دوشنبه 8 دي 1382

هنگامه اي كه چيزها در جاي خود نيستند، خسرو زرتاب

در 27/12/81 (مقالة زلزله و تهران ـ همبستگي) و پيش ازآن و بسيار بيش تر گفته بودم در ايران عناصر كار خود را نمي كنند و هر كدام در حوزه هاي ديگري جز آنكه وظيفة اصلي اوست حضور و دخالت دارد و دولت (به مبناي State ) در اين سرزمين از مهمترين و بارز ترين آنهاست. در باب زلزله هشدار داده بودم كه كار دولت دخالت هاي بيمورد در اموري نيست كه حضورش در آنجا به دليل اندازة بزرگي كار و ناچيـزي امكـانات و تـوان او ( براي مقـاوم سازي ساختمـانهاي دولـتي در سـال دولـت
بودجه اي معادل ده ميليارد تومان تخصيص داده و اين همة توان دولت موجود است. در حاليكه براي مقاوم سازي بناهاي مردم در تهران بايستي معادل بيش از ده هزار ميليارد تومان هزينه كرد يعني با ادامة روند موجود مقاوم سازي مجموعة بناهاي موجود تهران هزار سال زمان ميخواهد!! ) كمـك كه نيست هيـچ بلـكه مانـع كــار است. حـوزه اي كه دولـت بنـا به ساختـار“ بـوروكـراتيـك ” وحجـم
باد كرده اش هرگز نمي تواند نقش ايفا كند مقاوم سازي بناهاست. در اين حوزه وظيفة دولت (به معناي State) بازگشودن بندها از بدنة نهادهاي حرفه اي تخصصي و مردمي و دانشگاه ها است تا اين نهادها بتوانند با تشكيل هسته هاي دانشجويي و مردمي داوطلب در هر محله و منطقه اي به شناسايي بناها و ارائة راه تأمين حداقلي از مقاومت براي آنها (تحـت نظر مسئوليـن فـني شناخته شده) بپـردازند.
راه حل هاي اجرايي اين پيشنهاد در متني تحت عنوان “زلزله و تهران ” ارائه شده. اما فضايي كه محل حضور به جاي دولت و سازمانها و نهادهاي دولتي است، پس از وقوع زلزله است. اينجا ديگر دقيقا محل حضور دولت است. دولت ايران با علم به زلزله خيزي سرزمين ما و آگاهي از نوع ساختمانهاي مملكت و ميزان بسيار بالاي آسيب پذيري آنها در برابر زلزله موظف به سازماندهي امكانات در هر استان متناسب با حجم قابل پيش بيني صدمات ، آمادگي وآموزش نيروها به مقدار مورد نياز از داوطلبين هر منطقه و تشكيل ستادهاي مديريت بحران (اعم از رواني ، بهداشتي ، مسكوني و زيستي ) و نيز آموزش نيروهاي ويژه و تأمين امكانات مناسب جهت آواربرداري و نجات واماندگان زير آوار است. دولت ايران مانند هر دولت به قاعده اي موظف است بلافاصله پس از رخداد زلزله با اعلام مقررات ويژه با كنترل منطقه نسبت به حضور سازمان يافته نيروهاي امداد و تأمين حداقلي از امكانات مطابق برنامه از قبل پيش بيني شده اقدام نمايد و اين معني مديريت بحران است! و البته ايران ما از بحران مديريت در رنج است.
و افسوس و صد افسوس . . . پس از گذشت بيش از 24 ساعت از وقوع زلزله (صبح روز شنبه) خبرنگار تلويزيون اعلام ميكند تا اين ساعت حتي يك نفر نيروي امدادي به روستا هاي اطراف بم نرفته !! و صبح روز يكشنبه پس از گذشت بيش از 48 ساعت ، رئيس بهزيستي كشور مي گويد بيست! كاميون وسايل براي منطقه اعزام كرده ايم و در مورد بچه هايي كه خانواده هايشان را از دست داده اند مي گويد سازمان بهزيستي آنها را در محل نگهداري معلولين و . . . اسكان خواهد داد تا تكليفشان تعيين شود. واي بر ما . . . محل نگهداري معلولين خود از كمترين امكاني براي نگهداري همان معلولين بيچاره بي بهره است. حال بچه هاي معصوم زلزله زده در آنجا نگهداري شوند؟! آيا در اين شرايط جاي ديگري مانند سازمانهاي دولتي ، هتل ها و . . . را نميتوان در اختيار گرفت؟
بي كفايتي تا كجا؟! نتيجة دخالت و بكار گيري نيروها و امكانات دولت در جايي كه محل حضورش نيست جز اين نخواهد بود كه آنجا كه بايد باشد اينگونه ناتوان است!! و گزارش صبح امروز مطبوعات گوياي اينست كه سگ هاي آورده شده از سويئس (واحتمـالاجاهـاي ديگر)440 نفر را زنـده از زير آوار بيـرون آوردند. آيا پـرورش و نگهـداري چنيـن سگ هايي براي آنكه از لحظة اول و بي درنگ به نجات جان مظلومان زير آوار مانده بشتابند ممكن نبود؟ امكانات اين سرزمين كجا و چگونه به كار گرفته ميشوند كه اينگونه در زمان موردنياز بي چيز و وامانده ايم . . .
اينجانب بنا به مسئوليت ملي و انساني خود و براي آنكه باز دچار خسرانهاي بزرگ نشويم بار ديگر پيشنهاد خود را ارائه و از همة دلسوزان ميخواهم در جهت يافتن و عمل به راه حل هاي مناسب گام هاي اساسي و شايسته اي بردارند.
زلزله و تهران
مردم آموخته شده اند به سرو صدا و هياهويي كه پس از هر زلزله در نقطه اي از كشور، مسئولين دولتي ، راديـو و تلويزيون و مطبـوعات درباره جـدي بودن خطر زلزلة تهران براه مي انـدازند و بعـد . . . هيچ ! دوباره همه به امـور جـاري خـود مشغـول ميشوند تا زمين لرزه بعدي. به نظر مي رسد بزرگي و ژرفاي فاجعـه زلزلة تهـران از سويي و ناچيزي امكانات متصور در ذهـن مسئوليـن از سوي ديگر آنهـا را وا داشته كه به روي خـود نياورنـد تا بتوانند به ادارة روزمرة امور در تغافل از بحران زلزله بپردازند.
مشكل كار چيست ؟ نبـود دانش كافـي نسبت به زلزله و يا طـرح و اجـراي ساختمـان ؟ نبـود امـكان پژوهش ؟ كمـبود ابـزار طـرح و ساخت درست ؟ به راستي كجاي كار مي لنـگد؟
گمان مي شد بزرگترين خطري كه تهران را تهديد مي كند از ناحيه فعاليـت گسل مـشاء در شمـال تهـران است . چـرا كه اين گسل طولاني ترين گسل تهران بوده و از مهمترين عوامل بزرگي زلزله طول گسل است. 75 كيلومتر طـول گسل مزبـور مي توانـد منجـر به رخـداد زلزلـه اي به بزرگي بيش از 7 ريشتر در تهران شود. از سوي ديگر
بررسي هايي كه درزمينة جغرافياي منطقه، پستي و بلنـدي ها، جنس خاك و تاريخچة زلزلـه هاي رخـداده بعمل آمده دورة بازگشت زلزله اي به بـزرگي بيش از 7 ريشتر را براي ايـن گسل حـدود 180-170 سال بـر آورد كرده است . آخـرين زلزلـه به بـزرگي بـيش از 7 ريشتـر در تهـران نـاشي از ايـن گـسل بـه سال 1830 ميـلادي
(دوران فتحعـلي شاه قاجـار) روي داده ، پـس با احتـساب 180-170 سـال دوران بازگـشت ، در فاصلـة سالهـاي 2000 تا 2010 ميـلادي بايستي منتظـر ايـن زلزلـة مهيـب باشيم.آخـرين مطالعـات بعمـل آمده در مـورد زلـزلة تهـران را ژاپنـي ها بـه سفـارش شهرداري تهـران انجام داده اند. گزارش آنهـا مي گـويد بر خـلاف گمـان هاي قبـلي بيشترين تلفـات در تهـران زمـاني خـواهد بود كه گسل هاي جنـوب تهران ـ ري و كهريزك ـ فعال شوند
چرا كه :
1ـ بناهاي نواحي جنوب تهران از نظر نوع ساخت مقاومت به مراتب كمتري نسبت به ابينة شمال شهـر دارند.
2ـ تراكـم جمعيـت در اين مناطق بسيار بيش از شمـال شهـر است در ايـن نـواحي ميـزان تراكم 000/40 نفر
در هكتار است در حاليـكه در شمال شهر اين رقم بين 5000 تا 8000 نفر است.
3ـ جنس خاك نواحي جنـوب تهـران“ نرم تر” است كه اين خود موجـب واژگـوني و ايجـاد خـسارات بيشتري بر ساختمانـها مي شود.
4- نوع خيابانها و كوچـه ها امـكان دسترسي و كمـك به مناطق آسيب ديده در جنوب تهران را كمتر مي سازد . بنابر اين، گزارش مزبور بيشترين خسارت را در جنـوب تهران و حدود 000/400 نفر كشته تخمين مي زند.
به نظـر مـن ژرفـاي فاجـعه بيـش از آن است كه ژاپنـي ها گـزارش كرده اند . پايـة اساسي بـررسي هاي آنـها نقشه هاي شهرتهران، ومطالعاتي است كه از طريق شهرداري و وزارت مسكن وشهر سازي در اختيار آنها گـذاشته شده و نيز مطالعاتي است ميداني كه بعمـل آورده اند. اين اطلاعـات اما چگونه و از چه جنسي است ؟ آنها گـوياي ميزان و سطح بناهاي ساخته شده، تراكم بناها، طبقات آنها و مهم تر از همه اين است كه از چه تاريخي ساختمانها بر اساس آيين نامه هاي تدوين شده براي مقاومت ساختمانها در برابر زلزله طراحي و ساخته شده اند. نتيجه گيري از اين اطـلاعات همـان مي شود كه ژاپنـي ها به آن رسيده اند. يعنـي چـون از سال 1368 آييـن نامـه طـراحي ساختمانها براي زلزله (كه به 2800 معـروف است) مـلاك عمـل قـرار داشته و از اين تـاريخ ساختمانهاي بنا شده بيشتر درنواحي مركزي وشمـال شهر بوده اند بناهـاي ساخته شده از ايـن تاريـخ (كه بطـور عمـده ساختـمانهاي متوسط و نسبتاً بلنـد را شامـل مي شوند) در بـرابـر زلـزله مقـاومت بهتري از خود نشان خواهنـد داد بنـابـر ايـن بيشتـريـن خسـارات در جنـوب شهـر پيش خـواهد آمـد. تجـربه نگارنـده امـا ، از آنـرو كـه در جـريـان نـوع و كيفيت طراحي هاي بعمـل آمده براي ساختمـانهاي بلنـد در تهـران بوده و بسياري از آنهـا را كنترل دوباره نموده است گوياي چيز ديگـري است و آن اينـكه بيشينه ساختـمانهاي بلند احداث شده به دليل عدم صحت و انطباق طراحي و محاسباتشان با نيـازهاي تأميـن مقاومـت در برابـر نيـروهاي زلزله و عـدم اطلاع، حساسيت و مسئوليت طراحان از اهميت كار، متـأسفانه در برابر زلـزله هاي شديد رفتـار خـوبي نشان نمي دهند. از سوي ديـگر هميـن طرحـهاي ناقص و نادرست نيز در مرحلـة اجـرا با كيفيت ساخت منـاسب روبـرو نبوده اند، اضافـه ميشود بر اينها اجازه هايي كه شهرداري تهران براي احـداث ساختمانهاي بلنـد در معابر نامناسب و كم عـرض در سالهاي بعـد از1368 داده و باعث شده در صـورت تخربب اين ساختمانـها معـابر دستـرسيشان كامـلاً بسته شده امكان كمـك به مردم خسارت ديده رو به صفر كاهش يابد.
بنابر اين ضريـب خسارت پذيري ساختمانهاي بلندمرتبه و ساكنين آنها نسبت به كوتاهتر ها ميتواند بيشتر باشد و در نتيجه هنوز برما معلوم نيست در صورت رخداد زلزله در تهران كدام مناطق بيشترين آسيب را خواهند ديد.
اين سخنان گفتـه آمد كه بحـران ناشي از زلزله تهران به دليل مباني ناكافي بررسي هاي بعمل آمده و گزارشهاي حاصله فرو كاسته نشود و ژرفاي فاجعه جلوي چشم بوده حساس تر شويم .
در سالهاي اخير دولت بودجه هايي را براي مقاوم سازي ساختمانهاي“ استراتژيك” مانند : منابع آب ، بيمارستانها ، ايستگاه هاي آتش نشاني و . . . تخصيص داده است. اما پرواضح است كاربرد ساختمانهاي “ استراتـژيك ” بـراي زمان پس از وقوع زلزله است و خسارات اصلي و تلفات هنگام بروز زلزله و پس لرزه هاي آن در خـانه هاي مـردم و محل كسب و كارشان پيـش مي آيد. گستـره و ژرفاي خرابي ها و كشتار چنان زياد است كه به نظر مسئولان هيچ راه حل درخوري براي جلوگيري و كاهش خسارات نيست. چرا كه امكـانات موجـود دولت با همة تـوانش در برابر عظمت اين فاجعه هيچ است.پس چه بايـد كرد ؟ براي روشن شدن پـاسخ با هم قصه اي را باز مي خوانيم ؛ آورده اند:“ زشت رويي ازجايي مي رفت.كودكي ديد درگاهواري . به سمت اورفت، كودك با ديدنش گريه سر داد . زشت رو كودك را در آغوش گرفت تا آرامش كند. كـودك را گريـه بيش آمد. زشت رو وامانده بود كه چه كنم تا آرام شود؟ مادر او را گفت : كافـي است كودك را بر زمين گذاري ، خود آرام گيـرد . چنين كرد ،كودك آرام شد ، مرد هاج و واج برفت ”. حال و روز ما نيز چونان “ كودك و زشت روست”. اگر اقـدام بـراي كاهش خسارات زلزلة تهران كاري است بس بزرگ پس نيرويي مي خواهد هم اندازة كار وآن نيروي مردم است . دولت بايد اين كودك را زمين بگذارد و مانع فعاليت نهـادهاي حرفـه اي برخـاسته از مـردم نباشد. ايـن نهـادهاي برخـاسته از مـردم و متـكي به آنها و خـود مردم هستند كه ميتوانند از عهدة اين مهم برآيند . درايران مشكل اصلي اين است كه هيچ نهاد و عنصري كار خود را نمي كند بلكه كاري را مي كند كه در حوزة ديگران است. اصل وظيفة هردولتي پس از وقـوع زلزله آغاز مي شود يعني امداد : آتش نشاني،تأمين آب و اسكان بي خانمان ها، فـراهم نمودن شرايط بهبود آسيب ديده ها، تنظيم روابط اجتماعي براي آنكه دامنة بحران هاي ناشي از زلزله گسترش نيـابد . . . و مهار فشار رواني مردم. وكار دولت پيش از زلـزله اين است كه زميـنه را براي فعـاليت همه جانبه نهادهاي حرفه اي مردمـي فراهـم كند و قبـل از هر چيز بايد به آنها (يعني مردم ) اعتماد كند. امروز شاهديم دولت در اموري دخالت دارد كه اصلا جايگاه او نيست. نتيجة دخالت ها در امر ساخت و ساز ساختمانها بلبشو، بي ضابطگي،گم شدن مسئوليـت ها و نـادرستي امـور است كه شاهـديم . ساختمـانها نه تنهـا موجـب رفـاه و آسايش ساكنيـن نيستند كه از تأميـن كمتـرين ميـزان ايمني در برابر زلزله نيز عاجزند. كار دولـت اين نيست كه تشخيص دهد چه كساني مي توانند در حرفة ساختمان فعاليـت كنند! كسي كه از دانشگاه مـدرك خود را گرفته چرا بايد درآزمـون هاي مختـلف بي ربط سازمـان هاي دولتـي شركت كند كه جـواز كار بگيـرد ؟ اينها كه دولت انجام مي دهد البته به طريق درستش از ابتـدايي ترين وظايـف نهاد هاي حرفه اي و ملي است. يادآوري اين مهم اجتناب ناپذير است كه وقت تنگ است و چيـزي به رويـداد يكـي از مهمتـرين فاجعه هاي بشري كه ميتـواند زلزلة تهـران بـاشد نمـانده است . پس به هـوش بايـد بود. با يـاد آوري اينـكه در ادامـه مطلب منظـورم از دولت تنـها هئيت وزيران نيست بلكه مجمـوعة اداره كنندگان كشور نظير سه قوه و همة مسئوليـن كشور است بنـابر تجارب و پژوهش هاي بعمل آمده پيشنهاد مي كنم:
1ـ تشخيـص صلاحيـت مهنـدسان ساختـمان از نظـر تـوان فنـي و مسئوليـت پـذيري به نهـادهـاي حرفـه اي مانند جامعـه مهندسان مشاور ، سنديكاي پيمانكاران ساختمان ، انجمـن مهنـدسان محـاسب و انجمـن مهندسان مشاور معمار و شهر ساز سپرده شود. چنـان كه مي دانيـم علمـاي حرفـه در اين گونه نهادها حضوري فعال و پويا داشته و آنهـا هستند كه مي تواننـد ظرفيـت هاي حرفه اي و مسئوليـت شناسي (رعايت اخـلاق حرفـه اي) هـر
حرفه مندي را بررسي كرده و تحت نظارت داشته باشند.
2ـ بندها از دست وپاي نهادهاي حرفه اي ومردمي ذيربط امر ساختمان دربرقراري ارتباط مستقيم با دانشگـاه هاي كشور برداشته شود تا آنها با همـكاري استـادان و دانشجـوها نسبـت به تشكيـل گـروه هاي محـلي ومنطقـه اي مردمي و گسيل نيروهاي دانشجويـي داوطلب اقدام و سپس ساختمانهاي شهـر را از نظـر چگـونگي ايمنـي آنهـا در برابر زلزله بررسي نموده و اولويت گذاري اجرايي مناسب را تحت سرپـرستي مسئـوليـن فنـي حرفه اي صورت دهند و محل به محل و منطقه به منطقه تمام شهر تحت پوشش اين حركت عمومي قرار گيرد.
3- مـردم بـدون نيـاز به مراجعـه به شهـرداري ها و اخـذ مجـوز ( ماننـد ساخت پناهگاه ها هنگام جنگ ) بتوانند مستقيماً و تحـت نظر گروه هاي فني سازمان داده شدة محلي فوق نسبت به ايمن سازي منازل مسكـوني و محل كسب خـود اقـدام نمايند.
4ـ بانك ها موظـف شوند بـدون رعايـت شرايـط خاصي ( با پشتيباني دولـت و بيمه ها ) وام هاي مورد نياز را در اختيار متقاضيان ايمن سازي قرار دهند .
5ـ نهادهاي حرفه اي ومستقل همـزمان با اقـدامات فـوق و بطور موازي كميته هاي علمي ، پژوهشي را تشكيل دهند و با همـكاري گروه هـاي علمـي و تحقيقاتي كه در سازمان هاي دولتي فعـالند آييـن نامـه هاي طراحـي و اجـرايي متنـاسب شرايـط ويـژه و بحـراني را تنظيـم كنند. عـلاوه بر آن نسبـت به رفـع تنـاقض ها، كمبـودها و احياناًً اشكالهـاي آييـن نامـه هاي موجـود از قبيـل رفـع ابهـام در چگونگي اثر لايه هاي خاك (نرمي و سختي) بستـر ساختمـان در ميـرايي انـرژي ناشي از زلزلـه و اندر كنش خاك و سازه و يا ضريـب رفتار سازه (R) در برابـر درجـة ميرايي مزبـور پژوهش كنند و . . . . .
6ـ كميته هاي تخصصي تهيه استاندارد مصالـح در نهادهـاي مزبـور تشكيل شوند و استاندارد هاي تصويب شده توسط اين نهادها به وسيلة دولت به كليه مراجع ابلاغ شود.
7ـ دولت كلية مقرراتي كه سازمان نظام مهندسي ساختمان را به دولت وابسته مي كند حذف و اين نهاد فـراگير را از پاي بندها رها سازد تا اين سازمان بتواند در استقلال كامل به وظيفه اصـلي خـود عمـل كند و با پوشش اعظـم مهندسان و در هماهنگي با نهـادهاي حرفـه اي مهنـدسي مانند جامعـه مهنـدسان مشاور و سنديكاي پيمانكاران راهگشاي عمومي مهندسان در ايمن سازي باشد.
8ـ دولت كليه مقررات معارض با شرايط كار پيشنهادي بالا را لغـو كرده و زمينـه براي فعاليت مردم در چهار چوب نهادهاي حرفه اي تخصصي فراهم آيد . بودجه هاي مقاوم سازي ساختمانها نيز در اختيـار اين گروه ها قرار گيرد.
9ـ از آنجـا كه زلـزلة تهران فاجعة بشري را به دنبال دارد دولت مقـدمات دريـافت كمك از صنـدوق بين المـللي پول و پشتيباني سازمان ملل متحـد در امر ايمـن سازي تهران را فراهم آورد.
10ـ شهرداري تهران ، وزارت مسكن و شهر سازي از ايفاي نقش كنتـرلي و باز دارنده در امـر ايمـن سازي دست بردارند و از اشكـال ها و يا خـلافهاي احتمـالي كه ممكن است پيش آيد با توجه به حجم عظيـم كار چشم پوشي شود.
11ـ دولت نسبت به تنظيم روابط امدادي پس از وقوع زلزله وانجام “مانور”هاي عمومي و برقراري آموزش مستمر اقدام نمايد.
شايسته است تنـگي زمان تا رويداد زلزلة مهيـب تهران را در نظر آوريم و حساسيت و ميزان مسئوليت مسئولان را ياد آور شده ، نهـاد هاي حرفه اي و مردمي مهنـدسي ساختـمان را نيزبه بيـداري از خـواب خـرگوشي بخوانيم و بدانيم تنها با باور داشتن مردم و نيروي آنها ميتوان به نجات شهرتهران اميدوار بود. باشد كه تهران و مردمش را دريابيم.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

مهندس خسرو زرتاب
[email protected]

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/2720

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'هنگامه اي كه چيزها در جاي خود نيستند، خسرو زرتاب' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016