در آستانه ى" حول حالنا الى الحسن الحال"ِ 1383، از عصر علم به عصر سمبل رفته، باز به عصر علم باز مىگرديم!
در عصر سمبل سازيهاى گذشته، چون ايرانيان هم اعتقاد داشته اند كه "خواستن"، " توانستن" است، براى پرورش دادن خواستنهاى خوب ِفرزندان ِ خود، از مراسمها و آيين هاى سمبليك استفاده ميكردند تا اين خواستهاى نيك را، فرزندانشان هم، همساز و هم آواز با خواستهاى كلى تر، كوك كنند. ولى چون فرزندان خود را موجوداتى فراموش كار شناخته بودند، براى جلوگيرى از فراموشى آنان و يادآورى هميشگى خواست تغيير، بعنوان خواستى تكامل دهنده، از مراسمى تكرارى ولى كهنه نشدنى "اعياد"، استفاده ميكردند. يكى از اين سمبل سازيها و عيد سازيها، جشن عيد اول بهار( تغيير و تحول طبيعت) بوده كه سالهاست بعنوان "نو" روز، پدران ما جشن گرفته، با آگاهى به استقبالش رفته و ما هم بعنوان وارثان فرهنگ ملى، با كمى افت و خيز، همچنان ميرويم.
از عصر سمبل به عصر علم باز ميگرديم كه ميگويد اگر چيزى را خواستى ، شكلش را بكش و جلويت بگذار تا با فكر ِهر روزى به آن ، به آن برسى!! در كلاس درس جامعه شناسى نشسته بوديم كه معلم جدى ما، يكباره دستهاى خود را بالا برد و كف زد!! همه متعجب از عمل معلم به هم نگاه ميكردند كه معلم گفت:« حالا با هم يك كار تجربى را نسبت به رفتار جامعه ى كوچك خودمان در كلاس انجام ميدهيم!! من يك، دو ، سه را مىشمارم، هر وقت به عدد " سه" رسيدم، شما كف بزنيد!! و گفت:« يك، دو» و خودش كف زد همه ى ما، بدون شنيدن عدد سه، با او كف زديم!! گفت:« نشد!! گفتم هر وقت گفتم سه شما كف بزنيد. و شمرد يك و بازخودش كف زد!! باز عده ى زيادى با او بدون شنيدن عدد سه، كف زدند و ... در بين كف زدن از ز عدد " سه" عده اى هم تك و توك براى خودشان كف ميزدند. فقط تعداد كمى بودند كه با تمركز و كنترل خود توانستند بدون توجه به كف زدن معلم و ديگران، با شنيدن عدد " سه" كف بزنند!! بعد از گرفتن نتيجه گفت: من سالهاست اين امتحان را از دانش آموزان خود ميكنم. در اثر اين آزمايشها و گرفتن آمار متوجه شده ام كه حدود هفتاد درصد ما ها، بيش از فكر كردن به موضوعى و انجام آن، به رفتار ديگران نگاه كرده و عمل ميكنيم!! و به همين خاطر هم معتقدم رفتار رزنسانسى بين ما حرف اول را ميزند و بسيار شايع است. رفتارى كه در بهار همه را شاد و در زمستان همه را دلگير ميكند. به همين خاطر هم بوده كه اعمال و رفتار طبيعت، كمك بزرگى به پيشرفت بشر بوده!! همين نوروز ، همين تغيير و تحول همين ..... اعمال و رفتار سمبلهاى جامعه، نقش تعيين كننده اى در شيوه ى زندگى جامعه داشته!! ... به همين خاطر هم معتقدم نقش حكام بسيار در پيشرفت و پسرفت يك ملت تعيين كننده بوده،... و امروز برنامه هاى تلويزيونى و ماهواره ايى نقش مهمى در رفتار و كردار جوامع مختلف دارد!! و بازى ميكند!! مردم وقتى ببينند كه مثلاً آقاى ايكس راًى ميدهد آنها هم بدون فكر به عدد "سه"!! و خلع سلاح خود، به پاى صندوقها رفته، راًى ميدهند!! به همين دليل اهميت كسانى كه با آن حجم تبليغات به پاى صندوقهاى راًى نرفتند اهميت پيدا ميكند!! به همين خاطر هم ديده ام كه كسانى با نيت مسلمان كردن خارجيها با بردن آفتابه به خارج رفته اند و با ديدن طرز زندگى مردم آنجا، بى نماز و بى دين به مملكت برگشته اند!! ديده ام كه مبارزانى كه براى انجام بهتر مبارزه به خارج رفته اند ولى در اثر آن چيزهايى كه آنجا ديده اند ، مبارزه را بوسيده و تاجر به مملكت برگشته اند!! ديده ام....
....
و چون ما امروز سخت محتاج روزهاى نو و تغيير و تحول به بهترين حالها هستيم، مراسم " نو" روز باستانى !! را به عنوان خواستى ملى، بزرگ ميداريم تا انشالله، با تلاش حول محتوا و شكل آن، بلكه بتوانيم با توسل به اندوخته ى تمام اعصار و از جمله عصر علم، تغيير و تحول نهايى را مبنتى بر آزادى و آبادى در تمام مناسبات و مراودات خود پياده كرده، نوروز واقعى خود را به كمك هم، بزودى، پيدا كنيم.
نوروز امسال، بر همه ى شما دوستداران نوروز
مبارك و ميمون باد
اميد بهروزى