«القاعده» به خصوص شعبه عراق آن، در حال تبديل شدن به يک غده سرطاني در عالم اسلامي است که مهمترين رسالتش، نابود کردن تمامي ارزشهايي است که طي يک هزار و چهار صد سال تمدن اسلامي از آنها به عنوان ارزشهاي فکري و اخلاقي ياد ميشد.
اين گروه به رهبري زرقاوي، تنها چيزي را که به خاطر انسان تداعي ميکنند، رفتار خشن خوارج صدر اسلام است که هر کسي جز خود را کافر ميپنداشتند و در کشتن هيچکس حتي اصحاب پيامبر که به عقايد آنان اعتقادي نداشتند، ابايي نداشتند. خوارج شعارهاي قرآني ميدادند، خود پيرو خليفه دوم ميدانستند و به سختگيريها او استناد ميکردند، اهل عبادت و دعا بودند و... اما بدترين جنايات را در حق مسلمانان مرتکب ميشدند.
روزگاري در فتوحات عثمانيها هم در اروپا اين قبيل رفتارهاي خشن ديده شد و از آن زمان هم خاطرات بسيار وحشتناکي در اذهان مردم اروپا باقي ماند.
زشتترين حرکت آنان در روزهاي اخير، کشتن شيعيان است که به صورت مظلومانهاي در فلوجه به شهادت رسيدند. هرچند تاکنون از ارقام و آمار اين کشتهشدگان مظلوم، خبر دقيقي منتشر نشده اما رقم آنان را تا دويست نفر ذکر ميکنند. راستي چه کسي پاسخگوي خون اين مظلومان است؟ اکنون ديگر هيچ ترديدي نيست که آيتالله حکيم نيز به دست اين جنايتکاران به شهادت رسيده و روشن است که آنان براي هيچ چيز و هيچ کس جز خود، ارجي نمينهند و جز خود را مستحق مرگ، آن هم به خشنترين صورت و مثله کردن، ميدانند.
گروه زرقاوي به پيروي از بن لادن و ديگر افراطيهاي وهابي، مهمترين رسالت خود را بدنام کردن اسلام در اذهان مردم دنيا قرار داده و براي اين کار، به نمايندگي از صهيونيسم جهاني و بيشتر براي آبرو دادن به غربيها پس از سيصد سال جنايت در شرق، دست به اين قبيل اعمال خشونتآميز ميزنند.
خباثت مهم «القاعده» و رسانههاي طرفدار آن در جهان عرب آن است تا يک جنگ مذهبي تمامعيار در عراق به راه بيندازند و از اينکه کساني که سالها بلکه قرنها تحت فشار دولتهاي ستمگر بودهاند، به حق خودشان برسند، جلوگيري کنند.
اين قبيل رفتارهاي جنايتکارانه، جز تطهير دامن آمريکاييها، به کار ديگري نميآيد. چرا که دنيا با ديدن اين صحنهها، از تمامي فجايعي که آمريکاييها در جريان اشغال عراق مرتکب شدهاند، ميگذرد و ذهنش را معطوف به رفتارهاي وحشيانه عدهاي که خود را مسلمان ميدانند و شعار «لاالهالاالله محمد رسولالله» سر ميدهند، جلب ميکند.
کسي چه ميداند که تمامي اين اقدامات از حادثه 11 سپتامبر به اين سو حرکتي نبود جز براي تحديد اسلام در اروپا و آمريکا و دشمنان ما نياز به دستاويزي داشتند که «القاعده» به طور کامل براي آنان فراهم کرد. اسلامي که ميرفت اروپا را درنوردد و ذهنها و دلها را تصرف کند، امروز تبديل به يک موجود خشني شده است که گويي با هزار من عسل هم براي غربيها قابل خوردن نيست.
البته عراق، کشوري اشغال شده است و اشغالگران بايد بدانند، هرچه بيشتر بمانند، واکنش افراد خشمگين نسبت به آنها تندتر خواهد بود. آنها هرچه زودتر بايد وسيله انتقال قدرت را به عراقيها فراهم کرده و دولتي منتخب و ملي بر سر کار آورند. با روشي که آنان در پيش گرفته و ميکوشند تا دولتي وابسته بر سر کار آورند، تنها و تنها بر دشواريهاي خود ميافزايند.
رسانههاي جمهوري اسلامي هم به جاي آنكه از فلوجهايهاي شيعهکش و مسلمانکش ـ که آبروي مسلماني را بردهاند ـ به عنوان مقاومت مردمي عراق ياد کنند، بهتر است، تلاش کنند تا مردم ايران را نسبت به آنچه که در عراق به صورت واقعي ميگذرد، آگاه کنند.
يکي از مهمترين اهداف خبري اين رسانهها، بايد افشاي واقعيت اعمال جنايتکارانه «القاعده» در کشتن شيعيان باشد.
در حال حاضر، «القاعده» نزد مردم عراق هيچ جايي دارند و محکوم کردن آنها، نه مردم عراق را از ما دلزده ميکند و نه به معناي دفاع از اعمال اشغالگران جنايتكار است.