قطعنامه پيشنهادي سه كشور اروپايي در شرايطي در شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي تصويب شد كه پيش از آن، اروپاييها، طي مذاكراتي كه با مقامات ايراني داشتند، تهران را اميدوار كرده بودند كه پرونده اتمي كشورمان در نشست خرداد ماه، مختومه شود.
با اين حال، هرچه به زمان برگزاري نشست نزديكتر ميشديم، قراين و شواهد نشان ميداد كه نه تنها چنين اتفاقي نخواهد افتاد، بلكه قطعنامهاي شديد در راه است. از اين رو مقامات كشورمان پيش از برگزاري نشست اخير، به آژانس هشدار ميدادند، اگر قطعنامه جديد ـ كه پيشنويس آن توسط آلمان، انگليس و فرانسه تهيه شده بود ـ به تصويب برسد و همچنان ايران را در تنگناي موجود قرار دهد، پاسخ مناسبي از سوي كشورمان داده خواهد شد. در مقطع پيش از تصويب قطعنامه، مقامات ايراني، چنان مواضع قاطعانهاي در پيش گرفته بودند كه حتي برخي تحليلگران، احتمال پذيرش لغو پروتكل الحاقي «2+93» را نيز منتفي نميدانستند. به رغم همه اينها، هنگامي كه قطعنامه آژانس با تغيير مختصر و با اجماع كليه اعضاي شوراي حكام به تصويب رسيد، سرپرست هيأت ايراني حاضر در شوراي حكام كه براي تأثيرگذاري در متن قطعنامه از مدتها پيش در وين به سر ميبرد و بارها بر مواضع قاطعانه ايران تأكيد كرده بود، طي سخناني بهتآور، قطعنامه اخير را «مثبتتر از قطعنامههاي قبلي» دانست و تصريح كرد: قطعنامه صادر شده در شوراي حكام، عملا نكات مهمي عليه ايران ندارد.
وي با چشمپوشي از تعابير منفي موجود در قطعنامه اظهار داشت: دو ابهام در مورد سانتريفيوژهاي P2 و آلودگيهايي كه در قطعنامه ذكر شده، بر اساس اسناد ارايه شده به آژانس در حال حل و فصل شدن است. اين در حالي است كه در متن قطعنامه، 13 بار با تعابير منفي از ايران ياد شده است: «با نگراني خاطرنشان ميشود... »، «ايران در گزارش دچار تعلل شد،... »، «تعليق، جامع نيست... »، «تضاد با توافقات گذشته ... »، «عدم وضوح لازم در گزارش ايران»، «تحقيقات آژانس، موارد حذف شده بيشتري را در اظهارنامه ايران نشان ميدهد... »، «به شدت ابراز تأسف ميشود ... »، «ابراز تأسف ميشود... »، «نگراني شديد... » و... حال با توجه به تعابير سنگيني كه در سراسر متن قطعنامه پخش شدهاند و نيز با يادآوري اينكه پرونده ايران در آژانس همچنان در حالت فوقالعاده باقي مانده و حتي شوراي حكام درخواست تعليق فرآوري اورانيوم و آب سنگين را بر ليست بلندبالاي انتظارات قبلي خود از ايران اضافه كرده است، مثبت ارزيابي كردن قطعنامه از سوي يك مقام بلندپايه، چه معنايي ميتواند داشته باشد؟ آيا اين بدان معني نيست كه تهران از مواضع خويش، پيش از صدور قطعنامه عقبنشيني كرده است؟ و آيا اين اظهارات كه چنين قطعنامه غيرواقعبينانهاي را «مثبت» ارزيابي ميكند، چراغ سبزي به اعضاي شوراي حكام نيست كه لحن قطعنامههاي بعدي را باز هم شديدتر كنند؟!
البته يك احتمال نيز وجود دارد و آن اينكه، آقايان ميخواهند با توجيه كارنامه خويش، افكار عمومي داخل كشور را قانع كنند. به عبارت ديگر، سخناني كه از سوي آنها ابراز ميشود، صرفا براي مصارف داخلي است با اين حال حتي اگر چنين امري صحت داشته باشد، نميتوان از هزينههايي كه چنين مواضع غيرمدبرانهاي بر منافع ملي تحميل ميكند، چشم پوشيد، چراكه طرفهاي خارجي هم اين قبيل سخنان را ميشنوند و بر روي آن تحليل ميكنند و احتمالا از اينكه مسؤولان ديپلماسي هستهاي ايران، آنچنان سادهانگارانه و حسابنشده مواضعي اتخاذ ميكنند كه راه را براي چانهزنيهاي هستهاي خود ميبندند، دچار بهت و حيرت ميشوند.