آیا براستی گویا بر اساس آزادی، تحمل آرا و مدارا رفتار می کند؟
هر چند تمامی این واژگان قابلیت بالایی برای تحریف و تاویل مطابق میل گوینده دارند، اما حتی تقریبی نسبی از فهم آنچه گویا برای این واژگان قایل است ( مستندا به آنچه تاکنون در این سایت منتشر شده)، ایجاب مینماید که پاسخگوی عدم انتشار سئوال گونه ای جدی پیرامون اصلی ترین عامل رکود و رنج بیشمار مردم ایران باشد.
چندی پیش متن کوتاهی را به نام ( طرز استفاده و نگهداری از اتومبیل به روش آسمانی) برا ی انتشار فرستادم که بی هیچ توضیح اضافی بافته های دینی را در برخورد با واقعیات ملموس و جاری زندگانی بشری به سئوال و چالش جدی کشیده بود. برای آن متن توضیح جامعی را نیز نوشته بودم که بعد آنرا بدلیل جامع و مانع بودن خود متن حذف نمودم، آما گویا از انتشار آن خودداری نمود. حال براستی چند سئوال مطرح است:
اول – آیا از واژگان آزادی، تحمل آراء و مدارا تفسیر خاصی مد نظر مسئولین سایت گویا قرار دارد، اگر پاسخ مثبت است، شایسته است به نوعی آنرا برای مخاطبین بازگو نمایند، تا حاصل تلاشی چندین ساعته برای نگارش موضوعی با عدم انتشار و سکوت در بیان علت آن روبرو نشود.
دوم- این حق برای گردانندگان گویا همواره محفوظ است که شیوه خاص خود را برای اداره سایت اعمال نمایند تا هم از مخاطرات آنرا مصون بدارند و هم مخاطبین خود را حفظ نمایند، اما استفاده از واژگانی که گویا از آن بعنوان سیاست اصلی خود یاد می نماید و حتی برای آن از ذکر هر گونه پیشوند وپسوند نیز خودداری میکنند، الزاماتی را بوجود می آورد، که به نظر می رسد رعایت آنها هم احترام به کسانی است که گویا را محلی مناسب برای عرضه نظر و اندیشه خود میدانند و هم کسانی که مایلند این نظرات بخوانند و بشنوند، بخصوص که گویا با اقدام نوین خود در کسب نظر خوانندگان سعی در اثبات این است که آزادی و تحمل آرا و مدار در گویا بی نیاز از هر پسوند و پیشوند است.
سوم- به نظر می رسد در میان روشنفکران کمتر کسی قایل به این نباشد که قرنها است اندیشه اسلامی بخصوص از نوع شیعی آن باعث جمود و عقب افتادگی این کشور بوده و می باشد. کشوری که به گواه تاریخ نخبه گانش پا به پای نخبه گان دیگر نقاط جهان همواره سعی در تولید علم دانش و غلبه بر جهل داشته اند، اما تفکر شیعی با زعامت عناصری کم دانش و پر مدعا و به نام خدا همه دارایی اش را لگد مال دکانداری دینی نموده اند. آیا اگر این دکانداری دینی به روشهای مختلف به چالش سئوالات جدی کشیده شود، اثری کمتر از انتشار مطلب (قابلیت نزول وحی بر زنان) دارد که گویا این منتشر می کند و آن نه؟
در تفکر شیعی قرنهاست که توکل بر خدا بعنوان اصلی کلی جا افتاده است، این یعنی هر گاه ما به مشکلی بر خورد می کنیم که نیاز به تلاش جدی فیزیکی و فکری برای حل آن داریم وکیل ما آن کار را انجام خواهد داد و وقتی این وکیل خدا باشد دیگر جای هیچ گونه نگرانی نیست، این نظر پوچ بیوزن متاسفانه به اینجا خاتمه نمی یابد و شکل ویرانگرانه خود را با تحمیل جزییات دیگری تکامل میبخشد، زیرا بهر حال باید بتوان با این وکیل ارتباط صحیح بر قرار کرد، در این صورت عده ای باید این راهها را بیابند این عده از جنس ماهستند و مخارجی دارند پس باید مخارجشان نیز تامین شود، لذا ما باید کار کنیم و در پایان هر سال قسمتی از اموالمانرا به این افراد بدهیم، این وکالت قوانینی دارد پس باید این قوانین اعمال گردد، لذا لازم است با دستورات وکیل را در قابل یک حکومت اسلامی اجرایی کرد، تمام این کارها را باید کرد، هر نوع رنج و بی آبرویی و ظلم و سانسوری را نیز باید پذیرفت، اما هرگز نباید پرسید که مثلا چرا وقتی ملک حسین در بستر بیماری سرطان قادر شد برای یکهفته به کشورش بیاید و برادرش حسن را بخاطر بی کفایتیهایش عزل و فرزندش را نصب نماید و پس از نظم امور به آمریکا برگردد و هفته بعد بمیرد، در نتیجه سامان کشورش به بی سامانی نگراید، چرا پیامبر اسلام در حالی که جنازه اش بر زمین بود داستان پر غائله سقیفه بنی ساعده را پیش اورد، که دامنه بحرانش از لحظه پس از مرگش تا به امروز ادامه دارد؟ چرا ما باید ساختار زندگانی مدنی امروزمان را بدست کسانی بدهیم که در بهترین شرایط مسئله شان اینست که آیا زن قابلیت دریافت وحی دارد یانه. انسان بنده است یا آزاد، حقوق زن با مرد مساویست یا نیست، پدر میتواند بچه اش را بکشد یا نه، غیر شیعه به بهشت میرود یا نه، لواط کار و قواد را باید بسوزانیم یا از کوه پرت کنیم یا از پشت سر گردن بزنیم. این شرایط در ایده آل ترین شرایط نیز تفاوت چندانی با امروز نخواهد داشت، زیرا مطابق اخبار شیعی اگر کل علم که مقرر است بشر به آن دست یابد را به بیست و هشت قسمت تقسیم کنیم، تا قبل از ظهور امام زمان بشر قادر خواهد فقط به دو قسمت آن دسترسی پیدا نماید و بیست و شش قسمت دیگر را در زمان ظهور امام زمان بدست خواهد آورد. حال ببینیم از نظر شخصیت بلند اوازه معاصر شیعی که رهبر فقید انقلاب در عزایش گریست اوضاع زمان ظهور امام زمان را آن هنگام که بیست شش قسمت باقیمانده علم به اجرا درآمده را چگونه تعریف مینماید.
آیت الله شهید علامه استاد مطهری در یک سخنرانی با حرارت تمام د رتخطئه روضه خوانی عوامانه میگوید آیا فکر میکنید که اگر امروز امام زمان ظهور کند، به مسایلی میپردازد که شما می پردازید؟ والله که ا گر او ظهور کند، امروز مسئله اصلی اش اسراییل خواهد بود؟!! این بهترین حالت برای تجسم حکومت الهی از نوع شیعی آن است که ما هر سال بارها و بارها نوار این سخنرانی را از صدا و سیمای جمهوری اسلامی میشنویم تا تاکیدی باشد بر مورد قبول بودن این نظریه بعنوان اصل در مکتب شیعی برای آنچه که شیعه در نهایت به آن دست خواهد یافت. این بدین معنی است که نه علم در هیچ شاخه ای و نه رفاه مردم در هیچ زمینه ای به اندازه نابودی اسراییل برای خدا یا همان وکیل ما و نماینده اش یا همان امام زمان مهم نیست و شاید هم همه بیست شش قسمت باقیمانده علم همان نابودی اسراییل باشد.
سئوال اساسی و آخر نگارنده بااین مقدمه طولانی این است، ما باید با این باورها چه کنیم که از کودکی تمام نورونهای مغزما را اشغال میکند تا در بزرگ سالی ولایت و زعامت آیت عظام را بپذیرد و هرگز مجاز نباشد بپرسد این خدایی که میگویید چیست؟ کیست؟ کجاست؟
و از همه مهمتر کجا باید اینها را مطرح کنیم؟ به چه زبانی مطرح کنیم؟
به زعم نگارنده تفکر انسان بدوی در فهم اینکه نظم این خلقت را دلالتی قطعی بر وجود ناظم است تفکری به خطا نبوده اما آیا براستی چیزی که ما امروز بعنوان غائی ترین نتیجه تلاش ادیان و بخصوص تشیع از این خالق ناظم میدانیم هیچ تناسبی با عقل امروزی ما دارد، آنگونه که بت بشر اولیه با عقل وی داشت؟ این همان چیزی بود که در متن کوتاه و طنز ( نگهداری و استفاده ازاتومبیل به روش آسمانی ) نگاشته شده بود.
علی پژوهنده
---------------------------------------------
دستور العمل نگهداري و استفاده از اتومبيل به روش آسماني
يك اتومبيل مك لارن 2003 را پيش روي خود تصور كنيد و نيز خيال كنيد تا بحال اتومبيلي را نيز نديده ايد خوشبختانه در اتومبيل باز است و يك دفترچه راهنما درون آنست، آن را بخوانيد و از رانندگي اين اتومبيل زيبا، لوكس و گرانقيمت لذت ببريد. فراموش نكنيد كه اين دستور العمل براي تمام انواع اتومبيلهاي سال 3400 ميلادي نيز مفيد است.
(سوره الانعام* الموتوري مسمي به مك لارن)
آيات يكم تا سي و نهم
1- بنام سازنده توانا و رحيمي كه اين وسيله را براي تو انسان جاهل اسرافكار ساخته است 2- باشد كه پدر آسماني همواره هدايتگر تو باشد 3- منافقان تو را از دست يابي به مفاهيم عظيم و كامل اين كتاب باز خواهند داشت4- بر توست كه از آنان دوري كني و ايمان بياوري كه هرچه كه در باره اين وسيله بخواهي در اين كتاب بتو عنايت كرده ايم تا آيتي باشد براي ايمان آورندگان 5- ما با حكمت بالغه خود اين دفتر را به محكمات و متشابهات فرستاديم تا دلهاي ضعيف و مريض با پيروي از متشابهات آن خود را به دره ها فرو اندازند و هلاك نمايند و مومنان و ايمان آورندگان با پيروي از محكمات آن به مقام عبوديت ما دست يابند6- اي انسان آيا هيچ ميداني اينكه بر تو فرو فرستاديم چيست؟7- بدرستيكه نمي داني 8- اكثر انسانها نادانند 9- مقرر داشتيم تا تو بتواني سريعتر طي الارض نمايي و اين وسيله را براي تو فرو فرستاديم 10- هر اينه اگر شكر گذار باشي نعماتي بسيار بهتر از اين در آخرت بر تو ارزاني خواهيم داشت 11- و اگر كفر بورزي تو را بعذابي اليم گرفتار خواهيم نمود.
اين وسيله را مقعدي* است از براي تو و مانند تو تا بتوانيد در آن آرام بگيريد 12- باشد كه شكر گذار ما باشيد 13- كه اگر شكر گذار نباشيد مخرجتان در آتش خواهد بود 14- آيا ميتواني بگويي آنچه در مقابلت ميبيني چيست؟ 15- بدرستيكه انسان موجود ضعيفي است ( يعني نمي تواني بگويي. مترجم) 16- پس ما براي تو خواهيم چرخيد* 17– ما سازنده و كارخانه دار مك لارن هستيم 18- آنچه در مقابلت مي بيني آيتي از آيات ماست كه تو را از ميزان حركتت در ارض آگاه ميكند* 19- آيا باز انكار ميكني 20- از تو خواهند پرسيد كه چگونه راه خواهد رفت 21- بگو اين از اسرار ماست 22- فرشته اي با هشت سوراخ* از جنسي عجيب به استحكام صخره ها كه درهر دقيقه از عمرش 12 هزار بار دل و روده اش بدور خود ميچرخد* 23- بر توست كه سيالي چرب بيابي و بدان، سوراخهاي هشتگانه فرشته را چرب نمايي24- قلبي از آتش در سينه اين فرشته با حكمت بالغه قرار گرفته كه (برد) و (سلام)* نگه داشتن آن را بر عهده ماء نهاديم25- اي انسان غافل مباد كه غفلت تو از ماء تو را به چاه ضلالت فرو اندازد 26 بدرستيكه ما خود نگهبان فرشته هشت سوراخه مان هستيم 27- بسيارند مدعيان كه ميگويند بهتر از آني كه ما بتو عرضه كرديم دارند28- به آنها بگو اگر راست مي گوييد بياييد مباهله كنيم29- آيا ميداني مباهله چيست 30- تو؟ ( يعني نمي داني. مترجم) 31- آنگاه كه آوردند 32- تو خواهي ديد كه آنها نيز مي جنبند، جنبيدني 33- آيا بما شك داري، لا تخف* 34- بيضه اش* زير پاي توست، بفشار، نعره كشان به چشم برهم زدني مدعيان را رسوا خواهد كرد 35- اينست آيت بزرگ ما 36- زنهار بر غفلت تو كه اگر روا داري، تورا به غساق و حميم* در جهنم وعيد ميدهيم 37- و اينك اي انسان ما نعمت را بر تو تمام كرديم و در پيشگاه ما هيچ عذري نخواهي داشت 38- باشد كه با بهره گيري از جزييات كامل و جامعي كه براي استفاده صحيح اين وسيله برايت فرو فرستاديم از گمراهي بپرهيزي و لذت بندگي ما دريابي 39- بدرستيكه در اين آيات عبرت هاي عظيمي است براي آنانكه تعقل ميكنند.
* انعام در لغت عرب به چهارپايان حلال گوشت گفته ميشود
* مقعد در لغت عرب به معناي محل نشستن (محل قعود) مي باشد
* منظور بايد كيلومتر يا مايل شمار باشد
* مفسران كلمه (چرخيد) را از متشابهات قلمداد كرده اند زيرا صورت طبيعي براي اتمام اين آيه ( گفت)مي باشد.
* احتمالا مقصود همان تعداد سيلندر است
* به نظر مي رسد دور دقيقه باشد
* خنك و سالم
*نترس
* احتمال ميرود منظور پدال گاز باشد (والسازنده اعلم)
* غساق و حميم به چرك و خون گفته ميشود كه طعام و شراب اهل جهنم است.
علي پژوهنده