آنان که دم از دموکراسی در ایران می زنند باید بدانند که دموکراسی و فدرالیسم برادر و خواهر دو قلوی به هم چسبیده اند که باید باهم بدنیا بیایند. امروز در ایران عصر، عصر حرکتهای آزادیخواهی ملل است ، و دموکراسی واقعی بدست ملل ایرانی بر پا خواهد شد نه توسط سیاستگزاران مرکزگرای بریده از ملل. انکار و سرکوب ملل ایرانی و حقوق آنها نه تنها به نفع این ملل نیست بلکه پتانسیل تنشها و مشکلات آینده را افزایش می دهد.
قانون اساسی موقت عراق به تصویب رسید(1) ودرآن تصريح شده است که نظام ادارى کشور بر مبناى نظام فدرالی، دمکراتيک و تعدد احزاب باشد و زبان هاى عربی و کردى به عنوان زبان هاى رسمی عراق شناخته شده و ساير اقليت ها تنها در موسسه هاى آموزشی خود می توانند از زبان مادرى خويش استفاده کنند. مدتی قبل نیز شاهد تحول مشابهی در راستای حرکت به سوی سیستمی غیر متمرکزفرهنگی در افغانستان بودیم (2) و طبق قانون اساسی جدید افغانستان زبانهای رسمی افغانستان پشتو و فارسی است اما در کنار آن، زبانهای ديگر مانند، ازبکی، ترکمنی، بلوچی، نورستانی و پشه ای در مناطق خود به عنوان زبان سوم رسميت دارند .
این در حالی است که هم اکنون در سراسر جهان دهها کشور به صورت فدرال (غیر متمرکز) اداره می شود(3)، کشورهای پیشرفته ای چون آمریکا،کانادا ، آلمان، سویس و استرالیا و کشورهایی چون مکزیک، آرژانتین ، آفریقای جنوبی ، مالزی ، ونزوئلا ، برزیل ، نیجریه، هندوستان، روسیه، اطریش و پاکستان دارای چنین سیستم غیر متمرکزی هستند. اگرچه سیستمهای فدرال انواع مختلفی دارد و دلایل تاریخی متفاوتی در کشورهای مختلف منجر به بر قراری سیستم فدرال شده است ، ولی در همه این کشورها انتخاب این سیستم معمولا به عنوان آخرین راه حل همزیستی مسالمت آمیز ملتها در قالب یک کشور واحد بوده است.
سه دلیل عمده ای که باعث تشکیل حکومتهای فدرال در بعضی کشورها می شود ، وسعت جغرافیایی ، تنوع ملی-فرهنگی و یا اتحاد کشورهای کوچک برای تشکیل کشوری قدرتمندتر بوده است. (4). که قطعا بنابر دلیل اول و دوم یعنی وسعت جغرافیایی و تنوع ملتهای ساکن ایران سیستم فدرال در ایران یک ضرورت می باشد. یک سیستم فدرال مناسب برای کشور ایران دارای مجالس و دولت مرکزی است که ترکیب اعضای آن معادل با ترکیب جمعیتی کشور خواهد بود. علاوه بر آن هر ایالت برای خود مجلس و دولتی (نخست وزیر) خواهد داشت. مجالس ایالتی غیر از امور مربوط به ارتش ایران، سیاست پولی، سیاستهای خارجی کلان، برنامه ریزیهای کلان اقتصادی که به کل کشور مربوط می شوند، در بقیه موارد دارای اختیارات کامل و حق قانون گذاری هستند.(5).
خرده گیران به سیستم فدرال درایران، مدعی اند که سیستم فدرال برای ایجاد اتحادیه های قویتر کاربرد دارد و لزومی به اجرای این طرح در کشور ایران که ذاتا یکپارچه است وجود ندارد. ولی همانگونه که گفته شد دلایل تشکیل سیستم فدرال همیشه اتحاد نیست ، بلکه بعضی مواقع همچون هندوستان ، پاکستان و نیجریه هدف تمرکز زدایی است. یعنی راه تشکیل نظامی قدرتمند همیشه برقراری تمام و کمال روابط ملل آنهم به گونه ای مرکز گرا نیست بلکه تعادل و تعدیل روابط ملل بر اساس پتانسیلهای موجود و حرکت به سوی تمرکز زدایی خود باعث تقویت یک سیستم سیاسی می گردد(6).
باید ذکر شود نظام فدرال فقط در یک سیستم دموکراتیک پاسخگوی نیاز مردم است و عدم موفقیت سیستم فدرال درشوروی سابق نیز به همین دلیل بود. و برعکس درکشور کثیرالمله ایران نیز سیستم دموکراتیک فقط همراه با یک سیستم فدرال جوابگوی خواستهای مردم خواهد بود و کسانی که برقراری دموکراسی را مقدم بر حل مسئله ملتهای ساکن ایران می دانند یا هنوز مفهوم دموکراسی را درک نکرده اند یا سیستم فدرال را مغایر با اهداف استعمارگرانه خود یا اربابان خود می بینند. تلاش برای برقراری دموکراسی در کشور ایران که تنوعی از ملتهای مختلف ترک و فارس و کرد وعرب و بلوچ و ترکمن است بدون آنکه به نیازهای اولیه و قانونی آنها نظیر تحصیل به زبان مادری ، کاربرد زبان مادری در امور روزمره ، داشتن نشریات و رسانه های آزاد به زبان مادری ، حق استفاده از در آمدهای منطقه خود و حق اداره امور محلی و غیره پاسخگو باشیم همچون آب در هاون کوبیدن است.
مزایای یک سیستم فدرال دموکراتیک را می توان چنین بر شمرد:
1. جلوگیری از رشد دیکتاتوری در نتیجه کنترل متقابل دول و مجالس ایالتی و مرکزی یعنی کنترل قدرت توسط قدرت.
2. حفظ و رشد زبانهاو فرهنگهای گوناگون در یک کشور که رشد و ارتقاء هر کدام به منزله رشد فرهنگی آن کشور است.
3. توزیع قدرت بار مشکلات دولت مرکزی را می کاهد و اداره کشور را آسانتر می کند.
4. با توزیع قدرت ، نقش مردم در سیاست و اداره کشور بیشتر می شود.
5. توزیع عادلانه امکانات و ثروت در تمامی مناطق یک کشور می تواند به رشد اقتصادی کل کشور بیانجامد.
6. آزادی تصمیم گیری و قانونگذاری برای ایالات مختلف باعث رشد خلاقیت منطقه ای و رقابت بین ایالات می گردد.
7. کاهش تنشهای ناشی از اختلافات فرهنگی و قومی.
ملل ایرانی برای اولین بار سیستم مترقی حکومت غیر متمرکز را با قانون مترقی انجمنهای ایالتی و ولایتی مطرح کردند، حکومتهای آزادیستان شیخ محمد خیابانی و حکومت یکساله آذربایجان و کردستان در سال 1324 نیز در همین راستا بود، که متاسفانه مرکزگرایانی که توزیع قدرت را بر خلاف منافع خود و اربابان خود می دیدند این حرکتهای پیشرفته را سرکوب کردند. امروز نیزپس مانده های این مرکزگرایان به بهانه های مختلف همچون حفظ تمامیت ارضی و عدم ظرفیت مردم ایران برای سیستمهای غیر متمرکز ، به دشمنی خود با حرکتهای آزادی خواهی ملل ایرانی ادامه می دهند.
قطعا پذیرش یا عدم پذیرش سیستم غیر متمرکز بر عهده خود مردم ایران است، آنها احتیاج به قیم های به ظاهر دلسوز برای تصمیم گیری به جای آنها ندارند و سرکوب حرکتهای آزادیخواهی ملل ایرانی از هر نوعی که باشد محکوم و مخالف با اصول انسانی و حتی منشور حقوق بشر می باشد که به حق تعیین سرنوشت برای ملل قائل است. ملل ایرانی با گذشت فراز و نشیب های زیاد در صحنه های سیاسی و اجتماعی تجربه های بزرگی اندوخته است و در هر حال هیچ تصمیم گیری کم ریسکتر و بهینه تر از تصمیمی نیست که اکثریت یک ملت برای خود می گیرد حتی اگر آن ملت به نظر عده ای از شعور سیاسی کافی برخوردار نباشد. در مورد تمامیت ارضی که به عنوان یک تابوعموما دستاویز اکثر اقتدارگرایان است باید گفت که فقط تمامیت ارضی سیستمی قابل دفاع است که در آن سیستم شهروندان از حقوقی برابر برخوردار باشند و نمی توان به خاطر تمامیت ارضی حقوق برابرشهروندی را فدا کرد ، چراکه تمامیت ارضی به خودی خود ارزشی ندارد. و قطعا استحکام نظام سیاسی که ملل آن بجای روابط اجباری و حاکم و محکوم روابطی تعدیل شده دارند استوار تر خواهد بود. کمتر نظامی فدرال را می توان سراغ داشت که ملل آن حاضر به همزیستی با یکدیگر نباشند ، بر عکس این تحمیل مرکزگرایی خارج از ظرفیت ملل است که آنها را به سوی جدایی سوق می دهد.
آنان که دم از دموکراسی در ایران می زنند باید بدانند که دموکراسی و فدرالیسم برادر و خواهر دو قلوی به هم چسبیده اند یا هردو بدنیا می آیند یا هردو از دست می روند. امروز در ایران عصر، عصر حرکتهای آزادیخواهی ملل است ، و دموکراسی واقعی بدست ملل ایرانی بر پا خواهد شد نه توسط سیاستگزاران مرکزگرای بریده از ملل. سرکوب و انکار ملل ایرانی و حقوق آنها نه تنها به نفع این ملل نیست بلکه پتانسیل تنشها و مشکلات آینده را افزایش می دهد.
به امید برابری و برادری ملتها
10 مارس 2004 یاشار تبریزلی
1. http://www.iran-chabar.de/1382/12/18/006.htm
2. http://news.iran-emrooz.de/more.php?id=2274_0_7_0_M
3. http://www.tribun.com/1500/1531.htm
4. http://www.tribun.com/1100/1134.htm
5. http://www.tribun.com/Karegoriler/Federalism.htm
6.http://dushunceler.persianblog.com/1382_10_dushunceler_archive.html#1256384