شنبه 6 دي 1382

زنده بگوري تا به كي؟ افسانه خاكپور

شبي كه خبر زلزله رودبار را در سال 1990 شنيدم در حال آماده شدن براي بازي در يك تمايش تياتري بزبان فرانسه بودم.
در آن شب كه قادر به كنترل اشك خود نميشدم، دختر جوان فرانسوي كه در حال تزيين موها و لباسم بود فكر ميكرد كه دلخوري ام از دست كارگردان بد قلق بوده و براي همين با خودداري خاص فرانسوي اش كنجكاوي بيشتري در اينباره نكرد، ساعتي بعد يكي از بازيگران به محض ديدن چشمان اشك آلود من گفت تلويزيون را ديده اي، چه زلزله اي.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

درروزهاي پس از آن فاجعه، به كمك عده اي ديگر از ايرانيان پاريس كميته اي براي كمك به زلزله زدگان تشكيل داديم و حاصل آن نيز جمع آوري كمك نقدي براي زلزله زدگان بود كه با ياري نويسندگان داخل كشورمنجر به تشكيل مدرسه اي در اين منطقه گرديد.
وسپس برگزاري شب بزرگي از موسيقي و نمايش در يونسكو با جمعي ديگر ازهنرمندان ايراني از جمله صادق هاتفي (كارگردان)، حميد جاودان (بازيگر) و چند هنرمند ديگر به نفع زلزله زدگان .
اينبار اما با ديدن تصاوير زلزله بم و شهرها و دهات اطراف از خونسردي خود به تعجب افتادم و از خود پرسيدم آيا تكرار اين فاجعه در ايران، تركيه و الجزاير مرا چنين بي تفاوت كرده يا ناتواني من در مقابل ابعاد اين فاجعه است؟
آيا نميتوانستم فرو ريختن ارگ بم و با خاك يكسان شدن شهر را باور كنم؟

آيا مرگ دسته جمعي و زنده بگوري جزيي از سرنوشت محتوم مردم اينگونه كشورها شده؟ آيا زلزله كه حادثه اي در طبيعت است تقدير مرگ آور مردم بيگناه كشورهايي ست كه دولتشان از حفظ جان مردم مبراست؟
پس نقش مسوولان و دولتها در پيشگيري فحايع طبيعي و نجات جان مردم چيست؟

سالي پيش در تركيه دولت اين كشور كه ساختمان سازي بي رويه در مناطق فقير را مجاز دانسته بود، بعد از زلزله بجاي نجات انسانهايي كه زير آوار مانده بودند با سبعيتي بي نظير و با بولدزرها زمين را صاف كرد و چه بسا انسانها را زنده بگور نمود.

در ايران بدليل وضعيت خاص جغرافيايي، زلزله امري مكرر است دولت و مسولين شهرسازي كوچكترين توجه و كنترلي بر شيوه ساختمان سازي نداشته و امروزه اين رشته بدست بساز بفروشاني افتاده كه تنها هدف مقدسشان يكشبه پولدار شدن است و بس.

بساز بفروشاني كه در ميانشان بقال و كارمند تا كميته چي سابق و وزير و مقامات والامرتبه راميتوان يافت. هريك صاحب دهها برج و ساختمان چند ميليوني و حتي چند ميلياردي گرديده و با جان مردم بازي كرده و با پول باد آورده به سير و سياحت ميروند .

حاصل اين بازي زشت سرمايه داران نوكاسه و بي فرهنگ، زنده بگور شدن هزران نفر از مردم بيگناه كشورماندر زير آوار همين ساختمان هاي كاغذي است.
در ژاپن و امريكا كه خطرناكترين زلزله ها در آنها اتفاق ميافتد بدليل كنترل شهر سازي و تطبيق ساختمان سازي با اصول ضد زلزله كمترين خسارت به ساختماتها و به مردم وارد ميشود.
و در اينجاست كه نقش يك دولت هوشمند و مسوول جان مردم آشكار ميشود و بعكس تفاوت آن با دولتهايي كه كمترين اهميتي به جان و مال و هستي شهروندان خود نداده نيز روشن ميگردد.
دولتمرداني كه خود عاملين ايجاد بازار سياه در زمينه هاي مختلف اند چگونه ميتوانند آني به رفاه، آسايش و حتي بقاي فيزيكي شهرها، آثار تاريخي و جان مردم خود بيانديشند.

علي رغم برنامه ريزي هاي پي در پي براي توسعه در ايران، تنها چيزي كه مد نظر نيست همان كنترل توسعه انساني و شهري است.
دولت ايران با و جود درآمدهاي هنگفت گاز و نفت و ساير منايع طبيعي، كوششي براي توسعه روشمند شهرو دهات ندارد و هر بار فاجعه طبيعت بنام تقديري اجتناب ناپذير و با خواندن نماز و دعا به خورد مردم داده شده و پس از چندي به فراموشي سپرده ميشود.

هر بار بر علل فاجعه و كاستي هاي مسوولين در پيشگيري آن سرپوش گذاشته ميشود گويي ما هنوز در جهان ده قرن پيش زندگي ميكنيم كه بشر در مقابل بلاياي طبيعي عاجز بوده وچاره اي جز تسليم تقدير و سرنوشت شدن ندارد. و گويي ايران افريقاست كه بايد برايش مواد دارويي، كاوشگر زلزله و لباس و غيرو بفرستند.

آخر زنده بگوري تا به كي؟

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/2636

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'زنده بگوري تا به كي؟ افسانه خاكپور' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016