آيت الله محمد هادی معصومی با ساده انگاری تمام و در جواب به مقاله آقای يعقوب سهرابی نوشته اند:
چرا روحانيون خودشان را از مردم جدا کرده اند و به قدرت دوخته اند. چرا نبايد روحانيون در اين ظلم موضع بگيرند؟ چرا آنها فتوای تحريم فعال در انتخابات را نمی دهند؟ آنها بخوبی می دانند که بزودی بايد در پيشگاه مردم و خدای مردم پاسخگوباشند، چرا پيش از روز واقعه فتوای تحريم اين اسلام حکومتی واين انتخابات را نمی دهند؟
من کوشش می کنم به حضرت آيت الله معصومی پاسخ دهم! حضرت آيت الله چنانکه شما خود بهتر از من می دانيد در مملکت ما طبقه ای وجود نداشته و ندارد که به اندازه روحانيون از قِبَل مردم ارتزاق کند. روحانيون در طول تاريخ در اين مملکت با حيله و نيرنگ از اين مردم اخاذی کرده اند. آنها با وانمود کردن اينکه به قول آقای سهرابی رابط خدا و خلقند دستشان پيوسته در جيب مردم بوده. تفاوت امروز آقايان با ديروز اين است که امروز اين آفايان دستشان در جيب و چشم و گوششان در خانه مردم و کنترلشان بر خزانه مملکت است. آنها از روز اول بوجود آمدن اين دين بر نواميس و مال و دارايی مردم چشم و دست داشته اند. آنها در حکومت امروز خودشان را صاحب خانه می دانند، بيخود نيست که برای بر حق وانمودن خود می گويند که حکومت ما همان حکومت امام زمان است . آخوندی که مسئول کفن و دفن و تلقين خوان به ميت و دعا خوان و روضه خوان شعبده باز بوده حالا آمده شده رهبر ولايت مطلقه، رئيس جمهور، آيت الله بوده حالا شده صاحب يک کشور با هفت هزار سال سابقه تمدن، می رود در برابر ارتش سان می بيند، برايش پيشفنگ و پس فنگ می کنند، اسم رئيس جمهور و فرمانده کل قوا برای خودش درست کرده، رئيس مجمع تشخيص مصلحت جيب خودش شده. يک سری بقال و چقال را آورده کرده سردار پاسدار فلان و بهمان، از خاک تا جواهر اين مملکت را دارد میفروشد، بعد هم با فشار نابغه های ما هی از اين مملکت فرار می کنند و آقای خمينی و خامنه ای و رفسنجانی و خاتمی و موسوی اردبيلی و موسوی تبريزی و موسوی شاهرودی که از قضا همشان هم سيدان جليل القدری هستند گفتند بگذاريد اين کافران برند! آقای موسوی اردبيلی که او هم الحمدلله از فرزندان فاطمه است روزی در نماز جمعه از کيسه خليفه امام زمان می بخشيد می گفت:«... بگذاريد اينها برند، بعضيها بعضی وقتها ميگن اينها بيايند! ما اين همه زحمت کشيديم اينها را از مملکت بيرون کرديم حالا آين آقايا ميگن اينها بيايند. اينها هر کدمشان که بيايند دست کم اگه صد تا مشکل برای ما نداشته باشند اقلا ده مشکل رو دارن! ...»( اينها يعنی همان نخبگان) و صد البته نخبگان ما هم به جای ماندن و پنجه افکندن و در افتادن با جهالت شريعتمداران و شايد به خاطر اينکه مردم از آنها پشتيبانی نکردند رفتند. و آخوند از رفتن او و جانشين شدنش جشن گرفت و بر ريشش حنا بست. در اين جشن و حنا بندان او غافل بود که مردم کم کم از غفلت بيرون می آيند، و به زودی يقه او را چنان محکم می گيرند که از به قدرت رسيدن خود پشيمان شود. چنانکه دارد می شود. و نامه نوشتن آفای آيت الله معصومی و دعوت به مردم به نه گفتن به حکومت آخوندها هم از همين پشيمانی سرچشمه می گيرد. ولی آقای آيت الله معصومی پاسخ به پرسش بالای شما اين است که ملا ها از اين جهت مثل شما فتوای تحريم نمی دهند که از حرص و ولع حليم در ديگ حليم افتاده اند. معلوم است که در ديگ حليم افتادن حلاوتی دارد چون هم چرب است و هم گوشتآلود است و هم گرم و هم ليز و لغزنده و اينها همه چيزهايی ست که روحانی را خوش می آيد. ولی روحانی غافل از اين بود که آتش زير اين ديگ مرتب شعله ور تر می شود و به همين زودی امام و اصحاب امام در آن ديگ خواهند پخت. بنا بر اين آيت الله ها نه تنها از ترس از دست دادن امتيازات است که در برابر فساد و اعتياد و فحشا و قتل و کشتار و تجاوز و سنگسار و زندان و حراج مملکت سکوت می کند بلکه اصولا کانون همه اينهاهستند. يک روحانی همه اينها را فضيلت می داند. آقای سهرابی چنان مطلبشان را خوب نوشته اند که به نوشتن من نيازی نيست. من خوانند گان اين سايت را به خواندن و چاپ و پخش نوشته آقای سهرابی دعوت می کنم. ولی در عين حال بايد به فتوای تحريم اين حکومت و اين انتخابات از يک روحانی نيز خشنود بود. اميد است که فتواهای ديگری نيز در اين زمينه از روحانيون ديگری منتشر شود. خصوصا طلبه های جوان. من نيز بعنوان يک شهر وند ساکن اين مرز و بوم از همه هم وطنان تقاضا می کنم که اگر انتخابات به صورت يک همه پرسی کلی در کشور بر گزار نشد حتی از خانه هم بيرون نيايند . ما برای زنده ماندن و پيشرفت راه ديگری نداريم مگر اينکه اين حکومت فاسد و فاسد پرور و ايران خراب کن را دفن کنيم. امروز با اتفاقات جهانی تنها راه دفن اين جرثومه ضد ايرانی شرکت نکردن حتی يک نفر در اين انتخابات است. مردم ايران بايد بداند که حکومت اسلامی برای ماندن و تبليغات خود ميلياردها دلار را به قراردادهای همه مشکوک و بارشوه های سرسام آور( که يک قلم کوچک آن 15 مليون دلار بود به جيب مهدی آقا پسر ادکلن زده هاشمی رفسنجانی و به بيرون درز کرد) به جيب سرمايه داران اروپايی ريخته تا برای خودش آبرويی بخرد. هموطنان هيچ کس دلش مگر برای خودش نمی سوزد. ما بايد به طور يکپارچه با نه گفتن به اين انتخابات به گوش جهانيان برسانيم که اين گروه فتنه گر، تروريست، قاتل و زندان ساز و زندانی کن را نمی خواهيم. ما بايد با شرکت نکردن در انتخابات ياد و خاطره مردان و زنان بزرگی که در خانه ها و کوچه ها و زندانهای مورد تجاوز قرارگرفتند و ناجوانمردانه همچون پروانه و داريوش فروهر و يا زهرا کاظمی و هزاران ديگرکشته شدند و يا همچون اکبر گنجی و محمد باطبی و هزاران ديگر در زندان مورد شکنجه های جانسوز قرار گرفتند در آنجا پوسيدند را گرامی داريم. خانمها آقايان هموطنان. اين شانس بزرگ را غنيمت بشماريد. به اين آقايان که سرانجام ايران را بر باد خواهند داد بگوييد که چاره ای جز يک رفراندم همه پرس و يک رفراندوم ساختار شکن ندارند. اگر می خواهيد که اين آقايان ما را به سرنوشت عراق و خودشان را به سرنوشت صدام گرفتار نکنند شما خودتان با شرکت نکردن تمام عيار از اين گروه بيزاری بجوييد. شرکت نکنيد. شمايی که دسترسی به سايتهای ملی داريد اين نوشته ها و توصيه ها را در شهر و دهستان و روستا منتشر کنيد. اگر امروز نکنيد فردا پشيمان خواهيد شد. در قافله تمدن ما با آنهمه سابقه تاريخی عقب مانده ايم همه اين عقب ماندگيها زير عبای روحانيان است از اين جماعت فاصله بگيريد. تا کی می خواهيد مصرف کننده باشيد. اين مکتب است که از ما تمامی ابتکارات را گرفته است. رای ندهيد و ديگران را به دوری از اين دو گروه اسلامی اصلاحطلب و اقتدار گر که هر دو سر و ته يک کرباسند و دو روی يک سکه تشويق و راهنمايی کنيد. ما اگر امروز بر عليه اين انتخابات حکومت اسلامی بسيج نشويم هر چه بر سر مملکتمان بيايد خود مسئوليم و قابل سرزنش.
در همين ارتباط:
چرا روحانيون فتوای تحريم فعال در انتخابات را نمی دهند؟ محمد هادی معصومی