رادیو صدای اسرائیل: "بنا بر نظر کارشناسان، حکومت دینی ایران تا دستیابی به بمب اتمی چند ماهی بیشتر فاصله ندارد"
امروز بحث انتخابات هفتم مجلس شورای اسلامی داغ است. در برهه ای چون انتخاب و گزینش ، مرزها به شکل بسیار خاصی روشن و شفاف میشوند. مانند همیشه مخالفین نظام کنونی مردم را به عدم شرکت در انتخابات و موافقان مردم را به شرکت در انتخابات دعوت میکنند.
گویی عدم شرکت یعنی نه ، و شرکت یعنی آری. و گویی پس از شرکت دیگر چیزی مهم نیست. اگر مشارکت کردی ، به هر کس که رای دادی ، یا حتی اگر رای سفید دادی ، آب به آسیاب جمهوری اسلامی ریختی و چنانچه به هر دلیلی مشارکت نکردی ، هر چند حق با تو باشد ، آب به آسیاب مخالفان ریختی ....
لذا مرزها به شدت روشن میشوند .... در این مرحله کسی نمیتواند مشکوک و مردد باقی بماند ....
موافقان نظام ، منهای علت موافقتشان ، و اینکه آن علت تا چه حدی صحیح و منطقی است ، باید در انتخابات شرکت کنند. بعضا برای موافقان ، این مشارکت امری واجب و فرض تلقی میشود.
مخالفان حکومت جمهوری اسلامی اما وضعی دیگر دارند .... رسیدن به تصمیم در میان مخالفان نظام بر خلاف وضعیت موافقان ، دقیقا با علت مخالفتشان و آینده مد نظرشان رابطه دارد.
آنها خوب میدانند که شرکتشان در انتخابات ، آبروی جمهوری اسلامی خواهد شد و عدم شرکتشان ، انزوا در داخل. و تا اینجا شرکت یا عدم شرکتشان ، به ضررشان تمام میشود.
اما بعد چه میشود؟
اگر مخالفان و منتقدان نظام به شکل وسیعی در انتخابات شرکت کنند و به کاندیدای مورد نظرشان ( هر چند ممکن است مورد نظر آنها به شکل مشخص وجود نداشته باشد ) رای بدهند ، در آینده ممکن است یک حدودی از توازن در رقابتهای سیاسی کشور حفظ شود. و صد البته جمهوری اسلامی نیز در برابر دیدگان دنیا آبرودار میشود. به هر حال شاید بشود با پذیرش شرایط موجود ، یک زندگی نسبتا معقول و کم سر و صدا را همراه با نهادهایی همسو در نقاطی از حاکمیت ، داشت.
اما اگر شرکت نکنند چه؟ طبعا از کرسیهای مجلس دور میشوند .... دولت آینده را نیز از دست میدهند .... جناح حاکم نیز از آنجا که بسیار باهوشتر از آن است که تن به درگیری با قدرتهای دنیا بدهد ، در سطوح مختلف سعی در جلب رضایت آنها خواهد کرد و این بار با ضمانت اجرایی بسیار بالاتری با قدرتها گفتگو میکند و احیانا ایران تک قطبی و همراه ، از نظر ابرقدرتها ، ضریب خطر بسیار پایینتری در معادلات و روابط بین المللی خواهد داشت.
لذا اگر بخواهیم یک رده بندی در خواسته های قدرتهای طراز اول جهان داشته باشیم ، احیانا آنها به شکل طبیعی بسیار خوشحالترند که حکومت ایران را به شکل کامل از آن خود کنند. همه ما میدانیم که حاکمیت در ایران ، با همین قوای فعلیش ، براحتی از ایران میتواند دفاع کند و ایالات متحده هرگز زیر بار درگیری با 10 میلیون انسانی که دفاع را وظیفه شرعی خود میدانند نخواهد رفت. در مرحله دوم به نظر میرسد قدرتهای جهانی خوشتر داشته باشند که طرف حسابشان در ایران در وهله اول کاملا روشن ، و در وهله دوم دارای همه قدرت باشد. چرا که در چنین صورتی است که اگر رایزنی و گفتگویی با ایران به نتیجه برسد ، ضمانت اجرایی آن بسیار بسیار بالاست. طبیعی است که ایالات متحده به هیچ وجه مایل نیست با حکومتی مثل پاکستان درگیر شود چرا که زمام امور در دست یک فرد است و او همه قدرت را دارد و رایزنی با شخص او گویی رایزنی با همه پاکستانیهاست!! مسئله در جایی برای قدرتها بغرنج میشود که یا تمرکز قدرتی نیست و یا قدرت متکثر به هر دلیلی حاضر به رایزنی نیست.
دفاع یکجانبه ایالات متحده از یک جناح در ایران و نظر رد او بر جناح مقابل ، گویای این واقعیت است که او در وهله اول در ایران تکثر نمیخواهد . بلکه به شکل کاملا طبیعی همانی را میخواهد که جناح های تمامیت خواه ایران (از اصلاح طلب و محافظه کار) میخواهند ولی این بار به سود خود !!
حال فرض کنید یکی از این جناحها که در عرف به اقتدارگرا موسوم است ، پس از حاکم شدن ، با دیدی منطقی که در این 25 سال بدست آورده ، به شکل پنهانی با ایالات متحده به گفتگو بنشیند و فشارهای بین المللی را کاهش بدهد و نهایتا حاکمیت خود را تثبیت نماید. ایالات متحده نشان داده است که طرفداری او از مفاهیمی چون حقوق بشر ، یک طرفداری هدفمند است که هیچگاه آن هدف ، دفاع از حقوق بشر نبوده است!!
به کشورهای حاشیه خلیج نگاهی بیندازید. آنها حقوق بشر را رعایت میکنند؟ هرگز .... اما ایالات متحده صرفا به دادن سالانه یک اعلامیه و رتبه بندی درباره آنها اکتفا میکند!
عربستان سعودی آیا یک حکومت دموکراتیک است؟ هرگز .... اما دوست ایالات متحده است.
و نهایتا میبینیم ، حرف و حدیث های بسیاری که درباره رعایت حقوق بشر در سرزمینهای فلسطین و اسرائیل وجود دارد ، هرگز ایالات متحده را به واکنش وا نمیدارد. اینها نشانه چیست؟
وجود قدرتهای متمرکزی در نقاط ذکر شده و مشابهان آنها در دنیا که منافع ایالات متحده را تامین میکنند ، آنها را از تیررس دیدبانان حقوق بشر دور داشته است!!
نهایتا باید پذیرفت که آمریکا یک قدرت است مثل همه قدرتهای دیگر. او نیز بدنبال منافع خویش است. گاه این منافع با دفاع از حقوق بشر و گاه با اغماض و چشم پوشی در مقابل نقض آن تامین میشود.
این همه بدین علت نگاشته شد که مخالفین حکومت اسلامی در ایران ، کمی بیشتر به نسخه ای که برای هواداران خود مبنی بر عدم شرکت در انتخابات میپیچند ، فکر کنند.
عدم شرکت آنها حکومت را به جناح مشهور به اصولگرا خواهد داد و احیانا تنها مشکلی که برای حکومت ایجاد میکند مسئله وجهه بین المللی است .... وجهه بین المللی هم باید دانست که همیشه با میزان مشارکت مردم رابطه ندارد. حکومت مصر نماینده بخش کوچکی از مردم خویش است ولی وجهه بین المللی را حداقل در نزد قدرتهای تعیین کننده حفظ کرده است.
آنقدر که تمرکز بی حساب قدرت ممکن است برای ما ایرانیان خطرناک باشد و منشا استبداد گردد ، وضعی مشابه سالهای حاکمیت دوقطبی اصلاح طلبان و محافظه کاران خطرناک نیست.
حتی اگر گروههایی حکومت فعلی را اصلاح نا پذیر بدانند ، منهای اینکه منظور آنها از اصلاح چه باشد و چه هدفی را مد نظر داشته باشند ، طبعا باید با کمی تامل به این نتیجه برسند که زندگی در محیطی که بخشی از حاکمیت آن تا حدودی هم فکر ماست بسیار ارجح است به زندگی در محیطی که با حاکمیت آن کاملا غیر هم فکریم. خصوصا در شرایط کنونی دنیا که قدرتها به سهل ترین راههای برآوردن منافعشان می اندیشند و درگیر شدن با حکومتها آخرین تیر ترکش است و نه اولین آن.
به جمله ابتدایی این نوشتار نگاهی بیندازید.
اسرائیل خود دارای بمب اتم است. او از آشکار شدن این موضوع نمیترسد. حتی آن را فریاد میزند!!
میگوید ما شروع کننده نزاع هسته ای نخواهیم بود . و ضمانت گفته خود را به اعتبار تعهداتش میسپارد.
او در عین حال تعهدات ایران را نمیپذیرد. نمیپذیرد که قدرت دیگری در ایران بمب اتم داشته باشد و ضمنا مانند او تعهد کند که آغاز گر نزاع هسته ای نخواهد بود. اینها همه نشانه آن است که مجهز بودن به بمب اتمی بد نیست اما فقط برای ما و همفکرانمان. به روزی اندیشه کنید که قدرت تام الاختیار ایران با مذاکره ای ، نظر قدرتها را برگرداند و رادیو صدای اسرائیل بگوید : (( حکومت دینی ایران اطمینان داد از اسلحه اتمی خود علیه هیچ دولتی خصوصا دولت دوست و همسایه خود اسرائیل ، استفاده نخواهد کرد )) !!