دوشنبه 17 آذر 1382

16 آذر 1332 از نگاهی ديگر، م. راد

پنجاه سال پيش هنگام سفرريچارد نيكسون معاون رئيس جمهور آمريكا از ايران برای اعلام پشتيبانی از كودتای نظامی در ايران كه بنظر ميرسيد اوضاع كاملا تحت كنترل رژيم كودتا است دانشجويان دانشگاه تهران طی يك اقدام بيسابقه دست به تظاهراتی زدند كه علاوه بر بی آينده كردن رژيم ديكتاتوری سابق امپرياليسم آمريكا را نه اينكه به چالش كشيدند بلكه با مبارزات پی گير و بی امان خود با توجه به شرايط جهانی آنچنان عرصه را به رژيم و به آمريكا تنگ كردند كه هيچ راهی برای آنها در عريان كردن سركوب با سبعيت تمام باقی نماند.
رژيم كه فكر ميكرد كودتای 28 مرداد 1332 با پشتيبانی آمريكا خود را برای هميشه تثبيت كرده است هرگز تصور نمی كرد كه در ست در روزی كه نماينده مرتجع ترين جناحهایغربی برای تائيد وحمايت از حكومت به ايران ميآيد تظاهراتی با اين قدرت و مقاومت بر گزار شود در نتيجه شوكه شده و دستور داد بهر قيمت آنرا سركوب كنند كه در نتيجه آن سه نفر از پيش گامان دانشجويان مصطفی بزرگ نيا و مهدی شريعت رضوی و احمد قند چی در ميان ناباوری دانشجويان معترض در محوطه دانشگاه تهران بضرب گلوله سربازان رژيم كودتا از پای در آمدند و ده ها نفر ديگر نيز زخمی شدند و در پی آن هزاران نفر در سراسر كشور دستگير و روانه زندان شدند كه پی آمدهای آن بر همگان روشن است اين عكس العمل شتاب زده از طرف حكومت ديكتاتوری نشان داد كه چقدررژيم پوشالی بود و تا چه اندازه حتی از شعارهای ضد آمريكائی وحشت كرده است.

بازتاب تظاهرات 16 آذر

پس از اين اقدام بيسابقه تقريبا رژيم برای هميشه بی آينده شدو نتوانست بعداز آن هرگز در ايران و خارج از كشور سر بلند كند چه در ايران و چه در خارج از كشور نيروهائی كه در ايران دارای منافعی بودند اين مسئله را بعنوان ضعف رژيم مورد استفاده قرار داده و از حكومت امتياز ميگرفتند
و دقيقا در لحظات حساس آنچنان رژيم را تحت فشار قرار ميدادند كه حتی مجبور شد از جنگ در جنوب شرقی آسيا بر عليه ويتنام و كامبوج و لائوس پشتيبانی كرده و حتی بيش از ده هزار نفر نيروی نظامی برای سركوب جنبش مسلحانه در عمان وارد اين كشور كرد.
تمام اين خوش خدمتی ها صرفا بخاطر اين بود كه رژيم در ايران احساس امنيت نميكرد و با وجود به به و چه چه كردن اطرافيان و حاميان خارجی آن برای سرپا نگه داشتن سيستم هر لحظه در انتظار حوادثی در ايران بود در واقع هرگز رژيم از كابوس سرنگونی خلاصی نيافت.
سالهای بعداز كودتا تعداد زيادی از جوانان برای ادامه تحصيل وارد كشورهای مختلف شدند از جمله به اروپا و تركيه و هندوستان در تمام اين كشورها سازمان های دانشجوئی بكمك اين تازه واردين شتافتند و توانستند در كوتاه مدت روابط عادی و خوبی بين ايرانيان بر قرار كنند و تا حدود زيادی آنها را سازماندهی كنند و حتی بخش بزرگی از آنها نيز وارد فعاليتهای سياسی بر عليه رژيم شدند.

در داخل كشور پس از سركوب شديد و ديكتاتوری مطلق و ممنوعيت فعاليتهای صنفی و حزبی تا سال 1339 بنظر می آمد كه جامعه در حال ركود است ولی همزمان در خارج از كشور تلاش جوانان با ديگاه های مختلف برای سازماندهی مبارز ه ادامه داشت در سطح بين المللی جدال سختی در حال شكل گيری بود و ايدئولوگ های غربی به پيشنهاد آمريكا برای خنثی كردن رشد و گسترش جنبش های آزادی بخش توده ای در سراسر جهان در حال تدارك بودند باند جان اف كندی برای جلو گيری از رشد مبارزه مسلحانه در جهان تز اصلاحات ارزی را در دستور كار قرار داد و اين تز را تنها راه نجات غرب از درگيری در مبارزه مسلحانه ميديد هدف استراتژيك آمريكا و غرب تمركز در جنوب شرقی آسيا و كنترل و تحت فشار قرار دادن جمهوری خلق چين و جلوگيری از پيشرفت جنبش های مسلحانه توده ای در جنوب شرقی آسيا بود بنابراين ميباست تا حدودی خود را از در گيری در مناطق ديگر جهان آزاد ميكردند.
جدال در شوروی بر سر قدرت همچنان ادامه داشت و تصفيه های خونينی در جريان بود آنها در درون حزب بدون محاكمه بسياری از كادرهای بر جسته حزبی را اعدام و اخراج كرده بودند و در واقع حزب را بطور كامل روسی ميكردندكه همزمان شد با برروی كار آمدن باند خروشچف كه تقريبا هيچوقت با ايدئولوژی چپ آشنائی نداشت ( نگاه كنيد به تاريخ حزب كمونيست شوروی از اتشارات حزب توده ).
تاثيرات اين جدال بسرعت خود را در جريان مبارزاتیايران نشان داد چرا كه بلافاصله پس از اين تغيير و تحولات مبارزات توده ای و دانشجوئی سمت و سوی خود را با توجه به موضع گيريهای سازمانها و احزاب مختلف تغيير داد و از آن تاريخ جنبش دانشجوئی همانند توپ بين نيروهای مختلف با ديدگاه های مختلف كه هركدام از يك نيروی خارجی تبعيت ميكردند ببازی گرفته شد .

روند پيشرفت جنبش دانشجوئی

در بحران رفرم ارضی در ايران كه اتحاد شوروی و حزب توده از آن پشتيبانی ميكردند و با مبارزه مسلحانه به مخالفت بر خواسته بودند و جوانان انقلابی كه تنها راه نجات را در سر نگونی قهر آميز رژيم ميديدند عملا انشعاب بزرگی رخ داد كه با وجود تلاش فراوان نيروهای مستقل برای اتخاذ يك استراتژی مستقل در رابطه با منافع كشور راه به جائی نبرد علت اساسی آنهم نداشتن توانائی مادی لازم برای پيشبرد مبارزه بود دو طرف در گير در مبارزه عملا از نظر نيروی مادی به هيچ وجه قابل مقايسه نبودند اتحاد شوروی با ايدئولوژی ظاهری ماركسيستی و قدرت نظامی قوی و برنامه راه رشد سرمايه داری دولتی و پشتيبانی عملی از اين طرحها عملا به يك آلترناتيو تبديل شده بود كه ضربه مهلكی به نيروهای مستقل بود.
جنبش دانشجوئی كه رابطه بسيار تنگاتنگی با توده های زحمتكش در داخل كشور داشت با تغيير سياست جهانی راه های تازه ای در رابطه با سازمانها و احزاب را در پيش پای خود گذاشت بخشی وارد مبارزه مسلحانه شد و تا آنجا پيش رفت كه پس از عضو گيری از دانشجو ها آنها را بلافاصله به مبارزه مخفی تشويق ميكرد و عملا آنها را از ادامه تحصيل باز ميداشت تعدادی نيز بطور عملی اقداماتی جهت ترور شخصيتها ی ايرانی و خارجیانجام دادند و اين سر آغازی شد كه ديگر كار سياسی در بين مردم سودی ندارد و آنها بايد هرچه سريعتر انقلاب بكنند البته نه بهمراه توده ها بلكه برای آنها در صحنه جهانی نيز اين تز از طرف شوروی به پيش برده ميشدو شوروی نيز همانند آمريكا دست به كودتادر بسياری از كشورها زد و بر شدت اين اقدامات افزود.
نيروهای مذهبی كه تا آن دوره عموما با چپ ها كار ميكردند و بنحوی چگونگی مبارزه برای عدالت اجتماعی را قبول داشتند راه مستقل پيش گرفتند و همان شعارهای نيروهای چپ را با ايدئولوژی مذهبی در دستور كار قرار دادند و در جامعه ايران آنها نيز وارد مبارزه مسلحانه جنگ چريكی به اصطلاح شهری شدندو با توجه به شرايط مذهبی ايران قدرت جلب بيشتری از نيروها را پيدا كردندتقريبا تمامی اين نيروها از اتحاد شوروی پشتيبانی ميكردند و بخشا نيز با آن همكاری ميكردند.

وضعيت دانشجويان در مراحل تكامل

از سالهای 1348 ببعد جنبش دانشجوئی عملا به بخشهای مختلفی تبديل شد و از كار صنفی سياسی كه لازمه ادامه كار سياسی بود بدر آمد و رقابت افسار گسيخته ای بين نيروها برای جلب نيروهای فعال در دانشگاه ها شروع شد كه نه تنها نتوانست از سنت خوب تشكيلات مستقل دانشجوئی دفاع كند بلكه پاشيدگی آنرا شدت بخشيد و با وجود سرنگونی رژيم ديكتاتوری سابق اين تشكيلات نتوانست سر پای خود بايستد و همچنان در تلاش باز سازی آن است.
پس از انقلاب توده ای در ايران در سال 1357 و حتی پيش از آن نيز سران رژيم همانند بسياری از احزاب و سازمانها ادعا ميكند كه آنها هم سالروز 16 آذر را جشن ميگيردو گرامی ميدارند و اين روز را از آن خود ميداند جالب است كه دو انجمن دانشجوئی دانشگاه ها كه متعلق به دوجناح رژيم هستند مدعی هستند كه آنها ادامه دهندگان راه دانشجويان قربانی در سال 1332 هستند وانجمن دانشجويان مسلمان واقعه 18 تير چند سال پيش را نيز كه جهش دانشجوئی را بدنبال داشت از آن خود ميدانند.

از اين وقايع چه نتيجه ای ميتوان گرفت

سمت وسوی اوليه جنبش دانشجوئی مبارزه بر عليه امپرياليسم و ديكتاتوری رژيم سابق بود كه در آن دوره در رابطه مستقيم بود با مبارزات تود ه ای در سراسر جهان كه كوشش ميكرد از طريق جنبش دانشجوئی همكاری و همگامی خود را در دفاع از منافع تود ه ها را نشان دهد بهمين دليل از پشتيبانی وسيع تود ها بر خوردار بود.
1- پروسه مبارزات دانشجوئی نشان ميدهد كه اگر اين جريان نخواهد بطور مستقل عمل كند و علاوه بر دفاع از منافع صنفی و سياسی دانشجويان همواره از منافع اكثريت مردم بخصوص زحمتكشان دفاع كند ميتواند بسرعت به ابزاری در دست نيروها و جرياناتی قرار گيرد كه آنرا بازيچه اميال خود قرار دهند.
2- پس از سالهای 1332 جنبش دانشجوئی ديگر نتوانست آن نقش اساسی در هدايت سازماندهی مستقل را به پيش ببرد چراكه منافع سازمانها و احزاب و جناح بنديهای مختلف در آن به شكل غالب عمل كرده است.
3- جنبش دانشجوئی يك جريان روشنفكری است كه تنها در رابطه مستقم با زحمتكشان ميتواند سيقل يابدو خود را در دراز مدت در اختيار منافع توده های زحمتكش قرار دهد تجربه سالهای قبل نشان ميدهد كه آوانتوريسم در اين بخش بسرعت ميتواند برای خود جای پا باز كند كه نتيجه آن البته افتادن در دام اقدامات ماجراجويانه است كه در سالهای پيش از انقلاب و بعداز سالهای شصت شاهد آن بوديم كه لطمات شديدی به پيشرفت مبارزه تود ها ومبارزه سياسی ميزند كه بسياری موارد واقعا غير قابل جبران است.
4- سازمانها و احزاب نيز بايد اين ضرورت را درك كنند كه بايد استقلال عمل تشكيلات صنفی و سياسی دانشجوئی را برسميت بشناسند اين از آن نظر اهميت دارد كه دانشجو ها از طيف های مختلفی با ديگاه های مختلفی و از طرف ديگر از اقشار مختلفی با منافع طبقاتی در آن شركت ميكنند و تنها در رابطه با منافع مشترك قادر به همكاری هستند هرنوع تلاش برای كنترل كامل اين جريان كه در شرايط حاضر از يك پتانسيل انقلابی برخوردار است ضربه مهلكی به كل جنبش است و نه اينكه دوباره كاريست بلكه صد باره كاری است.
5- نيروهای دست اند كار در فعاليتهای سياسی بايد اين را در يابند كه ابتكار عمل هميشه در دست آنها نيست هستند نيروهائی كه دقيقا همان اهداف را دنبال ميكنند منتهی با ايئولوژی ديگر و با اهداف ديگر در اينجا دور انديشی و در نظر گرفتن تمام جوانب كار از اهميت ويژه ای بر خوردار است.
6- بيش از پنجاه سال است از اين جريان مترقی ميگذرد با وجود اوضاع عالی در كشور و آگاهی توده بخصوص توده های زحمتكش ما هنوز در آغاز كار هستيم هنوز تشكيلات دانشجوئی استخوان بندی لازم را ندارد و عجيب است كه سازمانها و احزاب موجود كه دم از انقلاب وجامعه دمكراتيك ميزنند طی سال های گذشته فقط و فقط نق ميزنند و بجای ارائه برنامه عملی و ارتباط نزديك با توده ها و كار دربين آنها و حتی دانشجوهابرای آنها دستور عمل صادر ميكنند كه خوب نتيجه آن عمل كرد پنجاه سال گذشته است چقدر بايد اين مردم فداكاری بكنند و چقدر بايد از جان خود مايه بگذارند تا تعدادی روشنفكر كه حتی بخش بزرگی از آنها حاضر نيستند با كار خود زندگی خود را اداره بكنند راضی باشند بايد دليل آنرا كه نه دانشجوها و نه توده های زحمتكش برای ما تره هم خورد نميكننددر عمل كرد ما و در ارائه برنامه های ماجست جوكرد كه اساسا معلوم نيست با كدام داده های جامعه ايران تهيه و يا تدوين شده است با يد باين سير شكست ها بلاخره پايان دهيم و بقولی سر افسار را كج كنيم و از جائی با واقعيات شروع كنيم.
7- توده هایايران و بخصوص دانشجوها بيك اصل اساسِی و انقلابی رسيده اند و آنهم استقلال عمل داشتن واز ديد منافع مردم كشور به اوضاع نگاه كردن است واين دست آورد بسيار بسيار بزرگ است تجربه نشانه داده است هيچ الگو برداری بدر نميخورد و تنها و تنها با توجه به شرايط ايران و ارزيابی در ست از نيروهای موجود در داخل كشورو امكانات و تحليل دقيق با توجه به داده های موجود ميشود با همكاری مردم و دانشجوها كه در شرايط حاضر تنها رابط بين نيروهای مترقی و دمكرات با توده های زحمتكش هستند اوضاع را به جلو برد و تكامل داد
8- سخن پايانی اوضاع ايران و منطقه و جهان بنفع اكثريت زحمتكشان ايران و جهان است در هيچ دوره ای تا بدين اندازه موقعيت مناسب برای كار سياسی بوجود نيامده است امپرياليستها هر گز تاباين درجه در بين زحمتكشان ايران و منطقه منفور نبوده اند رژيم جمهوری اسلامی نيز هيچوقت تا باين اندازه منفور و ايزوله در بين مردم ايران و منطقه نبوده است بيجهت نيست كه آغوش باز بر رویآمريكا و غرب باز كرده است از مردم و دانشجوها حمايت كنيم و در سازمان دهی توده ها برای پيشبرد مبارزه پيشقدم شويم آينده از آن توده های زحمت كش است.

م . ر ا د (05.12.2003 )
[email protected]

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/2020

فهرست زير سايت هايي هستند که به '16 آذر 1332 از نگاهی ديگر، م. راد' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016