«اجبار»، نه اجماع !
شوراي حكام يكبار ديگر مراتب اطاعت و دنباله روي از آمريكا را در قبال جنجال انرژي اتمي ايران به نمايش گذاشت و با صدور قطعنامه باج طلبانه اي كه اجزا آنرا آمريكا تعيين كرده بود، به خواسته هاي واشنگتن تمكين كرد.
صدور قطعنامه شوراي حكام به عنوان يك موضع شديدا ضدايراني قابل ارزيابي است و استقلال عمل شوراي حكام در قبال خواسته هاي باج طلبانه قدرتهاي شيطاني را قويا به زير سئوال مي برد. اين قطعنامه به عنوان يك تصميم به اجماع از سوي كشورهاي عضو شوراي حكام معرفي شده است لكن شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد , كه اين يك تصميم از روي اجبار است نه يك تصميم جمعي كه با اختيار و اراده كشورهاي عضو , فراهم گرديده باشد.
مسئله اينست كه براي سرپوش گذاشتن بر موضع اقليتي آمريكا و كشورهاي اقمار آمريكا , هيچگونه راي گيري در اين مورد بعمل نيامد و شوراي حكام با صدور قطعنامه اي كه معلوم نيست در برگيرنده نقطه نظرات چند كشور محسوب مي شود , عملا به اطاعت از مواضع باج طلبانه آمريكا پرداخت .
طي روزهاي اخير , آمريكا , كانادا و استراليا در يك طرف قرار داشتند و يك موضع اقليتي را احراز كرده بودند و بيش از 30 كشور ديگر عضو شوراي حكام داراي موضع ديگري مغاير با ديدگاههاي باج طلبانه واشنگتن بودند لكن بنظر مي رسد كه براثر بده ـ بستانهاي پشت پرده , نهايتا موضع تحكم آميز واشنگتن , بر ساير كشورهاي عضو شوراي حكام سنگيني كرده و آنهارا به انقياد و اطاعت بي چون و چرا از مواضع باج طلبانه آمريكا ملزم ساخته است . كاملا روشن است كه اين يك تصميم آزادانه و از روي اختيار نيست بلكه واشنگتن ديگران را تحت فشار قرار داده و بالاجبار , چنين موافقتي را از آنها كسب كرده است .
وزارت امورخارجه جمهوري اسلامي ايران صراحتا خاطرنشان ساخته است كه قطعنامه زياده خواهانه شوراي حكام پذيرفتني نيست و مورد قبول و توافق جمهوري اسلامي ايران نخواهد بود. نبايد از نظر دور داشت كه در ماههاي اخير , مرتبا از حسن نيت جمهوري اسلامي ايران در پرونده انرژي اتمي , سواستفاده شده است و همراهي ايران را به حساب ضعف آن گذاشته اند و مرتبا براي باج خواهي بيشتر وسوسه شده اند.
مسئله اينست كه اروپا به تعهداتش عمل نكرده و توافقات خود با ايران را زيرپا گذاشته است . جمهوري اسلامي ايران تمامي اطلاعات مورد نياز سازمان بين المللي انرژي اتمي را در اختيار قرار داده و بمنظور اعتمادسازي بيشتر , در جهت بازديد از مراكز مرتبط با فعاليتهاي صلح آميز هسته اي خود , همكاري گسترده اي را عملي ساخته است .
منطقي نيست كه ايران اسلامي از حسن نيت و حسن همكاري با آژانس , دچار لطمه اي شود و آمريكا بخواهد ايران را در اين زمينه , در موضع انفعالي قرار دهد. اين رفتار دوگانه فرانسه , انگليس و آلمان در قبال ايران و آمريكا نشان مي دهد كه آنها شريك دزد و رفيق قافله اند و از يكطرف با جلب حسن نيت ايران , سعي كرده اند كه اعتماد جمهوري اسلامي ايران را جلب نمايند و از طرف ديگر واقعا درصدد تحقق خواسته هاي باج طلبانه آمريكا بوده اند.
طيف وسيعي از كارشناسان سياسي , حتي پيش از اين مراحل نيز نسبت به صداقت فرانسه , انگليس و آلمان بطور جدي ابراز ترديد مي كردند و مشخصا حضور انگليسي هاي شرور در اين تيم مذاكره كننده را نشانه هاي حضور مستقيم جاسوسان آمريكا در اين ماجرا تلقي مي كردند لكن ديگران هم بودند كه برخلاف اين نظريه , معتقد بودند كه بايستي به اروپا اعتماد كرد. اروپاي امروز با اروپاي ديروز متفاوت است و نمي خواهد كه خود را دنباله رو آمريكا معرفي كند.
امروز بهتر مي توان در اين باره اظهارنظر كرد كه نه تنها ماهيت باج طلبانه اروپاي امروز با اروپاي ديروز فرقي نمي كند و در مواضع خاصي اروپا ترجيح مي دهد كه با دنباله روي از آمريكا , مسائل و مشكلات خود با آمريكا را در جاي ديگر در صحنه مناسبات فيمابين حل و فصل كند. به عبارت بهتر , امروزه كاملا آشكارتر شده است كه اروپا و آمريكا در ماجراي انرژي اتمي , ايران را « وجه المصالحه » قرار داده اند و در جهت اعمال فشار عليه ايران , داراي موضع واحدي هستند و اهداف مشتركي را تعقيب مي كنند.
صدور قطعنامه كنوني كه گفته مي شود به اجماع صادر شده , نشانگر آنست كه در واقع , در صحنه مقابله با ايران , هيچ وجه تمايزي در مواضع اروپا و آمريكا نيست و آنها عليرغم تمامي اختلاف نظرهاي احتمالي كه ممكن است در هر زمينه ديگري داشته باشند , دستكم در اين مقوله ضرورت اعمال فشار عليه ايران براي منع هرگونه استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي , اتفاق نظر دارند.
در دنياي كثيفي زندگي مي كنيم كه برخورد دوگانه و استانداردهاي دوگانه , رفتار باج طلبانه قدرتهاي شيطاني در برخورد با پديده هاي مختلف را به طرز چندش آوري توجيه مي كند. رژيم اشغالگر صهيونيستي عليرغم آنكه اهداف نظامي خود را در مرحله استفاده از انرژي اتمي كتمان نكرده و وجود دستكم 200 كلاهك اتمي در مورد آن به اثبات رسيده , حتي از بازرسي و نظارت هم معاف است و هيچگونه اعتراضي عليه اقدامات گسترده اش براي توليد , نگهداري و انباشت سلاحهاي كشتار جمعي رژيم صهيونيستي صورت نمي گيرد و حتي اصراري هم براي پذيرش « ان .پي .تي » توسط صهيونيست ها و ضرورت اعمال تعهدات ناشي از پذيرش آن براي صهيونيست وجود ندارد. اما در نقطه مقابل , جمهوري اسلامي ايران عليرغم آنكه « ان . پي . تي » را پذيرفته , الحاقيه پروتكل 2 +93 را نيز پذيرفته و آنرا امضا كرده و فعاليتهايش زير نظر آژانس بين المللي انرژي اتمي است و مرتبا در اين زمينه همكاري كرده و در عين حال همگي معترفند كه هيچگونه دليلي براي اثبات فعاليتي خارج از استفاده هاي صلح آميز از انرژي اتمي وجود ندارد , همچنان در معرض فشارهاي فزاينده قدرتهاي شيطاني قرار دارد.
بدين ترتيب راهي جز خروج از « ان .پي .تي » و به تعليق در آوردن هرگونه همكاري با آژانس بين المللي انرژي هسته اي وجود ندارد و تنها از اين طريق است كه ايران اسلامي بايستي مراتب اعتراض خود به رفتار دوگانه و استاندارد دوگانه در زمينه انرژي هسته اي را اعلام كند و به همگان نشان دهد كه بيش از اين حاضر نيست حسن نيتي را بروز دهد كه ديگران آنرا به حساب ضعف ايران بگذارند و براي اعمال فشار بيشتر و زياده طلبي روزافزون وسوسه شوند.
به نقل از روزنامه جمهوري اسلامي، يکشنبه 24 اسفند 82