سایت گویا مستغنی از معرفی من است. در طی سالهای اخیر تکنولژی ارتباطات باعثی بود بر فراهم آمدن اولین خبرنامه مستقل و آزاد ایرانی در فضای مجازی که به شهادت عملکرد چندین ساله خود توانسته است بستری برای برخورد انواع آرا و انعکاس ایده ها و نظرات جامعه ایرانی مرتبط با اینترنت فراهم سازد.
این خصلت اساسی رمز موفقیت و عنصر ماهوی تداوم سایت گویا بوده است. بر آگاهان نیز مسلما پوشیده نیست که حفظ و تداوم چنین روندی در جامعه ای که هنوز در مدرسه دمکراسی آموزش الف و با می بیند، به همتی از جنس مجاهدت نیاز دارد و دیدگاهی از ذات صداقت. که در غیر آن ، می شد که اکنون دهها گویای ایرانی بر عرصه اینترنت باشند ، که نیستند. لذا آنچه آقای راشدان پیشنهاد می دهند به اعتقاد بنده ناشی از اولا عدم درک ایشان از این ماهیت اساسی در گویا بوده و ثانیا منبعث از تصورات خامی است که از مقوله رسانه جمعی در جامعه چند صدایی دارند.
آقای عزیز. من بر خلاف بعضی از دوستان که با ناباوری به پیشنهاد شما می نگرند، چنین تصور و تفکری را کاملا باور دارم. استدلالهای بی پایه و ضعیفی که در توجیه پیشنهاد خود آورده اید سرپوشی بیشتر نیستند در جهت پنهان ساختن تفکر و ایده ای که پشت اینگونه در خواستها نهفته است. تفکری که مایل است هرگونه صدای غیر و در مورد شما مسایل قومی را به نوعی تابو و مسئله ای غیر قابل طرح تبدیل نماید.
جامعه چند صدایی و اقعیتی است که اگر وجود داشته باشد بنابر سلیقه و خواست من و شما شکل نگرفته است. و تداوم و استمرار حیات آن نیز تابع قوانین متعدد سیاسی اقتصادی فرهنگی و جهانی خواهد بود، نه خوشایندی یا مخالفت فردی باز هم من و شما. از گویا خواسته اید که به مسایل قومی نپردازد و بهانه را نیز نظراتی دانسته اید که بعضا در شکلهای موهن پیرامون چنین مقالاتی عرضه می شود. بیایید کمی صداقت داشته باشیم. برای درک این واقعیت که ایران جامعه ای کثیرالمله است نیازی به تحصیلات آکادمیک نیست. حتی لازم نیست زحمت یک سفر به دور این سرزمین را بر خود هموار کنید. چشم انکار خود را باز کنید. همین کافیست و اجازه بدهید افراد این اقوام در جایی مانند گویا مجال سخن بیابند. آن نویسنده ترک یا عرب نیز که با علم به همه این اهانتها سعی در اعلام وجود دارد می داند که رسوبات سیاستهای نژادپرستانهای که در زمان پهلوی تئوریزه شدند و نا به امروز هم یکی از اساس برخورد و تعامل حکومت با قومیتهای ایرانی هستند، در شکل توهم نژاد برتر وجود دارند و پیه فحش و ناسزا را به تن مالیده است. نیازی البته به عذرخواهی جوانمردانه من و شما ندارد. که اگر راست می گوییم مجال سخن را با چنین پیشنهاداتی از او نگیریم.
من و شما ظاهرا در خارج از ایران زندگی می کنیم. در هیچکدام از کشورهای آزاد، بنده و شما را به صرف این واقعیت که فلان آلمانی یا هلندی از شنیدن نام ایرانی یا مسلمان بیزار است، انکار نمی کنند. بلکه موسسات مختلف برای ایجاد تفاهم بین مان ایجاد کرده اند. و اگر یک نفر بوده ایم حق انتشار روزنامه داده اند . و تا سه نفر شده ایم اجازه راه اندازی حزب گرفاته ایم . تا صد نفر شده ایم در خواست یک مدرسه برای آموزش زبان فارسی به کودکانمان کرده ایم . و هزار تا که بشویم توقع یک کرسی در مجلس آن کشور داریم. همه اینها را البته حق مسلم و بلافصل خود می دانیم. لیکن چگونه است که حتی یکی از این حقوق اجتماعی و سیاسی را برای میلیونها هموطن عرب و کرد و ترک و بلوچ و ترکمن و لر و هر قوم و مذهب و اقلیت دیگری که در ایران است نه تنها به رسمیت نمی شناسیم بلکه اگر حتی سایتی مانند گویا شجاعت به خرج داد و با علم به تمام فرآیندهای منفی و مثبت آن مقاله ای در این باب منتشر نمود فریاد وااخلاقا بلند می کنیم و به لطلیف الحیل در جهت برچیدن این رسم بر می آییم؟
من به اشارات و استدلالات شما در باره سیستم نشر و انتخاب مقالات در روزنامه هایی که نام بردید نمی پردازم. چون نه اساسا چنین است و نه استدلال شما را واقعی میدانم. از آنکه شخصا هم در گویا و هم در بعضی نشریات کثیر الانتشار خارجی مقالاتی منتشر کرده ام و بر ضعف و نارسایی نوشته های خود واقفم. هیچگاه از نشریات نامبرده نیز نشنیدم که بایستی برای خود روزنامه و سایت شخصی برای بیان مطالب راه بیاندازم. گویا نیز خبرنامه ای صد در صد تخصصصی در مقوله ای خاص نیست که فقط مقالات و آثار علمایی و دانشمندان را منتشر کند. نوشته های بنده و شما اگر در گویا منتشر می شوندخود مبین پایبندی گردانندگان به این اصل بدیهی در یک جامعه آزاد است که ضعفا و الکن ها نیز حق بیان و عرضه آرا خود را داشته باشند. خودخواه نباشیم آقا. نخواهیم که گویا خاموش شود. زیاده عرضی نیست.