دوشنبه 10 آذر 1382

خود نجس بيني مافيا: كند و كاوي در روانشناسي سياسي اعضاي مافياي سياسي ايران از مجموعه يادداشت هاي نيويورکي مجيد محمدي

انتقاد خاتمي به اقتدارگرايان در باب سياه نمايي در عين آن كه از نقاط تاريك استراتژي خاتمي در مواجهه با رفتار و گفتار مافياييان است اما نگاه مافياييان به دنياي پيرامونشان را بخوبي منعكس مي كند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

نخست. يكي از انگاره هاي ذهني بارز اعضاي مافياي سياسي در ايران خود نجس بيني است اعضاي مافياي سياسي گرچه در ظاهر خود و مقام عظماي ولايت مافيا را معصوم و مبرا از هر گونه خطا و سهو و اشتباه، يا قريب به معصوم معرفي مي كنند و كوچك ترين انتقاد و خرده گيري از وي و خود را با مشت آهنين - گاه با حكم اعدام و گاه با شكنجه و انفرادي - پاسخ مي دهند در ناخود آگاه خويش خود را نجس مي دانند و به طرق مختلف خود را نجس معرفي مي كنند. اين امر ناخود آگاه هنگامي به طور ناخواسته بارز مي شود كه اعضاي مافيا بخواهندكساني را تخريب شخصيتي كنند. اين تخريب معمولا از طريق انتسا ب به خود انجام مي گيرد. در فقه شيعه هر چه با شيء نجس تماس پيدا كند خود نيز نجس مي شود. پيروان اين فقه براي نجس كردن ديگران از همين روش استفاده مي كنند، اما به جاي ايجاد پيوند ميان دشمن و امر نجس ، ميان دشمن و خود رابطه برقرار مي كنند.
همه اصلاح طلبان درون و خارج از حاكميت در مواردي به باندهاي مافيايي و موسسات و سازمانهايي كه تحت نظر مافياي سياسي-اقتصادي اداره مي شوند منتسب شده اند تا ديگران ديگر نتوانند بدانها اعتماد كنند. ناطق نوري زماني اكبر گنجي را – كه آرزوي سلامتش را دارم – قبل و پس از دستگيري وي، بر هم زنندهء جلسات معرفي كرد، كاري كه انصار حزب الله هر روزه مي كنند؛ زمان ديگر علي لاريجاني برخي از اصلاح طلبان را امنيتي ناميد صفتي كه چهره بيروني مناسبي در حال حاضر در ايران ندارد و خود لاريجاني بهتر از همه مي داند امنيتي ها بالاخص آنها كه در خدمت مافيا هستند چقدر منفورند - از جمله خود ايشان كه از اطلاعات سپاه به وزارت ارشاد و سپس به تلويزيون فرستاده شد و هنوز با اطلاعات سپاه همكاري مي كند و براي ضبط اعترافات اسيران مافيا دوربين تلويزيوني مي فرستد. زماني ديگر كيهان سيد ابراهيم نبوي را پس از خروج از كشور مامور اطلاعات ناميد تا وي را لكه دار كند، لكه اي كه دقيقا از اعمال مافياييان نشات مي گيرد. زماني ديگر كيهان نويسنده اين مطلب را به دروغ گيرنده كمك از دستگاههاي دولتي براي ادامه تحصيل در خارج معرفي كرد تا بدين طريق من را بد نام كند. در ناخودآگاه مافياييان گرفتن كمك از يك دستگاه دولتي براي تحصيل در خارج جرم است و افشاي آن مايهء بدنامي است چون مافيا صدها نفر از جمله احمد توكلي يا شاگردان مصباح يزدي - نظريه پرداز فتل خود سرانهء ايدئولوژيك - را بدون عبور از هيچ صافي رقابت علمي و صرفا براساس تصميم شخصي سران مافيا براي تحصيل و امور ديگر به خارج از كشور مي فرستد تا دلارهاي نفتي را خرج كنند. در غير اين صورت گرفتن كمك دولتي براي تحصيل نمي بايست جرم شمرده شود. كيهان وقتي مي خواهد از اصلاح طلبان انتقاد كند آنها را به كتك زدن مخالفان خود - مثل كتك زدن فردي معترض در جلسه سخنراني ابطحي و رئيس جمهوري - متهم مي كند دقيقا همان كاري كه كيهانيان با ديگران مي كنند. در اين موارد كيهان با زبان بي زباني مي گويند ” مي بينيد شما هم مثل خود ما هستيد؛ اداي اصلاح طلبي و طرفداري از حقوق بشر و دموكراسي را در نياوريد. حالا كه مثل هم هستيم چرا ما حكومت نكنيم؛ مگر دستمان چلفتي است.“
زماني كه سران مافيا به هر بهانه اي به خارج از كشور سفر مي كنند، برادر فرمانده سپاه در لندن رحل اقامت مي افكند، نور چشمي هاي مقام عظماي ولايت مافيا در مراكز اسلامي لندن و نيويورك مستقر مي شوند و سالانه 100 ها هزاردلار از كيسه مردم خرج مي كنند، مسئوليت رايزني هاي فرهنگي و مقامات سفارت خانه ها در ميان خويشاوندان اعضاي مافيا تقسيم مي شود، محمدي گلپايگاني براي ديدار همسر انگليسي اش ماههايي از سال را در لندن زندگي مي كند، فرزندان بسياري از رده هاي بالاي مافيا در خارج از كشور تحصيل مي كنند و هزينه آنها از طرف دولت با جاي دادن ايشان در برخي از مسئوليت ها – البته بدون حضور و انجام كار - پرداخت مي شود و بسياري از خانواده هاي مقامات به كانادا و استراليا مهاجرت كرده اند مشخص است كه دلار هاي اختصاصي نجس است و براي نجس كردن ديگران نيز بايد آنها را به اين دلار ها منتسب كرد.

دوم. خود نجس بيني سران مافيا در دو مسئله ريشه دارد:
الف) نگاه بدبينانه و سياه اعضاي مافيا به انسان. از نگاه اينان همه انسانها گناهكارو فاسد هستند مگر آنكه خلافش ثابت شود. اثبات خلاف نيز از طريق ابراز لفظي ارادت به ولي مافيا و اطاعت اوامر وي امكان پذير است. ولايت محوري شيعي به معناي شر بودن همه آنها كه از ولي فاصله بگيرند و خير بودن همه آنها كه تابع صوري ولي باشند در اين جا بخوبي تعين يافته است.
ب) اعمال جنايت كارانه و هر روزه مافيا و نظام بستهء روابط اجتماعي پيرامون آن فضايي در پيرامون اعضا به وجود آورده كه واقعا در كنار وجه نظري كه در قسمت الف به آن اشاره كردم دنيا را سياه و پر از موجودات تباه كار و جنايت كار مي بينند و مي مي خواهند هر چه زودتر از شر آنها خلاص شوند. و قتي خانواده زنداني پس از پس از 50 روز وي را در لحظه اول ملاقات نمي شناسند (مورد عليجاني، عضو سردبيري مجله ايران فردا) يا خبرنگار زير مشت و لگد آنها كشته مي شود، براي نويسنده و استاد دانشگاه حكم اعدام صادر مي كنند و مقام عظماي ولايت در جريان تظاهرات دانشجويي دستور بيرحمي مي دهد و همه رده هاي مختلف مافيا يا از كنار اين قضايا مي گذرند يا آنها را اموري عادي تلقي مي كنند طبيعتا دنياي آنها بايد دنياي سياهي باشد. در كدام دنياي سفيد كسي را مثل آقاي سازگارا مي گيرند و بعد از دو ماه كه از زندان بيرون مي آيد آدم احساس مي كند كه 20 سال پير شده است. در كدام اعمال و رفتار مافيا نقطه روشني ديده مي شود تا آنها را دمي از اين سياهي نجات دهد.
انتقاد خاتمي به اقتدارگرايان در باب سياه نمايي در عين آن كه از نقاط تاريك استراتژي خاتمي در مواجهه با رفتار و گفتار مافياييان است (چون لازم نيست مافيا سياه نمايي كنند؛ وضعيت جامعه ايران سياه و تاريك است) اما نگاه مافياييان به دنياي پيرامونشان را بخوبي منعكس مي كند. مافياي سياسي ايران در دوران خامنه اي پس از 15 سال حكومت چنان هر روز رنگ سياهي را به در و ديوار مي مالد كه اميد ها و روشن بينيهاي منتقدان و اصلاح طلبان قادر نيست نوري بر اين عرصه بتاباند.

سوم. مافياي سياسي ايران اگر در عرصه اقتصاد و سياست يعني حرص جمع آوري ثروت و حفظ انحصاري قدرت، رياضت را براي همسايه مي خواهد در عرصه فرهنگ و هنر چندان فاصله اي با جامعه اي كه از لحاظ دسترسي به توليدات فرهنگي و توليد مواد و كالاهاي فرهنگي از حقوق خويش محروم است ندارد. اعضاي مافيا شمي از نمايش، رقص، رمان، موسيقي، گفتار، طنز، و تصوير ساكن و متحرك روح نواز ندارند اما از اين توليدات آنها را احاطه كرده اند و از در و ديوار بر سر آنها فرو مي ريزند. اين دايناسور ها البته تقصيري هم ندارند؛ هيچ گاه در دوران زندگي با اين توليدات مواجهه نداشته اند و اگر داشته اند نيز پنهاني و دزدكي از آقاجان بوده، يا دور از هم محفليها از آنها لذت برده اند. اين فقط در مورد مقامات بالاي حكومت مصداق دارد و نه فرزندان آنها. من چند مورد از فيلمهاي پر ارزش سينمايي را در در منزل دوستي كه از اقوام يكي از مقامات بالاي قوه قضائيه در دهه 1360 بود ديدم. آقا زادهء آقا فيلمهاي مصادره اي را مي اورد و شبها آقا زاده ها و دوستانشان آنها را تماشا مي كردند.
مصباح نوري و همداني و خوشوقت بعنوان فتوا و حكم دهنده، علي لاريجاني، آقا محمدي و حسين شريعتمداري به عنوان مديران اجرايي و عوامل اجرايي آن يعني كساني مثل سعيد عسگر و مرتضوي آن قدر گرفتار سركوب و قتل و شكنجه مخالفان هستند كه فرصت نمي كنند از مزاياي فرهنگي حاكم بودن استفاده كنند. اما آقا زاده هايي كه از اين مزايا بهره مي برند در حوزه سياست چندان فعال نيستند و تنها از ميراث اقتصادي و سياسي خميني و ملت شهيد پرور براي طبقه حاكم روحاني لذت مي برند.

چهارم. مافياييان از موضع قدرت سخن مي گويند. مافيا در مواردي مي خواهد بگويد ” اين كه مي بينيد بشدت انتقاد مي كند آدم خود ماست“ يا ” ما خودمان او را فرستاده ايم يا از خود ما حقوق مي گيرد“ تا هم قدرت خود را به رخ ديگران بكشند و از اين طريق ارعاب ايجاد كنند و هم منتقدان را از انتقاد كردن مايوس سازد. افكندن ترس در دل مردم رمز قدرت مافياست، مافيايي كه همانند يك بادكنك توخالي است و بسرعت مي تواند بتركد. البته پس از تركيدن بوي لاي و لجن آن بخوبي به مشام كساني كه اكنون آنها را احساس نمي كنند يا نمي خواهند احساس كنند خواهد رسيد.

پنجم. از چهره ها و وجوه بارز خود نجس بيني اعضاي مافيا، بزرگ كردن مواردي است كه دقيقا مشابه كارهايي است كه خود اعضاي مافيا مي كنند اما در غرب يا جايي ديگر رخ داده است. به عنوان نمونه بوق تبليغاتي مافيا – سازمان صدا و سيما - كه تحت نظر يكي از شرورترين اعضاي رده بالاي مافيا يعني علي لاريجاني اداره مي شود براي آن كه قتلهاي سياسي در داخل كشور را عادي جلوه دهد - كاري كه مافيا هر روز مي كند - به برگزاري ميز گرد در مورد قتل دكتر كلي در انگلستان اقدام كرد( 4/6/1382 ). خود نجس بيني مافيا در عكس العمل هاي رسانه اي آن بسيار پر رنگ ديده مي شود و رسانه هاي مافيا اخبار شكنجه و تبعيض در ايالات متحده يا اسرائيل – ونه ايران - را بسيار پر رنگ مي سازند تا به طور غير مستقيم به مردم ايران بگويند حاكمان آنها از حيث نجس بودن - نجس سياسي - تفاوتي با حاكمان دنياي پيشرفته و صنعتي ندارند و به دنبال تغيير آنها نباشند.
اخبار مربوط به جنايات اسرائيل با جزئيات كامل در كيهان منتشر مي شود نه به دليل آن كه مردم ايران از آنها اطلاع داشته باشند - كيهان كه اهل اطلاع رساني نيست - بلكه به اين دليل كه به حكومت نجسها و قاتلها ذهناً عادت كنند و بپذيرند كه جهان امروز جهانيست با حاكميت بوش، شارون و خامنه اي و مردم ايران انتظار بيشتري نداشته باشند.

مقالات | بازديد 2052 | نظر 33 | دنبالک 0 | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالاي صفحه 
دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/1797

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'خود نجس بيني مافيا: كند و كاوي در روانشناسي سياسي اعضاي مافياي سياسي ايران از مجموعه يادداشت هاي نيويورکي مجيد محمدي' لينک داده اند.
نظرات
[aria-bahmani - December 6, 2003 11:04 PM]

آقای علی اکبر.کدام انسان با شرافتی است که پس از گذشتن اینهمه فاجعه و سیاهی در دامان جامعه هنوز از خمینی بعنوان "آن بت شکن "نام برد.کدام چشم نابینایی است که اینچنین کور دلانه چشم بر ظلمت و سیاهی و عفنی که جامعه را در خود غرق کرده است نبیند؟شما مرا به توهین به شعور ملت متهم می کنید؟خود شما چی؟مگر ما اولین ملتی هستیم که مرتکب اشتباه می شویم؟شما که بنابر هر دلیلی بر آن اشتباه و خطای بزرگ تاریخی اصرار می ورزید در این روزگاران که چنین پرده ها فرو افتاده و چهره نحس و خبیث ابلیس در صولت دروغین قدسی حکومت جهل بیرون زده اگر فرو مایه و خود فروخته نباشید کوردل و جاهلید.این سرزمین فاجعه زده بیمار مسلول پس مانده سفره کدام حرامیان است؟من ناظران را به قضاوت می خوانم اگر من شما را جیره خوار نخوانم چه بخوانم؟امروز قضاوت در مورد ماهیت پلید ونحس این سلطه شجره خبیثه اظهر من الشمس است.صغار ایرانی نیز می دانند که چه بر سرشان امده.شما چه چطور؟شما از کدامین قبیله اید؟....بینایی چیزی جداست از ظلمت.تاریکی را هم باید به چشم دید.برای دیدن روز کافی نیست.چشم می خواهد.....چشمان شما کجاست ؟علی اکبر؟.....صدایت می زنم...نگاه کن فقط نگاه کن ...چه می بینی؟ آیا میبینی؟

[peyman - December 6, 2003 05:44 PM]

خميني اگرمجنون مست بود،قطعآبراي ملّتي كه جنابعالي و
امثال مجيدمحمّدي قصدبيداري وهدايتش راداريد،كاريزما
نمي شد.
in ra ALI AKBAR KHAN neveshte. nemidoonam ishan az kodoom mellat harf mizanad ke KHOMEYNI rahbare karizmayash bood! be ghole yek doosti KHOMEYNI karizma bood agar va faghat agar ESTALIN karizma bashad. neveshteye ishan yeki az maskharetarin harfhaie bood ke ta hala shenidam

[علي اكبر - December 6, 2003 01:12 PM]

جناب آريابهمني
باتشكرازمطالعه نظربنده وارائه پاسخ نغزوشيوايت،امّا
1: خميني(ياهررهبرملّي/ديني)راتوهّم تبديل شده به كابوس تاريخي دانستن(صرف نظرازذهني بودن اين دومقوله)نشان از
صداقت ونيزذكاوت گوينده دارد،زيرا:
1-1:به شعوريك ملّت توهين كرده است.
2-1:درغباروهم واقعيّات راتبيين ميكند.
3-1:خودراعين حقّ وعقل كل دانسته،ديگران راباطل يااحمق ميپندارد.
2:قطعآخميني مصداق گفته گنجي نيست؛ودرآينده نه چندان
دور خواهيم ديدكه شما(طبق پندارمألوف)به گنجي هم فحش وناسزانثارخواهيدكرد.
3:خميني اگرمجنون مست بود،قطعآبراي ملّتي كه جنابعالي و
امثال مجيدمحمّدي قصدبيداري وهدايتش راداريد،كاريزما
نمي شد(برگردبه سطر1-1).
4:به تمام مقدّسات عالم قسم(اگرچيزي برايت مقدّس باشد)
درهيچ حوزه اي،اعمّ ازشنگول ومنگول ياحبّه انگورو...
(كه احتمالآباآنهامراوده داريد)به تحصيل هيچ علمي
(ازجمله علوم ديني)نپرداخته وشهريّه اي هم دريافت نكره ام(شماچطور؟).
5:كمي بدون حبّ وبغض تفكّركن!
6:اگردين نداري لااقلّ آزاده باش!
7:گفتارهركس(نوع كلمات،نحوه بيان و...)بيانگرشخصيّت
اوست.

[علي اكبر - December 6, 2003 01:12 PM]

جناب آريابهمني
باتشكرازمطالعه نظربنده وارائه پاسخ نغزوشيوايت،امّا
1: خميني(ياهررهبرملّي/ديني)راتوهّم تبديل شده به كابوس تاريخي دانستن(صرف نظرازذهني بودن اين دومقوله)نشان از
صداقت ونيزذكاوت گوينده دارد،زيرا:
1-1:به شعوريك ملّت توهين كرده است.
2-1:درغباروهم واقعيّات راتبيين ميكند.
3-1:خودراعين حقّ وعقل كل دانسته،ديگران راباطل يااحمق ميپندارد.
2:قطعآخميني مصداق گفته گنجي نيست؛ودرآينده نه چندان
دور خواهيم ديدكه شما(طبق پندارمألوف)به گنجي هم فحش وناسزانثارخواهيدكرد.
3:خميني اگرمجنون مست بود،قطعآبراي ملّتي كه جنابعالي و
امثال مجيدمحمّدي قصدبيداري وهدايتش راداريد،كاريزما
نمي شد(برگردبه سطر1-1).
4:به تمام مقدّسات عالم قسم(اگرچيزي برايت مقدّس باشد)
درهيچ حوزه اي،اعمّ ازشنگول ومنگول ياحبّه انگورو...
(كه احتمالآباآنهامراوده داريد)به تحصيل هيچ علمي
(ازجمله علوم ديني)نپرداخته وشهريّه اي هم دريافت نكره ام(شماچطور؟).
5:كمي بدون حبّ وبغض تفكّركن!
6:اگردين نداري لااقلّ آزاده باش!
7:گفتارهركس(نوع كلمات،نحوه بيان و...)بيانگرشخصيّت
اوست.

[محمود درويش - December 4, 2003 09:40 PM]

ذوب شدگان در ولايت درمانده از پاسخگويي به شيوه اي انساني نقاب از چهره كريه برميگيرند و با اقتدا به مرشدانشان لاجوردي و مرتضوي زبونانه به فحاشي به شيوه قوادان و لمپنها متوسل ميشوند. اين بار با سواستفاده از امضاي اينجانب آقاي محمدي را مورد هتاكي قرار داده اند. از مسئولين سايت گويا ميخواهم كه پيام هايي از اين قماش را جهت سالم نگهداشتن فضاي گفتگو حذف نمايند.
با تشكر محمود درويش

[aria-bahmani - December 4, 2003 07:29 PM]

اقدام نیما راشدان در درخواست از گویا برای حذف"نظر خواهی"که به صورت پانوشت مقالات ارائه می شود مرا بشدت تکان داد.بدعت سایت گویا در فراهم کردن امکان تبادل نظر و تمین روشهای گفتمان دموکراتیک اقدامی پسندیده نوآورانه و اشتیاق بر انگیز است.طبیعتا ایجاد اینچنین فضای گفتمان و ممارستی هزینه های جانبی نیز دارد که آقای راشدان به برخی از آنها اشارتی فرموده اند که شکی در آنها نیست.ولی تنزه طلبی خیر خواهانه جناب راشدان رنگ و بویی "روبسپیری" دارد:حذف سوال به بهانه فرار از جواب.دموکراسی علیرغم تمام معایب و ضعفهایش پابت کرده که بهترین شیوه برخورد با پدیده های اجتماعی است زیراکه بر اصل عرضه و تقاضا بنا شده است که نهایتا بنا بر سرشت نیک اندیش انسانی به نوعی توازن و تعادل حقوقی منجر می شود.جهت دادن سیستماتیک با استفاده از ابزارهای جرح و تعدیل حتی اگر بر نیات خیر خواهانهاستوار باشد نهایتا تلقی "مستبدانه"و غیر دموکراتیک محسوب می شود.

[افشين - December 4, 2003 02:00 PM]

دست مريزاد آقاي محمدي
با اينكه خودم هر گاه دست به قلم مي شوم
تند مي نويسم اما خواندن تحقير سزاوارانه اي كه نثار
آدمخواران مي فرماييد معادل ده ها ليوان خاكشير
دل مرا خنك مي كند
پيروز باشيد

[D.H - December 4, 2003 02:37 AM]

آخوند از خر خود پياده نميشود حتی اگر کسی به حرف‌های او گوش ندهد.
آخوند تا زور دارد می‌تازد و تنها وقتی تسليم می‌شود که زورمند‌تر از خودش او را با پس گردنی از منبر پائين بکشد.

گاهی موعظه باعث می‌شود که چنان به خواب رويد که جيبتان را بزنند. متخصصان تاريخ معاصر نمونه‌های خوبی برای اين مورد سراغ دارند.
سخنان پيش از خواب عبارت است از: استقلال، آزادی، برابری، حکومت عدل علی، نفت، آب و برق مجانی. ما می‌رويم فيضيه .
سخنان بعد از خواب: يا روسری يا توسری، اقتصاد مال خر است، ما انقلاب نکرديم که خربزه ارزان شود، در اسلام آزادی وجود ندارد ، همه بنده‌اند. هر کس با آخوند نيست ضد انقلاب و خائن است. نه چپ نه راست نه مستقيم. دنده هوا بزن بريم.
راستی می‌توانيد خر آخوند را پيدا کنيد؟

[ محمود درويش - December 3, 2003 11:48 PM]

کس ننه ی مجید محمدی

[lina - December 3, 2003 11:20 PM]

چطوری گوزو

[ محمود درويش - December 3, 2003 11:07 PM]

و اما سخني كوتاه درباره آن قامت بت شكن تاريخي!!
اما بت شكنان تاريخ دو گروهند: اول آناني كه پس از شكستن بت با ياري جستن از نيرو و دانش فرهيختگان ملت كمربه مبارزه با فرهنگ بت پرستي همت ميگمارند. علم و دانش و فرهنگ را ارج مي نهند و راه رشد و تعالي كشور و ملت را هموار ميسازند. گروه دوم بت شكنان كساني هستند كه اساسا دعوايشان با بت موجود نه بر سر منافع و مصالح مردم بلكه براي اشغال جايگاه بت بزرگ است. اينان با فرهنگ بت پرستي مشكلي ندارند اگر بت مورد پرستش خود باشند.
آن قامت رعناي بت شكن!! پس از سوار شدن بر مركب قدرت , فرزانگان و فرهيختگان ملت را خوار كرد و به زنجير كشيد و يا از دم تيغ گذراند. اما به سفلگان و اوباشان پر وبال داد و آنها را پست ومقام و قدرت بخشيد. و اينان بلايي بر سر ملت و اقتصاد و فرهنگ ايران آوردند كه مشابه آنرا تنها در هجوم و ويرانگري مغولان ميتوان يافت.
اما قلم به مزدان كوردلي همچون علي اكبر خان را نه درد دين است و نه درد مردم. فارغ از رنج و و فقر بدبختي ميليونها تن از هموطنان ما سر در آخور قدرت فرو برده و به چرا مشغولند و مهملاتي را بفرموده نشخوار ميكنند تا لقمه ناني آغشته به خون را به كف آرند و در غفلتي مستانه ببلعند. اما هيهات كه اينان از سرنوشت جباران و گردنكشان تاريخ عبرت نمي گيرند. كورند و كرند و بازنميگردند.

[s.a - December 3, 2003 09:55 PM]

امروز سخن بر سرحذف احتمالي كامنتهاي مقالات است، كاري كه اميدوارم صورت نگيرد تا هر صاحب قلمي تا حدودي به وزن گفته و نوشته اش دست يابد. صد البته كه هر حركت صحيحي اثرات خاص خود را دارد. بحر حال تا اين امكان حذف نشده كوتاه سخني دارم با جناب علي اكبر،‌كه حتما پس از اين كامنت، متنش در ذيل اين نوشتار قابل رويت خواهد بود.
اينكه نويسنده اصلي مقاله را قبلا ساكن قبيله لوط دانسته و جمعا با شش علامت تعجب جواب متقن و كاملا به استدلالات نويسنده داده نشان از درك بالا و فرهيختگي ايشان دارد ثانيا اينمقدار اهانت به يك نظر دهنده( آريا بهمني) نيز نمي دانم در فرهنگ ايشان به چه چيزي جز آنكه من در ذهن دارم و مايل نيستم ايشان را بدان صفت خطاب كنم دلالت دارد.
دستكم براي چند سئوال ايشان پاسخهاي قاطعي وجود دارد كه نياز به سن زياد ندارد كه امروزه اصولا سن زياد لزوما دليل فهم بيشتر نيست.
1- هيتلر انتخابي كاملا با دمكراتيك و بر اساس اصول راي و راي گيري حاكم مطلق آلمان شد اين حاكميت و محبوبيت تا بدان جا پيش رفت كه وقتي براي پروژه هايگر لوخ ( ساخت بمب اتم) نياز به فلزي از جنس سكه رايج در دستان مردم داشت در كوتاه زماني سيصد تن سكه از سوي مردم به دولت هيتلر هديه شد. اما عاقبت آني شد كه بي نياز از هر گونه تفسير است. به نظرم لازم نيست از ميزان محبوبيت وي و همراهي بسياري ار متفكران وقت آلمان باوي و تنفر و انزجار همانان از وي پس از فضاحتهاي مشهورش سخني بميان آورم.
2- اينكه بسياري در اوايل انقلاب آقاي خميني را همراهي كردند موجب وهن هيچكس نيست چرا كه بهر حال وي در قالب رهبري فرزانه از ايده آلهاي همگان سخن ميگفت. اما وي تا بدانجا پيشرفت كه فرياد تظلم خواهي بيچاره اي را در مجلس رسمي اش با حالتي تهديد آميز فرمان سكوت داد كه بسياري آن صحنه را در تلويزيون به خاطر دارند.
3- دستكم در اين سالها به وضوح مشخص شده كه شش سال از جنگ ويرانگر هشت ساله صرفا با تدبير اين بقول شما
بزرگمرد بود كه منجر به كشته و مجروح و مفقود شدن دهها هزار ايراني منجر شد و سبب برائتهاي ديگران را از وي را بايد در اين موارد جستجو كرد چرا كه بهر حال ما انسانها علم غيب نداريم و اعمال و رفتار فرد محل قضاوت ديگران خواهد بود كه بجز در ظرف زمان امكان آن نيست.
4- در مورد بزرگترين تشييع جنازه تاريخ نيز به نظر ميرسد چند نكته مورد توجه قرار نگرفته اول اينكه در هيچ اصلي از اصول منطق حتي از نوع باستاني اش بروايت سقراط حكيم نيز كثرت دليل حجيت هيچ چيز نيست ثانيا اگر باشد تشييع جنازه استالين كه فقط دوميليون نفر ازآن سان ديدند و دسته گل نثار جسدش كردند بهمراه ميليونها نفر ديگر كه فقط در نقش سياهي لشكر حضور داشتند و امكان سان ديدن از جنازه را نيافتند را چه ميتوان ناميد. بر اين افراد اضافه كنيد مائو، لنين و ديگر كسان را.
اين حق شماست كه از هر كس كه دوست داريد دفاع كنيد اما بعيد به نظر ميرسد بتوان لجن مال كردن كسي را آنگاه كه حقي جمعي را تضييع نكرده باشد حق كسي دانست.

[aria-bahmani - December 3, 2003 09:53 PM]

خطاب به جناب علی اکبر خان و..............نیازی به پرسیدن از کسی ندارم زیراکه هر لحظه این ترازدی تاریخی بر ذهن و قلبم نقش سنگی بسته است.خمینی یک توهم بود که تبدیل به یک کابوس تاریخی شد.اکبر گنجی در "تلقی فاشیستی"نقل قولی می آورد که"در تاریخ لحظاتی هست که کسانیکه باید عمر خود را در تیمارستان سپری کنند تبدیل به رهبران جوامع می شوند"خمینی دقیقا مصداق همان مجنون مستی است که طنز تاریخ بجای تیمارستان او را بر مسند قدرت نشاند.و این زنگی مست تیغ در کف آنچه کرد که هیچ کس دیگر نتوان کرد............ فقط یک سوال :شما در کدام حوزه شنگول و منگول به تحصیل"علوم دینی"مشغولید و شهریه تان چقدر است؟

[سياوشان - December 3, 2003 08:18 PM]

پايان جمهموري ظلم وستم راهي نيست
دروغگويان بدانند ما
صداقت و درستيمان را دوباره نخواهيم فروخت
ز دل ما گفتي بسيار،، چندان عزيزو خوب گفتي وچرا چندان كم گفتي بيشتر و عظيم تر سخن بگوي
خاتمي نيزچندان نخواست با اين مافيا بجنگد وي و ياران و اعوان ودوستانش نيز ....بر سر سفره آنان نيز نشستند خودشان نيز بدانان وابسته بودند خودشان يكديگر را بهتر از هم مي شناسند اصلاح طلبان دروغين خود نيز ز گذشته ناپاكشان ، بهتر از هر خدايي مطلعند آنان نيز زماني خود ، خود مافيا بوده اند ذهن تاريخي ملت از گذشته ها چندان بيخبر نيست مگر ميتوان گرگ نبود و با گرگ توافق ننمود مگر ميتوان جنايتكار نبود و با غارتگران بر سر يك سفره اي ننشست ظاهر آنان بسيار متفاوت است با باطنشان اين چند سال بر ما عيان گشت باطن ها چشم حقيقتي بر ما آشكار شدبسيار بزرگ عيان شد نهان ها كه رود نيل وآب زمزم نيز در شستن اينان كم خواهد آورد
چنان وقتي امروز ما سكوت اينان را در برابر دزدان وغارتگران وجانيان و... مي بينيم تماما مشكوكيم كه در پشت پرده چيست آيا مگر نه آن جنايتهاي دهه اول انقلاب را همين اصلاح طلبان كرده اند آخر ما مردمان هنوز از ديد آقايان پالان خريم كه هنوز بايد سوار گيرند بر ما مردمان هنوز كجاوه ايشانند وبردگانشان
مگر نه اينكه در خلوت با يكديگر مصافحه اي و بر يك سفره اي وتوافق پنهان اي ز خلق و با هم بر بسيار سخن و اصول و سياست چنان يكتايند وهمدل وهم زبان و ولي و ولي در آشكار چنين وچناني خط ونشاني و دعوايي زرگري و ...

ني ،ني ،مجيد خان عزيز بگو بگو زهمه كس ز نهان وآشكار بشتر بگوي زخودي وغير خودي دشمن و...
ما فهميديم
توبه گرگ مرگ است .
ما بر سر جواني وخامي خود سالياني پيش در دوم خرداد اين باور عظيم را نداشتيم وصداقت خود را بر باد داديم و درستي خود را رايگان فروختيم وعزت وآزادگي خويش را به اندك بهايي زدست داديم واكنون بر عمق مطلب واقفيم ::
توبه گرگ مرگ است
چرا چنان ز دهه اول انقلاب سخن نگفتي كه جنايتهاي همين دهه بسيار بيش از شمار است چرا نگفتي ز خودي وغير خودي من نخواهم توانست از ديروز خونين و رياي امروز چشم بپوشم وآنانرا به آب زمزمي بشويم وامروز برايمان ثابت شد كه :::

دعوا اينان سر لحافت ملا يست
خودي .. غير خودي ..... دشمن ...
ديگر اين نظام نخواهد توانست فريبي مردم را دهد وواي بر مردمان ما كه دگر بار فريبي دوباره خورند از اين جانيان ودروغگويان و بادبادك فروشان آزادي

ديگر صداقت ودرستي وپاكي خود را نخواهيم فروخت آنرا به بهايي سنگين عرضه خواهيم نمود
ز روباه پرسيدندي كو شاهدت
گفت ::دمم!!!

[hamid(hend) - December 3, 2003 06:41 PM]

aghaye ali akbar aziz
dashtam dashtam hesab nist , begoo alan chi darim , farz ke tamame sokhanane shoma dar morede khomeini dorost bashad , che rabti darad be mafiaye siasi emrooze iran , doste irani man , vaghe bin bashim emrooz keshvare ma dar manjelabe fesade siasi eghtesadi va farhanigi ,... foro rafte va in az avareze rahbari ghalate ejtema ast , tabizat va ... hame o hame mardom ra narazi tar karde , ke che basa nokate mosbate enghelabe iran tahte shoa gharar gerefte , didim ke eslahat ham natavanest ba in mafia royaroi konad , adelane bebinim aya haghighati gheir az zolme hokame feli iran hast , ke alave bar tamame mavarede fogh , daste gedai be soye biganegan deraz karde va tamame manabe meli iran ra chob haraj zadeand . biaim iraneman ra ba yek jonbeshe meli va aram azad konim , entekhabate esfand avalin neshane enghelabe arame iran khahad bood , mardome iran gandi var iran ra az daste alem azad khahand kard

[علي اكبر - December 3, 2003 03:33 PM]

1-تكليف جناب مجيدخان(فعلآنيويوركي-وازقديم الايّام ساكن قبيله لوط)باآن مقالات پرباروعلمي اش!!!وآن استدلالات متقن!!!معلوم است ونيازي به پاسخش نيست.
2-امّاجناب آرياخان بهمني!
اوّلآنميدانم چندسال داري وآيازمان انقلاب رابيادمي آوري يانه؟وآياديده اي(يابزرگترهايت برايت گفته اند)كه دربحبوحه انقلاب،حتّي ملّي ترين افراد(نظيرسنجابي،فروهرو...)وقاطبه روشنفكران وهنرمندان و...نه تنهاخميني وحركت اوراتأييدميكردندبلكه مشتاقانه وخالصانه مترصّدفرصتي جهت خدمت به انقلاب درركاب ايشان بودند.
ثانيآ:ايشان نه به ميل خودكه به اصراردوستان واطرافيان فرانسه راانتخاب كردونه تنهاهرگزتقاضاي پناهندگي نكرد(كمااينكه درتركيه وعراق هم نكرده بود)
بلكه دولت وملّت مترقي فرانسه(بويژه اهالي نوفل لوشاتو)
باكمال ميل ازايشان استقبال كردند.
ثالثآ:ازبزرگترهايت بپرس تا(شايدصادقانه)برايت بازگوكنندكه علاوه برمحبوبيّت ومقبوليّت اونزدمردم ازقبل ازپيروزي انقلاب تازمان فوت(راهپيماييها،تأييدبازرگان،
شركت دررفراندم جمهوري اسلامي...تابزرگترين تشييع جنازه تاريخ بشري)،ازبدوحضورش درايران؛هنرمندان وروشنفكران وديگرگروههاي فعّال سياسي/فرهنگي و...
چگونه براي ملاقاتش(وتماشاي قامت آن بتشكن تاريخ)
لحظه شماري ميكردند.
رابعآ:اگردانش وانديشه ات قدنميدهدكه بداني،ازبزرگترهاي فاميلت بپرس آياهيچ رهبري راسراغ دارندكه عليرغم موردتدييدكامل ملّت بودن،بازهم براي پيشنهاداتش(نظيرتعيين دولت،استقرارنظام حكومتي و...)
طالب رفراندم ونظرمردمش باشدودرمدت كمترازيكسال
(وبه جهت ممانعت ازبازگشت ديكتاتوري)قانون اساسي جديدراپس ازتصويب منتخبان ملّت به رفراندم گذاردو
تمامي اركان نظام رامستقرسازد.
خامسآ...
آنچه گفته شدصرفآ شمّه اي بودازبزرگيهاي آن بزرگمرد
والّامثنوي هفتادمن كاغذميشداگر...
وآنچه گفتي وپنداشتي صفات اسلافت بود،كه آنچه درآينه
وجود افتدجزجمال ناظرنيست.

[مجتبي - December 3, 2003 08:41 AM]

بازهم تكرار گزافه ها و اهت هاي گذشته

[pedram - December 3, 2003 04:19 AM]

dorod bar shoma va tamame riz binan vadorod bar iran va irani

[aram - December 2, 2003 11:36 PM]

خواندن مقالات شما همیشه برای من آموزنده و مسرت بار بوده است.شیوه نگارش شما که سنت شکنی و موجز است نوعی بدعت و تازگی در سیاسی نویسی ایرانی است.همیشه پر بار و خرم باشید.

[aram - December 2, 2003 09:28 PM]

خواندن مقالات شما همیشه برای من آموزنده و مسرت بار بوده است.شیوه نگارش شما که سنت شکنی و موجز است نوعی بدعت و تازگی در سیاسی نویسی ایرانی است.همیشه پر بار و خرم باشید.

[hamid(hend) - December 2, 2003 04:01 PM]

nemikhaham mesle dostane digar bah baho chah cha nesare neveshteyetan bekonam doste azizam .
in haghighate talkh ra man az nazdik dideam , be neveshteye shoma vamhaye bla avaz be agha zadeha ra ezafe mikonam ke khod dar hengame eghamat dar iran shahed yek iaz nemonehaye kochake an bodam, pardakhte vame 300 miyon tomani be agha zadei 20 sale baraye ijade yek sherkate tolide sakht afzare computeri ke albate in pool beine digar agha zadegane rade paintar ( in agha zade khod rade 2 bood ) taghsim shavad , va baghi baraye sherkat dar monaghesehaye sakhto saze bonyad be sorate sarmaye avaliyeye yek sherkate sakhteman sazi .
dar irani ke javanane ma kasani chon man az bikari ranj mibarand in vamhaye bi hesab faghat az soye mafiaye ghodrat baraye nore cheshmiha dade mishavad , bejaye eshteghal zai, shekam parvari aghazadegan made nazar gharar migirad .
be omide roze rahai melate iran , va sarbolandi iran

[mehrdad - December 2, 2003 03:33 PM]

az khandane neveshtehayat lezat mybaram payande bashi

[كريم - December 2, 2003 11:44 AM]

با تاسف و تاثر عميق بايد به اسحضار برسانم كاملا صحيح ميفرماييد ضمنا از آقاي آريا بهمني نيز متشكرم كاش ايشان بيشتر قلم ميزدند.

[شايان - December 2, 2003 11:01 AM]

آقاي محمدي پيروز و موفق باشيد.

[aria-bahmani - December 2, 2003 09:15 AM]

مافياي ديني حاكم بر ايران از آن لحظه اي كه قدرت چون سقوط هلويي آبدار بر دامان رهگذري از زير درخت ميوه خود هيچ گاه در تهي مغزي وفقدان قابليتهاي خود شك نداشت و در عوض به ظرفيتهاي تبهكارانه و سالوسانه خود كه ميوه زندگي انگل وار بود آگاهي كامل داشت.اين جماعت كه نان خود را در نشر خرافه و ناداني يافته بودند حتي يكسال قبل از انقلاب نيز تصور رسيدن به اين گنج بي صاحب را نمي كردند چنانكه خميني پس از اخراج از عراق و رفتن به پاريس از دولت فرانسه تقاضاي پناهندگي كرده بود و بسياري ديگر از همراهانش كه تاريكخانه شان در عراق توسط صدام به هم ريخته بود سر در گريبان بدنبال سر پناهي ديگر بودند كه ملت ايران اسير در وهم و نا داني تاريخي بزرگترين خيانت را به خود و نسل هاي آينده مرتكب شد و در هيبت مردي نادان و كينه توز جبروتي قدسي و آسماني مشاهده كرد و ميوه آن خطاي نابخشودني تاريخي همين است كه امروز مي بينيم......امروز كه پرده ها فرو افتاده وتعفن و پلشتي ها بخوبي عيان است مصداق عيني و سهل الوصول پليدي و نجاست روح و كراهت كردار را در جميع حاكميت مي توان يافت و آنها نيز نيك دريافته اند كه مردم به اين مسئله آگاهند .بنابر اين سهل ترين و موثر ترين روش براي تخريب هر عنصري چه در درون حاكميت و چه خارج از آن منتسب كردن به خود با لطايف الحيل است.و چه روشي ساده تر از اين براي رسواكردن و منفور كردن فرد.....

[shapoor - December 2, 2003 08:19 AM]

hamishe bargharar bashid ta baraye sakhtane irane sarfarfaraz dar kenare ham bashim

[ک- بهروز - December 2, 2003 07:32 AM]

خسته نباشيد
تحليلتان عالي بود

[khashi - December 2, 2003 01:00 AM]

aghaye mohamaddi
dardo balaye shoma bokhore do dasti tu sare aghaye dariushe sajaddi,shadkam bashid

[saeed-irani - December 1, 2003 11:01 PM]

بازهم ساده متین پر محتوا و بدون تعارف.همیشه قلمتان سبزو ذهنتان آباد.

[Reza - December 1, 2003 10:37 PM]

Jenab-e Dr. khasteh nabasheed. Ye soal dashtam. Oon ham in ke aya shoma workshop-e amoozeshi dareed in jenab-e Dariush Sajadi biad toosh ye kam chiz yad begireh? Mamnoon.

[RAMIN - December 1, 2003 10:08 PM]

Thanks for the educated article. You are absolutely right.

[ali - December 1, 2003 09:21 PM]

Besiyaar 'aali bood. Ghorbaaneh shomaa

[Raha - December 1, 2003 06:32 PM]

FANTASTIC! KEEP UP THE GOOD WORK.

شما هم نظرتان را بنويسيد


















Copyright: gooya.com 2016