مقامات قضايي جمهوري اسلامي با استناد به عدم تعريف جرم سياسي در قانون و بايد گفت سوء استفاده از آن، مي گويند در کشور جمهوري اسلامي فردي به جرم سياسي و عقيدتي در زندان ها وجود ندارد اما چه کسي است که نداند جوانان مبارز و آزاديخواه، دانشجويان دمکراسي طلب و اساتيدشان به همراه و کلاي مدافع شجاعشان، کوشندگان سياسي و نويسندگان و روزنامه نگاران منتقد سالهاست که به جرم دگرانديشي و دگر باشي در زندانهاي مختلف جمهوري اسلامي در اسارت بسر مي برند.
اما اين سوء استفاده از عدم تعريف جرم سياسي در قانون و عدم وجود و پيگيري موثر نهادهاي مدافع حقوق زندانيان در ايران و عدم توجه مقامات جمهوري اسلامي به گزارشات گزارشگران حقوق بشر سازمانهاي بين المللي باعث گرديده موضوع سلامت جسماني و روحي و رواني و حتي آسايش زندانيان سياسي و حتي غير سياسي در زندان هاي جمهوري اسلامي به کل از ياد برود و به قول مهرداد لهراسبي، يکي از بازماندگان قيام دانشجويي – مردمي تير ماه سال 78 در زندان، مقامات قضايي عملا با عدم رسيدگي به وضعيت سلامت جان زندانيان سياسي در سدد حذف و نابوديشان گام برمیدارند.
نمونه بارز اين مسئله در روزهاي اخير، روزنامه نگار ايراني، سيامک پورزند است که با وجود کهولت سن و بيماري هاي متعدد و از پاي درآورنده اي که تحمل زندان را برايش دشوار و يا بهتر است بگويم غير ممکن ساخته است در زندان نگهداری شده و به همن خاطر به دليل وخامت وضعيت جسميش به بيمارستان منتقل گرديد.
اينجانب که سال گذشته دوران زندان خود را در اندرزگاه شماره 7 زندان اوين مي گذراندم آشکارا شاهد اوج بيماري و ناتواني آقاي سامک پورزند در زندان بودم. در آن روزها اشان به سختي قدم از قدم برمي داشت و استفاده از داروهاي خنثي کننده درد نيز وي را از پا درآورده بود و حتي مي بايست براي آزمايش MRI به خارج از زندان منتقل مي شد که در آن زمان اين امر صورت نپذيرفت.
يک پاييز و يک زمستان و حال نيز بهاري از آن زمان گذشت تا اينکه به گفته دوستان زنداني ام، سيامک پورزند قبل از انتقال به بيمارستان ديگر حتي نمي توانست به روي پاهايش بايستد.
در روزهاي قبل از انتقال به بيمارستان، سيامک پورزند دچار حملات قلبي مکرر شده است به طوري که دکتر فرزاد حميدي که او نيز براي بار سوم از خرداد ماه سال گذشته به جمع زندانيان سياسي جمهوري اسلامي اضافه گرديده به دادش مي رسيد و با کمک ديگر دوستانش وي را به بهداري زندان که از نظر تجهيزات پزشکي در نقطه صفر بسر مي برد منتفل مي نمود.
اين وضع آنقدر ادامه يافت و بي توجهي مسئولان قضايي نسبت به جان سيامک پورزند آنقدر دامنه دار شد تا اينکه چند روز پيش فرهاد دوستي، يکي از زندانيان سياسي، عضو جبهه دمکراتيک ايران تلفني خبر انتقال آقاي سيامک پورزند با برانکارد به خارج از زندان را به من داد.
و حال که وضعيت جسماني سيامک پورزند همگان را دچار نگراني و اضطراب کرده است، مقامات قضايي قصد دارند جانِ نيمه جان وي را به خواهرش در بيمارستان بسپارند تا زهرا کاظمي ديگري بر روي دستشان نماند.
در نمونه ديگري از بي توجهي دستگاه قضايي نسبت به سلامت جان زندانيان، دکتر جمشيد اميني زنداني سياسي که به 10 سال زندان محکوم شده است را از روي تخت بيمارستان به زندان منتقل و بدين صورت از عمل جراحي بر روي ايشان جلوگيري کردند.
مهرداد لهراسبي در نامه ي اعتراضيِ اخيرش که از درون زندان اوين براي هموطنانش ارسال کرده است مي نويسد؛ « مسئولان زندان و قوه قضاييه از تمامي قدرت خويش در جهت آزار و اذيت زندانيان سياسي و عقيدتي استفاده کرده و با بوجود آوردن انواع و اقسام شرايط، همچون استفاده از ديگر زندانيان در جهت آزار جسمي و روحي ما و همچنين انتقال ما به زندانهاي انفرادي طولاني مدت و پشت سر هم در جهت حذف و نابودي ما گام برداشته اند.»
نمونه بارز اين مسئله را مي شود در " تبعيد " زندانيان سياسي و عقيدتي به زندان قصر و يا رجايي شهر کرج مشاهده کرد. به طوري که همينک چند تن از آزاديخواهان جوان از جمله حجت بختياري در زندان قصر در کنار زندانيان جرايم خطرناک از قبيل قتل، شرارت، مواد مخدر و ... و در شرايط وجود بيماري HIV و هپاتيت در آنجا، بسر ميبرند و عليرضا جباري، عضو کانون نويسندگان ايران نيز به همراه چند تن ديگر از زندانيان سياسي، از جمله محمد ابراهيمي و افشين باايماني به زندان رجايي شهر کرج منتقل شده است.
جالب اينجاست که مقامات قضايي جمهوري اسلامي نه تنها به گزارشات گزارشگران ويژه حقوق بشر سازمان هاي بين المللي ارزشي قائل نمي شوند بلکه در بحبوحه سفر آنان به تهران، بگير و ببندها را افزايش داده و سرکوب ها را ادامه مي دهند و پس از آن نيز بر موج بازداشت ها و احضار ها و محکوميت هاي زندان براي فعالين دانشجويي و سياسي مي افزايند و سرکوب کنندگان اصلي و ناقضان آشکار حقوق بشر را به عنوان مديران نمونه و لايق سال انتخاب مي نمايند.
در چنين شرايطي است که مهرداد لهراسبي، جوان رهاخواه و عدالت طلب محبوس، از درون زندان اوين از همه هموطنانش خواستار فشار بر حکومتگران ناقض حقوق بشر براي تسريع آزادي خويش و دوستانش مي شود.
مهرداد لهراسبي با قطع اميد از مقامات قضايي و حتي مجامع اصلاحگرايي که ديگر ماهيت و موجوديتي ندارند، صراحتا هموطنانش را مورد خطاب قرار داده و از آنها طلب ياري کرده است تا صداي مظلوميتش را به گوش جهانيان برسانند.
و بي شک با به روي کار آمدن مديران نمونه سال که همان سرکوبگران آشکار حقوق بشر در ايران مي باشند نبايد از سوي آنان اميدي به آزادي زندانيان سياسي داشته باشيم.
در اين شرايط استفاده از تحرکات و فشارهاي مدني در برابر يکه تازي هاي حکومتگران خودکامه که جان عزيزانمان برايشان ارزشي ندارد امريست لازم. سکوت و مماشات در برابر نقض آشکار حقوق بشر يعني پيروزي ناقضان حاکم بر ايران.
آزاديخواهان قصد دارند در روز يکشنبه 6 ارديبهشت ماه سال جاري در ساعت 2 بعد از ظهر در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران گرد هم آيند و به اين نقض آشکار حقوق بشر در ايران اعتراض کنند و خواستار آزادي همه زندانيان سياسي و عقيدتي جمهوري اسلامي شوند.
به این اعتراض بپيونديم.