انتخابات مجلس هفتم درس ها و نکته آموخت به ما ملت ايران و پيام ها و انذارها رساند به گوش جهانيان. پيام هايي با اين مضمون براي جهانيان که نکند براهي رويد تا شرمندهء ملتي شويد که با تمام کاستي ها و مشکلات موجود در سر راه, مي بينند ومي دانند, اما از سر صبر ومتانت, خويشتنداري پيشه کرده اند و نظاره گرند تا به وقت خود, که اين يکي مشتي بود نمونهء خروار. آنها نيز شنفتند و نخواهند رفت راهي را که نامش معاملهء پنهان است. لااقل دولت هايي که به آينده مي انديشند, از اين به بعد با وسواس بيشتري به تعامل با حکومتگران ايران و ايراني خواهند پرداخت.
اما درس هايي نيز به ما آموخت, درس هايي گران بهاء که در هفتهء گذشت تحليل ها بر آن رفت و بحث ها پيرامون آن انجام گرفت. اين نوشتار نيز به بررسي نکاتي از اين آزمون خواهد پرداخت. ازجمله, يکي برآورد آماري تأثير نفوذ سامانه هاي اطلاع رسان در اقشار مختلف مردم, و ديگري ابزارها و موقعيت ها يست که اصلاح طلبها در اين ارتباط داشته و از کف داده اند. يا حداقل مي توانستند بهتر و با کارشناسي بيشتر به انجام آنها بپردازند.
با مطالعهء نتايج انتخابات بروشني در مي يابيم که هر چه از مراکز بزرگ شهري دور مي شويم و بسمت شهرستان ها و روستا هاي کوچک مي رويم, آمار شرکت کننده ها وهمچنين تقلب ها بيشتر مي شود, بطوريکه در بعضي از نقاط دور دست حساب از دست خاطيان در رفته و به بيش از آمار رأي دهندگان مي رسد! بعبارت ديگر آنجا که فضا با نور جريان اطلاعات روشن بود, هم شرکت کنندهء کمتري داشت و هم احتمالا تقلب کمتري صورت گرفت و همين طور عکس آن. دقيق که مي شويم درميابيم که کل مطلب به يک جمله ختم مي شود واينکه: دانستن يا ندانست , اطلاع داشتن يا اطلاع نداشتن, مسئله اينست ( ويليام شکسپير در عصر حاضر!). همه دعوا ها به اين جا ختم مي شود که افرادي از اين ملت بدانند که اوضاع از چه قرار است و راي بدهند, يا نه, ندانسته وارد گود شوند و فقط به انجام فريضه اي ديني و الهي که همانا راي دادن باشد بپردازند.
نکته قابل توجه در اين ميان, نقش بسزاي ابنترنت نسبت به دوره هاي گذشته در امر اطلاع رسانيست. آمار رجوع کنندگان به سايتهاي خبري, مؤيد اين حقيقت بودند, بطوريکه بعنوان مثال بدليل ازدهام بازديد کنندگان, خبر نامهء سايت گويا قابل رويت نبود! اين در حاليست که روند ياد شده, روزبه روز شتابي بيشتر خواهد يافت. البته اگر در داخل کشور اوضاع بشکلي طبيعي و همگام با جهان امروز پيش رود. اين نکته را داشته باشيد تا دوباره بدا ن بازگرديم .
در جريان اين سالها که گذشت, بارها از اصلاح طلب ها شنيده ايم که گفته اند: اجازهء کار را به ما نمي دادند و کارشکني مي کردند. درست, اما شما نيز از تمام توانايي هاي خود استقاده کرديد؟ از امکاناتي که هيچ ربطي هم به راست ها نداشت, يا توان دخالت در آنرا نداشتند, بهره برده ايد؟ براي مثال, فقط بذکر يکي از مواردي که بايد حداقل براي تداوم راه خويش و بقاي خودتان هم که شده بر گسترش آن همت مي گمارديد, اشاره مي کنيم. آيا با علم بر احاطهء کامل جناح اقتدار گرا بر تمامي رسانه هاي ملي, نمي دانستيد که تشکيل يک سامانهء قدرتمند اطلاع رساني( اينترنت ) در جهت پيش برد دموکراسي در بطن اجتماع و تبديل آن به رسانهء ملي در دست مردم, امري ضروريست. اکنون بفکر سازماندهي نيرو هاي خود در درون اجتماع افتاده ايد. اين نکته را بايد ياد آورشد که اصولا در دنياي امروز, ديگر عمر اقدامات تشکيلاتي بسان گذشته گان, در حال سپري شدن است و همه چيز بسمت مجازي شدن پيش مي رود. و اگر فقط بستر آن مهيا باشد, بصورت خود جوش تشکيلات شکل گرفته و سازمان خواهند گرفت. آيا امکان آنرا نداشتيد تا حداقل براي دانشجويا!
ني که با راي آنها وارد مجلس شده بوديد, اين بستر را فراهم آوريد؟ حال که کشتي اصلاحات به گل نشسته به ياد افتاده ايد که بايد اصلاحات را از دورن ملت آغاز کنيد, آنهم بدون بودجه و امکانا ت فراواني که زماني داشته ايد و حال قرار است از کف بدهيد.
حتما در پاسخ کساني خواهند گفت که در همين سالها اينترنت به رونق افتاد. بله اما با تمام ظرفيت موجود؟ با تمام توان و پتانسيل ممکن؟ مي دانيم که دولت طرحي را بنام تکفا در اين دو سه ساله پياده کرده و هدف آن ايجاد دولت الکترونيک و توسعهء فن آوري اطلاعات است. سالانه معادل 100 ميليارد تومان نيز بدان اختصاص داده. اما مشکل اينجا ست که اين سرمايهء عظيم اولا در دست مديراني قرار گرفته که بعضا حتي معني "آي تي" يا "آي سي تي" را نمي دانند, چه رسد به اجراي پروژه هاي مرتبط با آن. ديگر آنکه اين امکانات در همان سطوح بالا هرم حکومتي باقي مانده و تنها بخشي از آن به دست شرکت هاي خصوصي انتقال يافته. آنهم با کلي رشوه و فساد مالي که آنرا بايد از افرادي پرسيد که مستقيما درگير با اين پروژه ها بوده اند, تا به حقيقت پي برد. در اين ميان پديدهء سرقت ايده ها از نخبگان اين فن آوري, و انتقال آنها به شرکت هاي دوست و فاميل, و اجراي اين پروژه ها توسط افرادي که خود خالق آن ايده نبوده نيز لازم به ذکر است و نتيجه اجراي آن پروژها قابل بررسي!؟ اشارهء اصلي در اين نوشتارتوجه به ايجاد زير ساخت هاي!
ارتباطي و سپس گسترش آن به پائين ترين سطوح جامعه است, بدور ترين شهر ها و بخش ها. استفاده آن توسط اقشار رفرنس و مرجع مثل دانشجو و معلم و محقق جامعه, نه مديران و کارمنداني که در حال چرت زدن در سر کار روزگار مي گذرانند و سرمايه هاي ملي در دست آنها, در حال خاک خوردن و نابود شدن است.
مقايسهء هزينه ها ي اتصال به اينترنت, در ايران با ديگر کشور هاي در حال توسعه, نمايانگربخش ديگر کاستي هاي موجود مي باشد. در بسياري از کشورها, دولت ها براي استفادهء مردم از اينترنت سوبسيد مي دهند و دانشجويان از خدمات تقريبا رايگان برخوردارند. در هند ومالزي تغييرات زير ساختهاي ارتباطي هر 2 تا 3 سال به روز مي شود و در کشور هاي اروپائي قيمت اتصال 24 ساعته به ابنترنت در هر ماه, توسط خطوط کابلي پرسرعت ( 256 کيلو بايت در ثانيه ) حدودا 10 تا 15 دلار دريافت مي شود, برابر با 8500 تا 13,000 تومان, حال آنرا با قيمتي که از کاربر ايراني گرفته مي شود مقايسه کنيد. تفاوت دست مزد ها و کيفيت نامطلوب ارتباطاتي در ايران (56 کيلو بايت در ثانيه در بهترين شرايط) را نيز در اين مقايسه بگنجانيد. حداقل 25 تا 30 برابر قيمت هاي جهاني از کاربر ايراني براي استفاده از اينترنت هزينه دريافت مي شود, آنهم توسط دولت اصلاح طلب! اين در حاليست که با در نظر داشتن وضعيت بخصوص ايران و اؤلويت امر اطلاع رساني در آن, اين مبلغ بايد به يک دهم و تا يک بيستم قيمت هاي جهاني ميرسيد و براي دانشجويان رايگا!
ن. اگر واقعا مي خواستيد پايگاهي در ميان مردم داشته باشيد و دموکراسي را پيش ببريد بايد که چنين مي کرديد. مي گويند کلمه چراغ راه است, اما امروز بايد گفت تکنولوژي اطلاع رساني چراغ راه است.
در توضيح اهميت گسترش فن آوري اطلاعات بايد به ذکر نکاتي چند اشاره کنم که, اين فن آوري در حوزهء صنعت, جزء صنايع مادر محسوب مي شود. به عبارت ديگر بمانند صنعت ساختمان سازي , با حرکت خود, بخش هاي ديگر از جمله بخش خدمات را نيز بدنبال خود به حرکت وا مي دارد و تأثير عيني در حذف مشاغل کاذب و واسطه اي داشته و با شفافيت بخشيدن به فضاي اقتصاد کشور, سرمايه ها را بسمت توليد سرازير مي سازد. در نتيحه کارشناسان اقتصادي تأکيد بسياري به توجه بدان براي رونق و شکوفايي اقتصاد جامعه دارند. اما در حوزهء علوم انساني و جامعهء مدني که تکيه اصلي بحث مطرح شده است, از ابزار هاي نوين توسعه دموکراسي و خرد گرايي در بين افراد جامعه محسوب مي گردد. يعني همان نکته اي که ما در ابتداي سخن بر آن انگشت نهاديم و تأکيد داشتيم. چه با گسترش اين فن آوري در سطح اقشار مختلف مردم, بسياري از تغييرات و دگرديسي هاي اجتماعي با حداقل تلفات و خسارات انجام خواهد گرفت. براي نمونه ميتوان به تغيير ابر قدرت شوروي سابق از نظام کمونيستي به نظام جمهوريت, بدون حتي يک کشته اشاره کرد و نشان دهندهء آنست که جامعه اي!
که به بلوغ فکري لازم دست يابد, تغييرات را بدون ايجاد خشونت پذيرا مي شود.
از نمايندگان مستعفي مي پرسم: آيا تصويب قانوني براي در اختيار قرار دادن يک رايانه به دانشجوي قبولي در کنکور کار بسيار سختي بود؟ در حاليکه خود شما ها بودجهء ساليا نه تامين و نگهداري نيرو گاه هاي اتمي راتصويب کرده ايد, که جز دردسر و تهديد چيزي براي ملت نداشته ودر نهايت با يک يا دو سورتي پرواز هواپيما هاي اسرائيلي و آمريکايي نابود مي شوند. وهزينهء آن که معادل 250 ميليارد تومان در سال است را بهتر نبود به خريد رايانه براي دانشجويان اختصاص مي داديد. در اين صورت سالانه 1 ميليون دانشجو( بطورنيمه رايگان ) مي توانستند از اين وسيله بهره برده و هريک به مناديان و پيشبرندگان دموکراسي در جايجاي کشور تبديل شوند. نميدانم سري به دانشگاه هاي کشور در شهرستان ها و نقاط دور دست زده ايد يا نه. دانشجو ياني که در رشتهء کامپيوتر تحصيل مي کنند, اما براي استفادهء 1 ساعت از آن بايد 1 هفته در نوبت باشند را ديده ايد؟ دانشحويان رشته هاي ديگر بماند. آيا اين غير منطقي است که در خوابگاه هاي دانشحويي, هر 2 دانشجو يک دستگاه رايانه متصل به اينترنت داشته باشند. اما بدليل تفاوت طبقاتي موجود, بچه پولدار!
ها و نوکيسه هاي جامعهء طبقاتي که شماها معمارانش هستيد, با دسترسي آسان به اين وسيله و بدليل نداشتن ظرفيت لازم, محيط آنرا با انحرافات اخلاقي پر کرده اند و چنين برداشت مي شود که اين فن آوري فقط براي اين دست مسائل کاربري دارد. در صورتي که نابساماني جامعه آنرا از دست کاربران و صاحبان اصليش دور ساخته که اوضاع چنين شده.
ايکاش آن زمان هاي از دست رفته, براي يک چنين طرح هايي در مجلس تحصن مي کرديد که فکر مي کنم احتياجي هم بدان نبود. تا امروز با خيل عظيم مردماني روبرو مي شديد که از لحظه لحظهء رخداد ها خبر داشتند. آن زماني که براي رساندن صداي خود به همگان, وب لاگي را راه اندازي کرديد, بجاي صد پيغام, صدها هزار پيغام حمايتي در يافت مي کرديد. و به محض بسته شدن سايتهاي اطلاع رساني تان, ميليون ها کاربر جهت همياري و پشتيباني شما بميدان مي آمدند و هزاران سايت جديد تاسيس مي کردند. يا شايد صد ها تن هم در صدد تشکيل صنوف و اتحاديه هايي با اعضاي ميليوني برمي آمدند, که کار را بر سانسور گران بسي دشوارتر ساخته و هزينه اي بمراتب بيشتر از زمان کنوني را برايشان ببار مي آوردند.
سخن آخر اينکه اين روز ها شما نمايندگان اصلاح طلب در حال تهيهء بودجهء سال آينده هستيد, از اين فرصت استفاده نموده, اگر مي خواهيد خاطره اي خوش از خود در
ميان دانشجويان و جوانان محروم از اين فن آوري بر جاي بگذاريد, بخشي از بودجه هاي عظيم که در دستگاه هاي عريض و طويل, نيست و نابود مي شوند را در قالب طرحي براي گسترش بيش از پيش زيرساختهاي اطلاع رساني در کشوراختصاص دهيد و به هرنحو که خود صلاح مي دانيد اصلاح از درون جامعه را با گسترش اين فناوري در سطح کشور آغاز کنيد و بخشي از آن سرمايه ها را بسمت ملت و بستر سازي آگاهي جوانان و دانشجويان صرف کنيد. نتيجهء آنرا بزودي شاهد خواهيد بود و خود از آن سود خواهيد برد, ايمان داشته باشيد. در غير اين صورت بعد از دولت آقاي خاتمي, مطمئن باشيد که نرخ دسترسي بدان را آنقدر بالا خواهند برد که ديگر کاربر معمولي توان استفادهء از آنرا نداشته باشد. همان گونه که در دوران رئيس جمهور قبلي شاهد آن بوديم!
موفق باشيد