شنبه 6 دي 1382

یادداشتی در ارتباط با بازداشت 24 ساعته بهروز خالقی دبیر انجمن اسلامی دانشگاه یزد، عماد بهاور

نمایش دلقک ها


بهروزخالقی که از زندان درآمد، با او تلفنی صحبت کردم. مانده بود بخندد و یا بگرید. 24 ساعتی به نمایش سیاه بازی رفته بود. پس از معرکه ی حمله به میردامادی که بعدها مضحکه شد، محکمه ای نام وی را جزو متهمین آورده است. حکماً اگر مملکت سر جایش بود باید آمرین و حمله کنندگان را می گرفتند و نه کسی را که به وی حمله شده است؛ و اما اتهام وی:
به او گفته اند که تحریک کننده گروه های فشار بوده ای. لابد خالقی یک هفته تمام جلوی پایگاه [...] به برادران زبان درازی کرده است که ایشان تحریک شده اند تا به شیرزاد [میردامادی] حمله کنند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

از روز اعلام خبر حضور شیرزاد در یزد، ده ها نامه تهدید آمیز به مراجع اجرایی استان رفته است وتلفن ها شده است که می کشیم و می زنیم و خون می ریزیم. آیا خالقی ایشان را تحریک به فرستادن تهدیدنامه کرده بود؟
در روز معرکه ، آنطور که حافظه یاری می کند، در نمازجمعه، شب نامه هایی پخش گردید و برادران پس از اجابت نماز همگی با نقشه ای از قبل طراحی شده در جلوی مرکز فرهنگی دانشگاه یزد تجمع کردند. ملایی هم در آن میان سخنان آتشین برزبان می راند. اگر خالقی تحریک کننده بود، پس ملا چه کاره بود؟
خالقی اساساً دیر به مراسم رسید؛ همگی دیر رسیدیم؛ تازه وارد سالن شده بودیم که برادران از درها بالا آمدند و به درون سالن ریختند. یکی از برادران [ویا خواهران] مخلص در گزارشی [که به عنوان سند اتهام در دادگاه وجود دارد] به دادگاه نوشته است که خالقی ویدئو پروژکتور مرکز فرهنگی را از بالا به پایین پرتاب کرده و شکسته است. تصورش خنده آور نیست؟ « در میانه ی حمله برادران، زمانی که همه نگاه ها، نگران به سوی میردامادی دوخته شده است و وی زیر مشت و لگد [به اصطلاح] حزب الله قرار دارد و هنگامی که هرکسی از گوشه ای فرار می کند، ناگهان بهروز خالقی به ارتفاع 4 متری پرواز می کند و ویدئو پرژکتور را بر زمین می اندازد.»
در گزارش آمده است که افتادن ویدئو پرژکتور باعث به وجود آمدن دود و صدای مهیب شده است و اینچنین است که برادران تحریک شده اند. این خود از مظاهر قدرت تشخیص « گاومیش از کمانچه» است؛ چراکه همگان می دانند صدای مهیب و دود از انفجار نارنجک دودزا بوده است و نه از افتادن ویدئوپروژکتور . جهت تحقیق در این رابطه، احتیاج به تایید یک مشاور نظامی نیست. از کودکان سرخیابان هم می توان حقیقت را جویا شد؛ آنان که سالها در مراسم چهارشنبه سوری ویدئوپروژکتور بر زمین کوبیده اند.
یادداشتی که می باید در دفاع از دوستمان به جد نوشته می شد ، به طنز گراییده است. همه چیز به نمایش دلقک ها شبیه شده است: به غایت مضحک و تلخ. گروه های فشار یزدی در صدد تقلیدند از همکیشانشان در تهران و اصفهان؛ دادگستری یزد نیز همچنین. اما، نه این و نه آن، هیچکدام مقلدین خوبی نیستند از مراجع تقلیدشان. آن یک به جای شیرزاد، میردامادی را می زند و آنهم چه زدنی! و این یک برای دانشجویی پرونده سازی می کند و آنهم با چه شهودی و اسنادی.
مدعی بر کرسی متهم نشسته است و متهم به جای شاکی؛ میردامادی به جای شیرزاد کتک می خورد و به جای حمله کنندگان، خالقی را می گیرند: یک سیاه بازی تمام عیار؛ بر روی صحنه، سیاهی جای سپید نشسته است و آقایی می کند و لابد تماشاچیان نیز باید بخندند به طنازی و ادا و اطوار او. و یا سیاهی به تقلید از آقای خود، ادای او را درمی آورد. برادران، نه فقط در تقلید که در تشخیص هم مشکل دارند: همان داستان گاومیش و ... . سیاهک اینبار دامن دختر همسایه را با لنگ حمام اشتباه گرفته است؛ آیا خنده دار نیست؟
نمایش که آغاز گشت، کسی سوت و کف نزد. همه نشسته ایم به عزای دلقک ها و عروسک های خیمه شب بازی و سیاه پوشیده ایم به بخت سیاه خود و مملکت خود. شکایت می بریم بر یزدان که چرا دلقکان و سیاهان را بر ما مسخر گردانیده است.
نمایش که تمام شود نیز، باز هم کسی سوت و کف نخواهد زد. پول بلیطمان را دلقک های بیچاره پس نخواهند داد. پس یکراست به سراغ رییس تماشاخانه خواهیم رفت.

در همين زمينه:

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/2635

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'یادداشتی در ارتباط با بازداشت 24 ساعته بهروز خالقی دبیر انجمن اسلامی دانشگاه یزد، عماد بهاور' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016