جمعه 7 آذر 1382

اسلام و حقوق بشر! (از مجموعه مقالات طنز در طنز) س. باستان

گفته ميشود : حقوق بشر با اسلام مسئله اي ندارد ! زياد وارد مسائل تخصصي نمي شوم. به اندازه كافي در مملكت ما ، كاردان و متخصص و نظريه پرداز وجود داردكه بحث دوباره كسل كننده و از حوصله خارج است! بهر حال به خودم قبولاندم اگر حقوق بشر وجود داشته باشد ، با اسلام ما مسئله اي ندارد! خوب اين يكطرف قضيه است ! طرف ديگر داستان اين است كه آيا اسلام ما هم با حقوق بشر مسئله ندارد!؟ بالاخره يك طرفه نمي شود منزل قاضي تشريف برد ! خصوصا اگر قاضي ؛ قاضي مرتضوي باشد!

همانطور كه واقفيد سازمان هاي حقوق بشر(چون با اسلام مسئله دارند!) مدت ها است به ما گير دادند كه به حقوق بشر احترام نمي گذاريم ! مطبوعات و جماعت مطبوعاتي را تحت فشار قرار ميدهيم! نقض حقوق بشر ، شكنجه، اعدام و تهديد و.... مثل آب خوردن در مملكت ما اجرا ميشود! خوب اين ادعا ها را گذاشتيم به حساب دشمني با دين و مملكت و جدي نمي گيريم! جدي هم نبايد گرفت! كلي از جماعت مطبوعاتي ، دانشجويان و دگر انديشان (( خودزني )) كردند! خانم زهرا كاظمي خودش مرد! خانم و آقاي فروهر ، آقايان پوينده ، مختاري و.... توسط نيروهاي خارجي ( شايد سيا ، اينتليجنس سرويس ، موساد ، كا . گ . ب سابق و جديد) به قتل رسيدند( تحقيقات ادامه دارد!) تا وزارت اطلاعات و قوه قضائيه محجوب ما را ضايع كنند! و.....

با اين اتهاماتي كه تحت نام دفاع از حقوق بشر به ما ميزنند! بخوبي نشان ميدهد كه در واقع حقوق بشر با اسلام و مملكت ما مسئله دارد و نه عكس آن ! هشت سال جنگ برايمان برنامه ريزي كردند! مخفيانه آمدند و دسته ـ دسته جوانان نازنين مملكت را كه در زندان ها (حال ميكردند!) اعدام كردند! برنامه سنگسار و اعدام و تهديد و توقيف و حذف فيزيكي و شيميائي را به ما تحميل كردند! خلاصه هر بلائي كه دلشان خواست سر اين مردم و نظام و مملكت درآوردند! آخرش هم خودمان را متهم مي كنند كه حقوق بشر را نقض مي كنيد و قطعنامه عليه ما صادر كردند! اين ديگر نامردي است!

اين ديگر كمال بي انصافي است كه در حق ما ميشود! در كشوري كه زنداني سياسي وجود ندارد(( اگر هم وجود دارد بنا به گفته آقاي انبارلوئي از انگشتان دست تجاوز نمي كنند))! اگر هم چند تائي وجود دارد ، ميخواستند معروف شوند . براي همين هم قصد سرنگوني نظام را داشتند! انتخابات وجود دارد. احزاب فعاليت دارند! آزادي وجود دارد! هر اقدام ناپسند و مخالف اسلامي هم كه تا بحال شده ، خارجي هاي نامسلمان آن را انجام داده اند! با بررسي اين مسائل ميشود بخوبي مشاهده كرد كه اين خارجي ها به سركردگي آمريكاي جهانخوار ، چشم ديدن ما را ندارند! مرتب براي ما پاپوش درست مي كنند! و كليه نقض حقوق بشري كه از بيست و چهار سال گذشته تا به امروز در مملكت اسلامي ما صورت پذيرفته است، كار خودشان و عوامل شان بوده است! اسلام ما با حقوق بشر هيچگونه مسئله اي ندارد! حقوق بشر با اسلام ما مسئله دارد!

حقوق بشر را ما نساخته ايم كه حالا بيآئيم و نقضش كنيم! مي ترسم فردا ـ پس فردا متهم شويم ، بمب اتمي را ما انداختيم روي سر ژاپني ها ! كوره هاي آدم سوزي را ما درست كرديم . چون با آلماني ها پسر خاله ـ دختر عمو هستيم! ! مرلين مونرو را ما كشتيم و يا سؤقصد به جان اف كندي هم كار زرنگ هاي قوه قضائي بوده است و.....! اينكه صحيح نيست هر اتفاق و تروري را آدرسش را بدهند به ايران!

چه بايد كرد؟ اين اتهام ها هست ! سوظن ها و شك وجود دارد! اين اورانيوم كوفتي هم شده براي ما مسئله! بالاخره مظلوم قرار گرفتيم و نمي توانيم بيگناهي خويش را ثابت كنيم! تمام انگشتانمان را هم عسلي كنيم و بكنيم تو حلقوم اين اجنبي ها ، باز گاز ميگيرند! البته از حسادت هم نبايد غافل بود! اينها چشم ديدن اين همه پيشرفت و ترقي را ندارند! خوب اگر ما بمب اتمي بسازيم ، آمريكا كه اينقدر پرروئي براي ما نمي كند!

انقلاب كرديم ، امپرياليست را حسابي گوشمالي داديم! جوانان مملكت رقم به رقم مدال طلا نصيب مملكت مي كنند! قوه قضائي ما نمونه اي براي خود در سطح جهان است! قضات انقلابي ما از بيطرفي و استقلال نمي دانند چه خاكي سر خودشان بريزند! خوب اينها براي خارجياني كه انگشتان دستشان تا كتف ( زير گلو ) در خون بيگناهان غوطه ور است ، مسئله ايجاد كرده است! اين خارجيان عصباني و ناراحت هستند كه چرا ما براي خودمان حقوق بشر اسلامي درست كرديم و در واقع براي تشكيلات آنان رقيب ساختيم!

در برابر اين نابرابري و حق خوري هائي كه در حق نظام اسلامي و مملكت ما ميشود! دو راه وجود دارد كه خدمتتان عرض ميشود! يا بايد دين خود را عوض كنيم و مثلا بشويم مسيحي ! چون اجنبي ها مسيحي هستند شايد كمتر به ما گير دهند! بزبان ديگر برويم پاي يك انقلاب مسيحي ! براي مثال ميشود آقاي سعيد مرتضوي (ضمن اينكه پست انقلابي خويش را دارد) را مسيو ميناس صدا كرد! آقاي رفسنجاني هم ميشود اسقف رفسنجاني !

رهبري هم ميشود كاردينال خامنه اي كه فقط جوابگوي پاپ در واتيكان است كه يكروز ترتيب كله شدن پاپ را قوه قضائيه خواهد داد و رهبر فعلي ما ( آقاي خامنه اي) ميشود پاپ اعظم و بقيه آيت الله ها و... به ترتيب نام و نام خانوادگي ميشوند اسقف و كاردينال و بقيه درجات! يا اينكه كمافي السابق مسلمان بمانيم ، از حاكمان خواهش كنيم ، رفع زحمت بيست و چهار ساله كنند و از تخت قدرت نزول اجلاس فرمايند و بروند سر حوزه ها ، مشغول درس و مشق خودشان!

پسوند اسلامي را پاك كنيم ، قانون اساسي جديد تدوين شود! جدائي دين از حكومت تضمين شود! به حقوق بشر و مصوبات سازمان ملل و ميثاق هاي بين المللي احترام گذاريم! آزادي بيان و عقيده و قلم را هم رعايت كنيم! مردم را هم آويزان جرثقيل نكنيم و....! اگر حاكمان ما ، با زبان خوش و بدون قرتي بازي ( نمونه صدام و طالبان ) ، با قدرت وداع كنند! دو خاصيت دارد! نخست : رنج حكومت كردن مي افتد گردن خود مردم! اگر قرار است غر و لندي كنند و بهانه بگيرند، بايد جوابگوي خودشان باشند! حقوق بشرهم مورد تجاوز قرار نمي گيرد! دوم : جلوي خونريزي و اغتشاش و انتقام گرفته خواهد شد كه هيچ ايراني مايل به نابودي كشورش نيست! مردم هم مي توانند عادل و بخشايشگر باشند به شرطي كه حاكمان هم عاقل باشند و آنقدر لفتش ندهند! با تشكر از حوصله شما

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/1723

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'اسلام و حقوق بشر! (از مجموعه مقالات طنز در طنز) س. باستان' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016