پديده انتقال سيامک پورزند به بيمارستان و بستري نمودن او در بخش CCU , اعلام اين خبر توسط خبرگزاري رسمي دولتي را از چند جهت مي توان به تحليل نشست , با نگاهي خوش بينانه مي توان نتيجه گرفت , همانطور که تا کنون مسئولين حکومتي ادعا نموده اند , زندانيان در جمهوري اسلامي از حقوقي برابر با همه ي شهروندان برخوردارند و سلامتي و امنيت آنان مد نظر مسئولين بوده و هست . اين ادعايي بوده که همواره در تمامي سالهاي اخير توسط مسئولين حکومتي تکرار شده است .
اما نگاهي واقع بين خواهد کوشيد با توجه به تجارب و تاريخ سالهاي اخير به تحليل حرکتي مسئولين حکومتي بنشيند .
سيامک پورزند دستگير نشد , حکم جلب و شکايتي هم عليه او ارائه نشد ؛ او در پائيز سال 1380 مفقود شد . به مدت چهارماه خانواده و اطرافيان او در مراکز انتظامي و اطلاعاتي جمهوري اسلامي در جستجويش بودند , اما تمامي اين مراکز از مفقود شدن او ابراز بي اطلاعي کردند .
پس از 4 ماه او در دادگاه فرودگاه مهرآباد پيداشد و توسط قاضي صابري ظفرقندي جرمهايي برايش اعلام شد . تشابه اين مسئله با امر ديگري که چند سال قبل پيش آمده بود در ابتدا باعث تعجب از اين تصادف مي شد . چند سال قبل فرج سرکوهي نيز مفقود شد , مسئولين جمهوري اسلامي معتقد بودند که او به آلمان رفته , دولت آلمان نيز از ورود ايشان به خاک آلمان اظهار بي اطلاعي مي کرد , پس از چند ماه که از مفقودالاثر بودن فرج سرکوهي مي گذشت , ايشان در همين دادگاه و در معيت همين آقاي ظفرقندي , پيدا شد و خود اعلام کرد که در سفر بوده است ! البته پس از مدتي بعد از اينکه نامه ي آقاي سرکوهي انتشار يافت , روايت ها تغيير يافت و فزج سرکوهي توانست اين بار بطور واقعي براي ديدار خانواده اش به آلمان سفر کند , و آين بار در آزادي اعلام کرد که در سفر نبوده است !
در پي پيدا شدن بي مقدمه ي سيامک پورزند در دادگاه قاضي ظفرقندي , اتهامات او نيز اعلام شد . يکي از اين اتهامات دريافت ميليونها دلار از سازمان اطلاعات مرکزي امريکا و توزيع آن ميان روزنامه نگاران داخل کشور بود . پس از چندي اين رقم به چند ده هزار دلار رسيد و سپس تبديل به خريد خانه براي فرزند در امريکا شد , که اين خبر نيز تکذيب و مشخص شد که فرزند سيامک پورزند در امريکا در خانه اي اجاره اي زندگي مي کند .
در تابستان سال گذشته در محل دادگاه مصاحبه صورت پذيرفت , اولين نکته ي برجسته اين برنامه وکيل تسخيري سيامک پورزند بود , که به فاصله ي کوتاهي روشن شد که شغل اوليه ي ايشان نه وکالت , بلکه بازجويي است .
« در اين جلسه که دبير دريابيگی، وکيل مدافع آقای پورزند، وی را همراهی می کرد، آقای پورزند فعاليت های خود را قبل و پس از انقلاب اسلامی توضيح داده و از آنها ابراز انزجار کرده است. » ( بي بي سي فارسي – 25 ژوئيه 2003 )
در همين مصاحبه سيامک پورزند از رفاه , راحتي و سلامت جسمي و روحي خود در زندان سخن گفت و روشن شدن بسياري از نکات مبهم و تيره که در زندان بر او روشن شده بود , همان وضوح و روشني اي که بر سعيدي سيرجاني نيز در دوراني که اسير سعيد امامي بود , حادث شد .
« آقای پورزند در پاسخ به سوال خبرنگار صدا و سيما در باره اين که آيا ابراز ندامت و پشيمانی می کند، گفت که "با تمام وجود اظهار پشيمانی می کنم، نمی دانم تا چه اندازه ممکن است و جرات می کنم و حق دارم که تقاضای عفو کنم و مورد کرامت قرار بگيرم." وی همچنين ادامه داد که "درخواست دارم که اجازه دهند به جبران فعاليت های گذشته ام بپردازم زيرا از آنها احساس انزجار و تنفر دارم." ... وی گفت که اگر گناهکار نبود زندانی نمی شد. آقای پورزند در اين جلسه گفت که از نظر پزشک، دارو، غذا و استراحت مشکلی ندارد و در مجموعه ای زير نظر سازمان زندان ها زندانی است. » ( بي بي سي فارسي – 25 ژوئيه 2003 )
شباهت همه ي ابراز ندامتها به يکديگر موجب ترديد در گفتار اين زندانيان است ! احسان طبري نيز چنين مي گفت :
«... لازم ميدانم اين نکته را يادآور شوم که تحول فکری محصول عوامل ياد شده بود و نه به اصطلاح ترس يا فشار و يا علل ديگری ازين نوع... بايد با خضوع به امام روی آورد تا نه تنها از او درباره آنچه که گذشته پوزش بطلبيم بلکه برای آينده از وی ارشاد بخواهيم...»
به فاصله ي کوتاهي پس از اين تحولات , تحت فشار نهادهاي بين المللي و اتحاديه ي اروپا , و از سوي ديگر اوضاع وخيم جسمي سيامک پورزند , ايشان را به مدت 4 ماه مرخصي دادند , و پس از اينکه سلامتي خود را تا حدودي بازيافت , مجددا او را به زندان , ولي اين بار نه زنداني مخفي , بلکه به زندان اوين منتقل کردند . وخامت اوضاع جسمي وي و فشارهاي بين المللي باز هم مسئولين و گردانندگان حکومتي را به دست و پا انداخت و اين بار در مقابل درخواست او براي تداوم معالجه در خارج از زندان , شاهرودي فرستاده ي خود را به ديدن او فرستاد و تلويحا به وي گفت که اجابت تقاضاي او منوط به پذيرش اتهامات اعلام شده است , و نمي بايست از اعترافاتي که در جلسات قبل کرده است تخطي نموده و يا زماني آنان را تکذيب کند . اين طرح مربوط به زماني بود که حسين شريعتمداري و ديگر همکاران آقايان دريابيگي و ظفرقندي در تلاش سازماندهي و طراحي پروژه ي هويت 2 بودند , که در اثر شدت يابي بيماري سيامک پورزند براي مدتي به تعويق افتاد .
درست در زماني که طراحان هويت از هر نظر آماده ي ورود در پروژه شده بودند , قاضي سعيد مرتضوي با قتل خانم زهرا کاظمي دسته گلي ديگر به آب داد و طرح اجرايي را مجددا به تعويق انداخت .
اولين اقدام در جهت پوشانيدن قتل خانم کاظمي در زندان قاضي مرتضوي , خبردهي توسط خبرگزاري ايرنا بود . اين خبرگزاري اطلاع داد که خانم زهرا کاظمي قرباني سکته مغزي شده ؛ پس از اينکه روشن شد که زهرا کاظمي نه بدليل سکته مغزي بلکه در دوراني که در اختيار سعيد مرتضوي بوده است , در اثر ضربه به سر دچار خونريزي مغزي شده است ؛ اين بار توسط بخش مطبوعاتي گروه عاملين قتل هاي زنجيره اي مدعي شدند که خانم کاظمي در سالهاي اقامت در کانادا نيز سکته ي مغزي کرده بود , و مرگ او در ادامه ي همين سکته صورت پذيرفته است .
جريان پيگيري هاي وزارت خارجه ي کانادا و سفارت اين کشور در تهران , نهادهاي بين المللي از نوع سازمان وکلاي بدون مرز , خبرنگاران بدون مرز , و کميته ي تحقيق نهاد رياست جمهوري نيز همگان شامل مرور زمان گشته , قاضي مرتضوي ارتقاي درجه يافت و جايزه نيز دريافت نمود .
آزادي سيامک پورزند در جريان مذاکرات اخير خاوير سولانا در تهران و ديگر نمايندگان اتحاديه ي اروپا با مسئولين جمهوري اسلامي هرباره مورد درخواست قرار گرفته و هرباره از مسئولين جمهوري اسلامي به عنوان شاهدي بر اثبات حسن نيت آنان و التزام به حقوق بشر طرح شده است . در آخرين ديدارها مقامات جمهوري اسلامي قول آزادي 10 نفر از زندانيان سرشناس سياسي به عنوان نشانه اي از حسن نيت خود دادند , نام سيامک پورزند در ابتداي اين ليست 10 نفره قرار داشته است .
بستري شدن سيامک پورزند در شرايط کنوني , اعلام خبر بيماري ايشان توسط خبرگزاري ايرنا , در حالي که بستري شدن يک زنداني سياسي هرگز اعلام نشده بود , و وخامت اوضاع جسمي ايشان به شهادت اطرافيان , سعيدي سيرجاني و سکته ي نابهنگامش و سکته و مرگ زهرا کاظمي , و اعلام اين واقعه توسط خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي را يادآوري مي نمايد . خبرگزاري جمهوري اسلامي از جانب سيامک پورزند مدعي شد که ايشان بر خلاف تبليغات از سلامتي برخوردار است . البته همگان و بخصوص خانواده ي پورزند عميقا اميدوارند که اين بار خبر ايرنا در رابطه با يکي ديگر از زندانيان قاضي صابري ظفرقندي , قرين واقعيت باشد و تمامي اخباري که در رابطه با بيماري حاد آقاي پورزند اعلام مي شود , همه عاري از واقعيت بوده و سيامک پورزند واقعا در زندان« ... از نظر پزشک، دارو، غذا و استراحت مشکلی» نداشته باشد . اما فقط براي راحتي خيال خانواده ي پورزند و اثبات اينکه در خارج از کشور شايعات گروههاي معاند جمهوري اسلامي بي اساس بوده و قرار بر اين نبوده است که سيامک پورزند به سرنوشت سعيدي سيرجاني و يا خانم زهرا کاظمي دچار آيد , مسئولين حکومتي جمهوري اسلامي , اجازه ي ورود هيتتي پزشکي از صليب سرخ بين المللي به تهران و معاينه ي سيامک پورزند را صادر کنند . از آقاي دبير دريابيگي سئوال کنيد , ايشان حتما دلايل حقوقي کافي براي قانوني بودن اين درخواست در اختيار دارند .