يكشنبه 17 اسفند 1382

زاری بر چشمه ی صافی، به مناسبت روز 8 مارس , روز جهانی زن، سام جدي

اصولا يکي از شاخصه هاي پیشرفت دموکراسی درجوامع مختلف دنیا, جایگاه اجتماعي, سطح معلومات و همچنین میزان مشارکت زنان در ساختارها و نهاد های مدنی آن جامعه مي باشد . این قشر از جامعه, که در واقع نیمی از آن را تشکیل می دهند, باید به گونه ای در جامعه سازمان داده شوند و مشارکت یابند تا قابلیت های مناسب را در جهت تأثیر گذاری بر مراکز قدرت, احراز نمایند و در پروسهء هدایت و تصمیم گیری آن جامعه تأثیری محسوس داشته باشند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

از نظر اندیشمندان و جامعه شناسان, زنان بعنوان یکی از محور های اصلی تحول فرهنگی و اجتماعی جوامع محسوب گردیده و بدلیل دارا بودن مسئو!
یتهای کلیدی و تأثیر گذار در جامعه, همواره از حمایت های دولتی در کشورهای توسعه یافته برخوردارند. به عنوان نمونه, یکی از وظایف کلیدی زنان در جامعه, نقش آنها بعنوان رسانه ای شفاهی در انتقال فرهنگ نسل گذشته به نسل های آیندهء آن جامعه می باشد, چراکه زن بعنوان یک مادر بازگو کنندهء خاطرات و حکایت های گذشته گان برای فرزندان خود بوده , همچون یک رسانه و پل ارتباط فرهنگی عامهء مردم, در گذشته و آیندهء آن جامعه عمل می کنند. بی شک اگر این رسانه از بار فرهنگی پایینی برخوردار باشد, لاجرم نسل بعدی که دست پروردهء این واسط است, گسسته از پیشینه گان خود خواهد ک!
ه این امر تبعات ناگوار فرهنگی برای جامعه بهمراه دارد. و این تنها نمونه ای کوچک از نقش زن در جامعهء امروزی است.

با نگاهی به قوانین و مناسبتهای جاری درکشور های دموکراتیک, در می یابیم که از بسیاری جهات, زنان از اولویت حقوقی بیشتری نسبت به مردان برخوردارند. این موضوع به معنای جای گزینی فرهنگ زن سالار به جای فرهنگ مرد سالار نبوده, بلکه بمعنی احیأ خلاء های موجود در جامعه, جهت رساندن حقوق زنان به سطحی معقول و معادل با حقوق مردان می باشد. چه بسا تبدیل فرهنگ مردسالاری, به سیستم فرهنگی زن سالاری نیز خود موجب مشکلاتی باشد که بحث در ارتباط با آن, زمانی دیگر را می طلبد . از این رو, هدفی که باید برای دست یافتن بدان کوشید و همانا اصل تساوی حقوق بین زنان و مردان د!
ر یک جامعه می باشد.

در ادامهء مقاله سعی می شود به ذکر دلایلی چند از اهمیت جایگاه زنان در جوامع پرداخته و همچنین نگاهي داشته باشد به وضعيت زنان ايران درسال هاي بعد از انقلاب. حال نظرتان را به نمونه هایی از مسئولیتهای بسیار مهم و کلیدی زنان در جامعه جلب می کنم:
الف - نقش زن به عنوان همسر در خانواده : همانطور که مي دانيد, زن در کانون خانواده به عنوان مدیر داخلي و گرداننده و سازما ن دهندهء اصلي امور مربوط به خانه مي باشد و از طرفي هم گرمي بخش کانون عاطفي خانواده. بنابراين بايد دارای چنان پتانسيلي باشد, تا بتواند در ضمن انجام این امور به نحو احسن, با ایجاد محیطی گرم و دوستانه , مرد خانه را نیزدر چارچوب خانواده مهار نمايد. اين پتانسيل به ميزان اندوخته هاي علمي و تجربياتي که وي در ساليان گذشته و در کش و قوس های زندگی فرا گرفته, بستگی دارد . اگر زن حاوي اين تجربیات نباشد, چگونه می تواند از عهدهء چنین کار مشکلی!
با موفقیت برآید؟ بعبارتی اگر جامعه وی را از پروسهء رشد فرهنگی واجتماعی, بدلایل مختلف همچون قوانین دینی و غیره کنار نهد, چگونه می توان از وی انتظار برآمدن از عهدهء مسئولیتی که ذکر شد, داشت. و در نتیجه در صورت نداشتن پختگی لازم, که ذکر آن رفت, پس ازمدتی موجبات دلزدگي مرد را فراهم آورده و مرد را واميدارد که در بيرون از خانواده بدنبال جبران خلأ عاطفي خود برآید, (البته این موضوع در مورد مردان هم قابل بررسی است که ذکر آن در این مقاله نمی گنجد). این مسئله می تواند زمینه ساز تخلف از چهار چوب قواعد اخلاقی خانواده گردیده و در صورت تسري و گسترش آن در جامعه, !
وجبات انحراف ا خلاقی جامعه را فراهم آورد. حادثه اي که در حال حاضر درتهران و شهر های بزرگ ايران در حال بوقوع پيوستن بوده و شواهد آن به وضوح قابل رویت است. اگر زن از جايگاه مناسب علمي و اجتماعي برخوردار باشد و بتواند به تناسب گذشت زمان, براندوخته هاي خود بيافزايد, نه تنها به مرور در موضع ضعف قرار نمي گيرد, بلکه خود مي تواند موجبات تحرک و پويايي اعضای خانواده و از جمله مرد را فراهم آورد و با صدارت و دانايي, ضمن ايجاد طراوت و شادابی در محيط خانواده, آنرا به مکانی برای رقابتی مسالمت آميز جهت کسب دانش و تجارب زندگی, تبديل نمايد. که نتيجهء آن تعالي و ر!
شد تمامي اعضاي خانواده خواهد بود. بنابر اين مي بينيد که يک زن در خانواده مي تواند داراي چه نقش تعيين کننده اي باشد.

ب - نقش زن بعنوان مادر: بروشني پيداست که آيندهء هر کشوري بدست کودکانيست که در آن جامعه پرورش مي يابند و بخش اعظم اين مهم نیز به دست مادران آن جامعه صورت مي پذيرد, بدیهی است که از مادران دانا و بلند همت, می توان فرزندانی هوشمند و دانا با آینده ای روشن و سعادتمند انتظار داشت و آن بمعنی سعادت آیندهء جامعه خواهد بود. حال تصور کنید, دختري که در 15 سالگي ازدواج مي کند, چگونه مي تواند از پس اين وظيفهء مهم با موفقيت کامل برآيد, به اين موضوع اگر بي سوادي را نيز بيافزاييم, مشکل دو چندان خواهد شد.

ج - زن بعنوان نيمي از افراد فعال در جامعه: از بعد ديگر زنان نيمي از جامعه را تشکيل مي دهند, نيمی از افراد کشور که می توانند فعال و مؤثر باشند و تحرک و شادابی را به جامعه ارزاني دارند. این در حالیست اکثرجوامع توسعه نیافته, با غفلت از این پتانسیل مهم, خود را روزبروز با مشکلاتی درگیر می بینند که شاید بخش اعظمی از آنها, از عدم برنامه ریزی برای این قشر از جامعه حاصل شده باشد.
با مختصر توضيحات داده شد,مي توان به اهميت جايگاه زنان در يک اجتماع پي برد و به اين نتيجه رسيد که اگر جامعه اي, به زنان خودستم روا دارد يا آنها رااز پيشرفت محروم نمايد در حقيقت به کل مجموعه ظلم روا داشته و آسيب رسانده. افت درجهء فرهنگی زنان یک جامعه , بمعنای زوال فرهنگی و اقتصادی و بطورکلی نابودی آن جامعه در همه ابعاد آن است.

با اين مقدمه که از اهمیت و حساسیت جايگاه زنان در هر جامعه یی عنوان گرديد, به سراغ وضعيت زنان در ايران و شرايطي که پس از انقلاب براي اين قشر از جامعهء ايران بوجود آمده می رویم. اتفاقا این روز ها از زنان, در عرصه هاي مختلف داخلي و خارجي, خبر هاي زيادي بگوش مي رسد, که شماري از آنها آدمي را غرق شادي و شعف مي سازد. خبرهايي از درنورديدن عرصه هاي مختلف علمي, فرهنگي و اجتماعي زنان ايران که برخي از آنها, جهان را به نظاره طلبيده و بشگفتی واداشته اند. اما از ديگر سو خبرهايي تأسف بر انگيزهم بگوش مي رسد که آدمی را شرمسار مي سازد. بطوريکه انسان زبان حيرت گشود!
ه و در مي ماند که چه شده و چه خبر است از این جماعت . اين جمعيت مظلوم ايراني, که سالهاي دهشتناکي را بسان سردترين و تاريک ترين شبها ي سرد زمستاني در تاريخ معاصر ايران, به شکل بسيار دشوار زيسته است و زير خاکستري از سنتها و عقايد پوچ و پلشت پنهان مانده و دم برنياورده , به ناگهان چنين زبان به اعتراض گشوده و با بانگي بلند فرياد برآورده اند که اي آدميان, ما نيز در اين گوشهء حباب خاک مي زئيم وحقوقي براي زندگي داريم, حقوقي که ساليان سال به دلايلي واهي, از ما دريغ طلبيده اند و حرام, اما ديگر بس است, مانيز انسانيم آخر.

اين را زن ايراني فغان برآورد و زبان به اعتراض گشود بر عليه نظمي که او را همچو اسباب و اشياء منزل مي خواست و ارزشش را نصف يک انسان کامل مي دانست. و این اعتراض را بتناسب موقعیت های اجتماعی که در آن بسر می برد, به سه شيوه پاسخ گفت. نخست, آنانی که تکيه گاهي براي حرکت داشتند تا ياريشان کنند, در اين بيابان برهوت, با سنگ فرشي از پاره سنگها يي که یافتند و کنار هم چيدند, راه باريکه اي ساختند و خود را به بزرگراه هاي دانش و تمدن بشري متصل نمودند و پله هاي پيشرفت وترقي را گام بگام طي نمودند. آمار ها حکايت از آن دارند که جهش هاي عظيمي را ما در سالهاي آينده د!
ر بين زنان مان شاهد خواهيم بود. حتما شنيده ايد که %65از راه يافتگان به مراکز آموزش عالي از دختران هستند, يا بالا ترين در صد پزشکان زن در دنيا متعلق به جامعهء پزشکان ايرانيست و بسياري اخبار از اين دست, که البته این آخرین ها, غوغائي به پا کرده اند. یکی که خود را دختر کوروش, شاه دادگر ايران معرفي کرده و جهاني را از سر نستوهي و استواري به تحسين و تمجيد وا داشته, همو که در جايگاه بزرگ بانوي صلح جهان ايستاده و بسیاری از ايرانيان را دگر بار مفتخر به آنچه کرد که اين سالها از آنها به تاراج رفته, آن دیگری خود را به قله های هنر جهان رسانده وآن دیگری جایزهء شجا!
عت را در بین زنان جهان ربوده و ...
بنظر شيرين عبادی و بسیاری دیگر همچو او, ايستاده اند و پرچم دار جنبش عدالت خواه و حق طلب زنان ايراني شده اند,اینان شايد نسيمي با شند از طوفاني که در حال شکل گيريست. طوفاني که نشانه هاي آن بروشني پيداست و مي رود که بنياد سنتها و عقايد ضد حقوق انساني زن را از جا برکنند. اين که این جمع از زنان کشور انتخاب شده اند, حادثه اي اتفاقي نبوده, بلکه حکايت از موج گسترده ای دارد که در حال شکل گيريست و صداي آن بگوش می رسد. و کسانی در نقاط دیگر دنیا, آنرا حس کرده و اینان را بنمايندگي برگزیده اند .

اما اين سکه روي ديگري هم دارد که آن را البته بايد از شاهکار هاي رژيم ديني ايران دانست, گروهي ديگر که به جهت فشار فزايندهء اقتصادي و اجتماعي موجود, از
هنجار هاي جامعه روي گردانده و در کوره راه هاي زندگي, بدنبال آسايش و رفاه گشته و جوياي حق بتاراج رفتهء خود از زمانه گشته اند. اينان در حقيقت يا از امکانات و توانايي هاي گروه اول از زنان ايران محروم بوده اند. يا نابساماني و ناهنجاري هاي حاصل از اعمال فرهنگ قرون وسطائي و بيگانه با فرهنگ ايراني حکومت را, تاب نياورده و به ورطهء فساد و تباهي کشانيده شدند. آماردختران فراري, تجارت دختران ايراني در کشور هاي عربي و وضعيت زنان خياباني در تهران و شهرهاي بزرگ, گوياي اين حقيقت تلخ است, حديثي دگر درست در جهت عکس حرکت گروه اول که جای بسی تأثر و اندوه است .

و اما از سوئي ديگر در اين دورهء ظلام و تباهي , زناني روزگار می گذرانند که نه از جنس طغيان و فريادند, و نه از تبار شرارت. زناني که آموخته اند هيچ نگويند, زناني که نشانه صبر و شکيبايي زن ايرانيند, زناني که به جرعه آبي و ناني راضيند و ياد گرفته اند که سکوت کنند و دم برنياورند. زناني که به همهء ما ها نزديکند, چرا که از جنس مادران مان هستند, مادراني که در سخت ترين شرايط, صبور بودند و شکر گذار. اما اين بار گردونه ء روزگار, قاعده اي غم ناک را رقم زده, قاعده اي بر خلاف قواعد ماضی, که در آن حاکمان, بزرگترين افتخارشان تازيانه زدن عشق در کنار تيرک راهبند بود. !
زمانه اي که زيبا ترين دختران سرزمين آفتاب, با دنيايي از آمال و آرزوي جواني, نظاره گرسپيدي موها شان باشند و زير فشار خروار ها مشکلات و غم و اندوه, به انواع بيماري های روحي دچار آيند و از سر غرور و متانت هيچ نگويند. به يکي از خبر هاي سايت زنان توجه کنيد: 55 % از زنان استان گلستان به بيماري روحي و رواني دچارند, به آن خبرهاي خود سوزي و خودکشي زنان در گوشه کنار کشور را نيز افزون کنيد. با اندوهی در دل بياد شعري از شاملو مي افتم, که مي گويد:

بر کدام جنازه زار مي زند اين ساز/
برجنازهء کدام مردهء پنهان مي گريد اين ساز بي زمان/
در کدام غار, بر کدام تاريخ مي مويد اين سيم وپنجهء نادان/
بگذار برخيزد مردم بي لب خند, بگذار برخيزد/
زاري در باغ چه بس تلخ است/
زاري بر چشمه ی صافي, زاري بر لقاح شکوفه بس تلخ است/
زاري بر شراع بلند نسيم, زاري بر سپيدار سبز بالا بس تلخ است/
بر برکهء لاجوردين ماهي و باد, چه مي کند اين مديحه گوي تباهي/
مطرب گورخانه به شهر اندر چه ميکند, زير دريچه هاي بي گناهي/
بگذار برخيزد مردم بي لبخند, بگذار برخيزد/

و بدين سان عدهء کثير ديگري از دختران و زنان ايران در سکوتي مرگبار, با سازي که مطربان گورخانه نواخته اند, به زندگي ادامه مي دهند و در اعتراضي خاموش بسر مي برند .
بله عزيزان, سه گروه ياد شده از زنان ایران, در طي دوران حاکميت رژيم , از دل جامعه سر برآورده و در سه محور, مي روند تا حکومت و جامعه را با چالشي جدي روبرو سازند. که يک طرف آن, تولد زناني شجاع و متهور و آگاه خواهد بود که با دانسته هاي خود به اردوگاه هاي ظلم و جهل و ناداني خواهند تاخت, اما طرف ديگر اين قائله به فاجعهء بشري و اخلاقي بدل خواهد شد, چالشي عظيم که بخشي از آن, دامان ملت و فرهنگ ايراني را در برخواهد گرفت و خواهد آلود. لذا برزنان فرزانه و پيشرو درعرصه هاي مختلف است که با تشکيل سازمانها و گروه هاي کاري , ضمن نهادينه کردن فعاليت هاي بشر دوستانه و حق مدارانهء خويش و گسترش آن, به مدد گروه هاي ديگر پرداخته و حقوق شان را از جامعه و نظام خواستار شوند. چه در غير اين صورت, مطمئنا با چنين اوضاعي که در جامعه حاکم است , اميد به بهبود وضعيت زنان, اميدي عبث خواهد بود و طوفاني که علائمش نمودار شده, همگان را با خود خواهد برد.
سام جدی
[email protected]

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/5437

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'زاری بر چشمه ی صافی، به مناسبت روز 8 مارس , روز جهانی زن، سام جدي' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016