خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس مجلس شوراي اسلامي
تحليل فضاي سياسي آينده كشور و سرنوشت گروههايي كه به گفتهي تحليلگران سياسي با تشكيل مجلس هفتم از بخشي از قدرت خارج شده اند، با ارايهي بخشي از برنامهها ي اين گروهها اندكي از ابهام بيرون آمده است. برخي صاحبنظران سياسي معتقدند كه دوري از قدرت براي اين گروهها امكان بازيابي حزبي را فراهم ميكند. تحركات گروهها و از جمله جبهه مشاركت با اعلام مانيفست حزبي خود و هم چنين خواست اين حزب براي «هجرت از عنوان جبهه به مضمون حزب» حركت به سمت كاركرد حزبي را بيشتر نمايان ميكند.
در اين خصوص خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفتوگويي با دكتر علي شكوريراد، نايبرييس مجلس شوراي اسلامي و معاون دبيركل جبهه مشاركت انجام داده است:
*** دكتر شكوريراد در تحليل فضاي سياسي آينده كشور با توجه به شرايط سياسي فعلي گفت: تاريخ تكرار ميشود و ما در برههاي هستيم كه مشابه آن را در گذشته تجربه كردهايم، در انتخابات مجلس چهارم نمونه خفيفتري را شاهد بوديم كه اراده فائقهاي مجموعهاي از نيروهاي سهيم در انقلاب يا مديريتهاي كشور را به حاشيه راند و يا قدرت را به صورت انحصاري به سمت جناح خاصي كشاند. تفاوت آن زمان با اكنون در اين بود كه در آن زمان آن اراده فائقه تاحدي توسط مردم همراهي ميشد و شرايط سياسي را به نحوي رقم زد كه مجلس چهارم با اكثريت قاطع راست پس از مجلس سوم با اكثريت قاطع چپ تشكيل شد. مجلس سوم در فضاي انتخاباتي آن زمان تحت تاثير معنوي حضرت امام(ره) شكل گرفته بود و مجلس چهارم دقيقا نقطهي مقابل مجلس سوم بود. الان هم اين اتفاق با تفاوتهايي افتاده است.
وي اظهار داشت: مجلس ششم از دل يك انتخابات آزاد و رقابتي شكل گرفته و داراي پشتوانه راي مردم بود و اثراتي داشت. همان اراده فائقهاي كه در زمان انتخابات مجلس چهارم وجود داشت اين بار هم به وجود آمد، اما اين بار بدون حمايت و پشتيباني مردم بود و صرفا از ابزارهاي حكومتي براي تعيين سرنوشت انتخابات بهره برد و نتيجه انتخابات را برخلاف جهت نتيجه انتخابات مجلس ششم رقم زد و باز شاهد هستيم كه پس از مجلس ششم اصلاحطلب، مجلس هفتم محافظهكار برسر كار ميآيد.
نايب رييس مجلس شوراي اسلامي افزود: تفاوتي كه بيناصلاحطلبان و محافظهكاران وجود دارد اين است كه محافظهكاران پس از شكست پياپي در انتخابات رياست جمهوري و مجلس، مبناي كار را بركارشكني و سنگاندازي گذاشتند و هدف را جلوگيري از پيشبرد برنامههاي اصلاحات قرار دادند و در اين راستا از ايجاد بحرانهاي متعدد و يا سد راههاي قانوني اعمالنظر اكثريت استفاده و كشور را با يك دوره پرچالش مواجه كردند؛ در يك طرف نهادهاي منتخب مردم و در طرف ديگر نهادهاي قدرتي بودند كه در برابر خواست و اراده ملت مقاومت ميكردند.
معاون دبير كل جبهه مشاركت ادامه داد: تفاوت اين است كه اصلاحطلبان نه تنها اين مشي را دنبال نخواهند كرد، بلكه اساسا ابزار قدرتي كه محافظهكاران در اختيار داشتند را هم در اختيار ندارند كه بخواهند اين كار را بكنند. نگاه عمومي اصلاحطلبان به منافع ملي و پيشرفت كشور است. به همين دليل طبيعي است كه در رفتار آنها در قبال مجلس هفتم و احتمالا دولت آينده كه ممكن است براساس همان اراده فائقه جهتگيري مطابق با مجلس هفتم را پيدا كند؛ مشي معتدلي داشته و تلاش خواهند كرد دلسوزانه در جهت منافع ملي قدمهايي را بردارند و مجلس و دولت آينده را مجاب كنند كه به منافع ملي توجه داشته باشند.
اين نماينده مجلس اظهار داشت: آنچه در كلان قضيه وجود دارد آن است كه با وجود اينكه در اين انتخابات اصلاحطلبان از صحنه كنار رانده شدند، اما اصلاحات به حاشيه رانده نشده است و محافظهكاران تلاش ميكنند خود را مجري برنامههاي اصلاحات معرفي كنند و از اين جهت ممكن است، بتوانند قدمهايي را بردارند كه خود مانع برداشته شدن آن گامها از سوي اصلاحطلبان بودهاند.
وي تصريح كرد: همانطور كه آقاي خاتمي در توصيف نتيجه انتخابات مجلس هفتم گفتند نتيجه انتخابات به معناي شكست اصلاحات نيست؛ هر كس پس از اين بر سركار بيايد ناگزير خواهد بود كه همان برنامههاي اصلاحات را پيشببرد ولي ممكن است تبصرههايي بزنند و يا سرعت حركت را كند و ابعاد مختلف آن را قدري متفاوت تعريف كنند، ولي در هر حال همين برنامهها پيش خواهد رفت.
شكوريراد گفت: از سويي محافظهكاراني كه برسر كار ميآيند، فاقد برنامه و استراتژي مشخص هستند و برخي مفاهيم كلي را مرتب تكرار ميكنند و با توجه به شعارهايي كه در مقابله با اصلاحطلبان در طي سالهاي گذشته مطرح كردند؛ عملا دست و پاي خود را براي اجراي برنامههاي پيش برنده و كارگشا بستهاند و براي اينكه بتوانند كاري پيش ببرند ناگزيرند كه البته شعارهاي گذشته خود را كنار بگذارند و فضا را براي انجام كار اثباتي فراهم كنند و اين به معناي تن دادن به لوازم و ضروريات اصلاحات است.
نماينده مردم تهران ادامه داد: طبيعي است كه اين مجموعه يكپارچه نيستند. بخش سادهانديشي كه فكر ميكردند شعارهايي كه جناح راست مطرح ميكند صادقانه است ممكن است همچنان بر اساس اينرسي قديمي خود كه براساس اين شعارها به دست آورده بود حركت كنند و اين بخش از جناح محافظهكار به سرعت شروع به موضعگيري در برابر بخش ديگري از محافظهكاران خواهندكرد كه سكان هدايت كار را در دست گرفتند و ضرورتا بايد به پيشرفت كارها توجه كنند؛ بنابراين شعارها و رفتارهاي محافظهكاران به سرعت گريبانگير خودشان خواهد شد و آنها بايد با لطايفالحيل اين بخش از محافظهكاران را توجيه و يا با خود همراه كنند؛ يا آنها را از سر راه خود بردارند كه حتي احتمال برخوردهاي تند بين بخشهاي مختلف آنها هم منتفي نيست.
ممكن است محافظهكاران در كوتاه مدت فكر كنند كه توان لازم را دارند، اما وقتي با واقعيتها مواجه شوند به سرعت به اين نتيجه خواهند رسيد كه توان لازم و نيروهاي شايسته براي اداره كشور را در اختيار ندارند و مجددا به نيرهاي كارآزموده و واقع گرايي كه درطي سالهاي گذشته درعرصههاي مديريت حضور داشتند و در زمرهي اصلاحطلبان بودند مراجعه خواهند كرد.
شكوريراد در خصوص ساختار تشكيلاتي گروههاي دوم خرداد در آيندهي گفت: در مجموعه گروههاي دوم خرداد تعدادي گروههاي سازمان يافته و يا محفلي وجود دارند. گروههاي محفلي تنها نام و تعداد اندكي عضو و بدون ارتباطات و اثر مردمي گسترده هستند. حضور اين دو مجموعه در كنار هم به شدت تواناييهاي مجموعه گروههاي دوم خرداد را كاهش داده است. علاوه بر اين در بخش گروههاي سازمان يافته تشكلهاي حزب واره و تشكلهاي سياسي صنفي وجود دارند، كه كار كرد اين دو نيز متفاوت است، اما در مجموع گروههاي دوم خرداد متناظر با هم قلمداد شدهاند و اين موجب ابهام در كاركرد گروههاي جبهه دوم خرداد و روند تصميمگيري آنها شده است. به نظر من تجربهاي كه تحت عنوان گروههاي جبهه دوم خرداد و جود داشته، تجربه شكست خوردهاي است. مصداق عيني آن را در سرنوشت فراكسيون دوم خرداد در اواخر دورهي مجلس ششم شاهد بوديم كه اراده جمعي اعضاي فراكسيون دوم خرداد بر اساس شخصيت حقيقي هر يك از نمايندگان به گونهاي بود و اراده هيات رئيسه فراكسيون دوم خرداد به گونهاي ديگر بود. اين هيات رئيسه نسبت به نظرات مجموعه اعضا تمكين كامل نداشت؛ به طور ي كه در آخرين انتخابات مجمع عمومي فراكسيون، هيات رئيسه جديد با راي اعضا انتخاب شد كه برخي فراكسيونهاي عضو حاضر به پذيرش آن نشدند و دليل آن هم ناهم وزن بودن فراكسيونها در عين حالي بود كه هر كدام در هيات رييسه فراكسيون يك راي داشتند.
وي در ادامه گفت: تقريبا در مجموعه گروههاي دوم خرداد ناهمترازي آشكاري بين گروهها را شاهد بوديم برخي در تراز حزب، برخي سازمان و برخي در تراز گروههاي صنفي سياسي و برخي در حد محفل بودند. به طوري كه برخي گروهها موجوديت خود را صرفا مرهون عضويت در جبهه دوم خرداد بودند و خارج از آن هيچ بازتاب بيروني از موجوديت آنها به دست نميآمد، به هر حال تجربه گروههاي جبهه دوم خرداد موفق نبود و برخلاف انتظار، كه ميبايست اوج كارآمدي اين مجموعه در هنگام انتخابات حاصل ميشد. در اين برههها شاهد تفرقه و جدايي بخشهايي از آن از يكديگر بوديم. تنها تجربه نسبتا موفق در انتخابات مجلس ششم بود كه با همت و تلاش شبانهروزي آقاي بهزاد نبوي، امكان هماهنگي در ميزان بالا براي معرفي نامزدها فراهم شد.
نايب رييس مجلس شوراي اسلامي دربارهي اين سئوال كه آيا در انديشه اصلاح ساختار اين جبهه هستيد؟ تصريح كرد: آنچه من گفتم، نظرات شخصي خودم دربارهي اين جبهه بود و دليلش هم اين است كه از نزديك هم با فراكسيون جبهه دوم خرداد در داخل مجلس و هم با گروههاي جبهه دوم خرداد در خارج مجلس همكاري داشتم. ولي در جبهه مشاركت هنوز چنين جمعبندي صورت نگرفته و رويكردها قدري متفاوت است چه بسا در آينده در اين باره بحث و تبادل نظر و جمعبندي به وجود آيد. معتقدم شرايط سياسي آينده نه تنها اقتضا ميكند، ما در رفتار گروههاي دوم خرداد تجديد نظرهايي صورت دهيم بلكه در درون جبهه مشاركت هم جهتگيري در جهت انسجام و هماهنگي بيشتر و هجرت از عنوان جبهه به مضمون حزب انجام بگيرد.
معاون دبير كل جبهه مشاركت در خصوص بحث در جبهه مشاركت در اين باره اظهار داشت: اين بحث انجام شده است، اما لزوما تغيير عنوان نيست. اگر لازم باشد دربارهي تغيير عنوان هم اقدام مقتضي به عمل ميآيد ولي اين مضمون موارد اتفاق است كه ما به سمت انسجام بيشتر كه مفهوم حزبيتر شدن را در برخواهد داشت پيش خواهيم رفت.
شكوريراد در پاسخ به سوال كه آيا جبهه دوم خرداد در فضاي سياسي آينده با همين شكل به كار خود ادامه خواهد داد، و يا گمانه زنيها درباره جبهه جديد اصلاحات محقق ميشود؟ تصريح كرد: احتمال اين وجود دارد، ولي تا حالا بحثي در اين باره نداشتهايم؛ ولي همان طور كه ما در درون جبهه مشاركت مشغول ارزيابي شرايط آينده و تطبيق شرايط دروني خود با شرايط بيروني آيندهي هستيم سايرگروهها هم چنين اقداماتي انجام ميدهند، طبيعي است كه مادر شرايط آينده، به خصوص بعد از انتخابات رياست جمهوري، چنانچه اراده فائقهاي كه وجود دارد، منويات خود را به اجرا بگذارد، شاهد يك دوره بركنار بودن، بازنگري و تجديد ساختار و شيوه جركت خواهيم بود كه هر مجموعه را بيشتر متوجه عوامل دروني خود خواهد كرد تا متوجه گروههاي همراه. يعني هر گروهي به تنهايي به سرنوشت خود فكر خواهد كرد تا شرايط جديدي براي همگرايي آنها مجددا فراهم شود.
وي در ارزيابياش از آينده اصلاح طلبان چيست گفت: اگر انتخابات رياست جمهوري هم نظير انتخابات مجلس هفتم رقم بخورد و اصلاحطلبان از كليه عرصههاي حاكميتي بيرون بروند؛ اين مجموعه با همين تركيب بار ديگر به قدرت باز نخواهد گشت بلكه تركيب جديدي از نيروهاي بركنار و نيروهاي جواني كه تازه پاي به صحنه ميگذارند و ايدههاي نوين خواهند داشت مجموعهاي را به وجود خواهند آورد كه مي توانند آلترنايتر محافظهكارا ن پس از يك دوره حكومت و آشكار شدن ضعفها و اختلافات دروني آنها و ناتواني آنها در اداره حكومت باشد.
شكوريراددر خصوص پدر خوانده بودن جبهه مشاركت در گروههاي دوم خردادي كه اخيرا مطرح شده است، اظهار داشت: جبهه مشاركت به مقتضاي اينكه از ابتدا خود را جبهه تعريف كرد؛ مجموعهاي از نيروهاي كارآمد و فعال ساير گروهها را هم به خود جذب كرد، نبابراين نميتوان بين جبهه مشاركت و بسياري از گروههاي صنفي- سياسي كه در جبهه اصلاحات قرار داشتند، خط حائل بكشيم و اينها داراي بخشهاي مشترك بودند و به خصوص نيروهاي فعال آنها بعضا مشترك بودند. اگرمنظور به اين معنا است كه مجموعه نيروهاي اصلي و فعال گروههاي اصلاحطلب در درون جبهه مشاركت نقشآفرين هستند و نظرات آنها را در درون جبهه مشاركت به پيش ميبرند و در آن جمع بندهاي مشاركت دارند و در نتيجه وقتي موضوعي در جبهه مشاركت مورد جمعبندي قرار ميگيرد؛ مورد قبول نيروهاي فعال و اثرگذار صنفي سياسي موجود در جبهه دوم خرداد است؛ بله به اين معنا نظرات جبهه مشاركت مورد پذيرش گروههاي صنفي - سياسي مجموعه دوم خرداد قرا رميگرفت و از اين نظر با مشاركت خود آنها مجموعه مواضع به طور هماهنگ اتخاذ ميشد.
دبير كل جبهه مشاركت در پاسخ با اين سوال كه بحثهايي درباره تغيير هژموني جبهه مشاركت در درون گروههاي دوم خرداد مطرح ميشود و از جمله آقاي ذاكري عنوان كرده بودند كه خواستار تشكيل جبهه جديد اصلاحطلب با محوريت مجمع هستند و يا از استعفاي آقاي نبوي و آقاي آرمين اين تعبير شده كه به دنبال سازماندهي تشكيلاتي و به دست گرفته محوريت هستند، اين مباحث تا چه حد جدي است؟ گفت: موتور محركه بسياري از اقداماتي كه به خصوص در مجلس ششم شكل گرفت، جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين بودند؛ كه اينها بخشي از گروههاي ديگر را به لحاظ مشترك بودن اعضا پوشش ميدهند. اظهارنظر برخي افراد نظير آقاي ذاكري بيشتر اظهارنظر شخصي است. چون ايشان در هيچ يك از گروهها حتي مجمع روحانيون چندان محوريت و مدخليت ندارند كه سخنان ايشان به خصوص سخنان اخباري ايشان درباره حوادث تشكيلاتي آينده بتواند موارد توجه قرار بگيرد؛ اگر اين حرفها را آقاي محتشمي پور يا آقاي انصاري زده بودند، در خور توجه بود ولي نميتوان از نقطه نظرات آقاي ذاكري انتظار اجرا شدن داشت و همان طور كه شاهد بوديد آقاي كروبي نيز آن را تكذيب كرد.
وي در باره عضوگيري مجمع روحانيون مبارز و تاثير آن بر جبههي دوم خرداد اظهار داشت: اگر مجمع درصدد عضوگيري از غير روحانيون باشد كه چنين هم هست، معنايش ادغام حزب همبستگي و مجمع روحانيون خواهد بود. چون در حقيقت حزب همبستگي مجموعهي نيروهاي پيراموني و غير روحاني مجمع روحانيون هستند و اگر اين كار صورت گيرد اقدام مثبتي است كه هم مجمع داراي يك تشكيلات با بدنه خواهد شد و به اقتضائات مربوط به داشتن بدنه پيخواهد برد و هم حزب همبستگي داراي محوريت انسجام دهنده خواهد بود و قدرت عمل آن را بالا خواهد برد. بنابراين تركيبي از مجمع روحانيون و حزب همبستگي ميتواند نقش اجتماعي موثري ايفا كند.
شكوريراد افزود: يكي از وجوه زمينه ساز برخي از اختلافات ما با مجمع روحانيون اين بود كه ما در حزب مشاركت داراي يك بدنه پيوسته به راس يا مركزيت بوديم و مجمع يك راس فاقد بدنه بود. مابه دليل دشتن چنين بدنهاي توان مانور سياسي كمتري در اتخاذ مواضع سياسي بودهايم و مجمع روحانيون الزام پاسخگويي به يك بدنه پرسشگر را نداشته است. به همين دليل در برخي مواقف ما براي توجيه مجمع روحانيون نسبت به مواضعي كه اتخاذ ميكرديم با اين مشكل مواجه بودهايم؛ اكنون اگر مجمع روحانيون داراي يك بدنه پيوسته باشند، اقتضائات مربوط به يك تشكل فراگير را بهتر در خواهند يافت.
معاون دبير كل جبههي مشاركت در پاسخ به اين سوال كه شما در مصاحبههاي قبلي هم عنوان كرده بوديد كه شوراي نگهبان سرنوشت انتخابات را رقم زد، در اظهارنظر همفكران شما هم همين موضوع مطرح ميشود، ولي آيا واقعا دليل صددرصد وضعيت اصلاحطلبان شوراي نگهبان بود، يادرصدي هم به اين گروه ها بازميگردد؟ اگر شكست اصلاحطلبان به معناي عدم امكان حضور در مجلس هفتم تعبير شود، قابل قبول است اما آنها به لحاظ حيثيت عمومي و اجتماعي شكست نخوردند. به خصوص جبهه مشاركت كه برسر آنچه گفته بود ايستاد و هزينههاي آن را به جان خريد و اثبات كرد كه با مردم صادق است برسر حقوق مردم مصالحه نخواهد كرد. اما اينكه چه مقدار از آنچه اتفاق افتاده بر عهده اصلاحطلبان است، زماني امكان بررسي دارد كه اصلاحطلبان را تعيين هويت كنيم. آيا تمام كساني كه مدعي اصلاحطلبي بودند، واقعا اصلاحطلب بودند و آيا همه اصلاحطلبان در همه برههها بر مرام و مشي اصلاحات عمل كردند.
وي افزود: فكر ميكنم به طور مشخص رئيس جمهور بيش از هر فرد يا گروه ديگري نسبت به مشي و مرام اصلاحات و وفادار بود و هر آنچه از حيثيت خود تا كنون هزينه كرده، بابت همين وفاداري بوده است. اگرچه امروز در سطح احساس عمومي، قضاوت درباره آقاي خاتمي با ياس و سرخوردگي همراه است. اما در درازمدت فوايد وفاداري ايشان به مشي و مرام اصلاحات آشكار خواهد شد. از شخص آقاي خاتمي كه بگذريم افراد و گروههاي مختلف كارنامههاي متفاوتي دارند و اگر بخواهيم درباره اصلاحطلبان قضاوت كنيم لازم است كه به طور تفكيك به ارزيابي هر يك از بخشها بپردازيم.
شكوريراد ادامه داد: به نظر من مجموعه جبهه مشاركت در ميان مجموعه گروههاي اصلاحطلب موجود و جامعه و زمره وفادارترين آنها به مشي و مردم اصلاحات بوده است. هر چند در برخي از موارد اختلاف نظرهاي جدي با رئيس جمهوري نيز داشته است، اما در جهت اهداف كلي حركت اصلاحات توفيق دولت و يا آقاي خاتمي را برنظرات خود ترجيح داده است و به پاي آن هم هزينه پرداخته است.
نايب رييس مجلس شوراي اسلامي د رپاسخ به سوال كه آقاي آرمين گفته بودند اگر با تجربه فعلي مجلس ششم را آغاز ميكرديم راهكارهاي ديگري در پيش ميگرفتيم ، به نظر شما اصلاحطلبان در مدتي كه در دولت و مجلس بودهاند چه اشتباههايي داشته اند؟ تاكيد كرد: از صحنه كنار رفتن لزوما به معناي اين نيست كه اشتباهاتي هم وجود داشتهاست. كما اينكه در صدر اسلام .امام حسن(ع) در مقابل معاويه كنار رفت، اين معناي اشتباه كردن امام حسن(ع) نبود و يا در زمان حضرت علي (ع) آن اتفاقات افتاد و يا نهضت امام حسين (ع) با آن سرنوشت مواجه شد؛ اينها به معناي وجود اشتباه در حركت آنها نبود. هر چند در همان زمان هم كساني نسبت به عواقب مشي و مرامي كه اتخاذ كرده بودند، هشدار داده بودند ولي آنها به سمت همان چيزي رفتند كه اتفاق افتاد. طبيعي است كه اگر بخواهيم بارديگر از ابتدا آغاز كنيم و تجربهاي كه امروز داريم را به كار ببينديم به گونهاي ديگر عمل خواهيم كرد، كما اينكه در اصل انقلاب هم اين قضيه صادق است. اگر نيروهايي كه امروز كشور را اداره ميكنند و نقش اصلي در پيروزي انقلاب اسلامي داشتند؛ بارديگر انقلاب اسلامي راتجربه كنند، روشهايي كه اتخاذ خواهند كرد متفاوت خواهد بود و اين به معناي نفي گذشته نيست.
وي افزود: بايد اشتباه را توضيح دهيم، اشتباه يعني اينكه در شرايطي اطلاعات كافي داشته باشيم و براساس آن اطلاعات به دليل نيت نادرست و اهداف غلط تصميم غلطي اتخاذ كردهايم . ولي اگر براساس مجموعه دانستهها و نيك انديشي تصميمي را اتخاذ كرده، عمل كرده و نتيجه نگرفتهايم، گرچه ميتوان به آن اشتباه اتلاق كرد، اما اشتباهي اجتناب ناپذير بوده و نميتوان براي آن تاسف خورد.
شكوريراد گفت: مجموعه اقدامات انجام شده ناشي از تصميمات جمعي بوده و در هر فعل جمعي موافق و مخالف وجود داشته است. شخص من در برهههايي با نظر جمع موافق نبودم و در اتخاذ برخي مشيها اعتراضاتي داشتهام. اگر درباره اشتباهات شخص من سوال كنيد؛ مي توانم جواب دهم؛ اما براي يك جمع به راحتي نميتوان اشتباهات را ذكر كرد چون نظر جمع برآيندي از نظرات اقليت و اكثريت بوده كه اقليت به نظرات اكثريت تمكين كرده است.
معاون دبير كل جبهه مشاركت در پاسخ به سوال كه آقاي حجاريان اخيرا براي بازسازي جبهه مشاركت راهكارهاي ارائه كردهاند، از جمله تشكيل سازمانهاي اقماري و جبههاي را مطرح كردهاند. ارزيابي شما چيست؟ تصريح كرد: آنچه كه آقاي حجاريان گفتهاند از موضع يك صاحبنظر و تحليلگر مسائل سياسي و اجتماعي است و نه جمعبندي حزبي. ايشان طرح موضوع كردهاند و در اين مورد در حزب بحثي در جريان است كه هنوز نهايي نشده است.ما حتما بازنگري در تشكيلات خودخواهيم كرد، آن را نيز شروع كردهايم و به متقضيات شرايط جديد تشكيلات خود را سامان خواهيم داد و فرصت كنار بودن از حاكميت هم فرصت مناسبي براي بازسازي تشكيلات و استحكام پايههاي آن خواهد بود. حزب مشاركت از بدو تشكيل به دليل شرايط سياسي موجود، وارد حاكميت شد و اين فرصت پرداختن بيشتر به خود تشكيلات را از نيروهاي محوري گرفت؛ فرصت آينده فرصت خوبي براي اين منظور خواهد بود.
ايسنا- دبير كل حزب شما بازسازي دروني و بيروني را عنوان كرده بودند اين به چه معنا است؟
شكوريراد در خصوص بازسازي دروني و بيروني جبهه مشاركت كه پيشتر توسط دبير كل اين جبهه بيان شده است، اظهار داشت: بازسازي دروني به معناي تنظيم مناسبات دروني بين بخشها و اعضاي حزب است واگر چه به لحاظ ضوابط تدوين شده، اما در عرضه عمل هنوز به طور كامل به اجرادر نيامده است. در مناسبات بيرون هم ارتباطات حزب با سايرگروهها و اركان نظام را در دستور كار داريم، كه در اين زمينه هم در حال بحث و گفت وگو هستيم و طبيعي است كه بازنگريهايي را در هر دو عرصه خواهيم داشت.
عضو جبهه دوم خرداد در پاسخ به سوال كه اصلاحطلبان بدون حضور در حاكميت چگونه به اصلاحات خواهند پرداخت؟ اظهار داشت: اصلاحات زماني شكل گرفت كه حاكميت موجود، قبل از سال 76 انحصاري بود و مجموعه كساني كه اصلاحطلب نام گرفتند خارج از حاكميت قرار داشتند. آنها در خارج از حاكميت بسترساز ايجاد جنبش اصلاحات شدند در آينده هم اين فرصت مجددا در اختيار اين مجموعه از نيروها خواهد بود هرچند محافظهكاران ممكن است با تجربه گذشته سعي كنند مجاري تنفسي اصلاحطلبان را تنگ يا مسدود كنند، اما اشتغال آنها به امر حاكميت و چالشهايي كه بر اين اساس با آن مواجه خواهند بود مانع از اين است كه همهي انرژي خود را صرف محدودسازي اصلاحطلبان كنند و علاوه بر اين فرصتهاي ارتباط گيري به مراتب گستردهتر از دورهي گذشته است. امروز هيچ قدرتي نميتواند به راحتي صدايي را خفه كند.
وي در مورد اظهارات آقاي عمادالدين باقي كه تفكر انجمن حجتيه كه جدايي دين از سياست را محصول تجربه تاريخي انقلاب مشروطه و نهضت ملي دانستهاند كه تجربهي انقلاب اسلامي هم بر آن صحه گذاشته دانسته است گفت: بيان آقاي باقي در اين زمينه قدري كجسليقگي بود؛ چرا كه اگر هم ايشان به نظر جدايي دين از سياست رسيدهاند لزومي ندارد كه اين نظريه را به انجمن حجتيه منتسب كنند و بار ضدارزشي فعاليتهاي آن انجمن را بر دوش بكشند. ايشان ميتوانستند به صورت مجرد به اين موضوع بپردازند. اگر رفتار بد برخي از خدمتگزاران مدعي ديانت انديشه جدايي دين از سياست را بسيار ترويج كرده است؛ اما بايد دانست كه در گذشته و در زمان حضرت امام (ره) اجماع نسبي بر رد آن در جامعه وجود داشته است. مشكل تاريخي ما ارتباط دين و سياست نيست بلكه پوشيدن لباس دين بر تن استبداد است كه دين را زير سوال ميبرد.
شكوريراد در پاسخ به سوال كه آقاي جنتي در آخرين اظهارنظرشان گفتهاند كه اگر رد صلاحيت شدهها با ادله قانوني ايشان را قانع كنند حاضر به عذرخواهي و اعاده حيثيت هستند،نضرتان چيست؟ تصريح كرد: آقاي جنتي به جاي اينكه به فكر عذرخوهي باشد بايد به فكر تهيهي پاسخ براي روز جزا باشند؛ چراكه به راحتي ادله بسياري در دسترس ايشان بوده كه از خطاي فاحشي كه مرتكب شدهاند اجتناب كنند و اينكه ايشان اعلام آمادگي براي عذرخواهي ميكنند ذرهاي از بار مسووليت ايشان كم نخواهد كرد.