اصلاح طلبان با بيان محدود دامنه مطالبات و نيازهاى مطرح در ميان مردم، توسل به ارتباطات علنى و جنجال و هياهو حول و حوش خواسته هاى سياسى مورد نظر خود، خلاصه نمودن كليت بحران هاى همه جانبه موجود به آزادى بيان و نشر براى ( خودى ها )، تلاش مي كنند كه اولا در نبود آلترناتيو سياسى جمهورى اسلامى، دو قطب واقعى وعينى جامعه را، رقابتها و چانه زنيهاى دوجناح موجود حكومتى معرفى كنند ودوما عيارآشتى پذيرى
و همزيستى طلبانه مبارزات جارى در سطح جامعه را بالا ببرند و به اين شكل ضمن فريب لايه هاى ناآگاه در ميان مردم، از آنان براى نيل به اهداف و منافع قشرى خود استفاده كرده، در اين راستا به حفظ ساختمان ويرانه نظام بپردازند و طيف خود را به عنوان نماينده بى واسطه تمامى اقشار وطبقات مورد ستم معرفى كنند.
در طول حيات ائتلاف دوم خرداد، اين طيف تنها در مواردى سخن از معضلات اقتصادى و عدالت اجتماعى بمثابه يك نياز و درخواست مطرح درميان مردم گفته كه بحث انتخابات داغ بوده است و نيازمند حضور مردم در حوزه هاى انتخاباتى بوده اند. درغير اين صورت سيماى سياسى معرفى شده آنان از آزادى بيان و نشر براى خودي ها و حضوربيشتر( خود ) در دستگاه قدرت بالاتر نرفته است. اينطور وانمود شده است كه اگراز فلان ماهنامه و نشريه رفع توقيف شود، تمامى مشكلات جارى حل شده و كارگران جان به لب رسيده اعتصابى، جوانان، دانشجويان و همه آنهايى كه هر روزه مورد تهاجم قرون وسطايى رژيم قرار ميگيرند، به رقص و پايكوبى پرداخته و به خانه هاى خود باز ميگردند. كشتار مردم سراوان در روزهاى قبل بخوبى نشان مي دهد كه دو قطب واقعى و آشتى ناپذير در كشورمان كدامين هستند و تلاش براى ايجاد قطب هاى كذايى حتى با اتكا به بخش خارجى و محروم از حكومتى شدن! اصلاح طلبان نيز جز فريب مردم كشورمان هدفى ندارد.
با نزديكتر شدن موعد انتخابات و در شرايط كنونى مستاصل ترين طيف سياسى را علاوه بر اصلاح طلبان حكومتى، مى توان اصلاح طلبانى دانست كه در داخل و خارج از كشور، در جامه اپوزيسيون چشم اميد به دوستان حكومتى خود دارند و از مرزبندى شفاف با كليت حكومت طفره ميروند.
اصلاح طلبان حكومتى روزگار سختى را مى گذرانند وهمه اميد خود به ايجاد دوباره توهم در مردم و اتكاء به آراء آنان را از دست داده اند و دراين راستا در تلاشند تا با بهره برى ازهجوم هاى خشونت آميز و بدنامى لباس شخصي ها و گروه هاى فشار به مراكز تبليغاتى كانديداهاى خود، اعتبارى براى خويش كسب كنند. از جانب ديگر تعلق و هم سرنوشتى با آخر وعاقبت نظام جمهورى اسلامى آنان را بر آن داشته است تا با شفافيت هر چه تمامتر با مريدان خارج از حكومت خود در داخل و خارج از كشور اتمام حجت كنند.
آقاى نبوى ميگويد كه
دوجناح در تمامى اوقات بحرانى در كنار يكديگر بوده اند.
آقاى حجاريان به زبان سياسى به اين طيف مىگويد كه هيچ سنخيتى با نيروهايى كه اصل نظام را مورد سوال قرار دهند، ندارند وبه تعبيرى ميگويد، يا زيرعلم جمهورى اسلامى سينه بزنيد، از شعار جدايى دين از دولت دست برداريد و برادرى! خود را ثابت كنيد و يا در حسرت ائتلاف با ما و به تبع آن زائده حكومتى شدن بمانيد. (نقل به معنى)
كاملا روشن و واضح است كه حاصل عرق ريزى اين طيف به جيب اصلاح طلبانى ريخته خواهد شد كه خود نيز به پيروزى در انتخابات باور ندارند و درسفره رنگين و مشترك حكومتى با انحصارطلبان جايى براى آنان درنظر نگرفته اند.
چگونگى برگزارى انتخابات در همه جاى دنيا و هميشه با دو اصل تبليغ و تهييج همراه است و اين پروسه قانونمند و الزامى اين گونه وقايع سياسى داخلى و مبارزات انتخاباتى كشورهاست.
عامل تهييج در انتخاباتى متعارف، با توسل به امكانات تبليغاتى و طرح شعارهاى (داغ) مطروحه و نتيجتا بالا بردن عيار سياسى و حساسيت هاى شهروندان به مقوله دخالت در سرنوشت خود و اعمال قدرت از پايين تامين مى شود.
در جمهورى اسلامى به علت نبود دمكراسى و تسلط استبداد، رفع سردى و بى تفاوتى مردم نسبت به انتخابات با ايجاد و حفظ شرايط بحرانى، فوق العاده و توسل به صدها ترفند رياكارانه از قبيل تحريك احساسات مذهبى مردم و بزرگنمايى غيرمتعارف خطرات خارجى و... انجام مى پذيرد.
يكى از اهرم هاى دائمى ايجاد هيجانات كاذب، دستجات مافيايى حكومت هستند. بدنامى اين گروه هاى فشار در ميان مردم بحدى است كه اصلاح طلبان در شرايط كنونى آن را به فال نيك مى گيرند و بر خلاف نظر آقاى آرمين كه تحركات جديد گروه هاى فشار را براى مايوس و بى تفاوت كردن مردم نسبت به انتخابات مجلس هفتم اعلام كرده است ، حضور آنان در اين روزها براى گرم كردن رقابت هاى انتخاباتى و خارج كردن آن از بن بستى است كه مي تواند نامشروع بودن كليت نظام را به جهانيان نشان دهد. انتخابات مجلس هفتم بيش از آنكه ب ه نيازهاى درونى چشم داشته باشد، مصرف خارجى دارد و تلاش هر دو جناح در امتداد نرمش هاى متعدد چند ماه اخير در برابر آمريكا، اروپاى متحد و سازمان ملل، اينست كه در برابر موج نقد و اعتراض به نقض حقوق بشربا ارائه آمار و ارقام ميليونى، مشروعيتى نسبى عرضه كنند.
ايجاد بحران، هيجانات كاذب و اعتبار بخشيدن هاى صورى به نامزدهاى انتخاباتى اين طيف از جانب لباس شخصى ها و قرار دادن شهروندان در برابرانتخاب ميان بد و بدتر از جمله اهدافى است كه هر دو جناح به اهميت آن واقفند. افشاء اين اهداف وافزودن هشيارى سياسى مردم توسط نيروهاى مدافع آزادى و دمكراسى براى همه، ميتواند ضمن تاثير بر روند مبارزات و جنبش هاى دانشجويى ، كارگرى و..... روشنگر جايگاه دو قطب واقعى و موجود باشد. قطبى كه يك ربع قرن مبارزه و مقاومت را در برابر خونخواران حاكم سازمان داده است و دهها هزار فرزند آگاه و مبارز خود را به پيشگاه آن هديه كرده است و قطبى كه جز مثله كردن حقوق اوليه انسان ها و سركوب وحشيانه آزاديخواهان در پرونده خود ندارد، ترور، ربودن دانشجويان و دانشمندان سياسى \ فرهنگى ، اجراى مجازات هاى قرون وسطايى و... مشخصه آن بوده است.
امروزه، تحريم تنها ابزار و اهرم مبارزاتى مردم كشورمان محسوب ميشود كه در دسترس مردم كشورمان قرار دارد.
امروزه مردم ما بعلت عدم وجود اهرم هاى لازم دمكراتيك انتخاباتى، براى اعلام وجود ودخالت در سرنوشت خود سلاحى را در دست خواهند گرفت كه به همان اهميت حوزه هاى راى گيرى است.
امروزه آرايى شمرده خواهد شد كه در صندوق هاى مارگيرى رژيم ريخته نشده اند و اين رفراندومى ناگفته، نا نوشته، اما گويا و قدرتمند در برابر افكار عمومى داخل و خارج كشور است.
روزبه وين
[email protected]