پريشب تلويزيون الجزيره در يک برنامه خبری يک گروگان کره ای را نشان داد که در زير پرچمی که شعار اعتقادی مسلمين بر آن نقش بسته بود به دولت کره جنوبی التماس می کرد از عراق خارج شوند و نگذارند گروگان گيران سر او را ببرند. کيم سان ايل در زير پرچمی که سمبل همه مسلمانان است چنان ضجه ای سر داده بود که با حرکات غير ارادی و التماس، هر بيننده ای را مطمئن می کرد وی در شرايطی نگهداری می شود که به هرحال روان پريش شده است. اين جوان ۳۳ ساله مترجم عربی يک شرکت کره جنوبی است که به ارتش آمريکا سرويس و خدمات ارائه می دهد و از دو هفته پيش گروگان گرفته شده است. گروگان گيران درخواست کرده اند تا ظرف ۴۸ ساعت نيروهای کره ای از عراق خارج شوند وگرنه سر او را برای دولت کره خواهند فرستاد.
دو هفته پيش نيز پس از يک اولتيماتوم ۴۸ ساعته القاعده در عربستان پل جانسون يک مهندس آمريکايی گروگان را در نقطه ای از حومه رياض به پشت خواباندند و در مقابل يک دوربين تلويزيونی سر او را گوش تا گوش بريدند و روی سينه اش گذاشتند. هيکل بدون سر اين گروگان آمريکايی در وسط حوضچه ای از خون قرار گرفت . چهار هفته پيش در صحنه ای مشابه نفر وسط از سه مرد عرب نقابدار در عراق خنجری را بر گلوی نيکولاس برگ يک گروگان ديگر آمريکايی نواخت و آن طور که شبکه های تلويزيونی پخش کردند يک لحظه بعد خون از شاهرگ وی فواره زد و قربانی به آرامی و بدون صدا به پهلو افتاد.با هر قضاوت و ديدگاهی به اين سه صحنه بنگريم کل کسانی که اين سه قطعه فيلم پخش شده از شبکه الجزيره را مشاهده کرده اند منطقاً آنها را به پای برداشتی از اسلام و گروهی از مسلمانان کشورهای خاورميانه گذاشته اند. هرچند احتمالاً اتباع آمريکا قبل از عزيمت به عربستان سعودی اين احتمال را مورد توجه قرار داده بودند که ممکن است مورد تعرض بنيادگرايان قرار گيرند و حتی ممکن است در جريان فعاليت های سياسی و نظامی خود درگير تخريب گوشه ای از منافع مسلمانان و جهان اسلام شده باشند، بی ترديد خدشه ای که نمايش اين صحنه های هولناک به حيثيت و اعتبار مسلمانان و کشورهای اسلامی وارد کرده است احتمالاً قابل مقايسه با هيچ اقدام تخريبی ديگر نيست. شايد حتی هيچ برنامه ريزی عمدی نتواند با چنين هزينه اندکی چنين چهره خشن، بی عاطفه، سفاک و خون ريزی را از مردم منطقه خاورميانه و مسلمانان ترسيم کند.
طی دو ماه گذشته پخش صحنه هايی از رفتار زشت و غيرانسانی با زندانيان برهنه عراقی جنجالی را در دولت آمريکا و متحدان اين کشور در عراق به راه انداخت. بسياری از مقام های سياسی و قضايی آمريکا مجبور شدند در مقابل دوربين های تلويزيونی قرار بگيرند و مسئوليت چنين واقعه ای را به گردن ديگری بيندازند اما پخش اين صحنه های هولناک اعدام مفری بود که زشتی شکنجه جسمی و روحی زندانيان عراقی را تخفيف داد.بسياری از لايه های فکری مذهبی جامعه ايران به خاطر نوعيت تحولات سياسی _ اجتماعی کشور جنگ، زندان، شکنجه و اعدام را تجربه کرده اند. همين ها همسو شدن چالش های به شدت سياسی با ايده ها و ايده آل های مذهبی را تجربه قابل دفاعی نمی بينند.
بسياری از کشورهای مسلمان نيز طی چند دهه گذشته درگير مبارزات ضد استعماری و رهايی بخش بوده اند يا در مقاطعی از تاريخ خود را مصروف دفع تجاوز متجاوزانی بی منطق و مسلح از آب و خاک خود بوده اند. با اين حال بسياری از آنان نسبت به اينکه صحنه های اعدام اسرای جنگی و گروگان های سياسی به حساب دين و آيين آنان گذاشته شود معترضند.
چندی پيش پدر يک جوان عامل انتحاری عضو القاعده که يک کنيسه يهودی را در استانبول به ويرانه ای تبديل کرد به ديدار خانواده های قربانيان اين حمله انتحاری رفت و به خاطر اقدام فرزندش از آنان پوزش خواست. وی اعلام کرد محاسبه عمل فرزندش که باعث کشته و زخمی شدن تعداد زيادی يهودی شده با خداست اما وی چنين اقدامی را نه تاييد می کند و نه توصيه به آن را منطبق با هيچ يک از اصول اسلام می داند. به نظر می رسد فعالان فکری و مذهبی نيز در عمق با تجربه افراط گری های مذهبی تا حدود زيادی فاصله گرفته اند و به رغم بحران های رنگ به رنگی که برای حل آن راهکاری ندارند اين فاصله همچنان افزايش می يابد. بسياری از تحليلگران و کارشناسان منطقه خاورميانه همين ايران درگير چالش های لاينحل را موتور نوگرايی منطقه می دانند. کشوری که به لحاظ موقعيت سياسی و استراتژيک هرچند دهه يکبار با تحولات خود موجی از اصلاحات يا بحران را به منطقه صادر يا تحميل می کند. بر همين اساس اتخاذ سکوت يا تبری جستن از برخی اقدامات سمبليک مثل نمايش صحنه های اعدام در تلقی جامعه جهانی و افکار عمومی خاورميانه نسبت به ايران بسيار با اهميت تلقی می گردد.
مورد شناسايی قرار ندادن اقدامات خشن و غيرانسانی همانند آنچه که در مورد گروگان های خارجی در عربستان و عراق رخ داد نه تنها عقب نشينی از مواضع مذهبی نيست بلکه تفاوت ديدگاه مسلمانان شيعه و مذهبيون جامعه ايران با بنيادگرايان بی منطق را مورد تاکيد قرار می دهد. مراجعی که به طور سنتی و به مناسبت های مختلف از جمله در مواردی مانند بحران فلسطين اعلام موضع می کنند به نظر می رسد بهتر است پيرامون اقدام افراط گرايان مذهبی در عربستان سعودی و عراق و تاثير سويی که اقدام آنان بر هويت جهانی مسلمانان خاورميانه دارد سکوت نکنند. اعلام چنين مواضعی باعث می گردد جامعه جهانی حساب مردم مسلمان ايران را از حساب بنيادگرايانی که در زير پرچم لا اله الاالله... آدم سر می برند جدا کنند.