يكشنبه 30 آذر 1382

نظرخواهي گويا پيرامون يک موضوع: آزادي اديان در ايران

نقض آزادي اديان در ايران، تازه ترين تقابل ايران و آمريكاست. آيا حقوق اديان بر اساس آنچه دولت ايالات متحده مي گويد مشخصا و بشدت توسط ايران نقض مي شود؟ پاسخ اين سوال را از ميان نظرات خوانندگان خبرنامه گويا جستجو خواهيم كرد.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

پس از رويارويي ايران و آمريكا در آژانس بين‌المللي انرژي اتمي كه با پذيرش پروتكل الحاقي و قطعنامه شوراي حكام به پايان رسيد‏، اينك مسئله آزادي اديان در ايران به تازه‌ترين چالش ميان دو كشور تبديل مي‌شود. چالشي كه با گزارش هيئت آزادي اديان وزارت خارجه آمريكا بالا گرفت و با پاسخ سخنگوي وزارت خارجه ايران ادامه يافت.
پيش از اين نيز، سياستمداران غربي و گروه‌هاي حامي حقوق بشر‏، بارها به نقض حقوق اقليت‌هاي مذهبي (به ويژه بهاييان و يهوديان) در ايران اعتراض داشته‌اند. دولتمردان تهران هم متناوبا اين اعتراض‌ها را ناديده گرفته يا رد كرده بودند.
بهار امسال (مارس 2003) وزير خارجه آمريكا، ايران را كشوري دانست كه در زمينه «قانون آزادي بين‌المللي اديان» نگراني‌هاي ويژه اي را بر مي‌انگيزد و به نقض شديد آزادي‌هاي مذهبي در اين كشور اشاره كرد. در سال‌هاي 1999، 2000 و 2001 هم، سخنان مشابهي توسط مقامات سياست خارجي آمريكا عنوان شده بود. قانون آزادي بين‌المللي اديان در سال 1998 به تصويب كنگره ايالات متحده رسيده است.
در تازه‌ترين رويداد، هيئتي از وزارت خارجه آمريكا (كه به مسائل حقوق بشر، كارگري و دموكراسي مي‌پردازد) با انتشار گزارش ساليانه خود، عليه سياست‌هاي جاري در ايران موضع گرفت.در اين گزارش كه 18 دسامبر به كنگره آمريكا ارائه شده است، عنوان شد كه رويه دولت ايران در زمينه آزادي اديان‏، طي سال گذشته تغييري نداشته است و اقليت‌هاي مذهبي به دليل باورهاي ديني خود‏، به طور رسمي مورد آزار، شكنجه، تهديد و تبعيض قرار مي‌گيرند يا حبس مي‌شوند.
در گزارش وزارت خارجه آمريكا،‌ بدرفتاري با بهاييان، يهوديان و مسيحيان پروتستان به طور خاص مورد توجه قرار گرفته است و ايران به همراه عربستان سعودي به عنوان «بزرگترين ناقضان آزادي اديان در جهان» معرفي شده‌اند. نويسندگان گزارش تاكيد داشتند كه آمريكا در ايران سفارتخانه ندارد و اطلاعات موجود را از منابع غيرآمريكايي تهيه كرده‌اند.

گزارش آزادي بين‌المللي اديان در سال 2003 :: بخش ايران را به زبان انگليسي در اين آدرس بخوانيد.

پس از انتشار اين گزارش، سخنگوي وزارت خارجه ايران در گفتگويي با كامبيز توانا، خبرنگار روزنامه شرق،‌ اين اقدام را گزينشي دانست و اعلام كرد كه آمريكا مسائل را نه آن طور كه هست، بلكه آن طور كه آرزو دارد، تفسير و تعبير مي كند.

گزارش روزنامه شرق: «پاسخ ايران به اتهامات تازه آمريكا‌»

حميدرضا آصفي در گفت وگو با «شرق» گفت: «به نظر مي رسد اين بار هم آمريكايي ها چشم خود را بر حقايق موجود در ايران بسته اند و يا اينكه اطلاعات خود را از منابع غيرمستند دريافت كرده اند. اديان رسمي در ايران از حقوق بسيار ممتازي برخوردار بوده و از حقوق سياسي و اجتماعي بهره مند هستند. آزادي اديان در ايران در اندازه اي است كه آنها نه تنها مراسم ديني خود را با آزادي كامل انجام مي دهند بلكه ديگر فعاليت هاي آنان و در حقوق اجتماعي و شهروندي با آزادي كامل مساوي با حقوق مسلمانان است. به لحاظ سياسي هم كه داراي نماينده در مجلس هستند، ضمن اينكه فعاليت هاي فرهنگي و اجتماعي آنها دنبال مي شود چرا كه هم باشگاه هاي فرهنگي و ورزشي دارند و هم صاحب روزنامه هستند.»

به نظر مي‌رسد كه با توجه به واكنش سريع مقامات ايراني،‌ اين گزارش و پيامدهاي آن مي‌تواند به عرصه‌اي تازه براي رويارويي دو كشور تبديل شود. بدليل اينكه آزادي اديان و حقوق اقليت‌هاي مذهبي، يكي از بحث‌برانگيزترين مسائل حقوق بشري در ايران است كه در رسانه هاي فارسي زبان كمتر به آن پرداخته شده است، خبرنامه گويا نظر خوانندگان خود را در اين زمينه جويا مي‌شود:

نظرخواهي | بازديد 2748 | نظر 79 | دنبالک 2 | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالاي صفحه 
در همين زمينه:

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/2413

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'نظرخواهي گويا پيرامون يک موضوع: آزادي اديان در ايران' لينک داده اند.

Hey Mister, Don’t Attack Us!
Shaul Mofaz was only six when his family emigrated from Iran to Israel. After completing his high school education at the Nahalal agricultural school, he joined the Israel Defense Forces (IDF) in 1966 and volunteered in the Paratroops Brigade,...
Iran For Dummies
December 22, 2003 10:02 AM

پاسخ به نظر خواهي گويا: آري! حقوق اديان توسط حکومت ايران به شدت نقض مي شود!
در جمهوري اسلامي حتي مذاهب مختلف دين اسلام براي تبليغ، آزادي ندارند.
ف.م.سخن
December 22, 2003 07:38 PM

نظرات
[name - December 26, 2003 04:18 AM]

تعجب آور است که هيچ بنده خدايی، از جمله «نخودي» ، به کامنت قبلی من که توسط يک اسلام شناس و با استناد به منابع اسلامی بيان شده جواب نمی دهد. بگذار فرض کنيم که حتما امريکا به علت دشمنی با ما مسئله حقوق بشر را پيش کشيده. ايا اين دليلی بر درستی يا نادرستی موضوع است؟ قطعا نه! پس بگذاريد فارغ از دوستی يا دشمنی گوينده به اصل موضوع به پردازيم.

حجت الاسلام دکتر محسن کديور با استناد به منابع قرانی و روائی، در یک مقاله طولانی ميگويد: (مراجعه شود به :http://www.aftabmagazine.com/Aftab27/p54-59.pdf و http://www.aftabmagazine.com/Aftab28/p106-115.pdf)

حقوق برابر انسانها که سنگ زير بنای اعلاميه جهانی حقوق بشر است در ۴ ناحيه توسط «اسلام سنتی» نقض ميشود: ۱- تبعيض حقوقی بين شيعه, سنی و غير مسلمان. ۲- تبعيض حقوقی به علت جنسيت زن و مرد. ۳- تبعيض حقوقی بين برده و آزاد. ۴- تبعيض حقوقی بين فقيه , روحانی و عوام.
لذا در «اسلام سنتی» بشر به ‌ذات اينکه بشر است حقوقی ندارد بلکه اين حقوق به مناسبت دين , جنسيت ,حريت و فقاهت ميباشد.
راه کار ایشان را در همان مقالات بخوانید


[davod - December 25, 2003 04:37 PM]

ایران> خمینی ( شاه ِ رجوی) + فارس+ شیعه

[davar - December 25, 2003 04:27 PM]

باز هم می نويسم آزادی برای تمام مردم عزيز وطنم بدون توجه به قوم مذهب زبان و غيرو.
جملات ايشان هميشه و در همه جا به غير از توهين و تهمت و افترا چيز ديگر نيست.
من با قرآن بزرگ شده ام از قرار معلوم شما نه آن را خوانده ايد و نه آن را فهميده ايد خواندن داريم تا خواندن شما بار ديگر آن را بخوانيد.
مطهری کيه؟ من احتياجی به مطهری و آقا بالاسر ندارم. اين آيات هم در تکميل نوشته های قبلی:
1- مانند آيه 7 از سوره الشورا که می گويد « و نيز اين قرآن را به زبان عربي بر تو وحی کرديم تا ام القرا (يعنی شهرها و مراد مکه است) و ساکنان اطرافش را بيم دهی همچنين آنان را از روز قيامت که در آن ترديدی نيست بترسانی که گروهی در بهشتند و گروهی در آتش سوزان.»
2- يا درآيه يک و دوی سوره فصلت می نويسد «کتابی است که از جانب آن بخشاينده مهربان نازل شده است . کتابی است که آيه هايش به وضوح بيان شده، قرآنی است به زبان عربی، برای دانشمندان مبين ساخته است.»
3- ويا در همين سوره فصلت آيه 43 می نويسد « و اگر ما اين قرآن را به زبان عجم می فرستاديم، کافران می گفتند چرا آيات اين کتاب مفصل و روشن (به زبان عرب) نيامد. ای عجب آيا کتاب عجمی بر رسول و امت عربی نازل می شود؟ .....
4- و يا آيه های 198 و 192 از سوره الشعراء که می گويد « اگر آن را بر يکی از عجمها نازل کرده بوديم، و آن را برايشان می خواندند، بدان ايمان نمی آوردند و می گفتند ما آن را نمی فهميم زيرا به زبان ما نيست.»
پس بنا بر این ((يا ايهاالناس)) و ((ياايهاالمومنون)) هم که می گويی منظور عرب ها هستند، مردم عرب، مؤمن عرب.

نه دوست عزيز برای من هيچ فرقی بين عرب و امريکايی و افريقايی و غيره نيست برای همه آرزوی بهترين ها را دارم. دين اسلام هم موافق برده داری است بزرگترين تجار برده مسلمانان بوده اند.
ايران ما هم به اين روز افتاده چون قدرت فکر کردن را هميشه از اين مردم گرفته اند ولی حال زمانش به سر آمده و مردم خود آگاهند و خوب و بد را هم خود تشخيص می دهند و احتياجی به مطهری و قم و نجف و غيره ندارند.

در رابطه با مسئلهء حقوق بشر هم اسلام سر سازش ندارد طبق آيات زير و طبق تاريخش و طبق پروندهء اعمالش در طول بيست و چند سال گذشته:

سورهء توبه آيهء 28: ای گروه مؤمنين مشرکون نجسند.
2همان سوره آيهء 5: مشرکين را هرجا بيابيد بکشيد.
ای مؤمنين، يهود و نصاری را به دوستی خود انتخاب نکنيد.
سورهء توبه آیهء 29: بکشيد و کارزار کنيد با کسانی که به خدا و آخرت ايمان نمی آورند...
سورهء مائده آيهء 42: دست های سارق و سارقه را قطع کنيد.

اينگونه آيات در قرآن بيشمارند پيشنهاد می کنم سورهء نساء که بيشتر دربارهء حقوق زن. است را بخوانيد.

زن ايرانی محجوب است و احتياجی به چادر و حجاب ندارد به آزادی احتياج دارد به حقوق برابر. مرد شريف ايرانی هم حيوان نيست.


شما که می ترسی، ناموست را بگذار در اتاقی و در را هم روشان ببند و چند تا چادر و پرده بنداز روشان که مرد نامحرم نبيندشان.

اين نظرسنجی هم پايه و بنيان آزادی و دموکراسی است، توطئهء امريکا يعنی چه؟

به اميد ايرانی آباد و آزاد

[LOBIA - December 25, 2003 02:39 PM]

راستي LOBIA گفته بود آبروشو بردم از اونهم معذرت ميخوام و دعوتش ميكنم به مطالعه و تفكر.
NOKHOD joon
az vaghti peyghame akhareto khondam hamintor daram tafakor mikonam va nahayatan be in natije residam ke khoda ro shokr konam ke kholtar az man ham afaride

[NOKHOD - December 25, 2003 11:56 AM]

با سلام خدمت دوستان خوبم بخصوص((DAVAR &LOBIA ))
جوك بسيار خوبي از DAVAR خواندم كه فرموده بودند((زن ايرانی احتياجی به حجاب ندارد چون ذاتا حجاب دارد)) البته من منكر نجابت و زيبائي روحي و رواني هموطنان عزيزم نمي شوم.ايراني ها از قبل از اسلام و زمانهاي دور نيز از نجابت و حيا زبانزد بوده اند. اما حرف اين دوستمان از آنجا باعث خنده ميشود كه نه انسان شناس است و نه دين شناس و انسانها برايش در ايراني بودن و عرب بودن و شايد آمريكائي بودن خلاصه ميشود البته من قصد نقد نظريه انسان شناسي ايشان را تدارم چون در حوزه معلومات من نيست اما از انجا كه ايشان تفسيري فوق العاده مدرن!!! از آيات قران ارائه داده اند از ايشان تقاضا دارم براي نجات نسل جوان ايران عزيزمان بقيه آيات فرآن را به همين روشني تفسير كنند شايد ما هم به جمع ايشان پيوستيم.
واما
براي ديگر عزيزان ميگويم كه درخصوص مسائل علمي و اجتماعي و ديني قبل از آگاهي كامل نسبت به مسئله نه حرفي بزنيد و نه حكمي بدهيد چرا كه جز خنده و تمسخر ديگران چيزي بدست نخواهيد اورد.
در قرآن هيچگاه گفته نشده ((يا ايهاالعرب)) اگر گاهي سالي يكي دو دقيقه قرآن بخوانيد متوجه ميشويد كه لفظ غالب در فرآن ((يا ايهاالناس))و((ياايهاالمومنون))است.پس اين تهمت كه قران مال عربها ميباشد بسيار ناآگاهانه يا مغرضانه ميباشد .پس قران كتابي است براي انسانها نه اعراب و دين اسلام((تسليم در برابر حكم خدا به حكم عقل)) ديني است براي تمامي انسانها و اگر ميبينيم كه در ميان اعراب ظهور يافته دلايل متعددي دارد كه از حوصله اين مختصر خارج است و دوستان را دعوت ميكنم به خواندن كتاب استاد مطهري با اسم جهان بيني اسلامي كه مفصل اين را توضيح داده است.
دين اسلام به ما مياموزد كه سياه و سفيد،ايراني و افغاني،عرب و آمريكائي ،...همه و همه در محضر خدا برابرند و تنها ملاك برتري تقوا و پرهيزگاري است.دوستان عزيز خواننده اين متون كمي فكر كنيد و گول اشخاص خوش زبان مغرض را نخوريد.من شما را دعوت ميكنم به مطالعه دين و تاريخ و آثار شخصيتهاي خودمان و تدبر در عالم. حق دانستن داريم ما حق سئوال داريم و حق اعلام نظر در خصوص دانسته هايمان لذا
بيانديشيم چرا ايران ما به اين روز افتاده؟چرا بايد بسياري از جوانان ما ترك وطن كرده و با تحمل مشكلات و تحقيرهاي مختلف به دامان كشورهاي ديگر پناهنده شوند؟؟؟ در پايان چندهشدار و تذكر را خدمت دوستان عرض كنم:
1)هيچ كس دلسوز ما جوانان جز خودمان نيست لذا خودمان بايد آستين بالا بزنيم.
2)مسئولان فعلي ايران را به عنوان مسلمان واقعي ندانيد و دين اسلام را در آنها نبينيد اسلام خود داراي الگو ميباشد به آنها رجوع كنيد.كاملترين الگوها شخص پيامبر و امام علي (ع)و فرزندانشان و در عصر حاضر بعد از شناخت آن عزيزان هر مدعي دينداري را باآن شاخصها مقايسه كنيد اگر مطابق بود بپذيريد و الا نه.
3)طرح اينگونه مسائل در خصوص حقوق بشر در ايران از طرف بيگانگان جز اهداف سياسي هدفي را دنبال نميكند پس گول نخوريد آنها دنبال سعادت ما نيستند انها منافع خود را در طرح اين مسائل ميدانند.
4)مطالعه به خصوص در زمينه تاريخ و دين مطالعه همراه با تفكر و تعمق نه سطحي و داستاني را فراموش نكنيم.
5)تمامي آنها كه در خارج ايران براي ما جوانان دلسوزي مكنند همچون پهلوي،نوريزاده،گروههاي سياسي خارجي ،...همه وهمه دروغ گو، فرصت طلب،منافق،قدرت طلب و در فكر گرفتن انتقام از ما جوانان هستند آنها از به زندان افتادن ما خوشنود ميشوند چون خوراك تبليغاتي پيدا ميكنند.ما در نظر امثال نوريزاده احمقهائي هستيم كه بايد هزينه بشيم تا او و دوستانش به ايران و قدرت برگردند.
پس عزيزان سعي كنيد ديگران حرفشان را با زبان شما نگويند و خود را تنها هزينه پيشرفت خود و كشورتان كنيد نه هيچ شخص و گروه سياسي بخصوص اراذل و اوباش خارج از كشور.
با عرض معذرت از همه دوستان كه زياد حرف زدم راستي LOBIA گفته بود آبروشو بردم از اونهم معذرت ميخوام و دعوتش ميكنم به مطالعه و تفكر.

[moteasef - December 25, 2003 11:48 AM]

Aghaye Rahim khan, vaghean barat motesefam

[rahim - December 25, 2003 08:44 AM]

ببنديد اين دهانهاي كثيفتان را كه روز جزا نزديك است.جماعت كافر از سني گرفته تا مسيحي و يهودي و بهايي و زرتشتي از دم تيغ امام زمان خواهند گذشت.سرهاي بريده اين دنيا را از نجاست پاك خواهد كرد.همين بوش بي پدر و مادر سوراخ موش را به قيمت گزافي خواهد خريد ولي تيغ وليعصر گردن او و همه بي دينان را از تن جدا خواهد كرد.بترسيد از خشم امام زمان و دهانهاي نجس تان را ببنديد.خفه شيد.

[davar - December 24, 2003 11:29 PM]

صد در صد آزادی برای تمام ايرانيان

نخودی اولا فران نيست و قرآن بهش ميگن. دوما شما عرب ها به غير از توهين افترا تهمت کشتن و هر خباثتی کار ديگری از دستان بر نمی آيد. سوما اين دين ارزونی خودت طبق سوره ابراهيم آيه 4:

و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه
و ما هيچ رسولي در ميان قومي نفرستاديم مگر به زبان آن قوم.

ما زبانمان عربي نيست. اين دين به درد عرب ميخورد.

همين آخوندها هم که تو طرفدارشان هستی زمان رضا شاه هيچگونه مخالفتی با رفع حجاب نکردند مگر آن دسته از آخوندهايی که مرتجع و مخالف آزادی و مشروطيت بودند.

رضاشاه يک سال پس از بازگشت از ترکيه به «رفع حجاب» پرداخت. جز بلوای مشهد و سفر اعتراضی آيت الله حاج آقا حسين قمی از مشهد به تهران، کوشش گسترده ای از سوی ديگر روحانيون در اعتراض به رفع حجاب صورت نگرفت. در همين مورد نيز رفتار روحانيون گواه براين است که کوشش قمی از پشتيبانی گسترده برخوردار نبوده است. ميرزا محمد آيت الله زاده، فرزند آخوند خراسانی و بلندپايه ترين مجتهد مشهد و شيخ مرتضی آشتيانی کوشيدند تا قمی را از سفر بی فرجامش منصرف سازند. ابوالحسن اصفهانی فرزندش را به ملاقات با قمی فرستاد و به ميانجی گری هم او بود که قمی تهران را ترک کرد و به کربلا رفت و تنها واکنش به رفع حجاب، برنخاسته فرو نشست.

زن ايرانی احتياجی به حجاب ندارد چون ذاتا حجاب دارد.

[Atila az Danmark - December 24, 2003 05:58 PM]


آیا ایران= خمینی ( شاه ِ رجوی) + فارس+ شیعه
در زمان شاه و بعد از انقلاب بهمن و دارو دسته مجاهدین خلق و .... تعریفهای مشابهی از ایران داشته اند. این تعریفها عبارتند از
1- حکومت شاهنشاهی 2 - زبان فارسی .3- مذهب شیعه 12 امامی.
1- ولایت مطلقه فقیه 2 - زبان فارسی 3- مذهب شیعه 12 امامی
1- حکومت رجوی 2 - زبان فارسی 3- مذهب شیعه 12 امامی
حاکمان عوض میشوندولی تعریف ایران نه
با نگاهی بسیار سطحی به ایران این امر قابل درک هست
. اگر ما کرمانشاه که شیعه کرد هستند را با کردستان که کرد سنی هستند رابا هم مقایسه بکنیم خواهیم دید که امکانات واگذار شده به کرمانشاه بسیار بیشتر از استان کردستان هست. ویا اگر اذربایجان را با ترکمن صحرا مقایسه بکنیم که هردو دارای زبان غیر ایرانی هستند و به هر قسمت از طرف حکومت مکزی ظلم شده خواهیم دید ک وضعیت ترکمنهای سنی بسیار بد تر از اذربایجانیهای شیه می باشد. به منابع دولتی ایران اگر نگاه بکنیم و سرمایه گزاری دولت را در مناطق مختلف وتوسعه مناطق مختلف را با هم مقایسه بکنیم سرمایه گزاری وتوسعه مناطق فارس و شیعه نشین هزاران برابر بیشتر از منا طق غیر فارس و غیر شیعه هست. به عنوان مثال سرمایه گزاری دولت در استان یزد دویست وهفتاد هزار برابر کل استانهای اذربایجان بوده . استانهای تهران اصفهان قم رتبه اول را دارند اذربایجان کردستان و بلوچستان ترکمن صحرا رتبه اخر
( رجوع شود به مرکز امار ایران)
هرچند گاه گاهی گروه اپزسیون فارس برای چاپلوسی و گرفتن کمک از منابع خارجی صحبتی هم از حق و حقوق ادیان وملل
غیر فارس و غیر شیعه میکنند اما تا کنون در عمل خودی نشان نداده اند.
باید این بار نیروهای مردمی سنت شکنی بکنند و ایران را به معنای انچه که هست تعریف کنند.
آیا ایران> خمینی ( شاه ِ رجوی) + فارس+ شیعه

[javad - December 24, 2003 05:05 PM]

1382

روز دوشنبه 22 دسامبر، مجمع عمومى سازمان ملل متحد قطعنامه پيشنهادى كميسيون سوم اين سازمان را در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران با شصت و هشت رأى موافق، پنجاه و چهار رأى مخالف و پنجاه و يك رأى ممتنع تصويب كرد.

به گزارش بی بی سی اين قطعنامه پيشتر به پيشنهاد كانادا در كميسيون سوم سازمان ملل كه مسئوليت رسيدگى به مسائل اجتماعى، فرهنگى و حقوق بشر را دارد تصويب و براى اخذ تصميم نهائى به مجمع عمومى سازمان ملل ارائه شده بود.

قطعنامه مصوب مجمع عمومى سازمان ملل، حكومت ايران را به شكنجه و آزار شهروندان، محدوديت آزادى بيان و تبعيض بر عليه زنان متهم مى كند و بازداشت هاى طولانى و بدون مجوز فعالان سياسى، روزنامه نگاران و دانشجويان و همچنين اجراى مجازات هاى مغاير با موازين حقوق بشر مثل قطع دست و پا، شلاق زدن و اعدام در ملاء عام را مورد انتقاد قرار مى دهد.

به موجب اين قطعنامه، ايران تبعيض بر عليه زنان را چه در متن قانون و چه در زندگى روزمره مردم اعمال مى كند و حقوق اقليت هاى دينى از جمله يهودى ها، مسيحيان، مسلمانان سنى و بخصوص بهائيان را ناديده مى گيرد.

تصويب اين قطعنامه در مجمع عمومى سازمان ملل بيانگر نگرانى عميق بين المللى در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران است و به موجب آن دولت ايران موظف است با اجراى مفاد توافق نامه هاى بين المللى در مورد حقوق بشر و تسريع اصلاحات قضائى حرمت انسانى شهروندان خود را محترم بشمارد و تمام امكانات لازم براى رسيدگى قضائى به دادخواهى هاى مردم توسط يك دادگسترى بيطرف را فراهم كند.

پيشتر حميدرضا آصفى، سخنگوى وزارت امور خارجه ايران، طرح اين قطعنامه را ناشى از انگيزه هاى سياسى خوانده و اقدام كانادا براى تهيه پيش نويس آن را تحريف واقعيات و ناديده گرفتن تحولات مثبت در ايران دانسته بود.

پيمانه هسته اى، نماينده ايران در كميسيون سوم پس از تصويب اين قطعنامه در مرحله اول در گفتگوئى با ايرنا آن را مداخله در امور ايران تلقى كرده و هشدار داده بود كه تصويب آن در مجمع عمومى اسباب افزايش تنش ها در روابط ايران با بقيه جهان خواهد شد.

قوه قضائيه ايران كانادا را به خاطر تنظيم پيش نويس اين قطعنامه به "نژادپرستى" و "واپس گرائى" متهم كرده است.

قطعنامه مصوب مجمع عمومى سازمان ملل، ايران را مكلف مى كند كه ضمن تصحيح و بهبود وضعيت حقوق بشر در كشور، امكانات بازرسى نمايندكان اين سازمان از ايران را فراهم كند.

بررسى مجدد وضعيت حقوق بشر در ايران در دستور كار اجلاس آينده مجمع عمومى سازمان ملل نيز قرار گرفته است.


[آریاک - December 24, 2003 04:54 PM]

به نظر شما کشوری که نامش با اسلام عجین شده است آیا می تواند ادعای آزادی ادیان داشته باشد . وقتی شما ایران را که از نژادهای مختلف و ادیان مختلف تشکیل شده است با نام ایران اسلامی بنامید آیا انتظار داشتن آزادی ادیان امیدی عبث نیست . زمانی می توان ادعای آزادی ادیان داشت که یک زرتشتی و یا یک یهودی بتواند در یک میتینگ یا کنفرانس به راحتی نظرات خود را بگوید . ویا چرا راه دور برویم یک زن یهودی و یا زرتشتی ویا مسیحی می تواند بدون حجاب در خیابان قدم گذارد ؟

[LOBIA - December 24, 2003 04:22 PM]

NOKHOD aslan fek nemikardam inghadr koset khol bashe, aberoomoono bordi

[NOKHOD - December 24, 2003 02:56 PM]

درجواب دوستم با اسم مستعار ((من)):
دوست عزيز اگر بپذيريم كه حجاب از بي حجابي بهتر است و حجاب ارزش است و بي حجابي بي ارزشي است ديگر نبايد يك امر با ارزش را با يك امر ارزشمند مقايسه نمود از قبيل قياس شما بين ايران و فرانسه.اما اگر شما از اندسته انسانها هستي كه فاقد ملاك رو شني براي ارزشگذاري مسائل هستي و بفرض حجاب و بي حجابي در نظرتان يكسان است نياز داريم كه روي مسائل فلسفي در خصوص ماهيت خوبي و بدي و اينكه آيا مسائل داراي ارزش ذاتي هستند يا ماهوي با هم بحث كنيم. به اعتفاد من حجاب و حيا داراي ارزشي ذاتي اسب حال چه اسلام امر به آن ميكرد يا نميكردو در مقابل بي حجابي و بي حيائي امري ذاتا ضد ارزش((البته شايد ناراحت بشيد كه حيا و خجاب را در كنار هم قرار دادم اما چاره اي جز گفتن حقيقت ندارم ))
دوستان عزيز در تمام دنيا در تمام كشورها قانون حرف اول را ميزند البته همانطور كه ميدانيد فوانين منابع متعددي دارند اگر بخواهيم خلاصه كنيم دو منبع عمده در قانونگذاري داريم :1)قانون با منشاءالهي 2)قانون با منشاء مردمي
در غالب يا شايد تمامي ممالك دنيا از هر دو نوع ميتوان مشاهده نمود.حال به نظر شما كدام قانون بهتر است؟
به نظر من هر دو به شرط دقت در اجرا، در خصوص قوانين ايران نيز هر دو ديده ميشود و مشكل وقتي رخ ميدهد كه به جاي اجراي دستورات اسلام نظريات خود را انجام ميدهيم با اسم اسلام.
سئوال ديگر آنكه آيا به فرض حجاب يتواند در ايران آزاد باشد؟(براي مسلمان و غير مسلمان)
عقل سليم حكم ميكند بر اينكه انسان در تصميم گيريها منافع و مضرات آن تصميم را سنجيده سپس تصميم بگيردحال در اين خصوص ميتوانيم از تجربيات ديگر كشورها استفاده كنيم اگر مورد پسند است راي به برداشتن حجاب ولي اگر مغاير با اصل عقلانيت بود آنرا نفي كنيم همه بر ميگردد به اينكه ما به مسئله چگونه بنگريم.
نكته اي كه ميخواستم خدمت دوستان عرض كنم اينستكه تمامي آنها كه ناراحت حقوق اقليت در ايران هستند و براي وضعيت حقوق بشر در ايران دل ميسوزانند چنان جاهلانه و مغرضانه چشم بر نسل كشي اسرائيل و آمريكا بسته اند كه انسان به ياد مثال فران كه ميگويد ((الاغهائي كه كتاب حمل ميكنند )) ميافتد برراستي طرح اين مسائل بيش از آنكه رنگ و بوي انسانيت بدهد حال و هواي سياسي ندارد.
آقايان هوادار حقوق بشر آقاي نوري زاده،آفاي بهنود ،آقاي پهلوي ،آقاي بني صدر ،آقاي راشدان ،آقاي مجيد محمدي وخانم عبادي:
آيا به سر كردن نصف و نيمه روسري سختتر است يا تحمل مردماني غاصب و جاني در كنار زن وبچه؟؟؟؟؟؟

[الکس را فیی - December 24, 2003 09:43 AM]

با سلام
شا موضوع بسیار مهمی را که سبب درماندگی بشریت است پیش کشیده ایدژ نه تنها در ایران که در همه جا تا دین است بدبختی و درماندگی هم هستو باید دین در همه جای دنیا اژ میان برود و قوانین مدنی جایگزین آن شود زیرا جز دروغ در ادیان چیز دیگری نمیتوان یافتو حتا در کتابهای به اص۱لاح دینی آنهاو و در ایت راه باید کاری کرد که دین پذیران نیز کم شوندو زیرا تا دین پذیر باشد دین ساژ و دین باز هم هست و توجه داشته باشید که دینهای موجود همه برپایه حرف است و هیچ مبنای ریاضی و علمی ندارد و همه سرتا سر خرافات و موهومات استو تمام کتابهای دینی بشر نویس است و خدا وجود ندارد و همه پیغمبران و امامان دروغ و همه اآدم معمولی بوده اند نه بالاتر اژ دیگر انسانهاو دیب بیهوده و گمراه کننده و منحرف کننده انسانیت از پیشرفت است الکس رافی

[rahim - December 24, 2003 09:18 AM]

برادران و خواهران.اين بحث ها توطئه است. مي خواهند دين ما را از ما بگيرند.بهائي ها خروج از دين كرده اند و كافرند و مستوجب حد اسلامي.بقيه هم اگر امريكا دلش برايشان سوخته جمع شان كند ببرد مملكت خودش.بيچاره ها نمي دانند كه نور اسلام عنقريب تمام جهان را خواهد گرفت و دشمنان اسلام در غضب الاهي خواهند سوخت.حضور امام زمان تكليف بي دينان را با قاطعيت مشخص خواهد كرد.از خشم خدا بترسيد و هر چه زودتر ايمان بياوريد كه روز جزا نزديك است.

[saeed irani - December 24, 2003 09:07 AM]

بس کن از اين نشستن و گفتن که صبح می آيد.آه اينها کليشه است مانند مهر لاستيکی ست تکراری است فرسوده ست.اينها به درد شعر شاعران خانه فرهنگ می خورد.مانند اينکه آفتاب در خواهد آمد.ما در کتاب اول خوانده ايم ماه سی روز است يعنی سی بار صبح در هر ماه سی بار آفتاب زدن.بس نيست؟ اين ديگر وعده نمی خواهد. اين ديگر انتظار ندارد..........

اصلا انتظار يعنی چه؟ انتظار افيون است. هر لحظه انتظار ,در حداکثر مانند مستی خوش آغاز باده پيمايی ست.بعد بالا ميآوری. در انتظار بودن يعنی نبودن در وقت.وقتی که مردم کاشان هر روز صبح اسب به بيرون شهر ميبردند......و سبزواری ها هم هر روز صبح و عصر يک اسب زين کرده به بيرون شهر می بردند تا ,در صورت ظهور حضرت معطل مرکوب راهوار نماند.
اين هفت قرن پيش بود.من طاقتم تمام شده است.وقتی نجات دهنده يادش رود سواره بيايد من حق دارم در قدرت نجات بخشی او شک کنم.او آنقدر معطل کرد که اسب ديگر وسيله نقليه نيست......اجداد من به قدر کافی اسب برده اند به بيرون دروازه...........من طاقتم تمام شده ست..........من طاقتم تمام شده است.ابراهيم گلستان.مد و مه

[هوشيار ايراني - December 24, 2003 07:35 AM]

آيا بي ديني خود دين نيست؟ مگر دين چيست به جز راه و نگاه و نظر به هستي!!! اگر بپذيريم كه بي ديني خود دين است آنگاه به صراحت و قطعيت مي توان گفت كه در هيچ كجايي از جهان در بيست و پنج سال گذشته، به اندازه ايران ، دينداران بي دين مورد تعرض و آزار و كشتار قرار نگرفته اند! شما در ايران شايد بتواني بگويي كه به دين يهود هستي ولي قطعا نمي تواني بگويي يا جائي در معرفي دين خودت بنويسي كه free thinker هستي!


[من - December 24, 2003 01:38 AM]

"تنها موردي كه هست اصل حجاب است كه ان جزو قانون كشور است آن هم كشوري كه بالاي 90 درصد آن مسلمان هستند پس بهتر است كه اقليتهاي مذهبي به فانون اين كشور كه چيز بدي هم نيست احترام بگذارند."

پس با این تفسیر کار فرانسه در منع حجاب کاملا درست است. 90 درصد جمعیت فرانسه هم مسیحی است پس بهتر است كه اقليتهاي مذهبي به قانون اين كشور كه چيز بدي هم نيست احترام بگذارند :-)

ضمنا از حرفهای بعضی از دوستان اینطور برداشت میکنم که صرفا دیدن اینکه غیرمسلمانان در ایران زنده هستند پس کاملا آزاد هستند!

[مستعار - December 24, 2003 01:17 AM]

از ديدن عمامه به سر ها حالم بد ميشود. روى دکتر محسن کديور كليك كردم و عكس آخوندى ديدم. دستم لرزيد. دلم تپيد. اشكم نريخت ولى تيرگى در چشمانم دويد. من نميتوانم نوشته هاى عمامه به سر ها را بخوانم. آنها جوانى مرا كشتند. برادرم را كشتند و پول تيرشان را از پدر گريانم گرفتند. پدرم هر روز ميگريد. من دلداريش ميدهم و در خلوت ميگريم. من ديگر انتقامجو نيستم. چشم براه معجزه هم نيستم. از ديدن اين آدمها حالم بد ميشود...

[name - December 24, 2003 12:01 AM]

دکتر محسن کديور ميگويد: (مراجعه شود به :http://www.aftabmagazine.com/Aftab27/p54-59.pdf و http://www.aftabmagazine.com/Aftab28/p106-115.pdf)

حقوق برابر انسانها که سنگ زير بنای اعلاميه جهانی حقوق بشر است در ۴ ناحيه توسط «اسلام سنتی» نقض ميشود: ۱- تبعيض حقوقی بين شيعه, سنی و غير مسلمان. ۲- تبعيض حقوقی به علت جنسيت زن و مرد. ۳- تبعيض حقوقی بين برده و آزاد. ۴- تبعيض حقوقی بين فقيه , روحانی و عوام.
لذا در «اسلام سنتی» بشر به ‌ذات اينکه بشر است حقوقی ندارد بلکه اين حقوق به مناسبت دين , جنسيت ,حريت و فقاهت ميباشد.
راه کار ایشان را در همان مقالات بخوانید.

[ahmadi - December 24, 2003 12:00 AM]

dar jangali por az gowe ye shir bood haakem
khanoom agha omate dar sahneh JEslami ham az saresh ziyadeh...

[عیسی - December 23, 2003 10:10 PM]

درایران بسیاری ازاصول انسانی نقض می شود.مذهب که جای خوددارد .اماآمریکاییهاهم دربدبختی ملت ایران نقش انکارنا÷ذیری دارند.آمریکاییها به جای ترجیح منافع انسانها منافع ملی خودرابه عنوان مهمترین اصل رفتاری انتخاب می کنند.نتیجه عملکردهردوی آنهابرای ملت ایران یکی است .تنها نظامی که بتواند منافع واقعی مردم ایران راتامین کند یک نظام ملی بدون وابستگی به آمریکاومذهب است .

[raz - December 23, 2003 07:47 PM]

ازآنجا كه كشور پهناور ايران در طول تاريخ زيستگاه اقوام با اديان و رسوم مختلف بوده است ‎- احترام به قوميت ها و اديان مختلف براي ايرانيان مقوله اي جا افتاده است . بنابراين يكي از افتخارات مردم ايران
ازادي اديان است كه متاسفانه در 23 سال گذشته ناديده گرفته شده است .

[Mohsen - December 23, 2003 07:46 PM]

Religion is something private. It is between you and your God. You may have one or none. Anyway you go, it has nothing to do with the government. Unfortunately in Iran we divide the different religions into those that are manifestation of God and those which are not. The fact is that they are all man made. We should respect all of them, because there are people believing in them, Islam Christianity, Buddhism, Judaism, Bahaism, etc are equally good or bad. No one has the right to call one good and the other bad, one heavenly and the other satanic. By the way, how do you prove that one is from God and the other is not?

[koroush hakhamaneshy - December 23, 2003 06:34 PM]

az nima va seplde va nokhod yek soal daram agar dar iran yek mosalman masihy shavad bao che raftary miconand ba sherafat be in soal ey ablahane rozegar gavab dahid

[س. - December 23, 2003 06:03 PM]

جالب این جاست که این ها به خودشون اجازه می دن به بقیه برچسب بزنن و دین اون ها رو کوچک کنند به این عنوان که دین آن ها الهی نیست، اما خودشان قادر نیستند الهی بودن اسلام و بقیه ی ادیان سامی را به دیگران نشان بدهند! انگار فراموش کرده اند دین چیزی غیر از ایمان چشم بسته نیست و در آن منطق وارد نمی شود...

[nima - December 23, 2003 05:25 PM]

ما علاوه بر اينكه زَندگي مادي شما را ميخواهيم مرفه بشَد، زَندگي معنوي شمارا هم ميخواهيم كه مرفه باشد! شما به معنويات احتياج داريد (جون من؟) .. معنويات مارا بردند اينها! ( كيا ؟ كجا؟ آي دزد رو بگيرين!!)‌ دلخوش نباشيد كه مسكن فقط ميسازيم. آب و برق را مجاني ميكنيم(!). اتوبوس را مجاني ميكنيم(تورو خدا اينقدر زحمت نكشيد! شرمندتون ميشيم!). دلخوش به اين‌مقدار نباشيد! معنويات شما را .. روحيات شما را ..عظمت ميديم ..شما ر ا به مقام انسانيت ميرسانيم (‌يعني ما تا حالا الاغ بوديم؟!)‌ .. اينها شما را منحط كردند.. اينقدردنيا را پيش شما جلوه دادند كه خيال كرديد همه چيز اين است! (‌پس شما بيزحمت نشون بدين دنيا چيه!)‌ ما هم دنيا را آباد ميكنيم هم آخرت را! (‌بابا بازم معرفت خودت! )‌ يكي از اموري كه بايد بشد همين معناست كه خواهد شد. اين دارايي از غنايم اسلام است و مال ملت است و مستضعفين .. و من امر كردم به مستضعفين بدهند و خواهند داد! ( ما بازم يعني منتظر بمونيم؟!)‌ و پس از اين هم تغييرهاي ديگر در امور خواهد حاصل شد (!!!!! بريد تو بهر فعل جمله!)‌ لاكن يه قدري بايد تحمل كنيم (‌يه كم فقط؟!)‌ به اين نغمه هاي باطل گوش نكنيم! (‌منظورتون گوگوشه؟ يا شهرام شب پره؟!)‌ اينها حرف ميزنن، ما عمل ميكنيم!! ( مردم از خنده!! يكي منو از رو زمين جمع كنه!)‌ اونها شمارو ميخوان دلسرد كنن از اسلام! اسلام پشتيبان شماست! ما پس از اين راجع به بانكها هم طرحهايي داريم (‌بابا اينكاره!)‌ كه از اون وضع رقت بار برگردد. از اون وضع استعماري برگردد. ما بايد تمام اين كاخهاي اين وزارتخانه را .. وزارتخانه ها را كه ميليونها ميلياردها (!)‌ مال ملت دَرش ثبت شده است، بايد اينها تبديل بشَد به كيف معتدل اسلامي! ( يعني بايد بره تو كيف كي؟؟!)‌ اين فرم فرم خارجيست، فرم اجنبي است! فرم طاغوت است (‌شرمنده ها! ولي همون

"..... "Form" هم كه فرموديد فرنگيه!! )‌.. در دادگستري كاخ درست شده است ،ليكن دادگستري نيست، دادخواهي نيست، فقط كاخ است!!! (‌چشم بسته بود اين ؟!)‌ بانكها به تدريج بايد تعديل بشد و ربا به كلي قطع بشد! من بايد به مصادر امور بگم كه .. اخطار كنم (!)‌ كه اينقدر ضعف نفس به خرج نديد! دنبال اين نباشيد كه فرم غربي پيدا كنيد! بيچارگي ما اين است كه دنبال اين هستيم كه فرم غربي پيدا كنيم (!)‌،‌ دادگستري ما دادگستري غربي باشد، قوانين ما قوانين غربي باشد.! اينقدر ضعيف النفس نباشيد! اونهايي كه فرم غربي را بر فرم الهي ترجيج ميدن اينها از اسلام اطلاع ندارد! اونهايي كه ميگن نميشد اسلام را در اين زمان پيدا كرد براي اينكه اسلام را نشناختند! نميفهمن چي ميگن! ( چي ميگن مگه؟

ما مبارزه با فساد ميكنيم. فحشا را قطع ميكنيم ( يعني: خونه عفاف ميسازيم!) مطبوعات را اصلاح ميكنيم (‌يعني: تعطيل ميكنيم! ) راديو را اصلاح ميكنيم تلويزون را اصلاح ميكنيم سينما ها را اصلاح ميكنيم ( پس يهو بيا و سلموني راه بنداز همه رو اصلاح كن! )‌ . تمام اينها به فرم اسلام بايد باشد. تبليغات تبليغات اسلامي، وزارتخانه ها وزارتخانه هاي اسلامي، احكام احكام اسلام، حدود اسلام را جاري ميكنيم.‌ ( يعني: شلاق ميزنيم!‌ )‌ خوف از اينكه غرب نميپسندد نميكنيم، غرب ما را خار كرد (ببخشيد؟؟ غرب، خار شما را چيكار كرد؟؟)‌ غرب روحيات ما را از بين برد. ما را غربزده كردند! ما اين غربزدگي را ميزدائيم (!you go babe) تمام آثار غرب را، تمام آثار فاسده ، تمام اخلاق فاسده غربي را تمام نظرات باطله غربي را...... خواهيم زداييد! ( كسي كه جلوتون رو نگرفته! بزا ! يعني بزدا!! )‌ ما يك مملكت محمدي ايجاد ميكنيم (‌منظور محمد خردادياني است! ) ..."


[Payam706 - December 23, 2003 04:54 PM]

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

[ِیک ایرانی - December 23, 2003 04:37 PM]

من نظرم را راجع به حکومت دينی مطگويم زيرا تکليف امريکا و اهدافشن مثل کفر ابلِس و واکنش رژيم اسلامی هم مثل کاو آپيس معلوم است .

حکومت دينی مردم را فرصت طلب، دروغگو، سياس ،دريوزه،بادنجان دور قاب چين ، متظاهر، بی شخصيت ، فريب کار ، غير آزاده،قدرت طلب،انحصار گر،مال بيت المال خور و نظاير آن بار می آورد.
اکثريت هر کدام از اشخاصی که در رژيم اسلامی دستی در کار دارند حداقل به يک يا چند رذيله از رذايل فوق متصفند و به جناب گربه معروف داستان قلعه حيِوانات جرج ارول شباهت تام و تمام دارند.
اکثرِت باصطلاح متعهدين اين رژيم ريش ندارند صرفا صورت چند روز نتراشِده دارند تا با آن نان بخورندو ديگران را فريب دهند.من در اطراف خود جز آنان ديگری را در این 25 سال نديده ام . شما ها چطور

[فيتيله - December 23, 2003 01:16 PM]

با تشکر از گويا که اين موضوع مهم را به بحث گذاشت تا گوشه ای از ستمهای وارد بر شمار بسياری از هموتنان ايرانی به گوش همگان برسد.هموتنانی که جان باختندو حق کار از آنها گرفته شد و از تحصيلات دانشگاهی محروم شدند
اموال آنها را مصادره کردند و حالا بعد از گذشت 20 سال اجازه ميدهند از طريق سازمان ملل به کشورهای ديگر پناهنده شوند.
واقعا حقوق بشر در اين رابطه در ايران رعايت می شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[nima - December 23, 2003 01:01 PM]

نيما- تهران
بااينكه دين رسمي در ايران اسلام است اما آزادي اديان ديگر در ايران بيشتر از مسلمانان است. هم اكنون مسيحيان در مراكز فرهنگي خود همچون باشگاه آرارات اجازه استفاده از مشروبات الكلي و اختلاط زن و مرد در عروسي هاي خود را دارند حال آنكه در مورد مسلمانان چنين آزادي هايي وجود ندارد و البته نبايد هم وجود داشته باشد.
در مورد بهائيان يا صهيونيست ها بايد بدانيد كه آنها دين آسماني نيستند بلكه دين خودساخته هستند و در قالب دين اهداف سياسي را دنبال مي كنند.
ايران يكي از آزادترين كشورهاي جهان براي اديان مختلف است.

[مریم - December 23, 2003 11:14 AM]

بهائیان در ایران از تحصیل در دانشگاه ها و داشتن مشاغل دولتی محرومند و بسیاری از آنان به دلیل مذهبشان زندانی و شکنجه و اعدام شده اند. تعجب آور است که برخی هموطنان اعتقاد دارند که در ایران آزادی مذاهب وجود دارد.در ضمن من خودم بهائی نیستم.

[Aurash - December 23, 2003 06:26 AM]

In a country where abandoning ones reliegion is rewarded by forcefully giving all inheritance to the Moslem convert, and where such is the law of the land, what can be clearer than the authority's disrepect for other religions and faith? During my father's time, people of my faith (Zoroasterian) who had endured the hardship anf harrasment of many generations, having been persecuted and murdered by no other than those who called themselves true Moslems (for instance Safavieh) and where they had no civil rights or freedom to exercise their faith withou fear of retribution, and where I had seen with my own eyes where public places and shops would openly refuse service to non-Moslems, there is very little that we could expect in terms of having the rulers of the land comply with basic human rights. However, the low that Islamic Republic of Iran has sank to is none like others in previous generations. It would be remembered and passed on from my generation to next. It is truely up to those who believe in a more modern, more tollerant Islam to right this wrong and wipe clean this stain.

[Fariborz Birjandian - December 23, 2003 01:39 AM]

Thanks to gooya for facilitating this discussion, it is very sad that we as Iranian will only get serious talking about Human Right issues when there is an out side concerns about Human Right in Iran.
Off course we always try to analyze the motive of the source either its United Nation or in this particular case US. And through this process we usually miss a very important point which is lake of human Right in all aspect of our life in Iran. And it is also interesting and very disturbing that we o have tremendous ability to find a way to derail the discussion by making comparison with other issues.
reading the feed back given by people responding to your question it was obvious that many jumped to collusion that there is also pressure on Muslim even Shea in Iran which may very will be true but also not relevant to the discussion. It seems that we are prepared to justify the lack of religious freedom for other faith groups in Iran based on the difficulties that all Iranian are facing in respect to the lack respect for Human Right( Two Wrongs does not make it right ). The issue is very simple but at the same time very complex. In the past 600 years that we have some ideas what had happened in Iranian society we need to recognize that Individual Rights and freedom never been recognizes and very few Iranian even our Intellectuals have made the Basic Individual rights in our country as a main focus of their work.
I believe that unless there will be a real change on our attitude toward Individual rights and responsibilities in our country very limited progress can be made.
We do not need to wait for United Nation or Us to remind us of lake of respect for the other religious or other violation of basic human right in our country. You can ask any one being born in to a religious minority in Iran can tell you haw badly they have been treated. Our legal frame work mainly our constitution which should set the tone for policy development and eventually setting public attitude has never recognized Iranian as human being with god/Nature given rights to have a mind of their own and the ability decide how they want to connect to their God and so on.
We have a long way to go however to make any progress first we need to identify fundamental factors that have created the current culture in Iran and then and only then we can hope for any real progress in all aspect of our life including right of minorities.

[خُسن آقا - December 23, 2003 12:08 AM]

آزادی ادیان زمانی معنی می یابد که آزادی بطور کلی رعایت شود. چیزی که در جمهوری اسلامی اصلآ رعایت نمی شود آزادی است. حکومت ایران بطور کلی قابل اصلاح نیست و بحث در تغیر این یا آن قانون اصلآ مسخره بنظر می رسد.
حکومت اسلامی باید سرنگون شود تا بتوان از چیزی بنام آزادی سخن گفت.

[جان لنون (خواننده و آهنگساز انگليسى ) - December 22, 2003 11:13 PM]

تصور كن نه كشورى باشد و نه مذهبى... تصورش سخت است اما...

[iman - December 22, 2003 11:09 PM]

I'm an Iranian and I'm living in this contry for 35years . As I know here every things for all religen that in our low are known is equal
I am sure that USA opinion about IRAN isnot for solving our problem
I'm say to BUSH that we are able for solving our problems please sit in your country and let to others doing as they know
Bush as MULAHA believe that just he can solve the others problem .
We don't need GAYYEM
And I like say to all IRANIANs all around of the world .
Every things that you like do doing just don't let to BUSH speaks about IRAN .

[Ali - December 22, 2003 09:28 PM]

Dear Ms. Sapideh;
Please do not compare Iran with France, when it comes to religious freedom. In Iran we kill people because they are not Moslem, we kill people because they do not believe in God, we kill people because they declare war on God……,......

[milad - December 22, 2003 08:50 PM]

merci gooya!
kash tafsiramoono az din mizashtim vase khoonehaye khodemoon

[سپیده - December 22, 2003 07:00 PM]

ببينم اين محدوديتی که فرانسه برای پيروان اديان اسلام، يهوديت و کاتوليک ها ايجاد کرده ايا ذره ای طرفداران ازادی مذاهب را ناراحت کرده است؟ در حقيقت هيچکدام از مدعيان طرفداران ازادی مذهب نه امريکا، نه سازمان ملل و نه انهايی که در کامنت های اينجا به عدم ازادی مذاهب معترضند ظاهرا غمی از اعمال چنين محدوديتی ندارند.

[Behzad - December 22, 2003 05:01 PM]

I dont have a religion, I dont believe in God and I always say that wherever possible.
Down with these terrorist Mullahs.
An Iranian Citizen

[م. حق - December 22, 2003 03:02 PM]

همراه شو عزیز،
تنها نمان به درد،
کاین دردد مشترک،
هرگز جدا جدا درمان نمی شود!
********************
1- صدها سال استبداد و خودکامگی در کشور ما، بناچار آثار تخریبی فراوانی از خود بر جای گذاشته است:
- نبود آزادی بیان و اندیشه،
- نبود آزادی در حوزه نشر و کتاب و مطبوعات،
- نبود آزادیهای سیاسی و احزاب،
- عدم تکثرگرایی در 3 مرحله برنامه ریزی، تصمیم گیری و اجرا،
- محدودیت شدید زنان،
- نبود آزادی برای دگراندیشان، دگردینان و دگرمسلکان،
- محدودیت آزادی جنسی به مفهوم نبود حق انتخاب روابط در حوزه خصوصی،
- عدم تمکین اقلیت به رای اکثریت و آستانه تحمل پایین برای رای مخالف،
- ساز وکار انتصابی و رابطه ای – ونه انتخابی بر مبنای صلاحیت ها- در تعیین مدیریت ها.

2- اکنون بعد از حدود 100 سال که از انقلاب مشروطیت می گذرد، جامعه ایران در نقطه عطفی دیگر قرار گرفته است. "انقلاب سیاسی" 57 به "دگردیسی اجتماعی" دهه 80 رسیده است. جامعه ایران در فرار از "همه برای یکی – یکی برای همه"، چه به مفهوم سیاسی و چه مذهبی آن، عمیقا در لایه های زیرین ساختاری خویش و در همه زمینه ها دستخوش تحول است. تحولاتی که لزوما و در همه موارد مثبت و رو به جلو نیستند. بافت های اجتماعی دستخوش طوفان "تغییر ارزش ها" شده اند و آنچه که عده ای از آن به "فروپاشی اجتماعی" و گروهی دیگر به "انقلاب اجتماعی" یاد می کنند، در حال وقوع است.

3-"آزادی ادیان"، یکی از ده ها حلقه ای است که زنجیره اصول پذیرفته شده بین المللی حقوق بشر را شکل می دهد. بی شک نمونه های فراوانی از اعمال محدودیت و نادیده گرفتن این آزادی در کارنامه 25 ساله جمهوری اسلامی ثبت است.
اگرنه آن روزها که انقلاب 57 را با پسوند "اسلامی" آن تغییر نام دادند، اما 12 فرورودین 1358 و انتخاب نام " جمهوری اسلامی"، پایانی بود بر همه آرزوهایی که ایران بعد از پهلوی ها را "آزاد" می پنداشتند. سالهای سال اما، باید می گذشت تا واقعیت "نام ها" سنگینی نفس گیر خود را به جامعه بفهماند و تاثیر شگرف خود را به تمامی به ما بشناساند. بسیاری از ما که نه "گاو سرخ" بودیم و نه "گاو سیاه"، چشم و گوش و احساس و فهم خویش را به بازیچه گرفتیم و گفتیم "از ما به دور..." تا آنکه زنگ خانه ما را هم نواختند و نوبت به ما رسید. چشم ها را که وا کردیم دیگر خیلی دیر شده بود.

4-
مذهبیون افراطی که در زندان های شاه با گروه های چپ و یا حتی مجاهدین هم بند بودند، اینان را "نجس" می انگاشتند. با آنها هم کاسه نمی شدند و اگر "دستی" بود و سلامی و چایی، حتما باید مشکل را با "آب کر" حل می کردند...
روحانیون از "23 سال" و "شهید جاوید" همانگونه یاد می کردند که از "یزید" و جام شرابش...
"فرقان" و "گودرزی"، مطهری" را ترور کردند و خود به زیر تیغ "عدالت اسلامی" رفتند. هر دو سوی به تمامی "اسلامی" بودند...
"مجاهدین خلق" گروهی مسلمان بودند که غایت آرزویشان "جامعه بی طبقه توحیدی" بود...
"شریعتمداری" و "منتظری"، مشتی هستند از خرواری که "دادگاه ویژه روحانیت" باید بدان ها می پرداخت...
"انجمن امام زمان (حجتیه)" باید بساط خود را جمع می کرد تا "سربازان گمنام امام زمان" راحتش بگذارند...
"شریعتی" که مهمترین عامل جذب جوانان آنروز به "اسلام" بود، تنها از سوی "کافی" زندیق و کافر خوانده نشد. هزاران طلبه و "دلسوز اهل بیت" عزم خویش جزم کرده بودند تا او جوانان را "کافر" نکند...
بیش از 75% اعدام شدگان و زندانیان سیاسی، از گروه های مذهبی و اسلامی بوده اند...
و باز سالهای سال این داستان ها مکرر شد ... تا رسید به "آقا جری" و حکم تکفیر و اعدامی که تکبیر طلاب حوزه ها مهر تایید آن است...
.......
و نتیجه آنکه اگر نیک بنگریم در این 25 سال شاید آن میزان که "اسلام" با "اسلام" در نزاع و دشمنی بوده است، با دیگر ادیان، حتی "بهاییت"، نبوده است!

5- مشکل آمریکا و ایران، مشکل نبود آزادی های دینی یا سلاح های هسته ای و یا حتی حمایت از تروریزم نیست. بحث، بحث منافع است. منافعی که حتی اگر یک سیستم سکولار و دموکراتیک هم در ایران برقرار شود همچنان –و بلکه به مراتب بیشتر- در تضاد با منافع آن ها و اسراییل است و لا جرم روزی همین تضاد منافع به یک برخورد و درگیری – که لزوما و صرفا نباید نظامی باشد- خواهد انجامید. اگر آمریکا موضوع آزادی ادیان را مطرح می کند این تنها یک وسیله است و نه هدف.

نتیجه گیری از 5 مورد فوق را به همان شعری خلاصه می کنم که در آغاز آوردم:
همراه شو عزیز،
تنها نمان به درد،
کاین دردد مشترک،
هرگز جدا جدا درمان نمی شود!

[hamid(hend) - December 22, 2003 02:28 PM]

dar iran azadi adyan vojod nadarad, chera ke HATA DARAVISH KE MOSALMSN HASTAND AZADI NADARAND
1: dar iran besyari ziad az daravish va ferghehaye erfani vojod darad ke haghe faliat nadarand , va bozorganeshan hamishe tahte nazar va morede azaro aziat gharar migirand, khaneghaheshan gah gah morede taaroz gharar migirand , va peirovanshan dar sorate shenasai dar edarat az kar bar kenar mishavad , vaghti inan ba ham kishe khod in chenin mikonand ba adyane digar khoda danad .
che resad be feraghi chon bahaiat ke aslan az tarafe inan khoneshan mobah ast .
ghesteye afradi ke laik hastan ham ghese ye digarit ke dar ghanon va hokolamte iran jai nadarad .

[ممرحاخ - December 22, 2003 01:59 PM]

سلام
اول: صرف نظر از این که در ایران آزادی ادیان وجود دارد یا نه، این موضوع چه ربطی به آمریکا دارد؟ مسئله آزادی دین، بیش از 1000 سال است که در ایران وجود دارد و اکنون آمریکا (!) آن رامطرح می کند.
دوم: رفتار حکومت با پیروان ادیان دیگر را بایستی از منظر قانون اساسی نگاه کرد. اگر اعمال محدودیت یا تبعیض برای پیروان ادیان مختلف در قانون اساسی ما وجود دارد، خوب بایستی خودمان (ایرانیان) آن را حل کنیم. این که آمریکا (یا هر کشور دیگری) در باره قانون اساسی یا روابط داخلی ایران تصمیم گیری کند و به نحوی از انحا اعمال خواسته نماید، فکر می کنم تحملش از تحمل تبعیض دینی دشوارتر است!

[nokhod - December 22, 2003 01:18 PM]

ميخواستم به آقاي شايان از شيراز بگم كه لطفا خامنه اي را با حضرت محمد(ص) مقايسه نكنيد.اسلام كه در قرآن آمده يعني تسليم در برابر امر خدا و حرف حق به خاطر همين هست كه در فران امده لااكراه في الدين پس لطفا از روي ناداني حرف نزنيد.دين اسلام و محمد نميگويد مردم به حرف من گوش كنيد بلكه ميگويد به حرف خداگوش كنيد.دين امر شخصي نيست بلكه امري است الهي دوستان محمد تنها رساننده پيام الهي به انسانها ميباشد و البته انسانها مختارند در پذيرش يا عدم پذيرش حال در ايران كه طبق قانون اساسي دين رسمي دين اسلام است و همين دين ميدانيد كه براي ديگر اديان همان حقوقي را ازحيث اجتماعي فائل است كه براي مسلمانان لذا وصله بي عدالتي نه به قانون مي چسبد نه به اسلام بلكه مشكل در مجريان خودخواه قانون است .در ايران تا انجا كه من خبر دارم و در همسايگي اقليتها زندگي ميكنم مشكلي ندارند و در انجام مراسم خود و حتي تبليغ آزادند.تنها موردي كه هست اصل حجاب است كه ان جزو قانون كشور است آن هم كشوري كه بالاي 90 درصد آن مسلمان هستند پس بهتر است كه اقليتهاي مذهبي به فانون اين كشور كه چيز بدي هم نيست احترام بگذارند.

[علي حيدري - December 22, 2003 12:31 PM]

همانطور که بقيه هموطنان اظهار کرده اند در اين مملکت يک رژيم توتالياريسم حاکم است و در اين نوع حکومتها آزادي وجود ندارد و نبودن آزادي در تمام زمينه ها است و آزادي اديان هم در رديف آن است .
اجبار درج مذهب و دين در شناسنامه و ساير مدارک دولتي خود دال بر وجود تبعيضات ديني در اين رژيم خودکامه است .

[شايان-شيراز - December 22, 2003 12:21 PM]

اسلام مي گويد كه(تنها دين نزد خداوند اسلام است).وقتي كه محمد چنين چيزي مي گويد ديگر چه انتظاري از خامنه اي ديكتاتور داريد.

[hamid - December 22, 2003 10:51 AM]

I think there are several important issues about religious freedom in Iran:
1) Bahayees have been very persistently persecuted and punihed for their believes during past 25 years. This includes an undisclosed number of executions !!
2)Jews and Chirsitians have had legal protections and right however they have been subject to harsh social and personal limitation imposed on all Iranian people.
Since these limitations are carried on in the name of islamic religion, it is of concern that religious minorities should be pressed to obey them in all aspects of their life.
3) Zaratostians have specially suffered since Iran is the birthplace and historical foundation of their religion and in the past 25 years there has been strong opposition to everything linked to Iranian nationalism and pre-islamic Iran.
Most of the pressures on religious minorities have been structural and has limited their access to many jobs and specially managerial posts.
4)Actually the pressure on some people with islamic faith has been even harsher.
An important Suni minority has tremendously suffered and suppressed and the whole border states like Kurdestan and Bluchestan and Turkaman Sahra have been purposely kept behind and underdeveloped.
The number of Suni Kurds havinh high posts in Kurdestan have been very few.
5)Some rarer sects of islam or mystical sects have been throughly suppressed
Importan texamples include Ali-Allhis that are considered "mortad" and have a very difficult life on the margins of Islamic republic.
Even people of Shiee islam other thna 12-Imamis have a difficult time.
For example, Ismailis who are 7-imami are not entitled to their faith and are under dinal and suppression (though their number is low but actually unknown).

6)
As far as any other kind of belif is concerned that may be considered a religious faith, there is total denial of the people's right to worship.

7)the issue of Ertedad is a great obstacle for freedom of faith and blocks inter-faith decisions or the right to be agnostic or atheist.
The latter groups are formally non-existent.
However, the important issue of secularism as th separation of religion from state is usually disguised and condemned as lack of faith.

8) A great majority of Iranian who are in the territory of Shiee islam (by birth and rise) but are not strictly watchful of reliogious rituals are subjected to obligatory obedience of these strict rules.
For example, the Shiee brand of Iranian Islam has always been and still is relatively tolerant of
many wordly manners and funs and there is a rich cultural heritage built on this contrast with strict dogmatists.
This majority is under continous pressure to abondon its cultural heritage in the name of its religion leading to a deep hidden conflcit in which it has no say.
Thus, the religious majority not only suppresses almost all other kinds of fiath with various degrees, it also suppresses a majority of its own people through systematic propaganda and ideologic pressures.

10) Finally and most ironically even Shiee clerics who have different or opposing views about interpretation of islamic laws, have been subjected to heavy suppression and punishment in order to keep the formal version of the religion consistent and in line.
The best example has been Ayatolah Montazeri, formally the most senior Shiee Cleric alive, and in fact under such an iron fist in home prison!!

For those who think there is more freedom of religion in Iran than in other places, if they do not have their own obvious agenda, I may say that
Irnian culture has been and continues to be very tolerant and receptive and in large has decreased the poisons of religious discrimination
through its rich heritage.
However, the amount of pressures present and the wide range of them can not be underestimated
and the persistence of the tolerance among people should not be considered a credit for a government that has done everything availabl to it to supprss all versions of religion different from its own.

[hoshyar - December 22, 2003 10:17 AM]

مهدي كروبي:افرادي كه شايستگي و لياقت ندارند و مخالف نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي هستند به مجلس راه نيابند، گر چه مردم هم به اين افراد راي نخواهند داد. از نظر كروبي كسانيكه مخالف نظام مافيايي و قانون اساسي ظالمانه رزيم هستند فاقد شايستگي و بي لياقت هستند.تبعيض و سركوب مخالف و غير خودي در نظام سلطه مافيايي مسلمان و غير مسلمان نمي شناسد.تقسيم منابع قدرت و ثروت از قاعده اي مافيايي پيروي مي كند.حداقل حقوق دگر انديشان نيز از آنان دريغ مي شود.طبيعي است كه اقليتهاي ديني كه در معرض كينه و عقده هاي تاريخي اين قوم سيه انديش و تبه كارند از اين بساط ظلم وتضييع بهره مضاعفي نصيب شان گردد.

[hosein karimi - December 22, 2003 10:15 AM]

din dar zendegi be nazar man janbeh shakhsy darad va har kasy dar entekhab an azad ast hata khod khoda ham ejbary dar entekhab an gharar nadadeh va ama dar mored keshvar ma mitavan goft dar hal hazer adyan digar ke jay khod darad din khodeman ham tahrif ve be saligheh shakhsy va besoorat abzar dar amadeh pas fekr konam ke digar bahs dar mored adyan digar bihoodeh boodeh chon az ghadim goftehand kasi ke be khod zena konad be digaran cheha konad

[nokhod - December 22, 2003 09:53 AM]

من فكر ميكنم كه در ايران اديان از آزادي بيشتري نسبت به فرانسه وآلمان برخوردارند.اين آن چيزي است كه من ميبينم البته دوست ندارم با عينك امثال نوري زاده و ديگر بدبينان و بد دلان ببينم.
كدام رئيس حكومت تو دنيا ميشناسيد كه مثل رهبر ايران اين استقيال گرم ازس بشه.
من افتخار ميكنم به خامنه اي و خاتمي و متنفرم از پهلوي هاي دزد و نوري زاده هاي وطن فروش.

[گل اقا - December 22, 2003 09:52 AM]

اقای علیرضا برزگر اصل مطلب را به خوبی بیان فرمودند.بنده در تکمیل مطالب ایشان عرض میکنم که اصولا جنبش دموکراسی با جدایی دین از حکومت شروع میشود.ازادیخواهان ایران خواستار ازادی بی قید و شرط هستند.علت اینکه اصلاح طلبان رسمی قادر به پیش بردن جنبش به مراحل بالاتر نیستند در همینجا است.اینکه اکثریت مردم اماده پذیرش چنین جدایی باشند قابل تردید است.نمونه بارز این عدم امادگی مواضع خانم شیرین عبادی است که به دفاع از اسلام پرداختند.اخوندها از همین عدم امادگی و اغتشاش فکری اصلاح طلبان و طرفدارانشان حداکثر استفاده را همین الان دارند می برند.مجموعه حکومت اعم از مستبد و معتدل مردم را از انچه حکومت لائیک نامیده میشود میترسانند.متاسفانه برداشت بسیاری از مسلمانان باسواد از "لائیک" مترادف با "لامذهب"است ومعنی انهم در فرهنگ عامه مترادف است با بی خداو بی ناموس و بی حجاب وبی حیا و بی خیلی از چیزها.به این مولفه بازدارنده مولفه مردسالاری هم اضافه میشود.پس مساله عمیقتر میشود.یعنی مساله از سطح حکومت فراتر مبرود و وارد کوچه وبازار و نهایتا وارد خانه مردم میشود.
اینجا است که تردید ظاهر میشود. ملاها این را خوب فهمیده اند و با همین ترفند سالها حکومت کرده اند.همین مردم بودند که بستن دانشگاهها را با حمایت یا سکوتشان تائید کردند.همین مردم مسلمان با اش و حلوای نذری و گوشت قربانی و پلوی عاشورا و سفره ابوالفضل و زیارت امامزاده و عتبات عالیات و توضیح المسائل و غیره به دمب اخوندها وصل هستند.مملکتی که صدسال پیش میتوانست جمهوری شود به مشروطه رضایت داد که شد سلطنت مطلقه.همین مملکت بیست و پنج سال پیش میتوانست جمهوری دموکراتیک شود که شد ولایت مطلقه. این تردید یک درد تاریخی است که ریشه در عقب ماندگی اجتماعی ما دارد و انهم به نوبه محصول عدم توسعه نیروهای تولید ملی است. کافی است نگاهی به نیروهای ملی-مذهبی (مثلا نمایندگان بخش تولیدات ملی) بیاندازید که برای سهمی از قدرت حاضرند با خواری روی سفره اخوندها بنشینند. مملکتی که عمده معاش ان تجارت نفت است و سرمایه عمدتا دست بازار و دلال ها است کجا میتواند دموکراسی غربی راکه بر پایه سرمایه صنعتی استوار است الگو قرار دهد؟ بنابراین جدایی دین از حاکمیت به این اسانی نیست که با سرنگونی اخوندها از قدرت حل شود. این نکته ایست که مبارزان جمهوریخواه نباید از قلم بیاندازند. جدایی دین از حاکمیت ملی مستلزم تغییر در روابط تولید است و این بدون حمایت کشورهای غربی امکان ندارد. اینطور نیست که با شعار و حتی تغییر قانون اساسی بتوان دین را از حکومت جدا کرد. این جدایی زمانی عملی است که ضامن اجرا داشته باشد.

بنابراین بهتر بود سایت گویا بجای مطرح ساختن ازادی ادیان بحث حدایی دین از حکومت را مطرح میساخت چراکه این جدایی خود بخود ازادی ادیان را بدنبال دارد. همانگونه که اخوندها پروتکل هسته ای را امضا کردند میتوانند ازادی ادیان را هم امضا بفرمایند ولی کماکان در قدرت باشند. انچه که برای اخوندها غیر قابل اجرا است جدایی دین از حکومت است نه ازادی ادیان.

[parsa - December 22, 2003 09:21 AM]

MAGAR VAJEYE AZADI DAR IRAN MAFHOOMI HAM DARAD KE AZADIE DIN VOJOOD DASHTE BASHAD, AJIB AST KE BARAYE BADIHIAT HAM NAZAR KHAHI MIKONID , MESLE IN AST KE NAZARE MARDOM RA DAR MOREDE SIAH YA SEPID BOODANE MAST BEPORSIM.

[zartosht - December 22, 2003 08:58 AM]

be nazare man dar iran azad baraie hich kas che moosalman che masihi che ... voojood nadard\

[محمد - December 22, 2003 08:57 AM]

به نظر من ادیان مختلف در ایران از آزادی کامل برای انجام هرگونه عمل دینی و زندگی آزادانه مطابق قوانین جاری مملکتی برخوردارند

[aria - December 22, 2003 08:45 AM]

be nazare man in yek bahse kheyli jozie ast, masaleye asli adame vojoode azadihaaye fardi va ejtemaie va siasi baraye kole iranian ast. magar mosalmanan az hoghooghe shahrvandi va azadie maslak va aghide barkhordarand ke ma masaleye aghaliathaye dini ra dar titr gharar dahim
taze man motaghedam ke dar besiari mavared gheyre mosalmanan az azadie bishtari barkhordarand mesle sherkat dar maraseme party va nooshidane mashroob
ettefaghan hokoomate iran az aghaliate mazhabi tarsi nadarad balke az aksariate mosalman mitarsad
taze baraye inha kofre bateni aslan mohem nist balke dine zaheri mohem ast

[هومن - December 22, 2003 03:49 AM]

من می‌خواستم در مورد كسانی كه جز هیچكدام از اقلیتهای دینی قرار نمی‌گیرند چیزی بگویم.

انسان لائیك در قانون اساسی چه‌ جایگاهی دارد؟

[ahmad - December 22, 2003 03:41 AM]

Islam is generally against any kind of freedom, especially religious freedom. According to the Moslem holly book Ghoran. Moslems should kill infidels. So the problem is not the Islamic republic of Iran, it is Islam itself.

[... - December 22, 2003 03:27 AM]

فقط به اين عثمان پير می خواستم بگويم ... کجا ايران ۱۰ ميليون نفر سنی هستند؟

[داريوش - December 22, 2003 01:51 AM]

قبل ازاينکه به بحث درباره آزادی اديان در ايران بپرداريم . بهتر است به موشکافی بحث تقابل تازه آمريکا با ايران بنشينيم . قبل از فروپاشی شوروی سابق يکی از کليدی ترين برنامه ريزی های سياست گزاران آمريکايی در مقابله با کمونيسم و ديگر جنبش های آزادی خواهانه در جهان حمايت بی چون و چرای آمريکا از جنبش ها و تفکرات به شدت ناسيونالِيستی ( ناسيوناليسم افراطی ) بوده است . چه در مورد جنبش های سياسی و چه در مورد اقليت های مذهبی . با برداشت های افراطی . حمايت از جنبش های مايويستی در سراسر جهان و تغذيه ايده يولوزيستی آن . داشناکيسم . جنبش دانشجويی فرانسه در زمان دوگل .
و بسياری ديگر
از اين دايره خارج نيست . اما با فروپاشی کمونيزم در محتوای اين سياستها تغِرات بنيادينی پد يدار شده که مهم ترين آنها حمايت از دموکراسی و جنبش های ازادی خواهی در جهان است . چرا که اصولا منافع سرمايه داری آمريکا در بستر دموکراس و امنيت جهانی بهتر تامين می گردد.نقص ازادی های مدنی و مذهبی در جمهوری اسلامی ايران کوچکترين رابطه ای با نگاه و خواست و حتی تمايلات
درونی مردم ندارد . در اوايل انقلاب که دستور کتبی به ادارات واصل گرديد که بهاييان را اخراج کنند . با توجه به جو نامطلوب آن دوره که بسياری از مسلمانان نيز پاکسازی می شدند . حمايت نامحسوس و غير علنی از اين هموطنان بسيار عظيم و فراموش نشدنی است . و موارد قابل ذکر و متعددی وجود دارد که ارزشهای والای فکری اکثريت مردم در آن هويدا است . در حالی که در مر کز اروپا و بالکان در گيری های مذهبی و قومی تنها با دخالت نيروهای خارجی پايان يافت .
بنا بر اين مقوله آزادی اديان در ايران با سرشت مردم ما پيوندی ديزين و ناگسستنی دارد .
اگر امروز مشکلی برای اقليتی بوجود می آيد . هيچ فرقی با آن مشکل که برای دکتر آقا جری بوجود آمده ندارد . مشکل اقليتهای دينی در ايران با مشکل بزرگ عدم دموکراسی براي اکثريت اين ملت فرقی ندارد و نبايد جداگانه به آن نگريسته شود .

[دانش - December 22, 2003 01:17 AM]

Iran ke zamani moderntarin keshvar e jahan bood moteasefane dar hal e hazer be soorate kamelan sonatti edare mishavad. dar shiveye sonnati hoghoogh bar asas e salahdid e shakhsi taiin mishavad na standardhaye modern e jahani mesle manshoor e hoghoogh e bashar. dar vaghe irad e rishei injast ke ma be chizi ke doost nadarim ehteram nemigozarim. dar vaghe hanooz in shiveye democratic hanooz nahadine nashode ast ke ke ehteram gozashtan besiar bartar az doost dashtan ast.

[عثمان پيرزاده - December 22, 2003 12:26 AM]

با تشكر از گويا كه اين پرونده را گشوده است.
در ايران ، مسلمانهاي غير شيعه يعني اهل سنت و جماعت كه حدود ده ميليون نفر ميشوند از نظر قانون اساسي هيچ حقي جز حق اطاعت كردن ندارند. بلوچها عموما سني هستند و منطقه ي بزمان كه بخشي از كرمان است شيعه هستند كه البته زبانشان مخلوطي از بلوچي و فارسي است بلوچها به اينها گجر ميگويند. در جنوب ايران بندر لنگه بندر عباس جزيره ي قشم و چندين بندر ديگر و بسياري جاهاي داخلي در جنوب كشور سني هستند. در كردستان نيز سني ها در اكثريت هستند. در آذربايجان و خراسان و گرگان نيز سني ها در فشار و آزار زندگي ميكنند بطوري كه هيچ اختياري از خودشان ندارند. تا كنون 18 تن از علماي بزرگ اهل سنت در جنوب و شرق و غرب كشور به نحو بسيار وحشتناكي ترور شده اند كه جزو قتلهاي زنجيره اي هستند. چند تن از اين ترور شدگان از علماي بزرگ تحصيل كرده ي دانشگاه الازهر مصر بوده اند. در هيچ كدام از مناطق سني نشين اهل سنت حق اداره ي خودشان را ندارند. در همه ي مناطق سني نشين دفترهاي تبليغي براي شيعه كردن مردم تشكيل شده است و بعنوان مراكز سركوب عمل ميكند. يهودها و مسيحي ها آزادي بيشتري از اهل سنت دارند. وضع اهل سنت در ايران بسيار وحشتناك است. ولي اهل سنت نه كسي دارند كه عذابهايشان را به دنيا خبر بدهد و نه هيچكدام از علماي اهل سنت جرات ميكنند چيزي درباره ي عذابهاي خودشان بنويسند. در بلوچستان مردم به جان آمده اند. يك عالم شيعه ميرود در يكي از مساجد و سخنراني ميكند و مردم را تحريك ميكند و وقتي هم مردم ابراز نارضايتي كردند به سختي سركوب ميشوند و گاه اين وضع با كشته شدن اهل سنت به اوج ميرسد. علماي بلوچستان حتي در پاكستان نيز امنيت ندارند و تا حالا چند تن از علماي بلوچ در پاكستان توسط آدم كشهاي اعزامي از ايران ترور شده اند بدون آنكه با جمهوري اسلامي ايران اختلافي داشته باشند و فقط جرمشان آن بوده كه عالم سني هستند
اگر يك عالم اهل سنت در جائي بگويد كه علي خليفه ي چهارم بوده و امامامهاي شيعه مورد قبول اهل سنت نيستند فورا متهم به ارتداد ميشود. اولين سني كه به همين اتهام اعدام شد يك سني اهل آذربايجان به نام شكوريان بود. علي اصغر حاج سيد جوادي از پرونده ي اين مرد خبر دارد و ميداند كه او در تهران ميزيست و حتي اختلال حواس داشت ولي اورا گرفتند و به اتهام ارتداد اعدام كردند. ديگر يك عالم بزرگ شيعه كه حكم مرجعيت داشت و در تهران مسجد خودش را داشت نامش آيت الله برقعي بو دو سني شده بود و به جرم ارتداد سالها در زندان زيست و در آخر هم ترور شد. و قلمداران به اتهام ارتداد يعني تغيير مذهبش از شيعه به سني اعدام شد. اينها و چند تن ديگر كه در تهران ميزيستند و سني شده بودند اعدام شدند به جرم ارتداد. يعني اگر يك مسلماني از مذهب شيعه دست بكشد و سني شود كافر شده است و مرتد است و اورا اعدام ميكنند. در شيراز نيز يك پزشك معروف كه سني شده بود به اتهام ارتداد اعدام شد. اينها نشان ميدهد كه در جمهوري اسلامي سني ها را مسلمان نميدانند و شيعه اگر سني شد مثل آنست كه كافر شده باشد. در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران اهل سنت حتي حقوقشان از حقوق يهود و مسيحي هم محدودتر است

[مهران رفيعی - December 22, 2003 12:04 AM]

رفتاری که رژيم با عده ای از بلند پايه ترين مقامات خود مثل آقايان منتظری و طاهری و عبدالله نوری کرده و نحوه برخورد دادگاه ويژه روحانيت با نزديکانی مثل آقايان اشکوری و کديور خود بهترين کارنامه موجود است. از دستگاهی که با خودی اين چنين مکند, چه انتظاری می توان داشت؟
نظام ولايت مطلقه فقيه بزرگترين بستر پرورش افراد بی ايمان , مال پرست ,درنده خو, چاپلوس و فاسد است.

[aram - December 21, 2003 11:35 PM]

نقض حقوق انسانها در نظام واپس مانده حاکم بر ایران امری بدیهی وجز لاینفک حیات روزمره انگلی آن است.حقوق اقلیتها چه دینی و چه قومی نیز بطور مستمر و سیستماتیک نقض می شود.ستم مضاعفی است که بر همه دگر اندیشان تحمیل می شود.....تقاضای من از مسئولان محترم سایت گویا این است که با نزدیک شدن انتخابات که برای رزیم اهمیت حیاتی پیدا کرده است اقدام به نظر سنجی کنند.روش کار باید ساده و در حد آری یا نه باشد زیرا بسیاری از خوانندگان گویا از ابراز نظر مبسوط گریزانند.با تشکر.

[بيدين فرارى - December 21, 2003 11:14 PM]

همگان ميدانند و ميبينند كه حكومت تشيع چه آشكار بر غير شيعه ها ستم ميكند...
آيا يك آدم را در ايران امروز سراغ داريد كه جرات كند بگويد به هيچ دينى اعتقاد ندارد... اگر او را يافتيد بدانيد كه او آمادگى خود را براى اعدام شدن اعلام ميكند.

[پولاد همایونی - December 21, 2003 11:06 PM]

هر کودکی که اندکی بیدار باشد و رسانه های گروهی جهان سرمایه داری خوابش نکرده باشند می داند که دولت فخیمه انگلیس و آمریکا تا بوده و بوده با راه انداختن بساط مذهب در کشورهای فلک زده که مردمانشان از بی خبری و خواب زده گی کامل رنج می برند سرشان را شیره مالیده اند و تنبان از پایشان ربوده اند و گرنه کدام احمقی است که در قرن بیست و یکم بخواهد مشکلاتش را با متن های خنده داری که بنام کتاب مقدس نامیده شدند حل و فصل کند. همین حالا این قدرت های استعماری با راه انداختن جنگ سنی و شیعه دارند پدر مردم عراق را در می آورند. این هشدار های مسخره به ایران هم در همین راستاست و گرنه جمهوری اسلامی که با جان و دل خواهان مذهبی تر شدن مردم است . برای آنها وجود چند هزار زرتشتی و یا مسیحی خطری ندارد. هنگامی که سردمداران این مذاهب خواهان سهم در قدرت شوند آنگاه جمهوری اسلامی محدودشان می کند. در تمام جهان هرکجا جنگ مذهبی یا ملی در جریان است پشت سرش سرمایه داری بیرحم ایستاده است . نمونه هایش در جهان وحشت زده کنونی کم نیست . تنها اندکی بینش می خواهد تا پلشتی ماجرا را درک کنی. از همین جا می گویم و در آینده خاورمیانه و ایران خواهیم دید که : آمریکا و اروپا خواهان هر چه بیشتر اسلامی شدن ما هستند . این تهدیدات آبکی و ساختگی تنها برای پوشاندن چهره ی کثیف سرمایه داری مهاجم و بی چشم روی امروزی است. جمهوری اسلامی دمار از روزگار مردم ایران درآورده است . فجایعی که توسط این حکومت مذهبی رخ داده در جهان معاصر بی نظیرند . همه ی اینها فراموش شده و حالا می خواهند با این پرت و پلا ها سرمان را بیشتر شیره بمالند. گرفتار این دام ها نشویم.

[saeed irani - December 21, 2003 11:06 PM]

واقعیت این است که جمهوری اسلامی ناقض حقوق اولیه انسانی است ولی اقلیتهای مذهبی در ایران تحت ستم مضاعفی قرار می گیرند حتی مذاهب و فرقه های دیگر مسلمان نیز بطور دائم زیر فشار و تهدید قرار دارند.دشمنی شیعه با دیگر ادیان نظیر مسیحیت یهودیت و بویزه بهاییت ریشه تاریخی دارد.بسیاری از بهائیان فقط به صرف داشتن و حفظ عقاید دینی خود بدست رزیم شکنجه و کشته شدند.با تمام این تفاصیل رسیدن به حقوق اقلیتهای دینی جدای از احقاق حق کلیت جامعه ایران نیست.بدون تحول اساسی در جامعه ایران یعنی بیرون راندن دین از وادی سیاست و برقراری جمهوریت ناب حقوق هیچ قشری.دینی یا قومی از تعرض مداوم این رزیم در امان نخواهد بود.آزادی ادیان مضمونی جدا از آزادی بیان و ابراز عقیده نیست و دستیابی و تضمین این اصل دموکراتیک الزاما باید بدون هیچ پیش شرطی متضمن آزادی دینی باشد.

[[email protected] - December 21, 2003 11:02 PM]

PLEASE help, We don't have ANY freedom in Iran, We Don't want this bloody islamic republic , we want a secular stat in our county, we are fed up of religion.

[بهروز - December 21, 2003 10:50 PM]

در ايران آزادي از هر نوع وجود ندارد.آزادي براي فساد حاکمان بر قرار است و آنان جوابگو هم نيستند و حکومت آنان حتي مخالف همان اسلام عقب مانده (قرائت تاريخي اسلام ايراني شيعه) است.
مردم بهايي و بابي و يهودي و اقليت هاي ديگر تحت فشار هستند.حتي اهل تسنن هم تحت فشار هستند.البته ستم مضاعف.

[mazdack - December 21, 2003 10:45 PM]

وقتی تنها یک طرز تفکر حاکم باشد چه مذهبی(اسلامی یهودی مسیحی...) ویا ایدئولوژیکی(ماکسیستی...)باعث تحمیل عقاید گشته و نمونه اش کشورهای کمونیستی و اسلامی است.مسیحیت قرون وسطی نمونه دیگریست.»مگر اسرائیل حکومتی ایدئولوژیکی نیست که با زور و با تئوریهای احمقانه ای ملیونها فلسطینی را کشته و آواره کرده؟بنابراین رژیمهای تک ایدئولوژیکی دورویه یک سکه هستند.

[Javad - December 21, 2003 10:18 PM]

Bale!

Azadye adyan dar Jomhorye Eslamye Iran kamelan naghz mi-sha-vad!

[اسلان - December 21, 2003 10:11 PM]

مثل روز روشن است در ايران غير از دين اسلام در آن هم غير از مذهب شيعه و در آنهم غير از طيفي كه به ولايت مطلقه فقيه عقيده دارند ديگران از آزادي برخوردار نيستند

[شبح - December 21, 2003 09:55 PM]

در ايران امروز آزادی همه اديان و حتا مسلمانان نقض می‌شود. شايد به‌جای حتا بايد گفته می‌شد "به‌خصوص"!
در ايران امروز دين‌داری و بی‌دينی هر دو سرکوب می‌شود.

[ali - December 21, 2003 09:23 PM]

There is no religious freedom in Iran. We should be free to practice any form of religion we wish even if it is completely against Islam. For example, Bahaeis are not allowed to practice their faith simply because Moslems do not recognize their religion as a valid one. Same thing is true if someone does not believe in God, his/her right are not guaranteed by Government. The bottom line is that unless we establish a secular government in Iran, there is no guarantee that freedom (religious, speech, political views) will be respected in Iran.

[آرش بابکان - December 21, 2003 09:10 PM]

اینکه در قانون اساسی رژیم آخوندی آمده است که در ایران دین رسمی تشیع دوازده امامی‌ست، خود گویای این واقعیت است که این رژیم دیگر دین‌ها و مذهب‌ها را برسمیت نمی‌شناسد. در همین قانون اساسی همچنین آمده است که خونبهای غیر مسلمانان (حتی اهل تسنن) بسیار بسیار کمتر از یک مسلمان شیعه است. و یک نمونه‌ی دیگر که نقض حقوق دگراندیشان دینی توسط رژیم را به اثبات می‌رساند، حکم اعدام برای کسانی که از اسلام برمی‌گردند است.

[Soni - December 21, 2003 09:04 PM]

Dar iran Azadi adyan vojoud NAdarad. Be Jonube Buosher, anja ke Arabhaye Soni mazhab zendegi mikonanad( Kangan, Asaloyeh ta Bandar abas) va bebinid ke che balaie sare inha avardehanad va hata Rovshenfekran va karkonane edari ke Arab va Soni hasdtand ra az edarat ekhraj kardeh ya NAmigozaranad ke az yek rotbeh moayani balatar beravanad.

[پویا - December 21, 2003 08:59 PM]

با این دسته گل های آقایان که اکثر مردم رو دین گریز کردند، زیاد هم نباید دور از انتظار باشه که مسلمون ها تو ایران توی اقلیت باشند هر چند که چون قدرت دارند فعلا روی همه سواارند.
ای کاش وزارت خارجه آمریکا اندکی نیز درباره حقوق بی دینان صحبت می کردند.
و در جواب به آقای آصفی یا بهتر بگوییم وزیر تکذیب میگویم: اکثر به اصطلاح مسلمانان در ایران حقوق سیاسی و اجتماعی ندارند و شهروندان دارای طبقه بندی هستند(ملت شهید پرور، جوانان بسیجی و...)، چگونه است که سایر دین ها (البته نمی دانیم با چه معیاری رسمی یا غیر رسمی می شوند)آزادی دارند.

[عليرضا برزگر - December 21, 2003 08:58 PM]

با سپاسگزاری از گويا و اميد به اينکه اولا اين مطلب به اين زوديها از سر خط مطالب گويا پايين نيايد که خيلی دير آمده و بايد حالا حالا آن بالا بماند!
و اما مشکل اقليتهای مذهبی در ايران در حقيقت مشکل اسلام است. اسلام بر عکس ادعا های بسياری که از جانب شريعتمداران می شود خود مرکز بين و انحصار طلب است. در اسلام اين انحصار به خشنترين وجه و ظالمانه ترين صورت تحميل می کند. ليست کشتار بيرحمانه در تاريخ هيچ دينی به اندازه کشتار غير مسلمانان بدست مسلمانان در جهان نيست. زيرا در اديان ديگر تنها در موقع جنگ از ديگر مذهبان کشتار کرده اند. اما در اسلام و نزد يک مسلمان در تمام لحظه های زندگيش اين القصاص و فی القصاص، و اين بکشيد تا رفع فتنه که از آيات قرآنی ست نهفته است. شما کافی ست شعارهای زمان انقلاب را در نظر آوريد. تمامش شعار های مرگ بر اين و مرگ بر آن بود. خمينی عزيزم بگو که خون بريزم بودو اين اينکه نمی شود خون مسلمان ريخت پس بايد خون غير مسلمان ريخت. در آن زمان شعار های اعدام بايد گردد بود که حالا هم هست، تيرباران بود حالا هم هست، حلق آويز در ملع عام بودحالا هم هست، شلاق بودحالا هم هست، محارب با خدا و اهل بيت بودحالا هم هست، مرتد بودحالا هم هست، ملحد بود و التقاطی و غير التقاطی وجود داشت و دارد، در تمام اين مراحل برای اينکه کسی مستحق مرگ شود اول او را خارج دين معرفی کردند و بعد به او شربت مرگ نوشاندند. فتوای قتل بهاييان را هيچ کسی جرأت باطل کردنش را نداشته و ندارد، اصولا روحانيون و آيت الله های ايران اين قوانين را همانند يک نيروی قتاله و کشتار گر و کر و کور در اختيار دارند، آنها گاهی اين نيرو را مهار می کنند و به پيروان مسلمان خود می گويند که حالا دست نگه داريد بعد هم با کمال افتخار می گويند که ما جلو قتل عام را گرفتيم. اين نيرو برای انها از بمب اتم هم کارآمدتر است، برای همين هم شما خواهيد ديد که آنها برای دفاع از اين نيروی اهريمنی دربرابر آمريکا بيشتر دفاع خواهند کرد تا مسئله پرتوکل الحاقی! چون اگر اين نيرو را از دست بدهند ديگر ماندن آنها ممکن نيست. آنهاوقتی اين نيرو را آزاد می کنند هم از آن به افتخار ياد می کنند. شما کافی ست بر حسب تصادف وارد يک محفل روضه و وعظ و سخنرانی اسلامی و شيعی شويد غير از خون و خونريزی و قتال و کشتار و شهادت چيزی ديگر نخواهيد شنيد. شما يک نفر غير مسلمان را در ايران پيدا نمی کنيد که از ته دل احساس امنيت کند، چه بهايی چه مسيحی، و چه يهودی و چون ما «من درآوريترين» مذهب جهان يعنی تشيع را داريم ، حتی با سنی ها هم چنان خصمانه رفتارکرده ايم که حتی آنها هم احساس امنيت نمی کنند. اگر هم از ميان اين اقليتها کسانی بر عکس اين ادعا را کردند آن شنونده اين ادعا و شما خواننده محترم چه مسلمان باشيد و چه نه بطور صد در صد می دانيد آنها از سر ترس و از بيم جان و شمشير و برهان قاطع مذهب اسلام چنين وانمود می کنند. شما با برسی متون تاريخی حواهيد ديد که طبق قوانين اسلام جان و مال و ناموس غير مسلمان بر مسلمان حلال است. کشتارهای و حشتناکی را که مسلمين به يهوديان به مسيحيان، به زرتشتيان، به خصوصا بهاييان کرده اند پشت هر انسانی را می لرزاند. ولی به محض اينکه اين انسان مسلمان از آب در می آيد در ته دلش نمی تواند راضی نباشد! چرا؟ زيرا هزار و چهار صد سال است که اين قوانين به صورت دگم و شربت الهی به خورد و نوش روح و روان او داده اند. به يک مسلمان در قرآن آموخته اند که چگونه بايد با ضرورت و التزام غير مسلمان بکشد تجاوز کند از مال او بدزدد. اگر چنين نمی بود چگونه ممکن بود که پيامبر اسلام با تعداد کمی طرفدار چنين اسلاميزاسيونی در جهان بکند. اگر هم می گوييد که اسلام دين رحمت است پس با اين ليست کذايی که گفتم چه خواهيد کرد. آخرينش همين آغاجری خودمان، همين اشکوری خودمان! همين پروانه و داريوش خودمان، مختاری و پوينده، تفضلی و علايی ناصر زرافشان تازه آنها خودشان و صد البته شايد از همان ترسی که گفتم ـ چون آنها خيلی خوب و بهتر از من و شما به درجات رحمت اين دين و عمق شفقت آن آگاهی دارند ـ جرأت گفتنش را ندارند. تازه يادتان باشد که ما در قرن بيست و يکم زندگی می کنيم و با مسلمانان مدرن سر و کار داريم. شما فکر نکنيد که اين حلّيت سربريدن و تجاوز به مال و ناموسی به غير مسلمان فقط مختض يک سرباز گمنام اسلام و امام زمان است نه به هيچ وجه! مادر پير و مادر بزرگ پيرتر و پدر بزرگ و بقال سر کوچه من و شما هم اگر خودش ديگر زورش نمی رسد به اعمال چنين رفتاری چشم می بندد. و فاجعه در اين است که روشنفکران ايران هرگز به اين مقوله نپرداختند و اين شوک را به مردم وارد نکردند که آخر مگر همه ما انسان نيستيم...
اما حميد رضا آصفی را در خود ايران و حتی وزارت خانه متبوعش هم کسی به حسابش نمی آورد( کسی که از نزديک با اين وزارتخانه سر و کار دارد می گفت که همه به او می گويند حميد چاخان!) چه برسد به اينکه اعلاميه ای در مورد نبود تبعيض دينی در ايران صادر کند. آقای خاتمی خودش و بهتر از او رهبری نظام نه تنها اين تبعيض را قبول دارند و به آن افتخار هم می کنند بلکه اصولا با تکيه به اين تبعيض سر کارند. ..
مردم ايران و جهان غير مسلمان کم کم دريافته اند که اشکال اصلی عقب ماندگی کشورهای به زور مسلمان شده در کجاست. به اميد اينکه ديگر کشورهای مسلمان نيز اين را دريابند...
برای ايران با سابقه تمدنی هفت هزار ساله شرم آور است که يک حکومت دينی داشته باشد، برای ايران با تمدن هفت هزار ساله ننگ دارد که وقتی برای گرفتن شناسنامه و گذرنامه، وگواهی نامه و ثبت نام در يک اداره و دانشگاه و دبيرستان و ... برای فرم پر کردن بايد دين و مذهب خود را هم بنويسد. اگر اصولا حرفهای جمهوری اسلامی راست باشد چه نيازی هست که اينهمه بر اسلامی بودن اين جمهوری پای فشارد؟!
روشنفکران ايران به اين موضوع بپردازيد، اين موضوع از هر مقوله ای واجب تر است. همه راه های پيشرفت ايران اگر از ميان اين مسئله گذر کند نتيجه بخش خواهد بود...
از خواننده محترم درخواست می کنم به دوستان و آشنايان خود خبر بدهد که در اين بحث حياتی شرکت کنند. به اميد روزی که کسی از کسی دين و ايمانش را نپرسد ناتمام!

[کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی - December 21, 2003 07:39 PM]

به نظر ما همه افراد باید حق داشته باشند که هر دینی داشته باشند یا دین نداشته باشند.
افراد می توانند به هر شیوه ای که مانع از آزادیهای فردی و اجتماعی دیگران را به خطر نیندازد و تعرض به حقوق دیگران تلقی نشود مناسک مذهبی خود را به جا آورند.
اما ما مخالف امتیاز ویژه برای یک دین در کشور و به رسمیت شناختن یک دین به عنوان دین رسمی و موافق جدایی کامل دین از سیاست و نیز افشای نقش مخرب حاکمیت یک مذهب به عنوان یک ایدئولوژی تو تالیتر هستیم.
کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی

Copyright: gooya.com 2016