شنبه 16 اسفند 1382

سرداری با لبخندهای ناپلئونی می آید! سین. ابراهیمی

[email protected]

با تلاش خستگی ناپذیرشورای نگهبان و رهبری داهیانه آقای خامنه ای ، ققنوس جمهوریت میهنمان به آتش افتاد، و توطئه به خاکستر نشاندن آن در انتخابات ریاست جمهوری آینده ، تدارک دیده می شود.
به همین علت باید از هم اکنون این تدارکات را زیر نظر گرفت و درجستجوی پادزهر و یا نوشداروی آن بود. تا رییس جمهور آینده ختم جمهوریت را در ایران نخواند.
در محافل وبرخی نشریات راست ،از سه نفر به کرات برای جانشینی محمد خاتمی نام برده می شود :

نخست نامزدی حسن روحانی سوگلی دیپلماسی رهبر بر سرزبانهاست. تاکنون هرجا که محمد خاتمی با قدم گذاشتن بر فرش قرمز وبا عزت و احترام ، وارد شده و با آغوش باز مورد استقبال علنی و آشکار طرف گفتگو قرار گرفته است ،آن که شایسته میهنمان است ، اما آ قای روحانی از در ب های پنهان به نهانخانه های سیاست خارجی وارد شده و به عنوان سخنگوی رهبر در سیاست خارجی ، آش دیپلماسی پنهانی توسری خور را به ما خورانده است .
افشای وعده های اخیر وی به نمایندگان سیاسی انحصارات صنعتی درایتالیا و فرانسه ، در برابر سکوت آنها در مورد انتخابات مجلس هفتم سر و صدای زیادی راه انداخت، در جریان همین گفتگو ها بود که حسن رو حانی اعلام کرد، روابط سیاسی ایران با آمریکا پس از انتخابات ریاست جمهوری (ایشان) برقرار خواهد شد. حراج منافع ملی ما از سوی شخصی که با اشغال پست دبیر شورای امنیت ملی ،قاعدتا برای حفاظت از آن گمارده شده است؛ انعکاس بسیار منفی در میان مردم آگاه داشت و
تکذ یب های چند باره هم ایشان هم ، چندان باور آور نبوده است. ولی با همه این ها ، نامزد آبادگران-- حزب غیر قانونی رهبر-- در انتخابات ریاست جمهوری احتمالا حسن روحانی است . حتا بعضی از نشریات ایتالیا مطرح کرده اند ، که وی از هم اکنون به جای خاتمی عمل می کند.

دومین نامزد احتمالی جناح راست ، هاشمی رفسنجانی ، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام است .
شما اگر خاطرات و یا مصاحبه های وی را در باره بیست و پنج سال حیات جمهوری اسلامی بخوانید ، در خواهید یافت که ایشان خود را فرزند محبت ندیده خانواده انقلاب اسلامی می داند ؛ و می پندارد مردم در مقابل نقش تاریخی ایشان قدر ناشناسند. به نظرهاشمی رفسنجانی هر کار بزرگی که در جمهوری اسلامی انجام یافته است مهر او را دارد. ولی مردم بیشتر به حواشی زندگی و ثروت وی توجه کرده اند.
هاشمی رفسنجانی -- جدا از آقای موسوی اردبیلی که اکنون یک مرجع اعظم هستند -- تنها بازمانده شورای انقلاب آغازین بوده ، و طی یک ربع قرن راست اقتدار گر را در حیات کشور مان نمایندگی کرده است. علاقه زیاد ایشان به داشتن نقش اول در جامعه برکسی پنهان نیست . اگر در آینده نزدیک مقام رهبری -- حتا اگر به شکل شورایی هم باشد - نصیب ایشان نشود، و در صورتی که خطر اصلاح طلبان رادیکال کشور را تهدید کند !! و زعمای راست حکومت از وی خواهش کنند!! گمان می رود که ایشان به ریاست جمهوری پر قدرت هم رضایت دهد ، تا حسن ختامی به خدمات شایان خود ببخشد! مردم هم اگر چنین فرصتی پیش آمد، به موقع در مورد " فرمانده سپاه اسلام در دوران جنگ " و " سردار سازندگی " اعلام نظر خواهند کرد.

اما نفر سوم ، سردار محسن رضایی دبیرمجمع تشخیص مصلحت نظام است که برعکس سایر نامزد های بالقوه ، از یک سال پیش به شکل نظامی در حال صف آرایی است ،اول سایت باز تاب را راه انداخت ، و سپس با یک حرکت ناپلئونی به کمک دوستانش در سازمان تبلیغات اسلامی ، آقای طه هاشمی را از صحنه روزنامه انتخاب حذف کرده و تصرف آن را آغاز کرده است.
هر چند امید سردار رضایی به آن که لیست خدمتگذاران اسلامی به یک فراکسیون مهم در مجلس تبد یل شود- به علت غیبت اصلاح طلب ها در مبارزه انتخاباتی - جامه عمل به خود نپوشید. ولی با این همه توانست ، از این طریق ، شبکه سراسری دوستان خود را سازمان دهی کند . چند نویسنده توانمند هم در حال شکل دادن تبلیغ برنامه های ایشان هستند.
از قضا ، این نویسندگان حرف های خیلی جالبی هم می زنند. مثلا در روز نامه انتخاب هفتم اسفند مقاله " باز سازی جریان موسوم به راست" که به وسیله یکی از تئوریسین های این خط سیاسی نوشته شده است ،به یک برنامه سیاسی راست معتدل شباهت زیادی دارد :

« جریان موسوم به راست باید به کثرت سیاسی تن دهد و یقین داشته باشد که اداره کشور تنها با تکیه بر یک جناح ، شدنی نیست...
نگاه نیرو های سیاسی موسوم به راست نسبت به مردم باید تغییر کند. و اصا لت داشتن رای آنان در مشروعیت حکومت ،مبنا قرار گیرد .مردم دارای تمایلات و گرایش های فکری و سیاسی متفاوتند و به نخبگان همفکر خود مراجعه می کنند.پذیرش و اصل دانستن رای مردم ،خود به خود به افزایش تحمل نیرو های سیاسی نسبت به یکدیگر منجر می شود چرا که انکار این کثرت سیاسی ،نفی نظر و آراء اقشاری از مردم را نیز سبب خواهد شد.»
در ادامه نویسنده به استفاده ابزاری از نهاد های حکومتی انتقاد می کند و سپس در پایان می نویسد: «قانونگرایی و پرهیز از توسل به اقدامات غیر قانونی ،خشونت آمیز و بی ضابطه یک ضرورت جدی برای بازسازی طیف موسوم به راست است .در مقاطع مختلف شاهد بوده ایم که عناصر منتسب به این جریان به اقدامات غیر قانونی و خشونت آمیز علیه روشنفکران ،مطبوعات ،محافل دانشجویی و...متوسل می شوند و متاسفانه چهره های شاخص این طیف هم از آنان حمایت می کنند یا دست کم به توجیه اینگونه اقدامات می پردازند.یکبار برای همیشه باید اینگونه رفتار ها ،محکوم و به کناری گذاشته شوند.»
به نظر می رسد هیچ کس جز همان راست طالبانی ، نمی تواند مخالف این گونه باز سازی راست باشد.
آزادیخواهان و دموکرات ها طی یک صد سال گذشته ، از مشروطیت تاکنون ، همواره خواستار تدوین و اجرای قراردادهای اجتماعی سیاسی مطابق نیاز زمان بوده اند. و از این که سیاستمداران راست نه تنها در دفاع از منافع ملی ، بلکه همواره از تشخیص و دفاع منافع طبقاتی خود نیز عاجز بوده اند و درسازماندهی سیاسی طبقه ای که آن را نمایندگی می کنند و گفتگو و همیاری با روشنفکران دیگر طبقات ، برای سخنگو یابی همه اقشار مردم تلاش کنند ،موفق نبوده اند، و در پاسخ دگراندیشی سایر اقشار موجود در جامعه ، به قدرتمداران طبقه خود به جای مشاوره اجتماعی ، چماق و سرنیزه را پیشنهاد کرده اند.
از این که تحت تاثیر مبارزات اصلاح طلبی ، سرانجام طلایه هایی در راست برای قانونمند کردن مبارزه سیاسی در جامعه بوجود می آید ، باعث خوشحالی است.
پس از مشاهده ویترین این نگرش سیاسی که نمی توانیم شکی در حسن نیت تنظیم کنندگان آن ابراز کنیم ؛ آن چه باعث نگرانی می شود، این است که پس از ورود ، بلا فاصله متولی این سیاست را در پشت پیشخوان می بینیم.
سردار رضایی در کنفرانس مطبوعاتی روز قبل از انتخابات می گوید:
« من دوستان زیادی در کشور دارم ، حداقل سه میلیون بسیجی جبهه رفته و تعدادزیادی از اعضاجهاد سازندگی ،الان بخش زیادی از افرادی که با آنها ارتباط داشتیم( احتمالا منظور ایشان پاسداران هستند)
در این تشکل ها هستند...الان در آبادگران و خدمتگذاران تعدادزیادی از دوستان من حضور دارند.» *
تضمین دموکراسی و قانونمند کردن جامعه ، نمی تواند با تکیه بر دوستان سپاهی و بسیجی آقای رضایی در جامعه ما تحقق یابد. هنوز که سپاه پاسداران تمام قدرت سیاسی را در دست ندارند،
ما لک مخوف ترین زندانهای دستگاه قضایی موازی هستند. وای به روزی که تمام قدرت را قبضه کنند.
مطالعه خاطرات زندانیان سیاسی که از این زندانها جان سالم به در می برند خواب را از چشمان خواننده می ربایند. خانم حقیقت جو وکیل شجاعی که استعفا داده است ، فقط با گفتن چند کلمه در باره این زندانها خشم رهبری را بر انگیخت . تاریخ جهان هم ، ما را از امید به این سراب ها باز می دارد. هر جا نظامی ها به قدرت رسیده اند،از دموکراسی خبری نبوده است. حتا ناپلئون بناپارت ،این نظامی انقلابی با این که از طریق شبه انتخابات قانونی مجلس –البته در محاصره سربازان ایشان – به مرکز قدرت جمهوری نزدیک شد ، ولی زمانی که تمام آن قدرت را در دست گرفت جمهوری اول را دفن کرد و خود لباس امپراطوری پوشید.
پس مردم ایران نمی تواند بر این شواهد تاریخی چشم پوشیده ، و سرنوشت سیاسی کشوررا به دست سپاه و بسیج بسپارد.
تیمسار رییس جمهور ! نه متشکریم.

--------------------------------------------------------------------------------------------
** بازتاب29 اسفند

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/5393

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'سرداری با لبخندهای ناپلئونی می آید! سین. ابراهیمی' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016