« گمان برد بايد، كه پيران نبود»
با احترام به تمام كسانى كه در راه مبارزه با استبداد استخوان خورد كرده و پير شده اند. چرا كه ظاهراً از زمان قبل از فردوسى تا به حال، و مخصوصاً در اين سالهاى سياه معاصر،آنان، خواسته يا ناخواسته، تن به موضعگيريها و قيد و بندهايى داده اند كه، نه توان ادامه ي آنرا دارند و نه توان برگشت از آنرا!!
« نه بى او، نشايد نبرد آزمود؟»
در ادامه ي مقاله : « ما همه كرديم كار خويش را، نوبت شه شد، بجنبان ريش را» قول دادم نسبت به اقداماتى كه بعد از تحريم ميتوان انجام داد با شما صحبت كنم.
انتقاد كرده بودند و كرده اند كه:« تحريم كنندگان بدون داشتن برنامه براى آينده، دست به تحريم زده اند!! قبل از داشتن امام جعفر پشت در، درخت ظلم را، قصد بركندن گرفته اند. همان اشتباهى كه بيست و پنج سال پيش ما انجام داديم(؟) انجام داده، مگر نمبينيد كه انتقاد ميكنند كه شما كه كسى را براى جانشينى نداشتيد، چرا انقلاب كرديد(؟) .... تحريم كنندگان اقدامى منفعلانه نسبت به حق شهروندى!! خود و انتخابات (شركت در سرنوشت خود) گرفته اند. تحريم كنندگان ......
اجازه دهيد در اين مقاله، به مورد اول نگاهى كرده ، آنرا مورد بررسى قرار دهيم.
اگر بپذيريم كه عمل به دموكراسى، عمليست اشتراكى، با نتايج غير قابل پيش بينى، آنوقت ميتوانيم ادعا كنيم كه انتقاد انتقاد كنندگان، نه انتقاد، كه حسن نظر تحريم كنندگان بوده!! چرا كه با مشاركت عقلانى و از سر مسئوليت خود، عملى غير قابل پيش بينى را براى همه، صورت داده اند. در مقابل، برگزار كنندگان نمايش انتخابات، عملى كاملاً قابل پيش بينى را انجام داده اند!! چرا كه همان افرادى كه بايد از صندوقها بيرون مى آمدند، بيرون آمدند و با كمى ارفاق!! همان درصد شركت كنندگان را اعلام كردند و ..... براى نمونه جهت اثبات عمل مستبدانه ى انتخابات، همين بس كه آقاى باهنر( در روزنامه هاى بيست بهمن امسال، منعكس است) با اطمينان گفتند: « ليست ما پيروز خواهد شد» و شد!! اين قاطيعيت، در دموكراسى واقعى، وجود ندارد و اگر كسانى انتظار دارند معتقدان دموكراسى هم، به همين نحو، آينده نگرى كرده و به موضعگيرى برسند، بهتر است نظر خود را نسبت به دموكراسى و مردمسالارى عوض كنند كه اينگونه پيش بينى ها از افراد با يكديگر برابر، بر نيامده، از اخلاق دموكراسى، بدور و حتى ظلم به دموكراسى است.
فراموش نكنيم كه دروغ و آمار ساختن، آسان ، مردم را در پشت خود داشتن، مشكل!! انتقاد كردن آسان، پذيرفتن انتقاد، سخت!! بدى كردن آسان، خوبى سخت!! حرف زدن آسان، گوش دادن سخت!! دادن توصيه و نصيحت، آسان، گرفتن نصيحت ، سخت!!كينه به دل گرفتن آسان، بخشيدن سخت، در مورد ارزشها صحبت كردن آسان، ولى عمل به ارزشها سخت..... با پول خريدن افراد، آسان، ولى اقناع كردن مردم به عمل سالم، سخت!!( آيا كسانى كه در ازاى گرفتن پول، ايمان و شرف و حثيت ومردم خود و انسانيت خود را ميفروشند و تن به درست جلوه دادن تقلب ميدهند، آزادى و لذت آنرا، حس خواهند كرد؟ آيا ...)...
همچنين فراموش نكنيم كه دنياى ما پيچيده شده به خاطر همين، باخت، آسان ولى پيروزى، سخت بدست ميآيد و اگر هم بدست آمد، چون افراد آزاد انديش، نميتوانند همانند مستبدين رفتار كنند و ...براى خود محافظ و ... استخدام كنند و اگر كنند هم به اين طريق از مردم دور خواهند شد و اگر نكنند هم با گرفتن پول يكى، فوراً از بين برده خواهند رفت!! و كسانى عهده دار كارها ميشوند كه راحت دروغ بگويند، راحت بكشند، راحت شب را روز جلوه دهند، .... و بعد از بيست و پنج سال شعار مرگ بر آمريكا بگويند:« خالص راًى مردم ما در انتخابات در مقايسه با آمريكا و اروپا كه تمرين دموكراسى دارند، بالاتر است»!!!!( آقاى رفسنجانى در نماز جمعه ى اخير) و هيچ كس هم نيست سئوال كند:« شاهدت كيه؟ دمم!! يعنى چه؟!!» و« اگر تمرين دموكراسى دارند، پس چرا شيطان بزرگ؟» و« پس بيعت مردم با امام يعنى چه و چرا حضرت على بيست وسه سال سكوت كرد؟ و ....
ولى خوشبختانه چشم انداز دنيا، با توجه به اهميت افكار عمومى، چندان هم تيره و تار نبوده و نيست كه همه ي امور به كام قدرت طلبان و مستبدان چرخيده باشد و همچنان بچرخد. چرا كه تاريخ اذهان دارد كه، در هر مرحله ايى در نهايت اين آزادى بوده كه در جوى آرام ولى ژرفناك راه به تكامل بشر باز كرده و سنگهاى مغرور و سد كننده را شكسته و به پيش رفته است. فقط به شرطى كه:
گمان برد بايد كه پيران نبود
نه بى او، نشايد نبرد آزمود؟
همه همگنان رزم ساز آمديم
به يارى ز راه دراز آمديم
گر امروز چون دى( ديروز) درنگ آوريم
همه نام را زير ننگ آوريم
يكى رزم بايد همه همگروه
شدن پيش لشكر به كردار كوه
ز ده كشور ايدر سرافراز هست
به خواب و به خوردن نبايد نشست
خوشبختانه در اين تحريم بعد از گذشت بيست و پنج سال تجربه و خطا، همه از راه هاى مختلف به اين نقطه رسيدند و قانع شدند و اقناع كردند و ... كه با اين نحو انتخابات، بهتر است آنرا تحريم كرد و پشت آنرا گرفت و از سرفرازان كشورهاى ديگر كمك خواست تا همه همگروه شده و رزم نهايى را انجام دهيم. حتماً ميدانيد كه در نيروگاهها، هر ژنراتور مقدارى خاص انرژى توليد ميكند ولى وقتى ميخواهند اين نيروها را، بهم پيوند داده، روى شبكه توزيع، منتقل كنند از دستگاهى به نام" سينك كننده" استفاده ميكنند تا با تغيير پارامترهاى ژنراتور، آنرا با پارامترهاى موجود در شبكه، به لحاظ ولتاژ، فركانس،... يكسان كند و نيروها را با هم جمع كنند. چرا كه اگر اين كار انجام نشود، و مثلاً بخواهيم انرژى ها را همينطورى به هم وصل كنيم، هم شبكه و هم ژنراتور بسته شده،( تعطيل شده) و تاريكى جاى روشنايى را در نيروگاههاى برق!! خواهد گرفت!!
Shut down
معمولاً در امر سياست، دهه هاست اين سينك نيروها را قدرتهاى بزرگ انجام داده و ميدهند!! همانطور كه در انقلاب بيست و پنج سال پيش اين سينك با شعار" همه با هم" انجام و ثمره ى آن را هم، همه تجربه كرديم. البته باز هم اگر ما، خود نتوانيم اين سينك نيروها را با اصلاحات واقعى، آموختنى و عقلانى انجام دهيم، براى ما با يك رخداد آنى و احساسى انجام خواهند داد و البته مزد آنرا هم خواهند گرفت!! چون كاريست بسيار حساس و حرفه اى!! همانطور كه اين سينك را در عراق امروز نيز، با توجه به تفاوتهاى بسيار پارامترهاى قومها و اديان، انجام دادند وسينك گرفت.
در علم روانشناسى هم، يك بحثى ديگر مطرح است به اسم قدرت فكر!! دانشمندان تحقيق كرده اند كه بسيارى از بيماران صعب العلاج، توانسته اند با قدرت فكر، خود را مداوا كنند و حتى بعضى ها توانسته اند با قدرت فكر، ديگران را هم يارى دهند!! اين علم معتقد است اگر امروز تصميم گرفتى كارى را ، مثلاً آزادى كشورت را، انجام دهى و مرتب به آن فكر كردى و خودت را در فضاى آزاد بعد از آزادسازى قرار دادى و با فكر آن زندگى كردى و ...، ميتوانى مطمئن باشى كه در يك روند شكوفايى خرد، در حركتى آرام، به آزادى خواهى رسيد و از ثمرات آن بهرمند خواهى شد.
و اما
حالا كه مردم با تحريم خود از نظام ِنظم يافته با دروغ!! چشم پوشيدند، برنامه، براى اجرا چيست؟
به نظر ميرسد يكى از راهها ميتواند اين باشد:
با قدرت فكر و تلاش هر روزه ي نيروهاى آزاد انديش از هر ژنراتورى، كوچك، بزرگ، ديزلى، بنزينى، گازى، بخارى، اتمى، ذغال سنگى، آبى، بادى، ... سينك نيروهاى مردمسالار، پاسخگو و دموكرات با يكنواخت كردن پارامترهاى لازم آنان، براى اين رزم نا برابر و البته دعوت از سرافرازان فرار كرده خود ازكشورهاى مختلف، براى كمك به ساختن فردا، آگاهانه و آزادانه انجام و در شبكه ى جهانى قرار گيردو ... همانطور كه رستم به ايرانيان در موقع باريدن شمشير از ابر سياه، چنين گفت:
بسازيد كامروز، روز نو است
زمين سر به سر، گنج كيخسرو است
ميان را ببنديد كز كارزار
همه تاج يابيد، با گوشوار!!
دوشنبه، 10/12/1382