همانگونه كه پيش بيني ميشد، شوراي نگهبان انتصابي بر رد صلاحيتهاي نامزدهاي مجلس هفتم كه بنوعي ذوب در ولايت فقيه نبودند ،ايستاد و از ورود نامزدهاي اصلاح طب مردمي و نيز اصلاح طلبان حكومتي به اين مجلس جلوگيري نمود. با راه يافتن اكثريت كانديدهاي راست به لطف شوراي نگهبان مجلس هفتم براه راست هدايت شد.
مسير مشخص بود. رفسنجاني اوايل انقلاب گفته بود كه ما اشتباه شاه را نمي كنيم كه فضاي آزاد سياسي ايجاد كنيم. آنها نيروهاي مخالف داخل سيستم را كه براي بستن دهان غرب لازم دارند هميشه دارند. در زمان جنگ نهضت آزادي از نيروهاي مسلمان و از كمونيستها حزب توده و سازمان فدائيان اكثريت تا سالها عليرغم غيرقانوني بودن ، برا ي نشان دادن اپوزيسون داخلي به دولتهاي غربي تحمل ميشدند. اكنون آ نها جاي خود را به جبهه دوم خرداد ميدهند انجا كه بهزاد نبوي ميگويد “ما اپوزيسيون ن خارج از نظام نخواهيم بود “ و در اين راستا حتي نمايندگان مستعفي از انتشار گزارش كميسون نظارت بر قانون اساسي در مورد تخلفات انتخابات خوداري مي كنند. خاتمي هم در آنزمان كه لازم بود در كنار مردم و تحقق شعار جامعه مدني اش بايستد ، ضعف نشان داد . هرچند وي مدتها بود كه گام به گام عقب از جامعه مدني به مردمسالاري ديني بر اساس ولايت فقيه تغيير مسير داده بود .
شوراي نگهبان بخوبي واقف بود كه امكان ادامه جنگ و جدلهاي سياسي و گروهي در مجلس بضرر تماميت رژيم خواهد بود . در حقيقت بدرستي جناح راست درك كرده بود كه كوتاه آمدن د رمقابل اصلاح طلبان حكومتي ( گروه بهزاد نبوي و خاتمي ) از انجا كه رهبري منسجم و برنامه اي مدون ندارند ،به انتهاي نظام ختم خواهد شد. زيرا مطالبات مردم انچنان هست كه نمي توان آنرا متوقف كرد.
شوراي نگهبان و جناح راست با يكسره كردن كار اصلاح طلبان حكومتي د رمجلس هفتم ميدانست كه براي اداره كشور نياز به تخصص اين جناح براي اداره امور كشور ندارند. چرا كه قبلا د رسال 1360 د رزماني كه نظام تجربه الان را نداشت توانسته بود از انفجار حزب جمهوري كه در ان 75 نفر از مقاما ت اصلي نظام كشته شدند جان سالم بدر برد و كشور را اداره كند. اداره كردن كشور به شيوه استبدادي كه نياز به مشاركت مردمي ندارد. تسلط كامل اين جناح بر منابع مالي و اقتصادي ،امنيتي و نظامي و نيز بر خورداري اين جناح از نيروي مسلح فعال د رصحنه ( عليرغم اكثريت غايب)كه حاضرند براي دفاع از حاكميت موجود، (يا بنام خدا و اسلام و يا بخاطر منافع اقتصادي) به سركوب كامل مردم ونيروهاي مخالف بپردازند.
شوراي نگهبان بخوبي ميداند كه عليرغم نق زدنهاي طبقه سرمايه دار بعد از انقلاب بوجود آمده در مورد مسا ئل سياسي داخلي ، از انجا كه ازبركت سيستم اقتصاد دلالي نظام حاكم توانسته اند به ثرو تهاي انچناني دست يابند و بالطبع نافشان به ناف مقاما ت گره خورده است در زماني كه پاي منافع اقتصادي در ميان باشد آنان جناح راست را ترجيح مي دهند.
بهبودي رابطه با آمريكا تضمين ادامه حكومت است كه با توجه به شكنندگي آمريكا در عراق و شكست كامل اپوزيسيو ن سلطنت طلب ، محاصره شدن اپوزيسيو ن بر انداز ( گروه رجوي) ، پراكندگي اپوزيسون داخلي نظير ملي مذهبي ها و بي برنامگي آنان از يكسو و از سوي ديگر حضور اقشاري از مردم در انتخابات براي آمريكائيان جائي براي مذاكره نكردن با حكومت را باقي نمي گذارد. ايران مسلما هائيتي نيست كه بشودبا 500 نفر شورشي و جاني حكومتي را سرنگون كرد و يا شرايط سال 32 نيست كه بشود با چند ميليو ن دلار به تغيير رژيم اقدام كرد.( كودتا عليه دولت منتخب دكتر مصدق) .
در اين راستا تغيير مواضع بوش و خانم رايس نيز حائز اهميت است خانم رايس مي گويد “ دموكراسي در عراق بر اساس قانون اساسي جديد به دمكراسي در ايران كمك خواهد كرد “.جان كري (سناتور دموكرات رقيب بوش ) ميگويد در صورت انتخاب شدن با ايران به مذاكره خواهد پرداخت.
مذاكره با آمريكا قدم اول مجلس هفتم
شوراي نگهبان و جناح راست با آمريكا وارد مذاكره خواهد شد همانگونه كه سران موتلفه ( عسكر اولادي) خواستار برسميت شناخته شدن حكومت اسلامي از آمريكا شده اند . امير محبيان تئوريسي راستها ي ميانه رو (رسالت ) معتقد است كه“ 2 جناح واقع گرا ي آمريكا و محافظه كاران ميانه مذاكرات خواهند كرد و ابتكا رعمل را از تندروهاي هر دو طرف خواهند گرفت. “1 رفسنجاني هم اعلام كرد كه خودش با مذاكره با آمريكا موافق است ولي خامنه اي راضي يه اين كار نيست ( نمازجمعه 7 اسفند 82)
. محسن رضائي “ دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام مي گويد“ با تاكيد بر اينكه نميتوانيم زورآزمايي بين ايران و آمريكا را نفي كنيم، افزود: نيرويي كه وارد اين موازنه شد، نبايد خود را به خواب بزند. بايد خود را وارد كنند. بايد با حداقل امتيازدهي و حداكثر امتياز گرفتن(ازآمريكا) به موفقيت برسد. 2.
“ شرايط داخلي جمهوري اسلامي و ايالات متحده در كنار وضعيت خاص منطقه و فضاي موجود در خاورميانه، باعث شده است، تا زمينه لازم براي ورود اين دو كشور به فينال روابط و تعاملات پر كش و قوس با يكديگر در ربع قرن اخير فراهم شود“ وي معتقد است كه مجلس هفتم فينال ايران وامريكا هست3
نقش مردم
تا اينجا كه به رابطه و تحليل حكومتها بر مي گردد ولي تاريخا در دراز مدت قرار نيست هر آنچه كه حاكمان مي انديشند ،به تحقق بپيوندد. لازم به ياد آوري است تحليل سازمان سيا د ر مورد تحقق انقلاب كه در ايران كاملا اشتباه بود زماني كه آنان ايران را جزيره ثبات اعلام كردند . اكنون نيز رئيس سيا دست راستي ها را براي يكدوره ديگر با ثبات قلمداد مي كند. 4
تحليل سيا و نو محافظه كاران در مورد عراق غلط در آمد از انجا كه انها براي قلع و قمع كردن اسلام به عراق امدند و لي اكنون يكي از مطالبات اقشار وسيعي از مردم عراق بر قراري
جمهوري اسلامي است.
نتيجه گير ي
نبايد فراموش كرد كه يكي از مهمترين پايه هاي ارزشي نظام يعني قداست مرجعيت بطور عام و روحانيت (بطور خاص) بشدت ضربه ديده است . در صد نمايندگان منتخب معمم راه يافته بخ مجلس هفتم و در صد اراي دريافتي آنان خود گوياست.( حذف كروبي و منتجب نيا ) آمريكا و جناح راست مي تو انند به هر توافقي برسند. ولي نمي توانند مردم را از خواست مطالبات اوليه و بر حقش صرف نظر كرد. هيچ حكومتي ابدي نبوده است. فعلا اكثريت مردم همچنان نظاره گر بيرون صحنه اند. حركت رو به جلو هست هر چند كه ممكن است گاهي در جا بزنيم. در سنت خدا و تكا مل ترديدي نيست.
انتخابات مجلس نشان داد كه اولا مردم چشم به خارج ندارند و هرگونه دخالت خارجي باعث نقويت راست ها خواهد شد. و ديگر اين كه اصلاح از درون سيستم بسته ولايت فقيه امكان پذير نيست از انجا كه همه راهها به شوراي نگهبان ختم مي شود .
پاورقي ها
1. امير محببيان " در گفت وگو با روزنامه آلماني "تاگس سايتونگ 12 اسفند 1382
2. رضائي قبل از انتخابات
3. مدير مسول سايت بازتاب وابسته به رضائي
4.گزارش به كمسيون دفاع كنگره آمريكا - مارچ 20034