اشاره: نگاه جهان به تحولات داخلي ايران و جايگاه بينالمللي كشورمان چيست؟ ديدگاههاي متنوع جهانيان به اين سؤال، بهمعناي وجود پاسخهاي متعدد است. نقطه نظرات «كريستوفردليسو»، نمادي طيفي از تحليلهاي موجود در ميان كارشناسان خارجي است كه در پارهاي موارد، ممكن است الزاماً با واقعيت موجود يكسان نباشد، اما مباني تحليلي شماري از بازيگران خارجي سياست بينالملل را تبيين مينمايد.
آيا ايران آخرين پايگاه نومحافظهكاري خواهد بود؟
آيا انتخابات اخير مجلس شورا در ايران كه به پيروزي محافظهكاران منتهي شد به اصلاحطلبان كمك خواهد كرد و يا در حقيقت زمينهساز برتري ايدئولوژيكي بر اصلاحطلبان بوده است؟
نومحافظهكاران پس از ناتواني در اداره عراق اكنون دست روي ايران گذاشتهاند و نبود دموكراسي و برنامههاي ايران براي توسعه سلاحهاي اتمي را دستاويزي براي حمله به ايران قرار دادهاند. اگرچه خطراتي كه سياستهاي ايران براي امنيت ملي ايالات متحده به همراه دارد هماكنون در مركز توجهات قرار ندارد اما نومحافظهكاران از اين موضوع بهعنوان بخشي از برنامههايشان براي حفظ بقاي سياسي استفاده ميكنند.
نومحافظهكاران متكبر دو چيز را نميتوانند تحمل كنند: قبول اين كه دچار اشتباه شدهاند و در صدد جبران آن برآيند و قبول اين كه بهدنبال قدم اول، قدمهاي بعدي ميآيد و به همين دليل سردمداران نومحافظهكار چون ريچارد پرل درصدد بهبود تصوير عمومي خود به هر قيمت ممكن ميباشند. هماكنون بهترين دستاويز براي آنان بلند كردن فرياد نبود دموكراسي و وجود سلاحهاي كشتارجمعي در ايران است.
به خوبي ميدانيم كه نومحافظهكاران اكثريت دنياي اسلام را يك زخم چركين و ورمكرده ميدانند كه اگر سريعاً مورد بررسي و جراحي قرار نگيرد به بدنه سياسي ديگر نقاط دنيا سرايت خواهد كرد. شاهد اين ادعا هم اعتراف خود نومحافظهكاران در كتاب جديدي بهقلم ريچارد پرل و ديويد فروم است كه در آنجا آورده شده سرطان اسلام راديكال بهزودي دنيا-و از جمله آمريكا- را ميبلعد و تنها چاره درمان آن هم جراحي سريع بسياري از كشورهاست.
هماكنون مشكل عراق حل شده است و اين كشور به راه رؤيايي دموكراسي بازگشت. ديگر كشورهاي اسلامي نيز بايد دنبالهرو عراق باشند. ايران از سوي نومحافظهكاران بهعنوان هدف بعدي براي استقرار دموكراسي درنظر گرفته شده است. بيشترين اميد نومحافظهكاران به ايجاد فضايي جهت مداخله معطوف گشته است.
واقعيت سد راه مداخله
اگرچه بهنظر نميرسد كه نومحافظهكاران قادر به انجام چنينكاري باشند، آمريكاييها اشتياق خويش براي صدور دموكراسي به اقصي نقاط دنيا را از دست دادهاند. بنابراين تا زماني كه فشار از داخل و درخواست امنيت از داخل (همراهي افكارعمومي) وجود نداشته باشد، آمريكا توفيق چنداني براي برخورد با نظام سياسي ايران كسب نخواهد كرد.
بدترين چيز براي نومحافظهكاران اين است كه ايران داراي رهبري همانند بنلادن و صدام حسين نيست كه بشود روي آن متمركز شد و بهراحتي آن را تبديل به لولويي براي مردم كرد. اين موضوع مهمترين بدشانسي كساني است كه خواهان جنگ و برخورد با ايران هستند. نومحافظهكاران بهخوبي اين موضوع را ميدانند و به همين دليل است كه آنها مقاصد سياسي خود را در زير لواي برنامههاي هستهاي ايران پنهان ميكنند.
رودررو با واقعيات
اجازه بدهيد انتخابات اخير مجلس شورا در ايران را تجزيه و تحليل كنيم: روزنامه «تايمز» چاپ سنگاپور در اين رابطه نوشت: «ممكن است پيروزي محافظهكاران در انتخابات به پايان تجربه اصلاحطلبي در ايران منجر شود. سياست محافظهكاران ايران فعاليت در حوزههاي اجتماعي و اقتصادي است.»
حضور ايالات متحده در سراسر منطقه خاورميانه آرزوي رهبران ايران براي يكهتازي در منطقه را برباد داده است.
با رشد سريع اينترنت در ايران درخواستها و انتظارات در ايران زياد شد و درخواستها و انتظارات مردمي با گذشت زمان بيشتر ميشود. ايرانيان شايد بدون آن كه نياز چنداني به ترغيب و تشويق داشته باشند در آيندهاي نه چندان دور به جمع كشورهاي «خوب» بپيوندند.
محافظهكاران حاضر در دوره هفتم مجلس شورا از دو دسته «آرمانگرا» و «پراگماتيك» (واقعگرا) تشكيل شدهاند كه تنها دليل اتحاد آنان، هدف آنان يعني شكست اصلاحطلبان بود. احتمالاً ميان اين دو دسته منازعه و كشمكش رخ خواهد داد. يكدسته از آنها اجراي هرگونه افراطگرايي را متوقف ميكنند و بهطور همزمان نقش اصلاحطلباني كه در حال حاضر متوقف شدهاند را ايفا خواهند كرد. نزاع داخلي ميان محافظهكاران ايران شديد است-نكته سادهاي كه نومحافظهكاران از درك آن عاجزند-و نيازي به هرگونه دخالت آمريكا باقي نميگذارد.
جوانان ايراني همانند جوانان ديگر كشورهاي دنيا مايلند به فرهنگ بينالمللي بپيوندند اما آنها شديداً سياستزده هستند. جوانان به خوبي ميدانند حق رأي در 15 سالگي آنها را قدرتمند كرده است. اين فرزندان (امام) خميني هنوز به سن لازم براي كسب قدرت نرسيدهاند اما طي دوران رياست جمهوري سيدمحمد خاتمي به رشد كافي دست يافتهاند.
ترس بزرگ نومحافظهكاران...
به هر حال فرصت زمان ناچيزي است كه نومحافظهكاران فاقد آن هستند. نومحافظهكاران وقتي چشمهاي خود را ميبندند بدون شك قبرهاي تازه كنده شدهاي را ميبينند كه پناهگاهي براي آنها در شرايط بيثبات سياسي است. اگر جرج بوش در انتخابات رياست جمهوري كه در نوامبر سال جاري ميلادي برگزار ميشود بازنده شود آنها نيز بايد غزل خداحافظي را بخوانند (اگر چه تاريخ مصرف نومحافظهكاران حتي در صورت پيروزي دوباره جرج بوش نيز گذشته است).
آنچه نومحافظهكاران از آن وحشت دارند حل مسالمتآميز بحران ايران خواهد بود.
روزنامه (Francisco Chronicle) در مورد تحريمهاي اقتصادي ايالات متحده برضد ايران مينويسد: واقعيت اين است اگرچه تحريمهاي ايالات متحده بر ايران كماكان به قوت خود باقي است، بسياري از متحدان ايالات متحده مشتاق سرمايهگذاري و تجارت در ايران هستند. بورس سهام و ارز ايران در صدد تصويب قوانيني است كه سرمايهگذاران خارجي شخصاً بتوانند در شركتهاي ايراني سرمايهگذاري كنند. چندي پيش شركت ترك سل كه در بورس نيويورك حضور دارد، برنده مناقصه موبايل در ايران گرديد. ژاپن با سرمايهگذاري 2 ميليارد دلاري در ميدانهاي نفتي ايران موافقت كرده است.
شركت فرانسوي Renault كه سازنده اتومبيل است با سرمايهگذاري 750 ميليون دلاري طي چند سال آينده در ايران موافقت كرده است.
ايران ساليان سال است كه به درستي به دليل انزواطلبي از غرب مورد انتقاد قرار دارد به هر حال ايرانيان حداقل در بعد اقتصادي سعي در ايجاد روابط حسنه و دوستانه با غرب دارند. سياست نزديكي به غرب هم اكنون از سوي آبادگران كه برنده هفتمين دوره انتخابات مجلس شورا شدهاند مورد تأييد است.
عماد غياثي (Ghetassi) كه در بخش روابط عمومي آبادگران مشغول كار است ميگويد: هدف ما حل مشكلات اقتصادي است، مجلس دوره پيشين (ششم) به مسائل اقتصادي بيتوجه بود. ما قول ميدهيم كه مشكل بيكاري را حل كنيم. ما قول ميدهيم كه قدرت خريد مردم را افزايش دهيم و مشكل تورم را حل كنيم. آبادگران، احتمالاً خواهند كوشيد تا مسأله حجاب زنان را ناديده بگيرند و در قبال جواناني كه به موسيقي پاپ گوش ميدهند، بيتفاوت باشند.
... و راه حل آنها
چه بايد كرد؟ تنها راه باقي مانده براي نومحافظهكاران براي كنترل خطر بالقوه ايران مخصوصاً در مورد برنامههاي هستهاي، تحميل فشار مضاعف به اين كشور است به نحوي كه ايران از نظر سياسي تهديدي محسوب نشود و در مورد مسائل اقتصادي دوست و همراهي خوب باشد.
در ماه آگوست سال 2002 ميلادي برنامههاي هستهاي ايران توسط اعضاي شوراي ملي مقاومت ايران (منافقين) كه شديداً مورد علاقه و حمايت ريچارد پرل هستند، كشف شد. از آن زمان به بعد نومحافظهكاران دولت را شديداً تحت فشار قرار دادند تا در مورد ايران تحريمهاي تازهاي اتخاذ كند و يا به اين كشور حمله نظامي كند. از آن زمان به بعد نيز دنيا حساسيت ويژهاي در مورد نگرانيهاي نومحافظهكاران در ارتباط با ايران پيدا كرد.
هماكنون با توجه به عنايت اروپاييان بحران هستهاي ايران تا حدودي كنترل شده است. نومحافظهكاران همچنان اميدوارند بتوانند جلوي ايران را با توسل به زور بگيرند. چندي پيش جان بولتون معاون وزير امور خارجه آمريكا در امور امنيت بينالمللي و خلع سلاح اظهار داشت: شكي نيست كه ايران در حال ادامه دادن به برنامههاي هستهاي خويش است و ما ترديدي نداريم كه پرونده هستهاي ايران راه حلي جز ارسال به شوراي امنيت سازمان ملل متحد ندارد.
آمريكا براي ارسال پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت راهي جز ارائه مداركي در رابطه با فعاليتهاي هستهاي ايران و اثبات اين ادعا كه ايران قابليت استفاده از سلاح اتمي در 45 دقيقه را داراست، ندارد. ترديدي نيست كه اثبات اين ادعا با كمك پسران پرل در شوراي ملي مقاومت (منافقين) ميسر خواهد بود.