يادشان بخير دانشجويانى كه در 16 آذر 1332، در اعتراض به دخالت بيگانه در امور داخلى خود ، دست به تظاهرات اعتراضي زدند.
يادشان بخير ، دانشجويانى كه در اعتراض به گران شدن بليط اتوبوس واحد ، وسيله ي مورد استفاده ي مردم كم در آمد ، با وجود داشتن بليط نيم بها و هزاران امكان دانشجويى ديگر ، از دانشگاه خارج شدند تا در نبود احزاب و مجلس واقعي ، صداي اعتراض مردم را به گوش مسئولان برسانند و رسانند. تا بهاي بليط اتوبوس همان 2 ريال معروف باقى بماند!!
يادشان بخير دانشجويانى كه با باز شدن روزنه ايى از آزادى ، آنرا تبديل به سوراخى بزرگ براي وزيدن هواي تازه براي مردمشان كردند.
يادشان بخير دانشجويانى كه با بستن اولين روزنامه ي بعد از انقلاب ، روزنامه ي آيندگان ، با وجود مخالفت با مشي آن روزنامه ، صداى ايجاد خفقان را شنيدند و دست به اعتراض زدند.
يادشان بخير دانشجويانى كه در مقابل بهانه ي انقلاب فرهنگى سال 59 ايستادند.
يادشان بخير ، دانشجويانى كه در مقابل كودتاي خزنده ي سال 60 ايستادند و زندان و شكنجه و اعدام را به جان خريدند تا ماسك ، از چهره ي بسيارى بياندازنند.
يادشان بخير ، دانشجويانى كه از فضاي 2 خرداد استفاده كردند وبر گوش ناشنواي بسيارى ، سيلىزدند.
يادشان بخير دانشجويانى كه از فضاي بعد از 2 خرداد استفاده كردند و با مبارزات مطبوعاتى و افشاگرانه ، سطح توقعات مردمشان از مسئولان را بالا بردند.
يادشان بخير دانسجويانى كه در اعتراض به بستن روزنامه ي سلام ، بار ديگر به آزادى و آزادگى ، سلام دادند.
يادشان بخير دانشجويانى كه در اعتراض به ضرب و شتم دوستانشان ، پيراهن خونين آنان را بر دست گرفتند تا همه چيز خفه ، دمه ، نشود!!
يادشان بخير.......
براي ورود به بحث ، اجازه دهيد يك موضوع را با هم مرور كنيم. « مسئوليت »
پدر و مادر ، ما مسئوليم.
مسئوليت نشناس !!
مسئوليت دولت ،
مسئوليت نظام ،
مسئوليت اداره ي امور ،
مسئول اوضاع امروز،
مسئول اوضاع ديروز،
مسئوليت فرزند و فرزند مسئول ،
مسئوليت نماينده ي مردم و نماينده ي مسئول،
مسئوليت پيگيري قتلهاي دولتى و مسئول قتلهاي زنجيره اى ،
مسئوليت وارد كردن خسارات عظيم به مردم و فرد مسئول ادامه ي جنگ و نابودي انسانها و امكانات چندين نسل ،
مسئوليت انسانى وانسان مسئوليت شناس ،......
اينها كلماتى است كه هر روز به نوعى ، با آن سر و كار داريم. ولى به راستى، مسئوليت چيست ؟ و چگونه ارزيابي ميشود؟ مسئوليت ديروز من چه بود؟ مسئوليت امروزم چيست؟....
اگر بتوانيم به اين سئوالات ساده ، پاسخ مناسبى بدهيم ، آنوقت ميتوانيم از هم، انتظارات معقولى داشته ، انرژى هاى هم را تقويت و با توجه به محدوديتها ، واكنش يا واكنشهايى انجام دهيم ، آزاد كننده، رها كننده ، ....مترقى كننده ، متعالى كننده ، متواضع كننده ، متعادل كننده، ... با سطح انرژي پايين و انرژى دهنده ( در علم شيمى ، تمام واكنشهاي پايدار ، انرژي دهنده هستند و بر عكس، واكنشهاي ناپايدار ، انرژى گيرنده ، كه اگر يك لحظه دادن انرژى قطع شود ، واكنش ، مسير عكس را طى كرده ، به جاي اول بر ميگردد.)( ميدانيد بودجه هاي امنيتى رژيمهاي استبدادى ، چرا اينقدر بالاست؟ ميدانيد چرا رژيم شاه با كم كردن انرژي كنترلي ، و دادن كمى حقوق بشر ، چرا بسرعت به عقب برگشت؟..... ميدانيد آقاي رفسنجانى گفت : ما اشتباه شاه را ، انجام نميدهيم يعنى چه؟...... براي جواب كافى است دل هر ذره را بشكافيد ، تا در آن ، آفتابيش در ميان بينيد.... تا در آن نور معرفت و آگاهى ، بينيد.... راسنى كسى هست بگويد:« بعد از گذشت 25 سال از وقوع انقلاب اسلامى ، چرا اين انقلاب تثبيت نشده است؟ »)
آيا هر كس ، فقط مسئول خودش و در نهايت خامواده ي خودش است و بس؟ مسئوليتى ، در قبال ديگران ندارد؟ مسئوليت چه كسى بيشتر و مسئوليت چه كسي كمتر است؟ ميزان اندازه گيرى مسئوليت چيست و يا كيست؟
جواب به اين سئوالات ساده ، متاسفانه چندان ساده نيست چون به يك جواب مشترك نميرسد!! و هر كس با توجه به شناخت خود از هستى و تاريخ و انسان ، به آن جوابهاى مختلفى ميدهد.( به نظر شما ، هر مسئله ، فقط يك جواب درست دارد؟ يا ميتواند چندين جواب درست داشته باشد؟) اگر كسى هستى را كلاف سر در گمى بداند ، آنوقت سياست بنداز و در رو ، پاسخ او به مسئوليت خواهد بود. اگر كسى انسان را حيوانى فقط ناطق بشناسد ، آنوقت فقط كلاه خود را ميچسبد ، كه باد نبرده و ميگويد: « بدولدوزى بگفت آن مرد كفاش ، برادر جان ، تو هم فكر خودت باش!!» آنوقت داشتن مسئوليت ، نزد چنين ديدگاهى ، بى معنى جلوه ميكند. اگر كسى تاريخ را بدون جهت و سمت و سو قلمداد كند ، آنوقت او نيز با داشتن چنين ديدگاهى ، در قبال تاريخ ، مسئوليتى را، نخواهد داشت.
ولى ديدگاههاي ديگرى هم نسبت به هستى ، انسان و تاريخ هست.
بنابراين ، بنظر ميرسد براي رسيدن به جوابهاى يكسان ، بهتر است از اثبات قضاياياى پايه شروع كرد. ( از اينجا كه: انسان چه خصوصياتى دارد؟ چه صفاتى دارد؟ به جايى ميخواهد برسد؟ به كجا ميخواهد برسد؟ آيا انسان مسئول ساختن فرداي خودش ، هست يا نه؟ .... مسئوليت انسان آگاه بيشتر است ياانسان معمولى؟
و :
دنيا چيست؟ از كجا شروع شده ؟ و به كجا ميرود؟ دنيا با هستى چه فرقى دارد؟ هستى كدام است؟ آيا دنيا دروغ گو ست؟ آيا دنيا بى وفاست؟ آيا نتيجه منطقي تلاش ، ركود است و نتيجه ي منطقي دروغ و تنبلى، پيشرفت؟ ......
و :
گذشته ، چراغ راه آينده هست؟ اگر هست ، تاريخ گذشتگان، حاوي درس و مرسي هست؟ به ما چه ميگويد؟ تاريخ بشر از كجا شروع و به كجارسيده و با توجه به مسير ، به كجا ختم ميشود؟ آيا خط سيرش ، برداريست؟ آيا ميتوان هدفى را از حركتش ، متصور شد؟ ...... آيا ما ميتوانيم حركتش را تسريع يا كند كنيم؟ كدام وظيفه ي ماست؟ كند كردن حركت يا تند كردن آن؟ چرا؟
ظاهراً در دنياي وابسته و ماشينى ما ، كار _ خانه ، كار _ خانه ، كار _ خانه ..... بدون داشتن هيچ يك از اركان اعمال قدرت ، تنها دانشجوست كه در جستجوي دانش ، به پاسخ اين سئوالات دست پيدا ميكند ودر پرتو آن احساس مسئوليت ميكند. ظاهراً تنها اوست كه بعنوان راديكال آزاد، وابستگيش ، بسيار كم است كه ميتواند با هر راديكال مخالف ديگرى، واكنش داده و تركيب جديدى بسازد. پس ما از پا افتاده ها، از نفس افتاده ها ، از سن خيال و رويا گذشته ها، از اسب افتاده ها كه از اصل ( آزاديخواهى) نيافتاده ايم ، انتظار داريم دانشجويان امروز ما ، با به كار پردن تجربيات گذشتگان و پدر و مادرهاي خود و تجربيات ديگران ، با خيالات خوب و روياهاى زيباي انسانى ، هر روز زندگى كنند و بدانند كه قوانين نهفته در هستى ، آنان را كمك ميكند تا به تحقق روياها و خيالات منطبق با مسير حركت تاريخ ، دير يا زود ، دست پيدا كنند.
انتظار ما از دانشجويان در صحنه ي امروز كشورمان ، آينده سازان فردا ، اينست كه هر روز نسبت به مسائل روز و اخبار مربوط به جامعه ي خود حساس باشند ، تاييد كنند ، اعتراض كنند ، محكوم كنند ، تشويق كنند و زندگى كنند !! بدانند كه همين قدمها ، آينده ي آنها و مردمشان را ميسازد. انتظار داريم در عكس العمل هايشان ، موضعگيريهايشان ، اعتراضاتشان ساختن ركن هاي مردمسالارى را فراموش نكنند. ما متاسفانه در زمان خودمان ، باطن و اصل را فداي ظاهر كرديم و فكر كرديم شكل حكومت ، جمهورى شود، كار تمام است ، غافل از اينكه ، محتوا و شكل هر دو مهم است و تازه در صورت داشتن هر دو ، مواظبت هم بايد كرد، مراقبت هم لازم است ، نگهدارى هم ميخواهد ، نوسازى هم بايد بشود ، با صد ساز ديگر هم ، بايد هماهنگ بود ،.....
بنابراين انتظار داريم دانشجوي امروز ما ، مرحله به مرحله ، با شناخت شرايط و فضا ، ستونهاي دموكراسي و مردمسالارى را بنا كند، مثل ما ، نخواهد بسرعت ، تمام عقب ماندگيها را جبران كند !! گرچه سرعت زيباست ، ولى چند دقيقه دير رسيدن ، بهتر از هرگز نرسيدن است!! انتظار داريم از دانشجويان خود ، از همين فردا شروع كنند. در همين انتخابات اسفند ، حرفشان را و حرف مردمشان را بزند. اگر فكر ميكند با توجه به تجارب كسب شده ي دانشجويان قبلى ، از اين قانون ولايت فقيه و شوراي نگهبان و شوراي مصلحت ، معجزه ايى ساخته است ، كه در اين7، 8 سال اتفاق نيافتاده ، خيال و روياها را به فعل در آورده ، مسئوليت خود را انجام دهند؛ به نوعى انجام دهندكه بتواند فردا ، سرافرازانه از آن دفاع كنند.
و اگر به اين نتيجه رسيده اند كه ، با توجه به تجارب گرانقيمت گذشته ، بهتر است با از مشروعيت انداختن قانونى اين حكومت ، زودتر به روياهاي انسانى خود جامه ي عمل بپوشانند، راه بيفتند و مردم دربند مانده ي غل و زنجير بر گردن را، آگاه كنند تا به كمك آنان، در اين مرحله ، جواب تمام ناكاميها ، نارسايى ها ، نامرديها ،... عقب رفتنها و فسادها و رانت خواريها و دزديها و گرگيها ..... را با عدم شركت در انتخابات فرمايشى بدهيم ، تا ديگر با نيشخند به ما نگويند:« خلايق ، هر چه لايق!!»