باسلام
چه سخت ودردناك است كه باز درسالگرد 16 آذر، سالگرد عروج آن سه آذر اهورايي، آن از خويشتن گذشتگان كه خون پاك خويش را در صحن مقدس دانشگاه در راه دفاع از شرف انساني و حرمت دانشجو نثار كردند؛ شاهد حادثه هايي چنين تلخ و سنگين باشيم ، كه ياد آور فرهنگ« زر و زور و تزوير» اين ددمنشان با چهره هايي بس آشنا است و نتيجه آن چيزي جز شكستن حرمت حريم مقدس دانشگاه در آستانه روز جهاني حقوق بشر و زير پا گذاشته شدن دوباره حقوق ما و شهروندان جامعه نيست.
دانشجويان گرامي:
حركت هاي آغاز شده از ابتداي سال جاري گرچه در امتداد برخوردهاي گوناگون براي سركوب جنبش روشنفكري و دانشجويي كشور مي باشد، ولي اين بار با برنامه ريزي هاي حساب شده و متحد شدن دوستان ديرين خشونت طلب و سنت گرا, با بهره گيري از همه قواي خود براي سركوب و بستن پرونده روشنفكران و اصلاح طلبان و فعالين جنبش دانشجويي به ميدان آمده اند .
شهر دارالعباده جمعه گذشته (14/9/82) درمراسم سالگرد تأسيس جبهه مشاركت ميزبان رئيس كميسيون امينيت ملي و سياست خارجي مجلس بود. گروه هاي فشار و خشونت طلبان بي منطق با فرض آمدن دكتر شيرزاد رسم ميزباني را به جاي آوردند و با حمله به مركز فرهنگي – هنري دانشگاه يزد چنان بر سر و صورت دكتر ميردامادي و دانشجويان مدافع او كوبيدند، تا بار ديگر ثابت كنند كه درشهر محافظه ك! اران اصلاح طلب !! جاي صحبت وگفتگو نيست واينان همچون بارهاي گذشته با مصونيت آهنين خويش درمقابل اراده جمعي مسئولين تأمين استان و فعالين سياسي مي ايستند .
ديگر بس است تحمل ومدارا، سكوت وخويشتن داري ، جلسه وبيانيه ومذاكره و..
اكنون سكوت خيانت است ، خيانت به قلم، انديشه، اعتقاد وهدف.
دراستان يزد روحيه محافظه كاري مسئولين هر روز بيش از پيش روشنتر مي گردد. درشهر دارالعباده ، شهر خاتمي 22 ميليون رأيي !! هر موضعگيري رسمي بايد با صلاحديد بزرگان قوم گفته شود و كارها با هماهنگي ايشان انجام گردد؛ اصلاح طلبان بايد كمتر سخن گويند تا دراستان مشكلي پيش نيايد وطرف مقابلشان با هر حركت و گويشي مي توا! ند اظهارنظر وعمل كند. مجموعه استانداري نه تنها قدم مثبتي در جهت تحقق خواسته هاي اصلاح طلبان درطول سالهاي اخير بر نداشته است بلكه هميشه هر تخلف و كاستي و هرج ومرج را به سبب وجود دانشجويان و حرکت هاي راديکالي آنان در يزد دانسته و حتي مراسم آنان را تحريم نموده است .
اگرمسئولين انتظامي وامنيتي استان دربرخورد با برهم زنندگان برنامه هاي دانشجويي مثل شب شعر«سکوت» انجمن توسعه ، حمله به مجمع انجمن دانشجويان پيرو خط امام، لغو سخنراني دكتر پيمان وبستن فرودگاه وحمله به نماينده مردم يزد و … به سرعت عكس العمل نشان مي دادند و با مدارا راه را براي تكرار اينگونه حوادث باز نمي گذاردند، اكنون اين مقدس مآبان وحشي، به خود اجازه شكستن دوباره حرمت دانشگاه و بالا رفتن از در و ديوار آن و مجروح کردن نماينده مردم را به اين راحتي ، به خود نمي دادند تا بار ديگر نام يزد در کشور و رسانهها پر آوازه گردد ، آن هم به سبب لگدمال کردن نماينده مجلس و نماينده ايران براي رايزني با کميسيون اروپا و ... البته اين بارهم اگر برخوردي صورت گيرد به خاطر ترس از فشار و بازخواست مسوولين رده بالاي کشور است و گرنه طبق معمول حقوق آن دانشجويان مجروح وآسيب ديده ، ناديده گرفته خواهد شد.
اگر درحوادث تيرماه 82 با درايت و اغتشاشگران برخورد مي شد و به علل اصلي تشنجات رسيدگي مي شد هيچگاه دانشجويان بي گناه زير شكنجه بازداشت كنندگان قرار نمي گرفتند. اگراين مسئولين قاطعيت تصميم گيري از خود به خرج مي دادند و از حضور يادگار دکتر شريعتي به سبب زن بودن و به بهانه بدحجابي وي و… احساس ناراحتي و خطر نمي كردند و بر گفته هاي خويش مبني بر حمايت از فعاليتهاي دانشجويي پايبند بودند، افراد ومسئولين دانشگاهي نيز به راحتي كارشكني و سنگ اندازي نمي كردند .
عدم صدور مجوز به انجمن توسعه اسلامي دانشجويان براي برگزاري مراسم گراميداشت 16 آذر (روز دانشجو ) و10 دسامبر روز جهاني حقوق بشر،برخوردهاي ناشيانه بعضي مسئولين دانشگاه، تهديد مكرر ميهمانا ن و سعي در ناامن جلوه دادن شهر يزد و دانشگاه به لغو سخراني دكتر سوسن شريعتي (ياد گار شهيد بزرگوار دكتر علي شريعتي ) وديگر همراهان وي انجاميد .
اولين بار نيست که دانشجويان در يزد مورد ضرب و شتم قرار مي گيرند،مراسم هاي صنفي، سياسي، فرهنگي شان با باصطلاح «فشارها»ي داخل و خارج بر هم مي خورد و علي رغم حقانيت فکر و انديشه و عملشان، نه تنها کسي از آنان دفاع نمي کند بلکه محکوم مي گردند و حق اعتراض آنان در قالب خبرنامه و نشريه را نيز ، خفه مي کنند.
البته با وجود تشكلهاي مختلف سياسي و تعداد زياد فعالين سياسي- فرهنگي در دانشگاه، هميشه گروههاي اصلاح طلب
مهره هاي بازدارنده درمقابل ديگر تشكلها به حساب مي آيند و روحيه مصلحت انديشي و پدرانه مسئولين دانشگاه نيز در اين مورد بسيار نمايان گرديده است چنانك١ ? هر گونه تخلف (اعم از سياسي، فرهنگي ، صنفي،نشريه) از جناحي را به پاي تخلف جناح ديگر نديده گرفته اند و اصطلاحا سر به سر مي کنند تا موازنه برقرار گردد. (احکام هيات نظارت دانشگاه و کميته ناظر بر نشريات و کميته انضباطي و .. ) .
برخلاف گفته آناني كه مسئولين دانشگاه را درچند ساله اخير حامي دانشجويان روشنفکر و اصلاح طلب دانسته اند ،اين مسئولين نه تنها كمك شايان ذكري به اين گروهها نكرده اند، بلكه فقط آنان رادر جاي خود ميخكوب كرده اند و با تخصيص بودجه اندک و ايجاد فشار مالي و بهانه جويي هاي مختلف ، عملا مانع از انجام فعاليتهاي دانشجويي شده اند.
آري . حريم به اصطلاح مقدس ولي بي قانون دانشگاه ؟!؟ جايي كه چندي از ورود شيخ تازه وارد به محيط آن نگذشته است ولي به سرعت به صحنه تاخت و تاز وي بدل گشته و با قدرت ونفوذي كه به سبب مقام خود دارد، سعي ء ?ر به زانو درآوردن فعالين دانشجويي ومسئولين دارد . درصورتيكه وظيفه اصلي وي ايجاد وحدت وهمدلي دربين دانشجويان و تشكلهاي اسلامي است، نه برخوردهاي جانبدارانه وكاملاً جناحي واستفاده ازروشها ي حذف مخالف ومعترض با هروسيله وهر زمان .!! همچنين دانشگاه يزد با 7000 دانشجو! و با اين گستره دانشجويي مسلماً با دانشكده هاي علوم پزشكي بسيار فرق دارد و نمي توان هر قانون و منطقي كه درآن آنجا حكمفرما بوده است براي دانشگاه يزد نيز تجويز كرد.
مديران دانشگاه نيز اگر به جاي مدارا و سياست «باهمه و بر همه » با دانشجويان صادقانه برخورد مي کردند و درجمع دانشجويان هميشه پاسخگو بودند دستور سانسور نشريات را صادر نکرده ، احكام وقوانين را با نظر خويش تفسير نمي كردند ، در احقاق حق دانشجوي! ان قاطعانه ايستاده و برخورد مي نمودند و هميشه ازفشارهاي خارجي بررئيس وديگر مسئولين دم بر نمي آوردند شايد اكنون درميان دانشگاهيان پايگاه رفيعي داشتند تا بتوانند با استفاده از اين پايگاه درمقابل آن به اصطلاح فشارها بايستند.
مسئولين محترم وزارت علوم ، وزات كشور، نهاد نمايندگي رهبري دردانشگاهها :
متاسفانه سيستم "حکومت در حکومت" حکفرما در استان يزد، باعث گرديده که سير انتقال و آغاز حرکت هاي اجتماعي (در داخل يا خارج دانشگاه ها ) با تاخير زياد به يزد برسد ولي باز هم بعلت سرکوب حرکتها و اعتراضات مدني در دهه اخ! ير و سيستم ضعيف مديريت بحران در استان معمولا برخوردها و تصميم گيريها با عواقب منفي و پيامدهاي پيش بيني نشده ناگوار همراه بوده است .پس از گذشت بيش از 6 سال از "نه"ي مدني خرداد 76 در ايران متاسفانه ضريب انتقاد پذيري مسئولين يزد بسيار پايين تر آمده و آنان با استفاده از اهرم هاي فشار و روابط خانوادگي و آشنايي داخلي (البته با کسب اجازه از محضر بزرگان شهر) برخوردهاي نسنجيده و سنگيني را با معترضين انجام مي دهند . و با توجه به اين وضعيت ، ظرفيت پذيرش خواسته هاي دانشجويي و نيازها ي رو! زمره دانشجويان وجود ندارد و دانشجويان دانشگاه هاي يزد درشرايط سخت و دشوار به فعاليتهاي درسي و دانشجويي خود ادامه مي دهند و درصورت عدم رسيدگي شما به نحوه اداره استان و دانشگاه و برخورد مناسب با متخلفين، در آينده اي نه چندان دور، شاهد بروز حركت هاي ناخواسته وشايد دردناك دراين استان خواهيم بود .
به اين لحاظ طي مسير و همراه شدن دوباره با اينان نه تنها ميسر نيست بلكه خيانت به آرمانها ي آزادي خواهانه و عدالت طلبانه جنبش دانشجويي است پس دراين زمان من نيز با پياده شدن از اين موج طوفاني و در اعتراض به کليه سياست هاي غلط اداره استان و دانشگاه به جمع دانشجويان بيدار ولي خاموش مي پيوندم .
درپايان :
1- مسئولين استان !
دانشجو اهل مصالحه وسازش نيست، اگر شما درادامه خدمت خويش درزمان باقي مانده از عمر ميزهاي رياستتان باز به دانشجويان به چشم دانش آموزان كم فهم وبي قدرت بنگريد و روند رشد فزايندهي سياسي- فرهنگي استان كه به علت حضور عده كثير دانشجويان فرهيخته دراستان است را ناديده گرفته و به مشكلات ومعضلات و خواسته هاي اين قشرخاموش رسيدگي ننماييد درآينده اي نه چندان دور با معضلات شديد سياسي- فرهنگي- اجتماعي روبرو خواهيد شد كه آن زمان شايد مسند قدرت و رأي بزرگان و حتي كناره گيري نيز چاره ساز نخواهد بود.
2- مسئولين دانشگاه !
اگر با صراحت و صداقت درمورد مسائل ومشكلات و «فشارها»با دانشجويان صحبت نكنيد وبا قاطعيت تصميم گيري و برخورد ننماييد وبه مسئولين جديدي كه دانشگاه را جولانگاه تاخت وتاز واعمال فشار مي دانند هشدار ندهيد و مثل هميشه با مصالحه ومحافظه كاري برخورد نماييد مسلماً دربين دانشجويان جايگاهي نخواهيدداشت و دراين صورت با كناره گيري و جداشدن از ميزهاي مديريت و رياست ، شايد به مصلحت خود ودانشجويان انديشيده باشيد.
ما گذشتيم و گذشت آنچه كه با ما كرديد اين شما و دگران، واي به حال دگران
رونوشت:
1-وزيرمحترم علوم : جهت اطلاع و رسيدگي (در مسايل دانشگاهي)
2- وزيرمحترم کشور: جهت اطلاع و رسيدگي (در مسايل استاني)
3-مسئول محترم نمايندگي رهبري در دانشگاهها جهت اطلاع و رسيدگي
4-مسئولين استاني و دانشگاهي
5-نشريات دانشجويي
والسلام
23/9/1382
اميـر اسحـاقي
دبير مستعفي انجمن توسعه اسلامي دانشجويان دانشگاه يزد