مجلس هفتم از نظرگاه مردم ايران از نامشروع ترين و منفورترين مجلس هايى است كه در تاريخ كشورمان در چند دهه اخير تشكيل شده است. چنانچه مجلس ششم با اتكاء به شركت وسيع بخشى از مردم كشورمان داراى مشروعيتى نسبى بود، نامشروع بودن مجلس هفتم پيش از تشكيل آن رقم خورد. در واقع بيلان كار اين مجلس براى افكارعمومى ايرانيان از پيش مشخص بوده است و شهروند ايرانى به تجربه دريافته است كه ميزان عمل است و نه شعار و هياهو.
تحريم انتخابات مجلس هفتم نيز در همين راستا صورت گرفت. مردم به اين باور رسيده اند كه انتخاباتى كه اساس و مبناى غير دمكراتيك داشته باشد، هرگز در راستاى منافع و اميال توده ها گام نخواهد گذارد و دقيقا از اينروست كه كاركرد اين مجلس براى آنان از پيش روشن و واضح مى باشد. اين سوال كه نتايج و دستاوردهاى تحريم انتخابات مجلس چيست از موضوعاتى است كه هنوز مورد بحث و بررسى محافل سياسى مى باشد. مهمترين دستاورد اين تحريم براى مردم كشورمان اينست كه با اين اقدام همگانى به رژيم استبدادى، به افكار عمومى جهانيان و به تمامى آنانى كه طى يك دهه در تلاش براى دمكراتيزه كردن حكومت ولايت فقيه بودند، با زبان خاموش اما پرخروش خود گفتند كه هرگز نميتوان غرور ملى و عنصر آگاهى را در ميان مردم بفراموشى سپرد و ناديده گرفت. هرگز توده مردم زير بار خفت پذيرش ولايت قرون وسطائى نخواهند ماند و دور نيست لحظه اى كه در شادى حذف اين حكومت ولائى از صحنه سياسى كشورمان به آزادى و دمكراسى براى همه سلام گويند، حقوق بشر را آويزه دستاورد اين تحول بنيادين نمايند و اراده خود را در تعيين سرنوشت خود اعمال كنند. مردم ايران با تحريم انتخابات نشان دادند كه ارزش تك تك آراء خود را مى دانند و شركت در چنين نمايشاتى را گام زدن بر خلاف منافع آنى و آتى خود يافته اند.
امروز و بيش از هر روز ديگر در تاريخ مبارزات مردم كشورمان مقولات آزادى و دمكراسى، چه در لاى لاى نيروهاى اپوزيسيون و چه در ميان مردم كوچه و بازار، دانشجويان و كارگران برجسته شده است و با عنصر تجربه و آگاهى بهم آميخته است. اين در حالى است كه بخش بزرگى از توده ها و از جمله كارگران و مزدبگيران شهر و روستا اين دو مقوله را در ارتباط تنگاتنگ با نان روزانه خود دريافته اند و به تعبيرى ديگر آزادى و دمكراسى را پيش زمينه مبارزه براى عدالت اجتماعى مى دانند. از نظر كارگران كشور مان داشتن حق تشكل به معناى تسليح خود به عنصر تشكيلات ، مترادف با اتحاد و توانمندى براى احقاق حقوق معوقه خود و بهره مند شدن از استانداردهاى يك زندگى انسانى است.
امروز مبارزه دانشجويان كشورمان كه در تمامى دوران هاى رنج و سركوب تنور مبارزه براى آزادى و دمكراسى را گرم نگاه داشتند، عارى از ترديد ها و ابهامات به پيش خواهد رفت. حناى اصلاح طلبان براى رنگ مشروطه به ولايت فقيه مطلقه زدن بى اثر شده است و جنبش جوانان و زنان در آستانه روياروئى نهائى با استبداد مذهبى حاكم قرار گرفته است. ناجيان و "رهاسازان" داخل حكومت توسط اقتدارگرايان از هستى ساقط شده اند. سپاه و ستون نظامى دولت هاى خارجى پس از انتخابات مجلس هفتم سرگرم مذاكرات اقتصادى و نصايح سياسى است و بدين ترتيب نشان داده اند كه آنچه برايشان اهميت دارد، تثبيت اقتصادى خود و تضمين جارى شدن پول و سرمايه به كشورهاى مطبوع خود مى باشد. يكپارچگى حاكميت حتى بْسيارى از نهادهاى فرهنگى و ادبى كشورمان را كه در طى حضور اصلاح طلبان در حاكميت در هاله اى از سكوت و تماشا نشانده بود ناچار به موضعگيرى مشخص و صفبندى روشنتر از هميشه در كنار جنبشهاى مردم كشورمان خواهد كرد و بدين صورت صفوف پائينى ها در كشورمان هرچه گسترده تر و فشرده تر خواهد شد.
اين نهادها و گروه هاى فرهنگى و ادبى روشنفكرى كشورمان امروزه اين فرصت را خواهند داشت تا زبان گويا و فرهنگ بيدار جامعه اى باشند كه اكثريت مطلق آن به نفى كليت نظام پرداخته اند و براى تصاحب قدرت بدست خود و تعيين سرنوشت خويش خيز برداشته اند.
اصلاح طلبان نوميدى و رانده شدن خود از داخل حاكميت را بمثابه مرگ انقلاب قلمداد مى كنند در حالى كه از نظرگاه جنبش مستقل و غير وابسته به حاكميت اين يك پيروزى براى پائينى ها بوده است و نقطه عطفى در جهتگيرى هاى سياسى براى مبارزه اى راستين و رودررو با استبداد مذهبى حاكم تلقى مى گردد. تولدى دوباره براى انديشه انقلاب و با هدف بازپس گرفتن دستاوردهاى مثله شده قيام بهمن، براى دگرگونى هاى بنيادين در ساختارهاى اقتصادى، اجتماعى و سياسى، براى بزير كشيدن حكومتى كه جز سياهى و تباهى براى مردم محروم كشورمان به ارمغان نياورد و بى شك در تاريخ اين سرزمين مهر نفرت و نامردمى بودن را با نام خود يدك خواهد كشيد.
بهروز سورن