سه شنبه 12 اسفند 1382

اصلاحات در فضای اصلاح ستیزان، رضا نصری

[email protected]

مایکل پرنتی از نویسندگان منتقدی است که بر تاثیر بالای رسانه ها و مطبوعات بر جهانبینی، تحلیلها و موضع گیری های سیاسی مردم آمریکا تاکید فراوان دارد.
او در مقالات متعددی به بررسی دقیق ادبیات مورد استفادهء گزارشگران و روزنامه نگاران رسانه های انبوه می پردازد و با مقایسهء آن با افکار رایج (main stream ( در میان عوام، ثابت می کند که رابطهء مستقیم و متناسبی میان آنها وجود دارد.

پرنتی نشان می دهد که بسیاری از مردم آمریکا بدون آنکه درک درستی از خیلی مفاهیم داشته باشند، برخی واژه ها را ناخودآگاه حامل بار منفی و برخی دیگر را بیانگر امری مثبت تلقی
می کنند. به عنوان مثال، واژهء "رفورم" را (که تلویحاً حکایت از بهبود وضع موجود دارد) نا خودآگاه به "خصوصی سازی اقتصادی" نسبت می دهند و بدون آنکه تبعات آن را جویا شوند و اصول نظری آن را به چالش کشند، " لیبرالیسم اقتصادی" را به عنوان اندیشه ای مترقی و مثبت با آغوش باز می پذیرند. در چنین فضایی جای هیچ تعجب نیست که آزاداندیش ترین وانساندوست ترین آمرکاییان هم با استفاده از همان فرمولها و تحلیلهایی که از فرط تکرار بر او تلقین شده، عمل ضد بشری مانند بمباران هیروشیما را هم توجیه می کند: “ It was to end the war!”
در این میان احزاب یا افرادی که در صحت اندیشهء رایج اندکی تردید به خود راه می دهند، به حاشیه رانده شده، طرد یا توبیخ می شوند. رسانه های همسو، الفاظ تحقیر آمیزی که نشان از ساده لوحی یا خیانت این دسته افراد را دارند نیز تدارک دیده اند!

نقش رسانه ها در صحنهء سیاست آمریکا به قدری مهم است که آل گور تاسیس یک شبکهء تلویزیونی مستقل را به نامزدی مجدد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری 2004 ترجیح داده است.

و اما ایران...

جنبش اصلاحات از نخستین روزها در دو جبهه متفاوت مورد هجوم رسانه ای قرار گرفت و این در حالی که تدریجاً از امکانات ارتباطی خود محروم می شد:

1- از یک سو، جراید محافظه کاران و سازمان صدا و سیما که با به کار گیری امکانان وسیع خود به کارشکنی در جنبش و ترور شخصیتی مجریان آن پرداختند؛ و
2- از سوی دیگر شبکه های ماهواره ای لس آنجلسی که تمام نیروی خود را جهت "سیاه نمایی" وضع کشور و سلب اعتبار اصلاح طلبان به کار بستند.

در شرایطی که آزادی بیان به بالاترین سطح خود در 25 سال گذشته رسیده بود، در حالی که شاهد بروز گروههای متعدد موسیقی پاپ و جاز و غیره بودیم و پیشرفتهای چشمگیری در زمینه های اجتماعی، هنری و فرهنگی حاصل شده بود؛ در زمانی که گشایش های قابل توجهی در عرصهء بین المللی در دست انجا م بود... مدام از "شکست اصلاحات" و "اصلاح ناپذیری نظام" و "خیمه شب بازی رژیم" سخن راندند. چهرهء سمبلیک اصلاحات را با اصطلاحاتی از قبیل "سید خندان"، "فریبا" و "شهبانو فرح" مورد تحقیر قرار دادند و حامیان جنبش را نیز "جیره خور رژیم" و "فریبکار" خواندند. و کوشیدند تا این ادبیات را در سطح وسیعی گسترش دهند. کافی است بر نظرهایی که پای مقالات آقای داریوش شجادی نوشته می شود اندکی تامل کنیم تا به میزان تاثیر پروپاگاند اصلاح ستیزان پی بریم.

اما آنچه بر یاءس و نا امیدی مخاطبان افزود و سخت ترین ضربه ها را بر پیکر کم جان اصلاحات وارد ساخت، چرخش ناگهانی (و عجیب هماهنگ) چهره های مطبوعاتی بود که تا آن زمان به عنوان اصلاح طلبان دو آتشه نزد همگان شناخته شده بودند و مدام در ستایش خاتمی و یاارانش قلم می زدند. آنها نیز همسو با دو جبههء دیگر، خط حملهء سومی تشکیل دادند:

علیرضا نوریزاده، نیما راشدان و... عده ای دیگر از روزنامه نگاران و گردانندگان وبلاگهای سرشناسی که در فضای مناسب 1376 تا 1380 مجال رشد یافته و طی این سالها اعتماد مستمعین بسیاری را جلب کرده بودند، یکشبه نوک تیز قلمهایشان را سوی خاتمی نشان رفتند و در سخت ترین بحرانهای و صعب العبور ترین گردنه ها ، مردم را به انفعال و بدبینی و عدم حمایت ترغیب کردند.

در هفته ای که گذشت، تعدادی از وب سایت های پر بیننده خبر از وجود ستادی دادند که سالهاست با استفاده از اعتبار و نفوذ روزنامه نگاران سرشناس "اپوزیسیون" نما به انتشار اخبار جهتدار و تحليلهای سفارشی مبادرت می نماید تا فضای سیاسی و مطبوعاتی کشور را در جهت منافع محافظه کاران هدایت کند.
اگرچنین ادعایی صحت داشته باشد، جای آن دارد که در مورد حسن نیت آن دسته روزنامه نگاران (خط سومی) که در سخت ترین بحرانهای جنبش اصلاحات خلاف جهت پارو زدند، شکاک باشیم و طالب پاسخگویی ایشان.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/5275

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'اصلاحات در فضای اصلاح ستیزان، رضا نصری' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016