http://gharibeyeirani.persianblog.com
انصافعلي هدايت روزنامه نگار تبريزي پس از بازگشت از برلين بازداشت شد، و چندي پيش محاكمه ي او آغاز گشت. اگرچه بهانه ي اتهام او حضور در همايش اتحاد جمهوري خواهان ذكر شده است، اما او پيش از اين نيز نامه اي افشاگرانه به آقاي خاتمي نوشته بود و از وضعيت دهشتناك بازداشت خود سخن گفته بود و اين موضوع براي محافظه كاران گران آمده بود، به ويژه آن كه رئيس جمهور دستور پيگيري موضوع را نيز صادر كرده بود.
آنچه او در دفاعياتش ذكر كرد از جهاتي ستايش برانگيز است. برخلاف دفاعيات ديگر اصلاح طلبان كه عموماً از سوابق انقلابي و ديانت خود در دادگاه سخن مي گويند و از مردم مي خواهند كه درباره ي پيشنيه ي سوابق و اتهامات قضاوت كنند، او خود را به عنوان يك منتقد نظام معرفي كرد و از حضورش در همايشي كه غيرقانوني اعلام نشده بود، دفاع كرد.
همه ي ما اذعان داريم كه حقوق اوليه ي وي نقض شده و اتهامات او نيز واهي است، و خواهان آن هستيم كه هر چه سريع تر او و ديگر زندانيان بي گناه در ايران آزاد شوند. اما در حاشيه ي اين موضوع نكته ي مبهمي نيز در دفاعيات او وجود دارد و آن هم به كار بردن عبارت «ملت آذربايجان».
اگر اين اصطلاح معنايي حقوقي داشته باشد، قطعاً به مردمي اطلاق مي گردد كه در جمهوري آذربايجان زندگي مي كنند، مطمئنيم كه او چنين منظوري نداشته است. مردمي نيز كه در استان هاي ترك زبان ايران زندگي مي كنند نيز بي شك ملت ايران محسوب مي شوند. با توجه به اين كه او از «ملت ايران» هم سخن گفته است، دقيقاً مشخص نيست كه او چه مفهومي را در نظر داشته است.
چندي است كه چنين اصطلاحاتي در نوشته هاي برخي هموطنان ترك زبانمان شنيده مي شود كه همچون عبارت هاي آذربايجان شمالي و جنوبي، ناشي از بي دقتي يا نوعي سوءتفاهم تاريخي است. گويي در گذشته سرزميني وجود داشته است كه شامل جمهوري آذربايجان و آذربايجان ايران بوده است و هر دو بدين نام خوانده مي شده اند، اما آشنايي اندكي با تاريخ پيدايش جمهوري آذربايجان اين توهمات را برطرف خواهد كرد.
اين سخن ابهام آلود هدايت مورد استقبال برخي از محافل جدائي طلب و پان تركيست ها نيز واقع شده است، چنان كه گويي قهرمان تازه اي يافته اند. شايد بعدها اين روزنامه نگار مستقل در محيطي آزادتر بتواند مقصودش را بهتر برساند و سوءتفاهم ها را برطرف كند.