چهارشنبه 19 آذر 1382

نامه‌ سرگشاده‌ دكتر زهرا رهنورد به وزير علوم درباره نامه‌ سرگشاده‌ بسيج دانشجويي و ماجراي سخنراني شيرين عبادي در دانشگاه الزهرا، ايسنا

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس سياسي
‌دكتر زهرا رهنورد، رييس دانشگاه الزهرا(س)، پيرو نامه‌ي سرگشاده‌ي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي به دكتر توفيقي، طي نامه‌اي به وزير علوم، تحقيقات و فناوري، به تشريح روند ماجراي اخير دانشگاه الزهرا(س) پرداخته است.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، متن اين نامه به شرح است:
« پيرو نامه‌ي سرگشاده‌اي كه بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي در تاريخ ‌١٨/٩/٨٢ به جناب‌عالي نوشته‌اند به استحضار مي‌رساند:
هرگز باور نمي‌كنم كه اين سخنان نامهربانانه و جفاجويانه از سوي نهاد فرهنگي همچون بسيج دانشجويي، در حق كسي ارايه شود كه پيش از اين كه آنها به بسيج بپيوندند در شعري سروده‌ام «من در لباس زنان بسيجي سنگر گرفته‌ام».
و در روز حادثه، طي يك مصاحبه با خبرگزاري‌هاي داخلي حتي يك بار نام بسيج را بر زبان نياورده، و پيوسته حادثه‌جويان را به نام «اخلال‌گران» نامگذاري كرده‌ايم.
چرا؟ چون كليه‌ي نهادهاي انقلابي، جزئي از ايمان من هستند. كدام مادر، فرزندان خود را ميراند، اگرچه فرزندان، گاهي به مادران جفا مي‌كنند.
وفا كنيم و ملالت كشيم و خوش باشيم، كه در طبيعت ما كافريست رنجيدن.
در آن روز و امروز هرگز نمي‌توانم و نخواستم باور كنم كه اين بسيج است كه استدلال را مردود و خشونت را مقبول تلقي كرده است.
در عين حال جناب‌عالي و هم همگان مي‌دانند براي يك هنرمند و محقق و قرآن‌پژوه و خادم‌القرآن كوچكي همچون من، گوشه‌ي دنج كتابخانه و آتليه‌ي شخصي، زيباتر از هر شغل و هر دشت و دمني است. لهذا بارها اعلام كرده‌ام قبول مسووليت براي حقير در حد اضطرار و ”اكل ميت“ است. چاپ يك كتاب و طراحي يك اثر هنري دنياييست كه نمي‌توانم از جاذبه‌ي آن سخني بگويم و آن را بگذار به وقتي دگر ...
در اين چند روز، بسيار تهمت‌ها و سخنان ناروا شنيدم اما، چون از سوي كساني بود كه هرگز دوستشان نداشتم و اعتمادي به آنها نداشته‌ام، سكوت كردم و گذاشتم در جهل باقي بمانند. جز سردبير محترم جمهوري اسلامي كه برادرانه و مستقيم نكاتي را به من تذكر داد كه تا ابد مديونشان هستم. اما اينبار حديث ديگريست.

لهذا گوشه‌هاي تاريكي از ماجرا را كه اسناد آن به ضميمه تقديم مي‌شود، براي روشن‌شدن اذهان بيان مي‌دارد.
‌‌١- در اين ماجرا، مساله خانم عبادي نيست. چرا كه اينجانب در موارد حفظ و موازين اسلامي پيوسته يكي از حساس‌ترين اشخاص بوده‌ام. بلكه اشاره به روال هميشگي دانشگاه است كه جاري بوده است، يعني: همه حرف خود را بزنند و در روند گفت‌وگو، به حقايق دست يابند. قطعا در اوج اين حقيقت تابش اسلام قلبها را منور خواهد كرد. اين تجربه از صدر اسلام تا حضور امام صادق (ع) و تا امروز موجب قدرت و عظمت اسلام بوده است. يك زن، در يك دانشگاه زنانه كه در آن امكان حركات غيرشرعي هم وجود ندارد، درباره حقوق زن و كودك و جايزه صلح نوبل سخن مي‌گويد و موافقان و مخالفان مي‌توانند در بهترين تريبوني كه به آنها داده مي‌شود، نقطه نظرات خود را بيان و از آن آزادانه دفاع نمايند. اگر اين روال نامقبول است، پس كليه امور علمي دانشگاهي بايد مردود تلقي شود.
‌‌٢- دعوت از خانم عبادي طي يك روند كاملا قانوني انجام گرفت، در تاريخ ‌١٢/٧/٨٢ انجمن اسلامي درخواست خود را در شوراي فرهنگي مطرح نموده و با تاييد و امضاي همه اعضاء (بسيج، نهاد رهبري، جهاد، ستاد شاهد، معاونت دانشجويي، انجمن اسلامي و اينجانب) تصويب شد و روز قبل از سخنراني نيز به تصويب (دو سوم) اعضاي هيات نظارت رسيد.
‌‌٣- در تاريخ ‌‌١١/٩/٨٢ يك روز قبل از برگزاري جلسه، طي نشستي با دانشجويان طيفهاي مختلف (حدود ‌٢٠ تا ‌٣٠ ) نفر با حضور رييس محترم نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري و اينجانب، پس از استماع سخنان موافق و مخالف، نهايتا مقرر شد كه دانشجويان با متانت در جلسه حضور يافته و كليه نقطه نظرات خود را در اين تريبون استثنايي مطرح نمايند و نماينده‌اي نيز از طرف اينجانب تعيين شد كه سوالها، بدون دستكاري و سانسور، به سخنران ارائه و جواب مناسب دريافت شده تا حقايق روشن شود و دختر مسلمان بتواند نظرات خود را به جهانيان اعلام نمايد. در اين جلسه به كسي كه در اوج خفقان ستم‌شاهي، در جلوي كاخ سفيد، حكام آمريكا را به باد انتقاد گرفته است، تهمت زده شد كه شما در جلسه بعدي لابد بوش را دعوت مي‌كنيد و از ما مي‌خواهيد جواب او را بدهيم و من گفتم “ اگر نجاست به من پرتاب شود از اين حرف بهتر است“.
‌‌٤- در جلسه مذكور رييس جديد نهاد مقام معظم رهبري در دانشگاه اعلام نمودند اگرچه، من قبلا در شوراي فرهنگي نبوده‌ام و اكنون هم با دعوت از خانم شيرين عبادي مخالفم، اما چون اين سخنراني
از قبل برنامه‌ريزي شده و كاملا مراحل قانوني خود را طي نموده است، هرگونه اقدام شما دانشجويان در بر هم زدن جلسه سخنراني غيرقانوني است و مورد رضايت رهبر معظم انقلاب نمي‌باشد.
‌‌٥-پس از سخن نماينده رهبري كه فصل‌الخطاب بود ‌به نظر مي‌رسيد كه دانشجويان اقناع شده‌اند، هم من هم نماينده رهبري اطمينان يافتيم كه جلسه فردا با آرامش برگزار شده و فرصت بسيار عالي را براي يك گفت و گوي خردورزانه، آزاديخواهانه و ديندارانه ايجاد نموده است.
‌‌٦- در اوج خشونت‌ها در حالي كه در زيرزمين دانشگاه حضور داشتم تنها فكرم حفظ اسلام و آبروي ايران در مجامع بين‌المللي بود و اعلام استعفا با پيگيري مسببان و مجازات آن طبيعي‌ترين خواست يك مسوول است، در غير اين صورت بايد بسيار آدم بي‌غيرتي باشم، حال آنكه غيرت ديني و اخلاقي مرام من است، اين غيرت ديني، ممكن است ساده يا پيچيده، اعمال شود. در آن لحظه و هم اكنون به فكر من نمي‌رسيد كه خشونت و قانون شكني از سوي بسجيان انجام شده باشد و يا آنها منشا باشند، و هنوز هم بر اين اميد هستم.
لهذا از جنابعالي انتظار مي‌رود به عنوان شخص اول متولي وزارت علوم و پيرو دستور رياست محترم جمهوري به وزراي محترم اطلاعات و كشور، دانشگاه الزهرا را ياري فرماييد تا دانشگاه ‌ها بتوانند سرفرزانه در راه دانش و دينداري پايدار بمانند.
اميدوارم، فرداي قيامت در برابر آن بانوي بزرگ، زهراي اطهر (س) همه ما سرفراز باشيم.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

Copyright: gooya.com 2016