دوشنبه 24 آذر 1382

نامه سرگشاده به خانم شيرين عبادى، شهاب برهان

خانم شىرىن عبادى، با سلام !
مردم آگاه و تشنه آزادىى اىران، شما را بسىار پىشتر از آن كه جاىزة صلح نوبل
نصىبتان شود مىشناختند و به مبارزات جسورانه و پر مخاطرهتان در دفاع از حقوق بشر،
حقوق زنان و كودكان، و نىز در رابطه با پروندة خوابگاه دانشجوىان، با تحسىن و قدرشناسى
مىنگرىستند. ارج شما در نزد مردم اىران نه از اعتبار اىن جاىزه است )كه بارها نصىب
آدمهاى مرتجع و بى اعتبار هم شده است(، بلكه اىن بار، خودِ اىن جاىزه اعتباراش را
از مبارزه شما براى حقوق بشر و دموكراسى گرفته است؛ و اىن، جاى خوشوقتى و تبرىك دارد.
دو جرىان سىاسى وجود دارند كه تلاش مىكنند اىن پىروزى را از مضمون اصلى خود
تهى، و كاركرد آتى آن را مسخ كنند. ىكى جرىان ناسىونالىستى است كه اىن پىروزى را ماىه
افتخار بىمعناى ملى و مباهات بىجا به اىرانى بودن قلمداد مىكند؛ دىگرى، مىكوشد از
آن، سرماىهاى براى »دوپىنگ« جناح محتضرِ اصلاح طلب حكومت، و تروىج افسانه »مردم سالارى
دىنى« بسازد. نقش شما و موضعگىرىهاىتان در اىن مىان، در اىن كه معنا و حاصل اىن
پىروزى چه از آب در آىد، بسىار حساس و كلىدى است.
شما در آنچه با جاىزة نقدى نوبل خواهىد كرد، البته آزادىد؛ اما آزاد نىستىد با
سرماىه سىاسى، اجتماعى و بىن المللى اىن پىروزى هر چه خواستىد بكنىد و آن را به حساب
هر جرىان فكرى و سىاسى كه شخصاً با آن نزدىكى دارىد برىزىد. كمىته نوبل هر معىار و
چشمداشتى در انتخاب شما داشته باشد، از دىد مردم اىران كه از اىن انتخاب شادماناند،
اىن جاىزه اعتباراش را از پىكار براى آزادى، دموكراسى و برابرى، و مبارزة جانانه
زنان اىران در اىن راه گرفته است، كه شما بعنوان نماد و مظهرى از آن انتخاب شدهاىد.
به همىن خاطر هم هست كه اىن پىروزى، پىروزى شخصى شما نىست و همانطور كه خودتان هم بارها
گفتهاىد، به مردم اىران كه براى آزادى و حقوق بشر دموكراسى و برابرى مبارزه مىكنند
تعلق دارد. و به همىن دلىل هم هست كه اىن پىروزى را باىد وسىلهاى كرد براى هرچه آگاهتر
كردن اذهان و استوارتر كردن گامهاى مردم، و كوتاهتر كردن راهشان در اىن مبارزه؛
و هرچه رساتر كردن صداى آزادىخواهى و برابرى طلبىشان در جهان.
اىن را هم شما بارها به شكلى بىان كردهاىد؛ اما متأسفانه برخى موضعگىرىهاى
سىاسى و گفتههاىتان نه تنها به چنىن هدفى كمك نمىكنند، بلكه برخلاف آن عمل و تبلىغ
مىكنند.
شما مىگوئىد كه سىاستمدار نىستىد، و فقط مدافع حقوق بشراىد. عجىب است كه در
كشورى كه نماىاندن چند تار زلف، و كف زدن بجاى صلوات فرستادن هم شكلى از مقاومت و مبارزة
سىاسى است، گلاوىز شدن با حكومتى كه حقوق بشر را زىر پا مىگذارد، كارى سىاسى نباشد!
هر اندازه هم كه موقعىت تازة ملى و بىن المللى شما حفاظى امنىتى براى تداوم فعالىتهاىتان
فراهم كرده باشد، باز هم خطرات موجود و ملاحظات شما در شىوة ادامه كارتان، قابل فهم
است و هىچ آدم آگاهى از شما توقع ندارد كه چون جاىزه صلح نوبل را بردهاىد، بر سر چهار
راه بالاى چهارپاىه بروىد و شعار ضد حكومتى بدهىد. اما اىن كه از پاسخ به سئوالات مربوط
به وضعىت حقوق بشر در اىران و موانع آن به بهانه »سىاستمدار« نبودن طفره بروىد، براى
كسى قابل قبول نىست. اگر كار شما فقط دفاع از حقوق بشر است و كارى به سىاست ندارىد،
چرا مىگوئىد كه اگر در كمىته نوبل بودىد، آقاى خاتمى را انتخاب مىكردىد؟! وقتى مردم
اىران از زبان شما مىشنوند كه خاتمىى مخالف حقوق بشر را شاىستهترىن مبارز راه حقوق
بشر مى شناسىد، در بارة دىد شما از حقوق بشر و عزم شما در مبارزه براى آن، چگونه باىد
داورى كنند؟! اگر شما كارى به سىاست ندارىد، چرا بعنوان برندة جاىزة نوبل مردم را به
شركت در انتخابات آىندة مجلس اسلامى كه با همه موازىن حقوق بشر و دموكراسى در تضاد
است دعوت مىكنىد؟! چرا اىدة امكان اصلاح نظام سىاسى كشور را تبلىغ مىكنىد؟ اىنها
مداخله در سىاست نىستند ولى سخن گفتن از وضعىت حقوق بشر در اىران در مراسم اسلو ىا
در مصاحبه با تلوىزىزن »سى ان ان« توسط شما كه مىگوئىد كارتان دفاع از حقوق بشر است
، مداخله در سىاست است؟!
اىكاش شما واقعاً وارد اىن بازى سىاسى نمىشدىد كه ناقض مبارزه براى حقوق بشر
است؛ و فقط از حقوق بشر دفاع مىكردىد كه در شرائط امروز اىران، از هر كار دىگرى، سىاسىتر
است! اىن اظهارات شما ضربهاى به اعتبارتان نزد مردم زده است كه جناح مسلط رژىم با
سالها تلاش نمىتوانست در آن موفق شود. افسوس!
خانم عبادى! شماكه مىگوئىد فقط مدافع حقوق بشراىد، از وقتى كه جاىزه نوبل را
بردهاىد، بىش از مدافع حقوق بشر، بعنوان مدافع اسلام وارد صحنه شدهاىد. گوئى رسالتى
كه جاىزه نوبل به شما داده است، تبلىغ براى »سازگارى اسلام با حقوق بشر« است و نه دفاع
از حقوق بشر. و اىن چهرهاى بود كه شما متأسفانه از خودتان در فرصت بى مانند و تارىخىى
درىافت جاىزة نوبل از خودتان در برابر صدها مىلىون شنونده و بىنندة سىارة خاكى در اىران
و جهان ارائه دادىد. شما گفتىد كه اسلام با حقوق بشر ناسازگار نىست، و گوىا فقط »قرائت«
خاصى از اسلام است كه با آن ناسازگار است. شما گفتىد كه گناه نقض حقوق بشر در اىران
نه بر گردن اسلام، بلكه بر گردن پدر سالارى است. آىا به معناى اىن سخنان فكر كرده بودىد؟
بگذارىد اول از اسلام و نه از »جمهورى اسلامى« حرف بزنىم. شما كه تحصىلات حقوق
كردهاىد و حقوق اسلامى را هم بالاجبار در دانشگاه خواندهاىد؛ شما كه در فعالىتهاى
شغلىتان در جمهورى اسلامى، بطور روزمره و رسمى با حقوق اسلامى سرو كار داشتهاىد،
عجىب است كه ندانىد حقوق اسلامى، »قرائت« خاصى از اسلام نىست، بلكه خودِ اسلام است.
حقوق اسلامى، بر پاىه بى حقى مطلق انسان در برابر خدا؛ بىعت امّت با امام و نماىندة
خدا بر روى زمىن؛ وابستگى برده به ارباب و كارگر به كارفرما؛ و تبعىت زن از مرد؛ و
بطور خلاصه، نه بر پاىه حقوق انسانها، بلكه برپاىه تلكىف آنها در برابر خدا؛ تكلىف
امت در برابر امام و حاكم اسلامى؛ تكلىف غىر مسلمانان در برابر مسلمانان، بردگان در
برابر مالكان، زنان در برابر مردان و غىره بنا شده است. محال است شما اىنها را ندانىد.محال
است ندانىد كه براى تخطى از اىن تكالىف، عقوبتهاى بس خشن و بربرمنشانهاى از قبىل
قصاص، قطع عضو، سنگسار، اعدام، قتل عام و غىره در قانون جزاى اسلامى پىش بىنى شده
است. شما كه در سخنرانى خود در مراسم درىافت جاىزه صلح نوبل در اسلو، بىش از مدافع
حقوق بشر بعنوان مدافع اسلام ظاهر شدىد، گفتىد كه اسلام دىن صلح و عدالت است. اىن حرف
شما كاملاً درست است؛ اما شنوندگان غىر مسلمان شما در جهان نمىدانند كه اسلام، با
تسلىم شدگان و بىعت كردگان صلح مىكند، وگرنه، خونشان را حلال مىداند. اىن غىر مسلمانان
جهان، همچنىن نمىدانند كه عدالت دوستىى اسلام، از ضدىت بابرابرى است. ولى شما كه
دائم مىگوئىد مسلماناىد، قطعاً باىد بدانىد كه در اسلام _ و نه در »قرائت« خاصى از
آن _ برابرى، عىن بى عدالتى است و متفكرىن، فىلسوفان و رهبران اسلامى، همواره از نابرابرى،
به اىن دلىل كه خدا همه انسانها را مساوى نىافرىده و استعدادها و ارزشهاى فطرى و
دىنى آدمها ىكسان نىست، دفاع مىكنند و برابرى را بدترىن بىعدالتى قلمداد مىكنند.
اىنها را شما بعنوان مسلمان، باىد بدانىد؛ و بعنوان مدافع حقوق بشر نىز باىد بدانىد
كه همه اىنها با حقوق بشر، ناسازگار است.
خانم عبادى! شما اىنها را مىدانىد؛ اما اگر منظورتان از اىن كه اسلام با حقوق
بشر ناسازگار نىست، اىن است كه به مقتضاى زمان باىد اىن قوانىن را كنار گذاشت و حقوق
بشر را جاىگزىن آنها كرد، معناى اىن كنار گذاشتن، سازگارىى اسلام با حقوق بشر نىست،
بلكه اثبات ناسازگارىى آن است! اگر »قرائت« شما از اسلام اىن است كه مىتوان احكام
قرآنى، و شرع مبتنى بر اخبار و احادىث را با منشور جهانى حقوق بشر جاىگزىن كرد، اىن
دىگر قرائتى از اسلام نىست؛ قرائت نكردن اسلام است! كنار گذاشتن قوانىن اسلامى است
و اىن، چىزى جز ناسازگارى اسلام با حقوق بشر را اثبات نمىكند.
اما به اصل مسأله بپردازىم!
در ناسازگارى اسلام با حقوق بشر، شكى نىست؛ اما آنچه امروز در اىران مطرح است،
نه ناسازگارى اسلام ، بلكه نا سازگارى حكومت اسلامى با حقوق بشر است. بسىار روشن است
كه حقوق بشر اساساً از طرف حكومت و دولت است كه زىر پا نهاده مىشود وچالش كنونى بر
سر حقوق بشر، چالشى است در وهله اول با دولت اسلامى. به همىن دلىل، وقتى كه امروز شما
سازگارى اسلام با حقوق بشر را تبلىغ مىكنىد، هىچ چىز جز اىدة سازگارى حكومت اسلامى
با حقوق بشر را القاء نمىكنىد؛ و اىن، هم خلاف تجربه بىست و پنج ساله جمهورى اسلامى
است؛ هم خلاف تجربه شكست خوردة اصلاح طلبىى دوم خرداد؛ هم خلاف درسى كه مردم اىران
از اصلاح ناپذىرى ى اىن رژىم گرفتهاند؛ و هم خلاف اىن اصل عام و جهان شمول كه هر حكومت
دىنى بنا بر تعرىف و بنا بر ذات غىر دنىوى و منشاء »آسمانى« احكام خود، در تضاد با
حقوق بشر؛ برابرى حقوقى شهروندان؛ آزادىهاى فردى و دموكراسى است؛ و درست به همىن خاطر
هم هست كه حقوق بشر و دموكراسى در تارىخ بشر، بدون دولت لائىك، غىر قابل تصور و غىر
قابل حصول بوده است. از اىنرو، مبارزه براى حقوق بشر، خواه ناخواه به مبارزه براى دولت
لائىك؛ براى جدائى دىن از دولت و از آموزش عمومى، و به مبارزه براى لغو همه قوانىن
و سنن مذهبى و غىرمذهبىى تبعىض آمىز وابسته است.
از شما، نه بعنوان مدافع اسلام بلكه بعنوان مدافع حقوق بشر، انتظار اىن است كه
بجاى تبلىغ براى سازگارى اسلام و حكومت اسلامى با حقوق بشر، موضوع را به اىن صورت مطرح
كنىد كه: مردم مسلمان، مى توانند و باىد از حقوق بشر برخوردار باشند؛ و در كشورهائى
هم كه اكثرىت جمعىت آنان مسلماناند، رعاىت حقوق بشر و استقرار دموكراسى ممكن است.
اىن گونه طرح موضوع، زمىن تا آسمان با تبلىغ سازگارى)حكومت( اسلام با حقوق بشر و دموكراسى،
فرق دارد و حتى عكس آن است؛ چرا كه نخستىن شرط آن كه مردم مسلمان اىران از حقوق بشر
و دموكراسى برخوردار باشند اىن است كه حكومت اسلامى نداشته باشند! مسلمان بودن اكثرىت
مردم اىران و ناسازگارى اسلام با حقوق بشر، هر دو حقاىقى مسلماند؛ اما اىن هم حقىقتى
مسلم است كه همىن مردم مسلمان، باىد از حقوق بشر برخوردار باشند. راهش اىن نىست كه
منتظر باشىم مردم ابتدا از اسلام دست بكشند تا صلاحىت برخوردارى از حقوق بشر را پىداكنند؛
بلكه راهش پاىان دادن به حكومت اسلامى است كه مجرى احكام و قوانىن اسلامى و مانع حقوق
بشر است.
خانم عبادى! كسى از شما توقع ندارد كه علىه اسلام تبلىغ كنىد، ىا علىه سران جمهورى
اسلامى شعار دهىد؛ توقع از شما بعنوان مبارز راه حقوق بشر اىن است كه بجاى تبلىغ براى
سازگارى حكومت اسلامى با حقوق بشر و دموكراسى ) كه كاملاً خلاف حقىقت است( اىن حقىقت
را تبلىغ كنىد كه كشورهاى با اكثرىت جمعىت مسلمان نىز مىتوانند و باىد از حقوق بشر
برخوردار باشند و به دموكراسى دست ىابند. همىن و بس. آنوقت، همىن مردم مسلمان كه تشنه
آزادى و برابرى و دموكراسىاند، خودشان براى برخوردارى از حقوق بشر و دست ىابى به آزادى
و برابرى، به از مىان برداشتن مانع اصلى اقدام خواهند كرد. حد اقل توقعى كه از شما
هست اىن است كه اگر از موقعىت ملى و بىن المللى استثنائىئى كه جاىزة نوبل براى شما
فراهم كرده است براى تهىىج و تشوىق مردم براى از سر راه برداشتن اىن مانع اصلى در برابر
حقوق بشر استفاده نمىكنىد، لااقل آن را در خدمت اىجاد توهم در مردم نسبت به اصلاح
پذىرىى اىن رژىم و سازگارى آن با حقوق بشر قرار ندهىد.
سخنان و موضعگىرىهاى شما پس از بردن جاىزه نوبل متأسفانه برآورندة چنىن توقع
حداقلى نبوده است و بخصوص موضع شما در مراسم درىافت اىن جاىزه در اسلو، براى آنانى
كه آرزو داشتند اىن پىروزى به مبارزه براى حقوق بشر در اىران نىرو برساند، مأىوس كننده
بود. در سخنرانى اسلو، اشارة شما به اسراى گوانتانامو و اسرائىل، بسىار بجابود؛ اما
آىا اشارهاى به وضعىت حقوق بشر در خود اىران در چنىن مراسمى بقدر دو مورد اخىر ارزش
و موضوعىت نداشت؟! اما درىغ از ىك كلمه از زبان مدافع حقوق بشر، در باره وضعىت حقوق
بشر در اىران! در فرصتى بى مانند و تكرار ناشدنى كه چشم و گوش صدها مىلىون مردم جهان
بر شمابود، سخنرانىئى كردىد كه به نظر مىرسىد هدف از تنظىم حساب شده و دقىق آن، نه
آگاه كردن جهانىان بر آنچه كه در جمهورى اسلامى اىران بر حقوق بشر مىرود، بلكه نرنجاندن
حاكمان اىران، و حتا تأمىن رضاىت آنان بوده است: انتقاد از آمرىكا و اسرائىل؛ سكوت
در بارة وضعىت حقوق بشر در اىران؛ و حتا تبرئه حكومت اسلامى با گفتن اىن كه نقض حقوق
بشر، نه گناه اسلام، بلكه گناه پدر سالارى است.
خانم عبادى! مردم اىران در پىكار دشوار خود براى آزادى و دموكراسى و برابرى، در
اىن ربع قرن و بخصوص از جنبش براى اصلاح رژىم اسلامى، درسهاى بزرگ و گرانبهائى گرفتهاند
و بنا بر تجربه مستقىم و پر هزىنه خود آموختهاند كه دىگر به تبلىغات در بارة امكان
اصلاح رژىم اسلامى و سازگارى آن با حقوق بشر و مردم سالارى، باور نكنند. ارزش و اعتبار
جاىزهاى كه نصىب شما شده است در نظر مردم اىران هىچ ربطى به نىت و انتظارات كمىته
داوران نوبل نداشته و فقط بستگى به آن دارد كه شما تا چه اندازه اىن پىروزى را در خدمت
پىكار آنان براى حقوق بشر، آزادى، دموكراسى، و برابرى قرار دهىد. داورى در بارة شما
با رأى كمىته داوران نوبل به پاىان نرسىدهاست؛ داور نهائى در مورد انتخاب كمىته داوران
نوبل، مردم اىراناند كه همه گفتهها و موضعگىرىهاى شما را با وسواس و هشىارى زىر
نظر دارند.
با احترام و آرزوى آن كه همىشه خدمتگزار و محبوب مردم باقى بمانىد!

شهاب برهان، 21 آذر 1382

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/2201

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'نامه سرگشاده به خانم شيرين عبادى، شهاب برهان' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016