یک بام و دو هوا در جنبش بدیل جهانی شدن
آقای لاهیجی ، رئیس سازمان حقوق بشر ایران و معاون فدراسیون بین المللی حقوق بشر ، در بیانیه هلسینکی و ما، یکباره قدرت خارق العاده ای در خود احساس کرده و برای کل حکومت و کل اپوزسیون حدود و ثغور تعیین کرده است. به جملات متفرعنانه وی توجه کنید:
انتظار ما مدافعان حقوق بشر از حکومت اینستکه حد خود و ما را بشناسند و اگر با ما از در تناظر و گفتگو در راستای بهبود وضعیت ساختاری و عملی حقوق بشر در ایران در می آ ید ، متوقع نباشد که بر موارد حقوق بشر چشم به بند یم . توقع ما از رقباو مخالفان حکومت ( اپوزسیون مترقی ، دمکرات و انقلابی در کفه ترازوی مشابه با حکومت استبدادی قرار می گیرد و داور رینگ می شود! ) هم اینستکه جایگاه و موقعیت سازمان های حقوق بشر را تشخیص دهند و از ما نخواهند که مواضعی همجون سازمان های سیاسی اتخاذ کنیم و به دنبال براندازی باشیم و یا موافق یا مخالف اصلاح طلبان و جز آن. تنها در چنین زمینه ای است که سازمانهای مدافع حقوق بشر، جایگاه حقیقی خود را در جامعه کنونی و آینده ایران خواهند یافت و قادر خواهند شد که نقش خود را به عنوان میانجی بین شهروند و حکومت ایفا کنند.
یکی از مبانی حقوق بشر دست یافتن مردم به اطلاعات مستقل , علنی و صحیح است. بنابرین ما حق داریم از لاهیجی بپرسیم که : حکومت ایران از جه زمانی با ایشان گفتگو را شروع کرده اند؟ مخفی یا علنی ؟ ایشان حقوق دان هستند و می دانند که حکومتها در هر زمینه ای نمایند گان رسمی دارند. کدام ارگان خکومت ایران و چه شخص حقیقی با ایشان وارد گفتگو شده اند؟ سازمان اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی؟ چه کسی؟ سید محمود دعائی مقام امنیتی جمهوری اسلامی که وظیفه نفوذ در اپوزسیون سیاسی را بر عهده دارد؟ نمی توان مدعی حقوق بشر بود و مردم را نامحرم دانست!
و اما در مورد برخورد دوگانه ایشان در باره جنبش بدیل جهانی شدن. فدراسیون بین المللی حقوق بشر که ایشان معاون آن هستند فعالانه در این جنبش شرکت دارند. در فوروم اجتماعی اروپا که از دوازده تا شانزدهم نوامبر 2003 در فرانسه برگزار شد ، فدراسیون بین المللی حقوق یشر ده ها سخنران در زمینه های گوناگون معرفی کرده بود و در تمام روند تدارک فوروم اروپا شرکت داشت.( برای دیدن لیست نمایندگان فدراسیون به سایت فوروم اجتماعی اروپا به بخش برنامه وبعد سمینارها مراجعه کنید) حتی آقای لاهیجی در آخرین لحظات بسته شدن برنامه فوروم تقاضای سخنرانی در مورد حقوق بشر در ایران کرده بود( این تقاضا رسما از طرف همکاران وی در جلسه اروپا و جنوب در محل اسپاس مارکس مطرح شد). هدف اعلام شده جنبش بدیل جهانی شدن در منشور اصلی پورتو آلگر ، مقابله با تسلط امپریالسم ، نئولیبرالیسم ، دیکتاتوری و ارائه آلترناتیو است. این جنبش در رفرمیستیترین گرایش آن بیطرف و یا واسطه بین مردم و دولت ها نیست . اکنون نهادهای جامعه مدنی در دمکراسیهای اروپایی در فورومهای اجتماعی گرد آمده اند تا آلترناتیو اجتماعی و حتی آلترناتیو سیاسی را در مقابل دولت ها ارائه دهند و خود برای عملی کردن آن بکوشند.جامعه مدنی سه بار در تاریخ مطرح شده است : به هنگام زوال فئودالیسم در غرب و با مطالبات جامعه مدرن در مقابل آن. با اسقرار جامعه مدرن بر اساس حقوق بورزوایی روشنفکران با مفاهیم و تعاریف متفاوت سوسیالیسم را بجای جامعه مدنی گذاشتند و در تمام طول قرن بیستم مبارزه برای سوسیالیسم در دستور جوامع قرار گرفت. جامعه مدنی بار دوم به هنگام فروپاشی بلوک شرق مطرح شد.مخالفین حکومتهای بلوک شرق با سرپوش نهادهای جامعه مدنی اهداف سیاسی -ایدئولوزیک را دنبال می کردند. اکنون وبار سوم نهادهای جامعه مدنی، حتی در دموکراتیکترین جوامع بعنوان آلترناتیو اجتماعی در مقابل سیاست نئو لیبرالیستی سر بلند می کنند. نهادهای جامعه مدنی همراه با احزاب سیاسی در مبارزه برای جهانی دیگر در فوروم های اجتماعی شرکت می کنند. آقای لاهیجی در یک کشور استبداد زده به نهادی جامعه مدنی که هنوز وجود ندارند ، بجای مبارزه علیه دیکتاتوری ، وظیفه میانجیگری بین مردم و سرکوبگران را به آنها محول می کند. از طرف دیگر .در این جنبش مقوله ای بنام « رقبا و مخالفان حکومت« بی معنا است. در این جنبش نیروهای برانداز هم شرکت دارند و از احترام و حقوق مساوی بر خوردار هستند.بر خلاف روش لاهیجی تحقیر آسیائی بشر جایگاهی در فو رو م اجتماعی ندارد!
7 نوامبر 2003