همدرسان، مي شنويد ؟ ضربات تازيانة ظلم اين غصب كردگان منصب قضا و داد را.
مي بينيد استيصال مظلومان را در دادخواهي ؟ مي خوانيد كلمات سرد و سنگين حكم زندان ناصر زرافشان را و نشسته ايد؟
آخر سيلي قطعيت حكم زرافشان به صورت چه كسي نواخته شد؟جز محصلين علم حقوق و فارغ التحصيلان آن؟
آخر دل به اميد كه بسته ايد؟ كانون وكلايي كه از اولين روز تصفيه به مصادرة افرادي درآمد كه سالها درس و تدريس خويش را به بهاي كسب مقام فروخته اند؟ يا وكيل كنار گذارده شده اي كه با گلگلوي جايزه از دسترس مظلومان غيب گشت. مي دانم، مي دانم با حيرت شاهد بازي مدعيان حقوق بشري شده ايد كه از مبارزه براي حق انسانها به ايجاد قالب كميته دلخوش مي كنند و نهايتاً براي كسب اعتيار تلاش.
مي دانم پشت دست مي گزيد كه عجب سالها درس حقوق محصولش سكوت است و نظاره گري اين خوش رقصان. مي دانم خشم را فرو مي خوريد كه آخر اعتراض من يك لا قبا چه دردي را دواست. نه عزيزان: شما همان استادان الفباي حقوق بوده ايد همان همدرسان در اوج اختناق سالهاي اخير بوده ايد همان محصلين مشتاق اين علم هستيد كه تضاد آشكارا را شاهديد. تا كي مي خواهيد به اين مشاهده ادامه دهيد اصلا اي كاش خبر رساني نبود تا اين ظلم ها را نمي ديديد. عزيزان ديگر بس است.
هستند هستند خوش اقبال دوستاني كه مفتخر به دريافت پروانة وكالت شده اند: آخر هدف از آ ن همه منطق و استدلال كه به سرگرم شدن با پرونده هاي مالك و مستاجر بسنده نمي گشت.آخر اينجا پاي حيثيت و مصونيت فردي مطرح است كه نماينده احقاق حق ملت گشته است. آخر اوضاع ايران جمهوري اسلامي زده كه با ديگر نقاط متمدن دنيا يكي نيست كه كانون وكلايي مستقل حامي حقوقش باشد. سالها در كانون را تخته نمودند در سكوت گذرانديد بعد از برگزاري امتحانات نيز افراد را دوباره و سه باره از صافي گزينش گذراندند امروزه هم تا دم از احقاق حقي خصوصا حقي مرتبط با اصلي ترين حقوق انساني بزني اعم از آزادي بيان و انديشه جايت به زندان منتهي خواهد شد. اينها را مي بيني مي شنوي مي خواني و دم بر نمي آوري.
هستند دوستاني كه دكتراي جزا و جرمشناسي را در همين سالها اخذ كرده اند، و چه بسيار محصلين حقوق بين
الملل و مدني كه تمامي نه تنها سرماية معنوي جامعه هستند كه فن و علمشان نياز ملت. آخر منطق و علمي كه آراسته به شهامت حق طلبي باشد موثر در بالندگي آن محيط خواهد بود: اين فرمولي است براي همه جوامع منتهي در ايران جمهوري اسلامي زده همه سرها در گريبان است .........
و زرافشان در بند است.چطور است كه در اين ظلمت مطلق به زنجير كشيدن حقوق ساكت نشسته ايد. به خود آييم. فردا خيلي دير است و رو سياهي بيش از دو دهه سكوت براي دنياي آزاد فردا بس سنگين.
زرافشان در بند است و شما تا نهايت بي بند و باري نا نظام جمهوري اسلامي را هم نظاره گر گشتيد. قطعيت حكمي ملبس با صلاحيت محلي اعتراض صالحان محلي را مي طلبد و بس. نا سلامتي شما "حقوقدانان" اين ملك و ملت هستيد. سكوت در قبال چنين تجاوزي جوازش مهر تاييد ما خواهد بود در شكستن چنين مهري به هم آييم و بنيادش براندازيم.
ساية سعيدي سيرجاني
[email protected]