نقش خرده جنبشهاي اجتماعي در افزايش مشاركت مردم اظهار داشت: به نظر من پويشهاي اجتماعي در ايران جدي است. بنابراين بجاست نيروها، نهادها و كساني كه اين پويشها را نمايندگي ميكنند مانند تشكلهاي دانشجويان، زنان، محيط زيست و ... خواستهاي خود را به صورت شفاف بيان كنند و حمايت خود را از احزاب و داوطلبان انتخابات مشروط به تعهد آنان به اجراي خواستهاي خود كنند تا حقوق همه شهروندان استيفا شود و ايران براي همه ايرانيان معنا پيدا كند. تاكيد ميكنم ميزان مشاركت شهروندان در انتخابات و نيز نتيجه انتخابات را رفتار و تعامل مردم، نيروهاي سياسي اصلاحطلب، و محافظهكاران با يكديگر مشخص خواهد كرد. به همين دليل و برخلاف تصور عدهاي، نقش خارجيها را تعيين كننده نميدانم.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت درباره تأثير و نقش عوامل خارجي در اين انتخابات گفت: مردمي آگاهتر و سياسيتر از ملت ايران در حال حاضر نميشناسم. مردم ما انقلاب شكوهمندي را پشت سر گذاشتهاند و جنبش اصلاحي بزرگي را خلق كردهاند كه تعجب و احترام جهانيان را برانگيخته است. تصور نميكنم پيام دولتهاي بزرگ يا تبليغات رسانههاي خارج از ايران تاثير تعيين كننده بر تصميم مردم داشته باشد. ميدانم كه بسياري از انتظارات به حق مردم برآورده نشده است و آگاهم كه اين انتظارات بيشتر از ظرفيت همه نيروهاي سياسي در داخل و خارج از كشور است و ترديد قشرهايي از شهروندان براي شركت در انتخابات نيز به همين موضوع برميگردد. اما اين مساله را نبايد حمل بر ناآگاهي يا دهنبيني يا بيتفاوتي مردم كرد. ملت ايران محقق شدن اهداف انقلاب و برنامههاي اصلاحات را انتظار داشت كه تاكنون محقق نشده است، اگر چه گامهاي بزرگي به آن سمت برداشتهايم، با وجود اين مردم هم اكنون مسوولانه در حال شور و مشورت براي شركت يا عدم شركت در انتخابات هستند. پس توهين به ملت است كه آنان را معطل رسانهها يا پيامهاي خارجي بدانيم. آنان اگر ايرانيان را ميشناختند، ملت ما را پيشبيني ناپذير نميخواندند.
تاجزاده همچنين در تشريح ديدگاههاي متفاوتي كه در اصلاحطلبان در مورد انتخابات وجود دارد گفت: انتخاب اول همهي اصلاحطلبان شركت در انتخابات است تا از طريق صندوق راي و نه درگيري خياباني سرنوشت كشور مشخص شود، به خصوص آنكه جنبش اصلاحات خود حركتي بود كه در يك انتخابات ملي بروز پيدا كرد، اما نحوه مشاركت آنان در انتخابات به شرايط و خواست مردم بستگي دارد. آزادي و عادلانه بودن انتخابات مهمترين شرط است.
عضو فعال مجاهدين انقلاب در ادامه گفت: پيشنهاد ميكنم براي مجلس هفتم مانند مجلس ششم كه مجلس اصلاحات ناميده شد، عنواني انتخاب شود. من پيشنهاد بسياري از دوستان را ميپسندم كه مجلس هفتم، مجلس رفراندوم ناميده شود، چون خود نيز اينگونه فكر ميكنم. پس ميتوان و بايد انتخابات مجلس هفتم را به رفراندوم تبديل كرد. به علاوه در برنامهاي كه اصلاحطلبان تقديم ملت ميكنند، لازم است چند همهپرسي گنجانده شود. اگر مردم به نامزدهاي اصلاحطلب راي دهند، هنگام تقديم طرحهايي براي همهپرسي در مجلس، كسي نميتواند برپايي رفراندم را تندروي عدهاي بخواند زيرا پاسخ آنان اين خواهد بود كه رفراندم متكي به برنامه تقديمي اصلاحطلبان به مردم و راي شهروندان به آنان است. به اين ترتيب تكليف اقتدارگرايي در كشور روشن ميشود. توجه كنيد من نميگويم تكليف محافظهكاران مشخص ميشود زيرا حضورشان را به شرط رعايت قواعد دموكراتيك بلامانع و بلكه مفيد ميدانم. ما با حذف محافظهكاران مخالفيم، زيرا وجود اقليت را در حفظ سلامت اكثريت و پيشبرد امور كشور ضروري ميدانيم. اما معتقديم مانند بسياري از كشورها بايد به روشهاي غيردموكراتيك خاتمه داده شود و در نتيجه قدرت و نهادهاي غيرپاسخگو، نهادهاي انتخابي بدون اقتدار، ماجراجويي در خارج از كشور، روشهاي غيرقانوني قضايي و تعرض به حقوق، آزاديها و حريم خصوصي شهروندان براي هميشه از صحنه سياست و جامعه ما رخت بربندد. آنهم با راي مردم نه با فشار خارجي. ببينيد مردم ما حرمت، اشتغال، آزادي، امنيت، عدالت، معنويت، تفريح و رفاه را جمعا ميخواهند و حكومت بايد تابع ميل و اراده آنان باشد؛ مجلس هفتم مسووليت بزرگي در اين زمينه دارد.