يكشنبه 30 فروردين 1383

زنداني با موهبت هاي فراوان، زنداني شماره هيچ

آنان كه در سال هاي حكومت اسلاميون در ايران، تنهايي را با ديوارهاي سرد سلول ها تجربه كردند يا زندگي را از پشت شيشه هاي دوجداره و پر لك اتاقهاي ملاقات ديده اند، با غربت خو كرده اند. براي آن ها شايد در وهله اول، وطن و خاك اش چندان مهم نباشد كه خانواده اي كه براي ماندگاري اش پشت خم كرده اند، مهم است

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

از سلسله يادداشتهاي زنداني شماره هيچ
[email protected]

مدتي است كه شنيدن خبر بازگشت ايرانياني كه به ديگر ديار رفته اند، نه خوش آيند است و نه حتي باور پذير. كساني كه رفته اند اگر به قول دوست نويسنده ام، مجيد محمدي، ندانند كه از چه موهبت هايي برخوردارند، اغلب مي دانند كه چه موهبت هايي را نداشته اند. سالهاست كه سفرهاي بي بازگشت يا به تعبير ديگر، مهاجرت، جزو زندگي روزانه ايرانيان شده است.

سالهاست كه صداي موتور هواپيماهايي كه از مرزهاي ايران مي گذرند، خبر رفتن بي بازگشت يك يا چند ايراني ديگر را به هموطنانشان مي دهند. حتي منصف ترين و وطن دوست ترين ايرانياني هم كه با پاي خود ديار كفر را براي زندگي برگزيده اند، براي ماندگاري خويش در آن سرزمين، توجيهاتي دارند. فشار اقتصادي اگر اولين دليل ترك ديار نباشد، دليل غير قانع كننده اي براي تداوم ماندگري درآن ديار نخواهد بود. با اين حال كساني كه راه كسب درآمد در ايران را يافته اند، از اين حيص ايران را از بسياري ديگر از كشورها بهتر مي دانند. دلايلي كه جوانان براي زندگي آرام تر و دستيابي به مواهب غير قابل چشم پوشي خود درنظر مي گيرند، بيش ازهمه مورد استناد مهاجرين قرار مي گيرد.
پدران و مادران نيز براي تربيت فرزندانشان و تامين آينده اي مطمئن براي آنها، بهترين راه را مهاجرت مي دانند. آناني هم كه به هر دليل هنوز در ايران مانده اند – به جز گروه نه چندان اندكي كه به دلايل مذهبي، فرهنگي يا حتي سياسي، ترك ايران را در ذهن خود جا نداده اند – حسرت رفتن را مي كشند.

مهاجرت، اگر براي نسل جوان امروز ايران دسترسي به زندگي سالم تلقي مي شود، براي نسل ديروز و گذشته تري كه پا به سن گذاشته،معمولا از نظر رفاه فرزندان توجيه پذير است. لااقل در فرهنگ امروز ما ايرانيان، براي پدران و مادران، خودي وجود ندارد تا به خاطر آن تلاشي كنند. گويا جزو اعتقادات ما شده است كه مادران و پدران، بايد خود را فداي فررزندانشان كنند.
آنكه براي رفاه يا علاقه خود كاري انجام مي دهد، از نظر جامعه – وگاه حتي از نظر خودش – فردي بي تعهد است و كاري مذموم كرده. البته همين پدر و مادرها در سنين بالاتر، متوقع فرزندان بزرگ شده خود مي شوند. چنان توقعي كه انتظار دارند آنها نيز زندگي و جواني خود را فداي ايشان كنند. نارضايتي برخي از ايرانيان از عزيمت به خارج و وعده هاي هر از گاه خارج نشينيان براي بازگشت به وطن، بيش از همه ناشي از انتظاري است كه پدران و مادران از فرزندان رشد يافته خود دارند، براي آنكه دستشان را بگيرند و مراقبشان باشند – همچنان كه ايشان تا چندي پيش دست فرزندانشان را مي گرفتند و مراقبشان بودند- .

قطعا غريب است شنيدن اين كه پدر و مادري، فرزند يا فرزنداني را در ايران گذاشته و رحل اقامت در ديار غربت افكنده باشند. كساني كه با شرايط زندگي در ايران آشنايي دارند، گرچه مهاجرت را بهترين راه دستيابي به حداقلي از زندگي مي دانند، اما بازهم نمي توانند بپذيرند پدر و مادري بدون فرزند يا فرزندانشان، خود را از چنين موهبتي برخوردار كرده باشند.
آنان ناخواسته حق زندگي مطلوب را از كساني مي گيرند كه چون ديگران، خود را فداي زندگي فررزندانشان نكرده اند. چنين والديني، به فرزندانشان نيز آموخته اند تا در زندگي خويش آنچه را مي خواهند بي ترديد انتخاب كنند. اما تنها يك چيز از هر دو نسل – والدين و فرزندان – جدا نشده است وآن، ايراني بودن است.
هر دوي اين افراد در يك چيز مشتركند : احساسات و عواطفي كه خواسته و ناخواسته ايرانيان به آن ها خو كرده و با آن ها رشد يافته اند. ايرانيان، هر قدر بياموزند كه در زندگي خود، استقلال را تجربه كنند، نمي توانند از احساسي كه مابين شان هست چشم بپوشند. عاطفه اي كه بسياري از آگاهان علوم اجتماعي تداوم آن را در نسل تكنولوژي، با مروري بر سايت هاي نه چندان جذاب اينترنتي ايراني و وب لاگ ها و چت روم ها يافته اند. احساساتي كه در اين فضاهاي به ظاهر بي روح از صدقه سر گردانندگان ايرانيشان حاكم است، مي توان نشانه اي از همان روح لطيف و پر عاطفه باشد.
اما زماني كه حكايت زندگي امروز پيش كشيده مي شود، نمي توان از كنار آن چه در ايران فعلي به بركت وجود حاكمان كنوني اش نيست، به سادگي گذشت و آن چه را در ساير كشورها و به بركت تلاش هاي مثبتشان به دست آمده، ناديده گرفت. نمي توان ناعادلانه، پدرو مادري را كه براي زندگي كردن، ديار ديگري را برگزيده اند محكوم كرد و نمي توان به تلاش هاي نافرجام آن ها براي باز كردن راه فرزندانشان به ملك غريب، خرده گرفت. آنان نه از محبت شان كاسته شده و نه عاطفه شان تقليل يافته، ايشان را سوداي فرداي بهتري است كه اگردر كنار اهل خانواده ميسر شود، مراد، آن گونه حاصل شده كه دل طلبيده.

زندگي در داخل ايران اگر براي هر فردي ايراني سختي هايي دارد، براي آنان كه كاري به سياست و سياست مداران داشته اند، سخت تر است. آنان اگر پا در كفش پر ريگ سياست كرده باشند، تا مدت ها چوب اين بي حرمتي را خواهند خورد. آنان كه جرمشان انديشه ورزي، انتقاد يا فعاليت جدي سياسي با تعاريف داخلي يا بين المللي اش بوده، بي ترديد با مشكلاتي روبرو مي شوند، كه زندگي بي دغدغه در داخل ايران را برايشان تا حدي غير ممكن مي كند. حتي كساني هم كه عطاي سياست را به لقايش مي بخشند، از اين قاعده مستثنا نيستند. شطرنج سياست، پياده هايي مي خواهد كه در مواقع لزوم آن ها را به ميانه خطر افكند. براي اين هدف، گاه از مهره هاي آرام و كم خطر خارج از زمين هم استفاده مي شود. اين چنين فضايي، عرصه را براي ماندن آنان كه به زندگي، اندك علاقه اي دارند تنگ تر مي كند. پس شايد مي توان چندي ديگر را هم تنها بود، اما زندگي كرد.
پس شايد بتوان چندي ديگر را هم غريب ماند، اما ماند. پس شايد بايد غربت و تنهايي را كشيد اما حقارت شهروند درجه دومي را تحمل نكرد. اما نمي توان ناله گاه و بي گاه چنين مادري را ازفراق و غرولند هر از گاه چنان پدري از دوري و تنهايي، به ناآگاهيشان بر آنچه در غربت دارند نسبت داد و ايشان را فهماند كه تو را موهبت هايي براي زيستن هست كه در وطن نبوده.
آنان كه در سال هاي حكومت اسلاميون در ايران، تنهايي را با ديوارهاي سرد سلول ها تجربه كردند يا زندگي را از پشت شيشه هاي دوجداره و پر لك اتاقهاي ملاقات ديده اند، با غربت خو كرده اند. براي آن ها شايد در وهله اول، وطن و خاك اش چندان مهم نباشد كه خانواده اي كه براي ماندگاري اش پشت خم كرده اند، مهم است. براي چنين كساني، زندان آن جاست كه خانواده اي نيست، چه فرق است زنداني كه هيچ امكاناتي ندارد با زنداني كه همه موهبتي در آن هست. يكي تنها سرگرم ترت مي كند، اما غربت در درون تو خانه كرده است.

در همين زمينه:

3 ارديبهشت » زندانی بند جزيره، مرتضی برخورداری
دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/6573

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'زنداني با موهبت هاي فراوان، زنداني شماره هيچ' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016