يكشنبه 7 تير 1383

دموكراسي و «د-مك-را-سي»!، نادر صديقي، وقايع اتفاقيه

تقسيم دموكراسي به آمريكايي و غيرآمريكايي و به «خارجي» و «داخلي»، در شرايط مشخص ميهن ما كه تجربه دموكراسي بومي آن با انسدادآفريني تنگ‌نظران مواجه شده، مفهوم محصلي ندارد. دموكراسي در هرجاي جهان و از آن جمله در خود آمريكا به همان ميزان و درجه كه در عرصه حيات سياسي و اجتماعي پياده مي‌شود جزو دستاوردهاي شريف بشري است كه مي‌بايست به‌عنوان يك الگوي قابل تعميم به فضاهاي خالي اين عرصه ملاحظه گردد. با اين وجود آنچه كه اشغالگران در اراضي اشغالي فلسطين و عراق برروي صحنه آورده‌اند، چيزي جز يك شماي كاريكاتوري از دموكراسي نيست كه مي‌بايست در همان بافت نظامي خود بررسي گردد: اخيراً روزنامه فرانسوي لوموند كاريكاتوري از يك سرباز آمريكايي را درحال تعليم دموكراسي به اسير عراقي ابوغريب به تصوير كشيده بود: سرباز در همان حال كه با يك پايش گردن اسير واژگون شده بر زمين را فشار مي‌دهد به او مي‌گويد «تكرار كن: د-مك-را-سي»! آن كاريكاتور نشان مي‌دهد كه معناي اصلي واژه «دموكراسي» اشغالگران را نه در نحوه انطباق با واقعيت خارجي سياست عراق بلكه در نحوه سازگاري آن با حقيقت سلطه و شكنجه و تحقير يك ملت مي‌بايست جست‌وجو شود. «دموكراسي» در چنين حال و هوايي، شكل و شمايل يك روايت عظيم را به‌خود مي‌گيرد كه به‌جاي پرسش از معناي آن مي‌بايست از كاركرد آن در نحوه سركوب روايت‌هاي كوچك قربانيان سؤال شود. فراتر از اين، «دموكراسي» در اين كاربرد مشخص و در اين فضاي معين، نه يك «لفظ» بلكه يك «صوت» است كه شدت آن، تحت‌الشعاع قرار دادن پژواك ناله تحقيرشدگان را به آماج اصلي خود بدل ساخته است.

چيزي همچون پخش موسيقي با صداي بلند در اردوگاه‌هاي نازي كه خفه كردن صداي فريادها و ناله قربانيان را هدف خود قرار داده بود. در چنين فضايي آنچنان كه اشكال گوناگون آن را شاهد بوديم، حتي پخش مقدس‌ترين صوت به بدترين شكلي منجر به قدسي‌زدايي از عرصه متون شامخ مي‌شود چه رسد به دموكراسي.

ابوغريب مكاني است كه دموكراسي اشغالگران به شكل عريان و بي‌نقاب به نمايش در مي‌آيد، اما شكل نقاب‌دار و لباس‌دار همين پروژه را مي‌بايست در فضاهاي به مراتب بزرگتر و بازتر بيروني جست‌وجو نمود. روزنامه‌نگاران منتقد آمريكايي فاش كردند كه تكنيك‌هاي شكنجه ابوغريب به‌طور مستقيم از شيوه‌هاي مشابه در زندان‌هاي اسرائيل اخذ شده بود. اما در همان حال همان روزنامه‌نگاران گونه‌اي ديگر از سياست‌هاي اسرائيل‌سازي در عراق را افشا نموده‌اند: اين‌بار به جاي اسرائيل سازي ابوغريب، اسرائيلي‌سازي يك فضاي بزرگتر در شمال عراق در دستور كار قرار گرفته است.

اگر ابوغريب، فضاي بسته‌اي است كه جنبه سلبي اسرائيلي سازي عراق در آن اعمال مي‌شود، كوهستان‌هاي كردستان و حوزه نفتي شمال عراق عرصه باز و بيكراني است كه همين سياست در جنبه «اثباتي» همان پروژه درحال تحقق است: در اين فضاي گسترده، مسأله بر سر شيوه‌هاي تحقير و تخريب هويت اسلامي - عربي در يك فضاي آزمايشگاهي و اتاقي (ابوغريب) و تعميم و تكثير همين تكنيك‌ها در فضاي بزرگتر جامعه نيست، بلكه جنبه اثباتي همين مسأله به دستكاري اسرائيلي‌ها در هويت كردي كردان شمال عراق بر مي‌گردد. براين اساس قرار است در مرحله تأسيس دولت مستقل كردي، يك سلسله عمليات هويتي در جهت ايران‌زدايي از ذهن و ضمير كردهاي عراقي انجام گيرد تا نهايتاً در انتهاي اين فرآيند، خويشاوندان مادتبار ما در عراق برضد ما ايرانيان و برضد ساير همسايگان، به‌كار گرفته شوند.

جالب آن كه «سيمور هرش»، افشاگر جنبه سيستماتيك شكنجه ابوغريب، نوع ديگري از سياست اسرائيلي‌سازي عراق را افشا نموده كه در مقايسه با شكل مينياتوري (در مقياس كوچك بازداشتگاهي)، مي‌توان آن را اسرائيلي‌سازي بزرگ و ماكرو ناميد. در واقع دست‌اندازي اسرائيلي‌ها به هويت كردي و كوشش براي انتزاع اين هويت اصيل از حوزه تمدن ايراني-اسلامي به هيچ‌وجه امر جديدي نيست و قدمتي به‌طول چند دهه دارد، اما آنچه كه كاملاً جديد مي‌نمايد انطباق اين پروژه قديمي با پروژه‌هاي جديدتر آمريكا در چارچوب نقشه «خاورميانه بزرگ» است. واژه «دموكراسي» در اين فضاي بزرگ و تخيل شده توسط پنتاگون و لابي متحد اسرائيل در آمريكا به‌گونه‌اي كاريكاتوروار تلفظ مي‌شود: يعني سخن از «د-مك-را-سي» است كه اين بار مراحل الفبايي و ابتدايي آن در گستره‌اي خيمه‌وار توسط برخي سران قبايل و عشاير به نمايش در مي‌آيد.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

در چنين هنگامه‌اي غريب، اگر دموكراسي واقعي در كشور ما با آهنگ و شتاب خردادي آن پيش مي‌رفت و گستره آن با سدسازي انسداديون حرفه‌اي مهار نمي‌شد، ما قادر بوديم آن را به عنوان يك الگوي برتر بر ضد«د-مك-را-سي» آمريكايي‌‌ها در عراق علم كنيم. از جمله در خود كردستان ايران، در فاز نخستين اصلاحات گام‌هاي مشخصي در جهت حل آنچه كه «مسأله كردي» ناميده شده به شيوه دموكراتيك توسط نهادهاي محلي و استاني برداشته شده بود كه متأسفانه تا منتهاي خود پيش نرفت. امروزه وقتي از منظر رخدادهاي تلخ عراق به كردستان كشورمان بنگريم مشاهده خواهيم كرد كه تحديد دامنه مشاركت مؤلفه‌هاي ملي ايران توسط تنگ‌نظران داخلي،‌اندك اندك نشانه‌هاي ويرانگر خود را آشكار مي‌كند. اگر بخواهيم اين معضل ملي را با استفاده از تعابير تاريخي آقاي كروبي توضيح دهيم بايد گفت كه «دوپينگي كردن انتخابات»، در نواحي مرزي تأثيري به مراتب ويرانگرتر از مركز برجاي گذاشته، تا آنجا كه به جرأت مي‌توان گفت منافع ملي ايران در دروازه‌هاي كردستان، پنالتي سختي از دوپينگي‌‌ها دريافت نمود. اين در حالي است كه انتظارات مردم در نواحي پيراموني و دور از مركز عمدتاً نازل و حداقلي است و در مقايسه با تهران، مي‌شد با هزينه به مراتب كمتري اين نيازها را برآورده نمود.

به عنوان مثال حد بالاي آزاد و رقابتي بودن انتخابات شوراها، در همان حال كه پاسخگوي مطالبات به مراتب بالاتر تهراني‌‌ها نبود، به نيازهاي حداقلي خوزستاني‌‌ها و از آن جمله هموطنان عرب ما پاسخ زيبايي داد. هموطنان عرب، پس از حدود يك قرني كه از تأسيس ايران مدرن مي‌گذشت چشم بر روي ايراني گشودند كه في‌الواقع «براي همه» بود. همين حد از رقابتي بودن اگر در انتخابات مجلس هفتم رعايت مي‌شد، حتي به فرض اينكه نمي‌توانست مطالبات شهروندان شهرهاي بزرگ را پاسخ دهد، به شيوايي هرچه تمام‌تر مي‌توانست پاسخگوي نيازهاي هويتي هموطنان كرد ما باشد.

به عبارت ديگر در آستانه انتخابات اسفندماه، امكان آنكه به جاي سدسازي در مقابل تحول‌خواهي جمعيت جوان و پوياي كشور، سدي از دموكراسي و مردمسالاري ديني در مقابل نفوذ بيگانه برافراشته گردد، كاملاً وجود داشت.

در همين زمينه:

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/9433

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'دموكراسي و «د-مك-را-سي»!، نادر صديقي، وقايع اتفاقيه' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016